بخش نخست/ رئیس انجمن روان‌شناسی تربیتی ایران در گفت‌وگو با ایرنا:

عارضه‌های مشق شب، از کاهش کارایی تا ضعف املا

تهران- ایرناپلاس- رئیس انجمن روان‌شناسی تربیتی ایران می‌گوید: وجود مشق شب در نظریه‌های نوین آموزشی مردود است. از سوی دیگر، مشق شب عارضه‌های بسیاری برای دانش‌آموزان ایجاد می‌کند که مهم‌ترین آن، بروز اختلال نوشتن و اختلال املا است.

جنجال بر سر بودن یا نبودن مشق شب همچنان ادامه دارد و موافقان و مخالفان بر عقاید خود پافشاری می‌کنند. در میان اما کمتر به تأثیرات روانشناختی مشق شب روی تربیت دانش‌آموزان پرداخته می‌شود. ایرناپلاس در گفت‌وگو با فریبرز درتاج، رئیس انجمن روان‌شناسی تربیتی ایران این تأثیرات را بررسی کرده که در ادامه می‌خوانید:

ایرناپلاس: به‌عنوان صاحب‌نظر و متخصص در عرصه یادگیری، نقش مشق شب را در میزان یادگیری مؤثر دانش‌آموزان مقطع ابتدایی تا چه میزان می‌دانید؟

فریبرز درتاج: متأسفانه برخلاف تصور عمومی که جایگزینی معلم‌ها را در کشور ما بر اساس مقطع تحصیلی انجام می‌دهند و معمولاً معلمانی که توانایی بالاتری دارند و از تحصیلات آکادمیک بالاتری برخوردار هستند، در مقاطع متوسطه اول و دوم و گاهی در مراکز تربیت معلم و دانشگاه‌ها فعالیت می‌کنند، در کشورهایی که زیرساخت توسعه‌ای را به‌صورت درازمدت نگاه می‌کنند، برای آنان شاخص‌های آموزش مهم هست و با توجه به اهمیت رشد و توانمندسازی شناختی در قبل از دبستان و دوره دبستان، در واقع این دوره به‌عنوان مهم‌ترین دوره آموزشی تلقی می‌شود و به همین دلیل، برای گزینش معلمان دوره ابتدایی، برخلاف بقیه مقاطع تحصیلی و دانشگاهی، حساسیت بالاتری وجود دارد. تقریباً در بعضی از کشورها که جزو چند آموزش و پرورش پیشرفته دنیا هستند مثل فنلاند، آمریکا و ژاپن، بیشترین تأکید و حساسیت روی گزینش معلم‌ها در دوره ابتدایی هست و عامل موفقیت آنها در شاخص‌های آموزشی و توانمندسازی شناختی دانش‌آموزان‌شان همین گزینش‌های خاص برای این مقطع به دلیل تفاوت‌های فردی زیادی هست که دانش‌آموزان در این رده سنی دارند و به همین دلیل، خیلی به این مقطع اهمیت می‌دهند و من امروز خیلی خوشحالم که شما مقطع ابتدایی را به‌عنوان گروه هدفِ خودتان انتخاب کردید. چون این گروهِ هدف، وابسته به ما، وابسته به معلم و وابسته به محیط اجتماعی و آموزشی غنی هست که ما برایشان درست می‌کنیم.

*نظریه‌های نوین، تمرین زیاد برای یادگیری را قبول ندارد

در مورد مشق شب باید عرض کنم کودکان در این سن که خواندن و نوشتن را یاد می‌گیرند، بر اساس نظریه‌های سنتی و قدیمی یادگیری مثلاً ثُرندایک و دیگران، یکی از عواملی که یادگیری را تثبیت می‌کند، تمرین می‌دانند و این باور قدیمی وجود دارد که ما با تمرین می‌توانیم میزان یادگیری‌مان را توسعه بدهیم و تثبیت کنیم. حتی نظریه‌هایی قبل از ثُرندایک هم وجود داشته که بر این موضوع تأکید می‌کرده و یکی از قدیمی‌ترین نظریه‌هایی که تأکید زیادی بر تمرین داشته، نظریه 'قوای ذهنی' ژوزف گال هست. گال به‌عنوان یک نظریه‌پردازی که در انتقال یادگیری، نظریه انضباط صوری یا formal discipline theory را مطرح کرد و اعتقادش بر این بود برای اینکه ما بتوانیم رشد شناختی، هوش و توانمندسازی شناختی را برای کودکانمان به ارمغان بیاوریم، باید به آنها تکالیف متعددی بدهیم و تمرین‌های خیلی زیاد داشته باشند و همچنین دانش‌آموزان باید فرمول‌های ریاضی و متن‌های فلسفی را حفظ می‌کردند.

این نظریه‌ها امروزه بسیار کم‌رنگ شده و نظریه‌های جدیدتر در حوزه یادگیری این تأکید را دیگر قبول نمی‌کنند. حتی خود ثرندایک، تمرین را که به‌عنوان یکی از قوانین اصلی نظریه‌اش می‌دانست، در آن تجدیدنظر کرد و در حقیقت در نظریه‌های جدید، بیشتر روی عمق پردازش کار می‌شود. به همین دلیل، نظریه‌های شناختی و فراشناختی، اعتقادشان بر این است برای تثبیت یادگیری، ما یک حداقلی از تمرین را نیاز داریم ولی به‌جای شیوه‌های غلط قدیمی که مثلاً معلمان در مقطع ابتدایی اگر بچه‌ها کلمه‌ای غلط می‌نوشتند، آنها را مجبور می‌کردند چند بار از روی آن مبحث بنویسند و تمرین کنند و دانش‌آموزان را جریمه می‌کردند، روش‌های بهتری روی کار آمده است.

*خستگی، کارایی دانش‌آموزان را پایین می‌آورد

در واقع امروزه تأکید بر این هست که آیا با حروف و کلماتی که معلم در دوره ابتدایی به دانش‌آموز یاد می‌دهد، دانش‌آموز می‌تواند کلماتی را که هرگز نشنیده و معلم هرگز آن کلمات را برای او ننوشته، بنویسد یا خیر؟! در مقطع ابتدایی زمانی که حروف الفبا و دروسی را به دانش‌آموزان یاد می‌دهیم، توانایی‌های حرکتی و عضلات میکرو (ظریف) آنان خیلی قوی نیست و دادن تکالیف رونویسی زیاد باعث خستگی آنان می‌شود. لذا ما اجازه نداریم بگوییم که دانش‌آموزان در یک درس و در یک تکلیف و دفترچه جدا، چند بار از روی یک درس رونویسی کنند که خود این مسئله یک عامل اصلی برای بی‌انگیزه کردن دانش‌آموزان هست. چون خستگی، بازده، توانایی و کارایی دانش‌آموزان را پایین می‌آورد.

*مشق شب به‌طور کامل ممنوع است

بنابراین در تحقیقات جدید، تأکید بر عمق پردازش است، یعنی به فرد یاد بدهیم با استفاده از حروف و کلماتی که یاد گرفته بتواند یک کلمه جدید را تولید کند. به‌طور مثال کلمات 'آب'، 'داد'، 'نان' و 'بابا' را به دانش‌آموز یاد می‌دهید ولی واژه 'آبادان' را به او یاد ندادید. آیا کودک می‌تواند با استفاده از این حروف، این مفهوم جدید را خودش بنویسد که معلم هرگز آن را به کودک آموزش نداده؟! پس ببینید همان‌طور که عرض کردم تمرین زیاد باعث بی‌انگیزگی و خستگی ماهیچه‌ها و خستگی عضلانی در کودکان می‌شود که عوارض نامطلوب زیادی دارد، بنابراین مشق شب هم بر اساس دستورالعمل‌هایی که خود آموزش و پرورش دارد و هم بر اساس نتایج تحقیقاتی که در دنیا در این مورد انجام شده، به‌عنوان یک شیوه آموزشی معلم، به‌طور کامل ممنوع است.

*مهم‌ترین عارضه مشق شب، بروز اختلال نوشتن و اختلال املا است

این موضوع در کشور ما توسط خود بنده و آقای دکتر علی دلاور مورد بررسی قرار گرفته و در قراردادی که با حوزه پژوهش آموزش و پرورش و دفتر تألیف کتب درسی داشتیم، کتاب‌های 'بخوانیم و بنویسیم' مورد تجدیدنظر قرار گرفت و این کتاب‌های دانش‌آموزان به‌گونه‌ای طراحی شده که یک پاراگراف خالی برای هر درس گذاشته شده که اگر معلم تشخیص ارائه مشق شب به دانش‌آموزان را داد، دانش‌آموز باید در حد همان یک پاراگراف و یک بار از روی متن بنویسد. چون وقتی به دانش‌آموز مشق شب زیادی داده می‌شود، غیر از اینکه برایش خسته کننده است و عوارض نامطلوبی دارد، منجر می‌شود سرگرمی‌ها و فعالیت‌های دیگر کودک را که باعث تثبیت فعالیت‌های شناختی و یادگیری او می‌شوند را هم از دست بدهد و مهم‌ترین عارضه مشق شب، بروز اختلال نوشتن و اختلال املا هست. چون منجر به یادگیری طوطی‌وار می‌شود و عمق پردازش کاهش می‌یابد. بنابراین به همین دلیل مهم است که ما می‌گوییم مشق شب به‌جز در آن حد که در کتاب‌های 'بنویسیم' پیش‌بینی شده، در مقطع ابتدایی ممنوع است.

کاملاً واضح است دانش‌آموزان در یک پاراگراف می‌توانند تمام پارامترهای آموزشی را رعایت کنند، دیگر نیازی به وجود دفتر و تکلیف جداگانه‌ای نیست. چون پدیده خستگی که برای کودکان به‌وجود می‌آید، بعدها منجر به بروز چندین اختلال در نوشتن می‌شود و منشأ اختلال‌های یادگیری هست.

نمونه اختلال‌هایی که کودکان به‌دلیل تمرین‌های زیادی که انجام می‌دهند عبارتند از: میکروسکوپ ‌نویسی (ریز نویسی)، ماکروسکوپ نویسی (درشت‌نویسی)، پر فشارنویسی، کم‌رنگ نویسی، کج‌نویسی افراطی، وارونه نویسی، آینه‌نویسی و دَه‌ها مشکل دیگر که این دانش‌آموزان را به اختلال‌های یادگیری نزدیک می‌کند که این مسئله در مورد دانش‌آموزان پایه‌های اول و دوم ابتدایی از اهمیت بیشتری برخوردار است.

در مجموع باید بگویم دادن مشق شب به دانش‌آموزان به‌عنوان یک فعالیت آموزشی بر اساس شیوه‌های سنتی غلط که متأسفانه برخی از معلمان ما به آن اعتقاد دارند، بیشتر عارضه ایجاد می‌کند که مهم‌ترین عارضه آن، بروز اختلال نوشتن در دانش‌آموزان است و بر اساس پژوهش‌ها، تمرین در حدی که در کتاب‌های 'بنویسیم' مشخص شده و به معلمان اجازه داده شده تا به‌عنوان تکلیف و مشق شب از دانش‌آموزان بخواهند، در طول زمان می‌تواند مناسب باشد.



ایرناپلاس: به مسئله انگیزش دانش‌آموزان اشاره داشتید. فکر می‌کنید چه اقداماتی برای ایجاد و ارتقای انگیزه در دانش‌آموزان مقطع ابتدایی به‌ویژه در پایه‌های اول و دوم وجود دارد؟

مهم‌ترین مشکل ما در مقطع ابتدایی این هست که معلمان ما در این مقطع تقریباً به‌طور معمول از سایر معلمان ضعیف‌تر هستند. یعنی فکر می‌کنند چون مقطع ابتدایی ساده است، پس خیلی اهمیتی ندارد که چه کسی سر کلاس درس برود! خوشبختانه من امسال در آگهی‌های استخدامی آموزش و پرورش برای مقطع ابتدایی دیدم که اولا در رشته‌های مرتبط اقدام به گزینش کردند و دوم اینکه افراد با تحصیلات دانشگاهی کارشناسی و حتی کارشناسی ارشد را گزینش کردند.

*نخستین عامل انگیزه بخشی در سنین ابتدایی، معلم متخصص است

من فکر می‌کنم اولین عامل برای انگیزه بخشی در این سنین، معلم متخصص است. معلمی که باید دوره‌های آموزش ضمن خدمت را به شکل کامل بگذراند، معلمی که بتواند غیر از دوره‌های تحصیلات رسمی که دارد، دائماً در حال به‌روز کردن اطلاعات و دانش خودش باشد. کارکرد مدرسه حداقل بر اساس نظریه‌های قدیمی، فقط کارکرد شناختی نیست، یعنی معلم فقط وظیفه ندارد که یک توانمندسازی شناختی را در دانش‌آموزان ایجاد کند. بر اساس تعاریف، یکی از کارکردهای مدرسه، حوزه عاطفی است که معلم باید برای تثبیت یادگیری، به مسائل عاطفی و روان‌شناختی کودکان توجه کند.

*حوزه روانی- حرکتی دانش‌آموزان نادیده گرفته شده است

سه حوزه‌ای که به‌عنوان وظیفه معلم از قدیم بر آن تأکید می‌شود، حوزه‌های شناختی، عاطفی و روانی- حرکتی هستند که متأسفانه برخی از این حوزه‌ها از جمله حوزه روانی- حرکتی توسط معلمان نادیده گرفته شده، یعنی فعالیت‌هایی مثل اجرای نمایشنامه و تئاتر و فعالیت‌های ورزشی در مدرسه. این فعالیت‌ها ضمن اینکه آمادگی جسمانی و بدن فرد را برای یادگیری و انجام تمرین‌های شناختی افزایش می‌دهند، زمینه را برای ایجاد انگیزش در دانش‌آموزان ایجاد می‌کنند. چون وقتی معلم به فعالیت‌های آموزشی تنوع بیشتری می‌دهد، هر کدام از دانش‌آموزان به‌دلیل شرکت در فعالیت‌های متنوع، توانایی بالاتری از خود نشان می‌دهند و ممکن است دانش‌آموزی نتواند در کلاس درس با بقیه بچه‌ها رقابت کند ولی در اجرای نمایشنامه یا تئاتر یا در ورزش یا نقاشی می‌تواند این رقابت را داشته باشد و به‌دلیل اینکه دانش‌آموز در این حوزه‌ها بازخوردهای مثبت را می‌گیرد، ما توانسته‌ایم انگیزه بالایی را در این فرد ایجاد کنیم.

*ضعیف‌ترین دانش‌آموزان هم باید از عهده انجام تکالیف برآیند

همچنین با ابتکار و خلاقیتِ معلمان که در فعالیت‌های آموزشی تنوع ایجاد کنند و اینکه فعالیت‌های آموزشی را فقط در حوزه شناختی خلاصه نکنند، می‌توانند موجب ارتقای انگیزش در دانش‌آموزان شوند. به عبارتی دیگر، اگر فعالیت‌های حوزه روانی- حرکتی ارتقا پیدا کنند، خود به خود بعد عاطفی و انگیزشی می‌تواند کیفیت آموزش ما را بهبود بدهد.

یکی دیگر از عواملی که در مقطع ابتدایی ایجاد انگیزه می‌کند، ضریب دشواری دروس ما است. ما در مقطع ابتدایی سعی می‌کنیم کتاب‌هایمان به‌اندازه‌ای آسان باشند که همه بچه‌ها از عهده تکالیف آن بربیایند و احساس شکست نکنند؛ یعنی دامنه رو به موفقیت است. تکالیفی که معلم به دانش‌آموزان می‌دهد، ضعیف‌ترین دانش‌آموز کلاس هم باید بتواند از عهده آن بربیاید و در مجموع، فعالیت‌های متنوع به‌خصوص در حوزه روانی- حرکتی و ضریب دشواری مناسب دروس ما، از عوامل ارتقای انگیزه در دانش‌آموزان مقطع ابتدایی محسوب می‌شوند.

*اداره کل اخبار چندرسانه ای*ایرناپلاس*

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده*
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال