درهمایش جامعه شناسان و جامعه ایرانی مطرح شد:

احسان نراقی؛ جامعه شناس و روشنفکری کنشگر

تهران- ایرنا- چهارمین همایش «جامعه شناسان ایرانی و جامعه ایرانی» درحالی با بررسی و نقد آثار ، تالیفات و کنشگری احسان نراقی برگزار شد که برخی شرکت کنندگان معتقد بودند وی در دوران حیات خود یک روشنفکر بود نه جامعه شناس .

به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه ایرنا ، همایش جامعه شناسان ایرانی و جامعه ایرانی ، توسط گروه ایران انجمن جامعه شناسی ایران و با همکاری جهاد دانشگاهی دانشکده علوم اجتماعی تهران، انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات، و...، برگزار شد.

احسان‌الله نراقی( 1305 -1391) ، پژوهشگر ایرانی حوزه فلسفه و جامعه‌شناسی بود. نراقی تنها فرد ایرانی است که معاونت یونسکو را عهده‌دار بوده‌است. او از نوادگان ملا مهدی فاضل نراقی بود.

در ابتدای این مراسم مجری برنامه خاطرنشان کرد که 19 پیش همایش درباره احسان نراقی از آبان سال گذشته تا امروز برگزار شده است و همایش روز چهارشنبه در سه پنل برگزار خواهد شد. همچنین در یاد و خاطره محمدعلی مرادی و محمد امین قانعی راد را گرامی داشت.

** نراقی روشنفکر بود نه جامعه شناس
سخنران اول این همایش رحیم محمدی دبیر علمی این همایش بود که ضمن گرامی داشت نراقی گفت: در نشست های پیش همایش اکثر سخنران ها نراقی را روشنفکر دانسته بودند تا جامعه شناس. جامعه شناس انسان دانشگاهی است اما روشنفکر سلباً یا ایجاباً انسان سیاسی است. جامعه شناس از منظر روان شناختی برخورد درونی با پدیده ها دارد و روشنفکر برخورد بیرونی.

وی ادامه داد: دو پرسش اکنون پیش روی ما قرار دارد یکی اینکه چرا جامعه شناسان امروزی نتوانستند نراقی را با زبان و ادبیات جامعه شناسی توضیح دهند و دیگر اینکه نقد جامعه شناختی در چه لحظه و شرایطی امکان پذیر است؟

وی افزود: نراقی مانند احمد فردید، علی شریعتی، جلال آل احمد و...، روشنفکر عرصه عمومی بود و در عصری فعالیت می کرد که انسان دانشگاهی معنایی نداشت. البته نراقی به تغییر انقلابی باور نداشت و برای همین با سایر روشنفکران زمان خود تفاوت داشت و حتی انقلاب 57 هم باعث نشد در تحلیل نراقی تغییری ایجاد شود ، همان منطق و رویکرد خود را ادامه داد و آن را با امری روشنفکرانه توضیح داد.

محمدی با بیان جمله نراقی که «درست است که من شکست خوردم اما شکست خوردگان هم در تاریخ جایی دارند، عنوان کرد: موضع نراقی روشنفکرانه بود نه جامعه شناسانه. در علم و فلسفه شکست معنایی ندارد و این روشنفکر است که می تواند پیروز شود یا شکست بخورد.
وی به دسته بندی روشنفکران پرداخت: اول منورالفکرهای عصر پیش از مشروطه ، دوم روشنفکران چپ سوم ضد روشنفکری و روشنفکران دینی چهارم روشنفکران ادبی و پنجم روشنفکری دانشگاهی که بعد از انقلاب ظهور کرد و به کلی از چهار دسته اول که پیش از انقلاب فعال بودند، جدا شد و خاستگاه جدیدی از روشنفکری بود. این دسته اخیر، به توسعه روشنفکری دانشگاهی و علوم انسانی پرداختند و با اینکه معطوف به مبارزه نیستند ولی علوم انسانی را به سمت سیاست و قدرت سیاسی رانده اند.

وی ادامه داد: روشنفکری نظام شناختی نیست و جایگزین نظام دانشگاهی هم نیست و نمی تواند جایگزین فعالیت آکادمیک شود. روشنفکران، روحانیون و فعالان اجتماعی بخشی از واقعیت عمل هستند و می کوشند تا راه بسته عمل را بگشایند. اما جامعه شناس می خواهد راه بسته شناخت را بگشاید و مسیر مسدود تفکر اجتماعی را باز کند.

محمدی در پایان اظهار کرد: اگر روشنفکران توصیفی از وقایع و امور هم ارائه کنند عمدتاً معطوف به عمل است و توضیحات روشنفکران بخشی از عمل به حساب می آید و به چارچوب های روش شناختی نمی توانند پایبند باشند.

**نراقی یک کنشگر مرزی بود
سخنرانی بعدی نشست سید حسین سراج زاده رئیس انجمن جامعه شناسی ایران بود که در ابتدای سخنان خود تاکید کرد: نوعاً افرادی که جامعه شناسی را به عنوان حرفه آکادمیک خود انتخاب می کنند با دغدغه های روشنفکرانه یعنی دغدغه هایی فراتر از صرف شناخت و بهره برداری از شناخت برای بهبود جامعه وارد این رشته می شوند. جامعه شناسان عمدتاً علاوه بر مساله شناخت دغدغه تغییر دارند فارغ از اینکه خود کنشگر مستقیم باشند.

وی ادامه داد: در این همایش ها ما باید به این مساله بپردازیم که معاصران ما با چه دشواری های ذهنی‌ را‌جع به ایران مواجه بودند و چه کوشش های عملی و نظری برای شناخت و بهبود زندگی مردم به کار بردند. با استفاده از میراث آنها دستگاه های شناختی و راهکاری بهتری به نظر ما خواهد رسید.

سراج زاده درباره نراقی گفت: خود او دغدغه های جدی روشنفکرانه داشت و انتخاب جامعه شناسی برای او از این منظر بود. البته مشی عملی خیلی متفاوت از جریان های دوران خود بود. تلاش برای نهادمند کردن علم جامعه شناسی و علوم اجتماعی در نظام آکادمیک ایران مهم ترین کار او بود در اینجا باید به نقش ویژه ایشان در تاسیس موسسه تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران در سال 1337 اشاره کرد.

وی نراقی را کنشگری مرزی دانست و افزود: او تعاملاتی با قدرت صاحب نفوذ داشت و از سوی در آکادمی نقش ممتازی داشت و از این دو برای نهادینه کردن علم اجتماعی در ایران استفاده کرد و اعتقاد داشت جریان اگر به نهاد تبدیل نشود نمی تواند اثرگذار باشد.

رئیس انجمن جامعه شناسی ایران عنوان کرد: روزگاری بر اساس یک دیدگاه چپ گرایانه افراطی در سطح جهانی و کشور، به کوشش های کسانی که موضع انقلابی برای تغییر نداشتند به چشم حقارت نگریسته می شد اما دانش جامعه شناسی در محافظه کارترین روایت از آن هم، دغدغه بهبود شرایط جامعه و مردم را دارد. نراقی هم با اینکه متعلق به سنت محافظه کاری بود اما دغدغه اصلاح و بهبود ایران را داشت.

سراج زاده در پایان خاطرنشان کرد: در ایران که ما با یک سیستم سرکوبگر طرف هستیم و محدودیت های جدی برای جریان های آزاد وجود دارد نقش کنشگرهای مرزی بسیار برجسته است و احسان نراقی در دوره ای این نقش مهم را به خوبی ایفاء کرد.

**نراقی، سوژه سر به زیر دانشگاهی نشد
سخنران دیگر این همایش مقصود فراستخواه جامعه شناس و استاد دانشگاه بود که در ابتدای صحبت های خود عنوان کرد: غلبه ارزش های اداری و کاربردی بر ارزش های وجودی، معرفتی، ارتباطی و...، معضلی جدی برای کیان علوم اجتماعی در ایران است و حیات اجتماعی ما را تهدید می کند. ما نیاز به فلسفه، ادبیات، علوم فرهنگی و اجتماعی و...، داریم با اینکه اصلاً ارزش اداری و کاربردی ندارند، دارای ارزش غایی هستند. اگر علوم اجتماعی نباشد چگونه امکان هدف های ما مشخص می شود؟

وی با اشاره به نقش نراقی در تاسیس موسسه تحقیقات اجتماعی عنوان کرد: این کار، پاسخگویی خلاق به تجربه شکست ملی بود و نشان داد که علوم اجتماعی زنده است. این حرکت در پاسخ به شکست نهضت ملی به وجود آمد و حس و فکر ملی در پس ذهن موسسان آن بود و از طریق تعاملات بین نسلی و درون نسلی و حتی بین رشته ای به وجود آمد.

وی ادامه داد: شواهد نشان می دهد که علوم اجتماعی در ایران در حد توان خود با دشواری کوشیدند که ما شرایط را بهبود بخشند و خود را به مساله ایران معطوف کنند. هرچند مقامات و سیاست گذاران در زمان مورد نیاز به راه حل های جامعه شناسان که معطوف به رهایی بود، توجه نکردند و نمی کنند. اگر در ایران مرجعیت علمی برقرار بود و اگر سیاست های رسمی از اصحاب علوم اجتماعی انتقادی وقعی می نهاد خیلی از حوادث بد در تاریخ ما رخ نمی داد.

این استاد دانشگاه اظهار کرد: در این زمینه ما با دو سطح مشکلات درگیریم؛ یکی در خود علوم اجتماعی و فرهنگی رخنه کرده است و مربوط به نظام تحقیق ناکارآمد؛ مدیریت نامطلوب و... است و سطح دیگر در بیرون علوم اجتماعی دیده می شود. ساختار و بافت قدرت، فساد تکنوکراتیک، فرهنگ عمومی و...، باعث شده که اثرگذاری علوم اجتماعی کاسته شود.

فراستخواه گفت: نراقی در سال 1345 و همزمان با متفکران سایر کشورها، بحث فرار مغزها را مطرح کرد؛ یعنی او درست در کران دانش حرکت می کرد و از آن کنش آکادمیک در می آورد. از مساله فرار مغزها نتیجه می گیرد که هیات امنا برای دانشگاه نیاز و تلاش می کند که آن را وارد قانون کند تا دانشگاه به شکل اداری مدیریت نشود.

این جامعه شناس اظهار کرد: در ایران علوم اجتماعی مجبور به سکوت شده است و یک نوع سانسور اجتماعی آن را به سمت علم الاجتماع سکوت و علم مقفل (قفل) شده حرکت داده است. به تعبیری در ایران اکنون هیچ کتاب خطرناکی نوشته نمی شود. البته در گذشته کنشگرانی تن به سوژه سر به زیر دانشگاهی شدن، ندادند و علوم اجتماعی در دوران هایی تن به حاشیه نشینی نداده است.

وی ادامه ادامه داد: نراقی آینده اندیشی و آینده پژوهی انجام داد و همزمان با دنیا خواست برای ایران افق 20 سال بنویسد. تحقیقاتی انجام داد و برنامه آموزشی پیشنهاد داد اما نتایج آن منتشر نشد و علوم اجتماعی انتقادی مورد اقبال واقع نشد.

فراستخواه در پایان گفت: اصحاب علوم اجتماعی از جمله نراقی به علم اجتماعی نگرش یوتوپیک داشتند و حس مسئولیت علمی برای افشای مشکلات و محنت ها و کوشش آنها برای رفع این مشکلات بود. از بین رفتن این حس در وضعیت فعلی اهمیت دارد وگرنه محدودیت ها همیشه بوده اند! و قدرت هیچ گاه با علوم اجتماعی کنار نمی آید. مساله این است که خود اصحاب علوم اجتماعی می خواهند سوژه های سر به زیر باشند یا در نقد، درک و رفع مشکلات حرکت کنند.

**حس عاملیت و روح کنشگری در نراقی برجسته است
سخنران دیگر این همایش سید ضیاء هاشمی استاد دانشگاه و مدیرعامل خبرگزاری ایرنا بود که در ابتدای صحبت های خود گفت: نراقی از دو هویت اجتماعی برکنار بود؛ یکی دانشمند سر به زیر و منزوی و دیگری کارمند منقاد و منفعت طلب بودن. پرهیز دارد که یک نقاد منزوی تنزه طلب باشد و یک زندگی آرام دانشگاهی داشته باشد. این وضعیت بینابینی یک محقق موثر و متعهد از او ساخت که صرفاً نقاد نیست و رویکرد ایجابی هم دارد.

وی ادامه داد: نراقی از یک خانواده مذهبی و سنتی می آید ولی برای تحصیلات به تهران و سوئیس می رود؛ از همین جهت یک موقعیت ارتباطی بینابینی سنت و مدرنیته دارد. در تعلقات سیاسی و اجتماعی خود هم در دوره جوانی در فضای حزب توده است و بعد نگاه دیگری پیدا می کند. در تجربه علمی و آموزشی هم بینابینی است هم حقوق می خواند هم جامعه شناسی هم فلسفه و در یک نقطه متوقف نمی شود. او یک استاد و یک مدیر است و وضعیت چندگانه دارد.

هاشمی افزود: نراقی در نقش دانشگاهی و آکادمیک خود هم نقش میانجی و واسط دارد و در سیاست هم اگرچه کنشگر سیاسی نیست اما از سیاست برکنار هم نیست. نراقی حلقه پیوندی است که دانشمند و سیاستمدار را بهم پیوند می زند. رویکرد انقلابی ندارد و عملگراست و از تجربه، دانش و پیوندهای خود استفاده می کند و کارها را پیش می برد.

مدیرعامل خبرگزاری ایرنا اظهار کرد: حس عاملیت و روح کنشگری در نراقی بسیار برجسته است. او می خواهد دغدغه های دانشگاهی را با جامعه شناسی کاربردی پیش ببرد؛ رویکرد انتزاعی ندارد و علم را با واقعیت عینی پیوند می زند. مخاطب او فقط دانشجویان نیستند و با اثرگذاران جامعه و مردم به گونه های مختلف تعامل می کند.

وی ادامه داد: در مدیریت علمی خود تلاس می کند حلقه اتصالی شود که محصولات همکاران خود را به مسئولان عرضه کند و رویکرد نقد همدلانه دارد نه براندازانه و انقلابی. او هرگز دچار یأس و تنزه طلبی نمی شود. او به عنوان الگوی موفقی است که رو به انزوا نبوده و دانشمندی را با مسئولیت و تعهد اجتماعی حفظ کرده است.

این استاد دانشگاه درباره کارهای احسان نراقی عنوان کرد: در جامعه شناسی شهری حدود 100 کار پژوهشی انجام داد که علاوه بر توصیف، دست به تجویز هم می زند. زمینه های دیگر کاری او مسائل روستایی، عشایر و...، بود.

وی در پایان خاطرنشان کرد: نراقی حوزه های مختلف را بین دانشگاه های ایران و خارج، متن جامعه و دستگاه‌های اجرایی برقرار می کند و ادبیاتی ایجاد می کند که هنوز وامدار او هستیم. نراقی نمونه ای از متخصص متعهدی است که اثرگذار هم می شود.
**م .م **1601**

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال