غنا و شورآفرینی در ادبیات فارسی با اشعار حکیمانه رودکی

تهران- ایرنا- رودکی را آغازگر مسیر پیشرفت ادبیات فارسی می دانند. شاعری که با آفرینش آثاری ماندگار رهگشای بسیاری از شاعران پس از خود شد و اینگونه به این عرصه حیاتی دوباره بخشید و پویایی و شورآفرینی را برای شعر و ادب به ارمغان آورد.

به گزارش گروه اطلاع رسانی ایرنا، ابـوعبدالله جعفربن محمد مشهور به رودکی نخستین شاعر بزرگ زبان فارسی به شمار می رود که ۲۵۰ خورشیدی در رودک دیده به جهان گشود. اطلاعات زیادی از وضعیت خانوادگی او وجود ندارد اما همان طور که از اشعارش برمی آید نشان می دهد که از اقشار طبقه پایین جامعه بوده است. این شاعر در هشت سالگی قرآن آموخت و از همان زمان به دنیای شعر و شاعری وارد شد.

او دارای ذهنی خلاق و فعال بود و در نواختن انواع سازها تبحر خاصی داشت و از استاد زمان خود ابوالعبک بختیار که بربط می نواخت، بهره های فراوانی برد تا آنجا که در این صنعت به استادی رسید و در این عرصه پرآوازه شد.

رودکی شاعری روشن دل به شمار می رفت و شعرهایش چنان زیبا و دل انگیز بود که هر شنونده ای را محسور خود می کرد. برخی می گویند: «رودکی در قسمتی از زندگانی اش خود، بینا بوده و بعد به علتی که بر ما معلوم نیست نابینا شده است چنانکه محمود بن عمر بخارایی در کتاب «البساتین الفضلاء و ریاحین العقلا فی شرح تاریخ العقبی» که در 709 هجری تألیف شده بر این که رودکی در آخرعمر نابینا شده است هم عقیده بودند.»

این شاعر نزد همه شاعران و ادبیان معاصر خود در خراسان و ماوراءالنهر همواره به بزرگی یاد می شد و شاعرانی همچون دقیقی توسی، کسائی کوفی، فرخی یزدی، عنصری، رشیدی سمرقندی و نظامی گنجوی از او به نیکی و به عنوان سلطان شاعران یاد کرده اند.


نصربن احمد سامانی به دلیل آوازه رودکی او را به دربار سامانی فراخواند. برخی بر این گمانند که او پیش از نصربن احمد به دربار رفته بود. در آن زمان در حوزه ادبی، علمی، اقتصادی و اجتماعی این منطقه چنان تحولی عمیقی به وقوع پیوست که برخی از آن دوره به عنوان دوران نوزایی(رسانس) ایرانی یاد می کنند.

** قریحه شاعری، سبک و افکار رودکی
رودکی را می توان از نخستین شاعران تاریخ اسلام دانست. در فنون سخن و انواع شعر همچون «قصیده، رباعی، مثنوی، قطعه و غزل» مهارت داشت. او برای شاهان سامانی شعر می سرود و آن را با چنگ و آواز می خواند.

کامل ترین مجموعه عروض فارسی، نخستین بار در شعرهای رودکی شکل گرفت و در همین شعرهای باقی مانده، 35 وزن گوناگون دیده می شود. این آثار دارای بیانی شیوا و پرنغز است. زبان او، گاه از سادگی و روانی به زبان گفتار نزدیک می شود.

جمله های کوتاه، فعل های ساده، تکرار فعل ها و برخی از اجزای جمله همچون زبان محاوره در آثار رودکی وجود دارد. تخیل این شاعر بسیار غنی و نیرومند است و در شعرهایش پیچیدگی مشاهده نمی شود.

** آثار برجای مانده از رودکی
اشعار او بسیار پندآموز و دارای مضامین حکمی بود. وی را بزرگترین شاعر حکمت سرا می دانند. مهم‌ترین اثر او کلیله و دمنه منظوم است که در دوره ساسانیان به وسیله برزویه به پارسی ترجمه شد. این اثر داستان هایی رمز آمیز از زبان حیوانات محسوب می شود. شیخ بهایی در کتاب کشکول خود نقل کرده که منظومه کلیله و دمنه مشتمل بر 12 هزار بیت ‌است. البته این منظومه در دسترس نیست و از میان رفته و تنها ابیاتی کوتاه از آن باقی مانده است.

من موی خویش را نه از آن می کنم سیاه تا باز نوجوان شوم و نو کنم گناه
چون جامه ها به وقت مصیبت سیه کنند من موی در مصیبت پیری کنم سیاه

از دیگر آثار رودکی می‌توان به سندبادنامه اشاره کرد. اثر سند بادنامه هم از اصلی هندی بوده که در عصر ساسانیان به ایران آمده ‌است.
آن گرنج و آن شکر برداشت پاک وندر آن دستار آن زن بست خاک
آن زن از دکان فرود آمد چو باد پس فلرزنگش بدست اندر نهاد

** اشعار غنایی رودکی
عمده اشعار غنایی رودکی را غزل‌ها و رباعی‌ های وی تشکیل می‌دهند. این شعرها بر پایه دم غنیمت شُمری، خوشی و گذران زندگی استوار است و شباهت زیادی با اشعار هوراسیوس فلاکوس شاعر سرشناس رومی و آناکرئون شاعر یونانی و ابو نواس اهوازی دارد و در حقیقت تجدیدگر راهی به شمار می رود که از اپیکور آغاز شده و در ایران به رودکی رسیده و از همین راه به دست خیام و حافظ سپرده شده است.

برخی از پژوهشگران، رودکی را بنیانگذار و مبدع قالب رباعی می دانند. تشبیهات و جلوه ‌های رنگارنگ و گوناگون طبیعت در شعر رودکی راه را برای شاعرانی مانند منوچهری دامغانی در وصف طبیعت گشود. یک مورد از تشبیهات معروف رودکی بدین قرار است:
بیار آن می‌که پنداری روان یاقوت نابستی/ و یا چون برکشیده ابر پیش آفتابستی.

** مدایح رودکی
رودکی نیز مانند بیشتر شاعران، شاعری درباری بود و درمدح و تکریم شاهان و فضلا ابیاتی می‌سرود. مدایح او بیشتر به صورت قصیده هستند. گاهی تنها در پایان قصیده چند بیت در مدح فردی نیز گفته و اضافه می‌شود. مهمترین و معروفترین مدیحه او در مدح «ابوجعفر احمد بن محمد» امیر سیستان است که با این مطلع آغاز می‌شود:

مادر می‌ را بکرد باید قربان/ بچه او را گرفت و کرد به دندان.

او به جز مدایح سرایی هجویاتی نیز دارد که البته تعدادشان چندان زیاد نیست. او در مدح بسیار میانه رو بوده است و اثری از تملق و چاپلوسی در آنها نمی‌توان یافت. در شعر رودکی پند و اندرز و سخنان حکیمانه نیز به وفور یافت می‌شود که همین گونه در شعر کسایی مروزی، فردوسی و ناصرخسرو نیز آمده ‌است. بیشتر پند و اندرزهای رودکی اخلاقی و در زمینه هوشیاری و هشدار است که خواننده را به پندگیری و عبرت آموزی از جهان وا می‌دارد:
زمانه پندی آزادوار داد مرا زمانه را چو نکو بنگری همه پند است
به روز نیک کسان گفت تا که غم نخوری بسا کسا که به روز تو آرزومند است
زمانه گفت مرا: خشم خویش دار نگاه کرا زبان نه به بند است پای دربند است

** سرانجامِ رودکی
سرانجام این شاعر بلندآوازه که به سلطان شاعران ایران مشهور بود پس از سال ها کوشش در راه اعتلای ادبیات این مرز و بوم در 329 هجری دیده از جهان فروبست و دنیای شعر و ادب را ترک کرد. او را در پنج دِه به خاک سپرده اند.

پژوهشم**9117**2002**9131

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال