خود ضعیف پنداری- علیرضا شاه فضل *

جوانان امروزی چشم امید زیادی به دولتمردان دارند و همواره با نگاه اعتراض آمیزی به مسئولان می نگرند که چرا به فکر مسکن، شغل و ازدواج ما نیستید.

فارغ از اینکه دولتمردان تا چه حد به وظایف خودشان عمل می کنند و بدون توجه به اینکه قوانین ما برای حمایت از قشر جوان مناسب است یا خیر؛ در این نوشتار تلاش می شود تا موضوع چشم انتظاری جوانان به مسئولان مورد بحث قرار بگیرد و توضیح داده شود که این نوع نگاه چه آثاری می تواند بر جوان داشته باشد و راهکارهای تغییر نگاه چیست؟
زندگی اجتماعی، در راستای تامین نیازهای مادی و معنوی انسان شکل می گیرد. داشتن جامعه منسجم و کارآمد بدون داشتن مدیریت واحد که همان حکومت باشد امکانپذیر نیست. هر حکومتی متناسب با شرایط اقلیمی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خود دوره های مختلفی را دارد؛ گاهی دوره رونق است و گاهی دوره رکود، گاهی دوره آسایش است و گاهی دوره سختی و به این ترتیب در هر حاکمیتی شاهد افت و خیزهای فراوان در عرصه های مختلف هستیم. مساله اینجاست که افراد درون یک جامعه تا چه حد باید منتظر دولت و دولتمردان باشند و این انتظار آیا در مجموع به نفع افراد است یا به ضرر آنها؟
با نگاهی به زندگی افراد موفق به این مطلب پی می بریم که دو عامل اراده فردی و فراهم بودن بستر اجتماعی موجب پیشرفت انسانها می شود، هر چند به نظر می رسد سهم عامل اول بیشتر باشد. طبیعتا اگر فردی طالب پیشرفت و موفقیت باشد، تلاش خواهد کرد از فرصتهایش استفاده کند و موانع را بر طرف کند.
فردی که دنبال پیشرفت نباشد ظرفیتهای خود را از دست می دهد و موانع را خیلی بزرگتر از واقعیت آن می بیند. بنابراین می توان گفت ایده آل ترین حالت این است که حاکمان، زمینه پیشرفت انسانها را فراهم کنند و هر فرد به نوبه خود تلاش کند تا از فرصتهای پیش رو به نحو احسن استفاده کند اما می دانیم که شرایط اجتماعی همواره بر وفق مراد نیست بنابراین باید تلاش کنیم در هر موقعیتی از فرصتهای پیش رو استفاده کنیم.
آمارهای بیکاری در سال 95 نشان می دهد، بیشترین بیکاران کشور از فارغ التحصیلان دانشگاهی در مقطع لیسانس با جمعیت 914 هزار و 301 نفر هستند. پس از آن، بیکارانِ دارای دیپلم و مدرک پیش دانشگاهی 773 هزار و 855 نفر از جمعیت بیکار کشور را تشکیل می‌دهند.
بررسی این آمار بیانگر این مطلب است که تحصیلات دانشگاهی نتوانسته است آن طور که شایسته است جوانان را به سمت خوداتکایی سوق دهد. همچنین افزایش سن ازدواج آقایان به 27 سال و خانم ها به 25 سال بیانگر این مطلب است که جوانان به دلایل مختلف از جمله نبود شغل مناسب و بالارفتن انتظارات، از ازدواج ترس دارند و خود را واجد شرایط برای اداره زندگی نمی دانند.
جوانان عزیز ما باید از دوره کودکی و نوجوانی آموزش ببینند تا از فرصتهای خود استفاده کنند و موانع باعث حرکت نکردن آنها نشود. هر کسی خودش باید آغازگر رفع مشکلات خود باشد (کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من)، خانواده ها باید از کودکی فرزندشان را به گونه ای تربیت کنند که مسائل خود را خودشان را حل کنند.
اگر مادری بدون اطلاع فرزندش غذای مدرسه را در کیف او می گذارد و چند نوع میوه و غذا به او می دهد تا هر کدام را میل داشت مصرف کند و هر کدام را میل نداشت برگرداند یا احیانا دور بریزد این کودک در آینده منتظر حاکمیت می نشیند و خودش کاری انجام نخواهد داد.
معلمی می گفت من هر روز سطل آشغال کلاس را می بینیم که از غذا و تنقلات و میوه هایی که دانش آموزان نیمه خور می کنند یا اصلا نمی خورند، پر می شود. وقتی مادری تکالیف کودکش را می نویسد یا آن قدر به او کمک می کند که فرزند هیچ مسئولیتی در قبال تکالیفش احساس نمی کند، این کودک در آینده از پس مشکلات خودش بر نمی آید. کودکی که برای خرید نان در صف نانوایی نمی ایستد، به خود زحمت نمی دهد تا زباله های منزل را دور بریزد و در کارهای خانه از قبیل نظافت خانه و شست و شوی ظرفها و امثال آن مشارکت نمی کند و ... در آینده نخواهد توانست به راحتی مشکلاتش را حل کند و همواره منتظر خواهد بود تا دولت یا خانواده یا دیگری مشکل او را حل کند.
پدر و مادر باید در رفع مشکلات فرزند مشارکت داشته باشند ولی مسئولیت را به خود کودک و نوجوان بسپارند. زمانی که کودک یا نوجوان با کسی دعوا می کند، حمایت همه جانبه و بدون قضاوت از فرزند مشکلاتی را برای آینده به وجود می آورد.
همه عوامل تربیتی باید با رویکرد خوداتکایی، نوجوانان و جوانان را تربیت کنند. در این میان نقش خانواده در درجه اول اهمیت قرار داد و پس از آن مدرسه و پس از آن صدا و سیما نقش بسزایی ایفا می کنند.
در مدارس می توان وظیفه نظافت مدرسه و کلاس را به عهده دانش آموزان گذاشت و اردوهای تفریحی را با رویکرد کار دانش آموزی برگزار کرد. کتابهای درسی باید روحیه کار و تلاش و خود اتکایی را از کودکی به دانش آموزان بیاموزد. برنامه های سرگرمی، مسابقات، آموزشی و نمایشی صدا و سیما باید با این رویکرد ساخته شود و به جای آنکه نوجوان و جوان را منتظر دست حمایت دیگران قرار دهد به او این باور را القا می کند که تو می توانی با اراده و پشت کار مشکلات پیش روی را خودت حل کنی. امیدواریم با همکاری همه عوامل موثر بر تربیت جوانان شاهد خود شکوفائی نسل نو باشیم.

*حجت الاسلام علیرضا شاه فضل، استاد حوزه و دانشگاه

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال