گفتمان سَلَفی در مصر – حسن سلامی*

سلفی ها در مصر خود را پیرو اسلام اصیل، راستین و واقعی معرفی می کنند و مدعی اند که کوشش آن ها این است تا پیرایه هایی که در طول سده ها پس از بعثت، بر دامن اسلام نشسته پاک نمایند و مسلمانان بلکه جهانیان را به اسلام اصیل رهنمون شوند. آن ها تفسیر و نگاه خود از دین را «عین حقیقت» پنداشته و بقیه را در چارچوب دین تعریف نمی کنند، خود را «فرقه ی ناجیه» نامیده و بقیه ی فرقه های اسلامی را مستوجب آتش می دانند.

از نگاه سلفی ها آموزه های ناب و خالص دینی به وسیله حضرت محمد(ص)، خلفای چهارگانه، صحابه ، تابعین و تابعین تابعین به آن ها رسیده و فقیهان اهل سنت و جماعت در دوره های متاخر این آموزه ها را تبلیغ و تئوریزه کرده اند. از جمله آموزه های سلفی ها این است که آن ها هر قول و فعل حاکم را صواب و درست دانسته و به امر به معروف و نهی از منکر، خیلی معتقدند.
سلفی های مصر تا دهه 1980 و 1990 میلادی، برای تبلیغ آموزه ها و دیدگاه های خود از روش های سنتی مانند منبر، وعظ و حلقه های درس تبلیغی در مساجد یا مراکز سلفیه استفاده می کردند. به تدریج و هماهنگ با پیشرفت فن آوری و روش های بدیع و تازه، استفاده از بلند گو، نوار کاسِت و مانند این ها نیز رایج شد ولی اوج فعالیت های سلفیه هم زمان با ظهور و بروز پدیده اینترنت و فراگیری شبکه های ماهواره ای و رادیو تلویزیونی و شبکه های اجتماعی و فضای مجازی قابل مشاهده است.
رسانه های جدید به علت فراگیری و گستره نفوذ، نقش اساسی در ترویج گفتمان سلفی در مصر داشته و ازدیاد برنامه ها و تنوع سایت ها و کیفیت وبلاگ ها و شبکه های ماهواره ای و فضای مجازی، گزینه انتخاب در میان مخاطبان این گفتمان را افزایش داد و بینندگان زیادتری جذب چارچوب ها و برداشت های متصلب سلفیه از قرآن و سنت، شدند.
غایت و هدف سلفی ها از بهره گیری از رسانه های جدید، تغییر افکار، سلوک و رفتار مخاطبان خود بر طبق قواعد و چارچوب گفتمان سلفیه است؛ گفتمانی که یکی از مفاهیم محوری آن در عصر کنونی، از آن به عنوان مقابله با «تهاجم فرهنگی غرب» یاد می کنند.
شبکه های ماهواره ای فراوانی با بن مایه سلفی گری در مصر و دیگر کشورهای عربی در سده بیست و یکم شروع به فعالیت کردند. از مجموع 10 شبکه سلفی که ابتدای این سده از ماهواره «نایل ست» برنامه پخش می کردند 50 درصد آن ها مصری و بقیه اماراتی، سعودی، کویتی و اردنی بودند که حضور جدی سلفی های مصر و برنامه سازی و جذب مخاطب توسط آنان را در جهان عرب نشان می داد.
هنگام آغاز رخدادهای موسوم به بهار عربی در سال 2011 میلادی، سلفی ها و رسانه های آن ها در خصوص موفقیت آن رخدادها ابتدا با شک و تردید و حالت کجدار و مریز برخورد کردند. حتی برخی رهبران آن ها با ظاهر شدن در تلویزیون رسمی مصر، شرکت در تظاهرات ضد حکومتی را حرام شرعی تبلیغ نموده و آن را بر ضد ولیّ امر (حسنی مبارک) ارزیابی نمودند اما با تغییر اوضاع، به عنوان مدعی اول انقلاب ظاهر شده و حتی به نوعی خواستار پاکسازی رسانه ها از بقایای رژیم پیشین شدند.
سلفی های مصر و رسانه هایشان در جریان حوادث بعدی یعنی همه پرسی تعدیل قانون اساسی و انتخابات مجالس شعب و شورا ( پارلمان) و ریاست جمهوری، با شدت در عرصه سیاسی ظاهر شده و با ایجاد فضای دوگانه اسلام و کفر، در ایجاد شکاف بزرگ اجتماعی، سیاسی، دینی و مذهبی، به همراه اخوان المسلمین، سهم اساسی ایفا کردند. حتا شیوخ سلفی خود را نماینده «سلف صالح» معرفی نموده و درعین حال با ادبیات نامناسب و نثار ناسزا و لعن و سَبّ دیگران، ادعا کردند که در این امور از حضرت رسول (ص) الهام می گیرند. در حالی که بر اساس حدیث شریف «إنما بعثت لاتمم مکارم الأخلاق»، اسلام بر پایه اخلاق بنا شده است.
در چنین فضایی، انتخابات و همه پرسی قانون اساسی جدید مصر به عنوان دوگانه اسلام و کفر از طرف سلفی ها و دستگاه تبلیغاتی آن ها ترویج و از آن به «غزوه صندوق ها» تعبیر شد. بدین وسیله سلفی ها پیروزی اخوانی ها را در رای مثبت به قانون اساسی پس از انقلاب 2011 جشن گرفتند.
با این همه، سلفی ها و اخوانی های مصر و احزاب و رسانه های وابسته به آن ها برغم فرصت مناسبی که مردم این کشور به آن ها دادند نتوانستند نقش و عملکرد مثبتی در ترسیم آینده ی مصر داشته باشند. از این رو در جریان مبارزه همه جانبه ارتش، گروه های سکولار، لیبرال ها، قبطی ها، روشنفکران، فمینیست ها و فعالان حقوق بشری با گفتمان ، تفکر و روش سلفی ها و اخوانی ها برای اسلامی سازی جامعه، این ها در سال 2013 از دایره قدرت اخراج شدند.
*پژوهشگر و روزنامه نگار

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال