اندوه کودکان در آتش تروریسم- مرتضی قهرمانی *

آسیب پذیرترین افشار در حوادث کودکان هستند، آنان در زمان صلح نیازمند توجه و رسیدگی، و در زمان ناآرامی و وحشت (همچون جنگ و حملات تروریستی) مستحق حمایت های ویژه هستند.

نگاشتن از کودکان متاثر از تروریسم و جنگ همواره بخش سخت پژوهش در حوزه حقوق بشردوستانه است. مجبورم به شش نقض آشکار حقوق بشر و حقوق بشردوستانه علیه کودکان در درگیری های مسلحانه و خشونت بار یعنی استخدام اجباری و استفاده از کودکان در جنگ، کشتار، خشونت جنسی، کوچ اجباری، حمله به مدارس و بیمارستان ها و محرومیت از دسترسی به کمک های پزشکی بشردوستانه اشاره کنم.
بدون شک، یکی از ضرورت هایی که در خصوص رعایت حقوق کودک مطرح می شود، ضرورت مصون ماندن از خطرات و بلایای جنگ است؛ اصلی که امروزه افکار عمومی دنیا آن را تایید می کند، برای آن ضمانت اجرا قایل می شود و به هتک حرمت و کرامت انسانی کودک نه تنها واکنش نشان می دهد، بلکه آن را جنایت بین المللی نیز تلقی می کند. بازتاب حمایت از کودکان قبل، حین و پس از مخاصمه، امروز در اسناد حقوق بشری و حقوق بشردوستانه پدید آمده است، نتیجه ای که تا کنون به آسانی به دست نیامده و در نتیجه واکنش جامعه نگران بین المللی به میلیونها قربانی در طول تاریخ از خود به جای گذاشته است.
واقعیات دنیای جنگ و تروریسم، حاکی از آن است که دو سوم قربانیان این حوادث را غیر نظامیان، به ویژه کودکان تشکیل می دهند و خطرات جانی، هتک حرمت و حیثیت، ضرب و شتم، استفاده از آنها به عنوان سرباز، از هم گسیختگی خانوادگی، معلولیت، سوء تغذیه، بیماری، آوارگی، محرومیت از آموزش و پرورش، عدم امنیت و ثبات فکری و ... آنان را تهدید می کند.
در مقابله با این وضعیت ها، حقوق حمایتی ناشی از کنوانسیون های چهارگانه ژنو 1949 و دو پروتکل الحاقی 1977 همراه با قطعنامه های شورای امنیت و توصیه های مجمع عمومی در کنار اسناد حقوق بشری مانند کنوانسیون حقوق کودک 1989 و پروتکل الحاقی به آن به وجود آمده است. نقض این قواعد، امروز موجب مسئولیت می شود و در آن قسمت که حمله ای مثلا به اتوبوس حامل دانش آموزان یمنی توسط جنگنده های عربستانی صورت می گیرد جنایت جنگی نامیده شده و مسئولیت بین المللی را به همراه خواهد داشت.
تروریسم و جنگ به علت ماهیت رفتار و اهداف، گرایش به ویرانگری گسترده و ایجاد رعب و وحشت بسیار میان مردم غیر نظامی دارد. آثار مخرب روحی-روانی ناشی از اقدامات مسلحانه بر قربانیان به ویژه زنان و کودکان همواره مورد تذکر سازمان ها و مراکز مختلف بوده است. این آثار می تواند حتی تا سال ها همراه کودک قربانی بوده و روند عادی زندگی او را مختل کند. در نتیجه، چنین موجودات ضعیف و لطیف نیازمند حمایت های ویژه و فوری انساندوستانه هستند.
در این مورد «صندوق بین المللی یونیسف» در سال 2015 در یک کنفرانس بین المللی درباره مسائل کودکان، صراحتا ضرورت رسیدگی و توجه به صدمات ایجاد شده به روح و روان کودکان در معرض جنگ و تروریسم را مورد اشاره جدی قرار می دهد. مطالعات نشان داده است که کودکانِ شاهد انفجار و درگیری های مسلحانه، نسبت به این گونه اتفاقات فوق العاده آسیب پذیر هستند و این حوادث در صورت عدم درمان روانپزشکی شاید تا پایان عمر همراه آنها باشد.
همچنین در این مورد می توان به گزارش «دفتر کمیساریای عالی امور پناهندگان» از ابتلا و شیوع ناراحتی های روانی و اضطراب کودکان سوریه بر اثر تروریسم و منازعات مسلحانۀ داخلی اشاره کرد.
در این گزارش، کودکان در همۀ سنین، حتی نوزادان دچار ناراحتی های روحی و روانی گزارش شده اند. در این گزارش، همچنین آمده است که کودکان با سابقه مشاهده و رویارویی با حوادث خشونت بار، دچار پیشرفت آثار روحی و روانی این حوادث شده اند، به نحوی که مشکلاتی مانند، توهم، جیغ زدن و هزیان گویی در خواب، گریه های بی مورد، شب ادراری و کم طاقتی در آن ها بروز کرده است.
گریت کاپلر، مدیر منطقه ای سازمان ملل متحد (یونیسف) برای خاورمیانه و شمال آفریقا پس از بازدید از کشور بحران زده یمن، ضمن اعلام اینکه هر 10 دقیقه یک کودک یمنی از بیماری هایی که می توانند به راحتی از آن جلوگیری کنند، می میرند، به خبرنگاران گفت: یمن جهنم کودکان است.
همچنین نماینده ویژه دبیرکل برای کودکان و منازعات مسلحانه، Virginia Gamba، امروز می گوید از کودکان به عنوان «سوخت جنگ» استفاده می شود و خواستار اقدامات بین المللی برای مقابله با استفاده از کودکان به عنوان «کالاهای ارزشمند طرفهای درگیر» شد.
بر این اساس، کودکان تصویر نمایانی از قربانیان بی‏گناه ارائه می‏دهند که حقوق بشر دوستانه حمایت از آنها را مورد توجه قرار داده است. بر اساس ماده 24 کنوانسیون چهارم ژنو، طرفین در منازعات مسلحانه باید تدابیر لازم را اتخاذ کنند تا کودکان کمتر از 15 سال که والدین خود را در این منازعات از دست می دهند و یتیم می‏شوند یا از خانواده‏ خود جدا می شوند، به حال خود واگذاشته نشوند و در هر شرایطی تسهیلات لازم برای نگهداری و انجام فرایض مذهبی و تربیتی آنان فراهم شود.
تحقق حقوق کودکان، در گرو تحقق برنامه های تدارک دیده شده سیاست گزاران ملی و بین المللی، همکاریهای نزدیک با سازمان ملل متحد ، همکاری های دائمی با سازمانها و مراکز غیر دولتی، بخش های خصوصی و جوامع مدنی است.
این مسئولیت بر دوش دولت ها است که برای ارتقاء کمیت و کیفیت سیاست ها و قوانین در سطح ملی و تحقق شرایط مندرج در اسناد بین المللی تلاش کنند و اینکه زمینه سازی توانایی و ظرفیت کودکان در برخورداری از حقوق اساسی و اولیه خود تضمین شود.
جوامع مدنی و سازمانهای مردم نهاد نقش بسیار مهمی را در همگرایی ملی و بین المللی در تحقق اهداف ملی و بین المللی برای ارتقاء وضعیت کودکان بر عهده دارند. ماده 39 کنوانسیون حقوق کودک مصوب سال 1989، توانبخشی و بازپروری کودکانی که به نحوی قربانی جرائم محسوب می شوند از جمله تروریسم و جنگ، ترسیم کرده است.
در این میان از سازمان ملل متحد به عنوان سازمانی متشکل از کشورهای جهان، انتظار بیشتری می توان داشت. سیاست زدگی و چشم پوشی از حقوق کودکان بیگناه مانند خارج کردن نام عربستان از لیست سیاه دولت های مرتکب کشتار کودکان فقط به دلیل جلوگیری از کاهش بودجه هزینه سازمان ملل، اوج شرم و نا امیدی این نهاد بین المللی را نمایش داد.
باید دانست که فرقی میان کودکان یمنی، سوری، آفریقایی، عراقی، فلسطینی، افغانستانی، آفریقایی با کودکان کشورهای توسعه یافته نیست. هر جنایت یا خشونت علیه کودکان معصوم و توسط هر دولتی که صورت پذیرد، باید محکوم شود، چرا که جهان به همه نسل های آینده تعلق دارد و صلح و امنیت بین المللی در گرو داشتن نسلی سالم و شاداب در سراسر جهان است.
به هر حال امروز باید این بحران انسانی را پذیرفت که کودکان تحت تاثیر جنگ و خشونت در سراسر جهان هستند و این یک واقعیت غم انگیز است. در درگیری های مسلحانه کودکان به عنوان آسیب پذیرترین اقشار جامعه قربانی می شوند و روح ظریف و قلب های پاک این فرشتگان معصوم می شکند. وجود قوانین بین المللی و هنجارهای قانونی به تنهایی برای حفاظت از حقوق کودکان کافی نیست. بلکه حمایت از کودکان معصوم که آینده جهان را می سازند در دستان نمایندگان جوامع سیاسی و حقوقی است که امروزه می توانند جهان را با همکاری با یکدیگر اداره کنند.
در این میان، نباید نقش مهم سازمانهای غیر دولتی مانند کمیته بین المللی صلیب سرخ و همچنین یونیسف و نهادهای امدادرسانی ملی و بین المللی دیگر را در توسعه و تحول و حمایت از حقوق کودکان نادیده انگاشت.
در پایان، باید همواره توجه کنیم که همان گونه که کودک در زمان صلح به امتیازات ویژه ای برای رشد شخصیت و رفاه فردی و اجتماعی خود نیاز دارد، همان گونه نیز، در زمان بحران این نیاز و ضرورت وجود دارد که وی را هر چه بیشتر حمایت کنیم و حتی با طبقه بندی کودکان آسیب پذیرتر، از قبیل معلولان، مجروحان، مجانین، دختران، نوزادان و کودکان بی سرپرست، شرایط بهتر زندگی را برای آنها فراهم کنیم.
«حقوق کودک» بهانه‌ای است برای یادآوری درد و رنج کودکان قربانی تروریسم و جنگ در یمن، سوریه، افغانستان و دیگر نقاط بحران زده دنیا تا هر چه بیشتر بر تاسیس «بنیاد جهانی توانبخشی کودکان تروریسم و جنگ» تلاش شود.

* دانشجوی دکترای حقوق بین الملل

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال