آموزش و دوزبانگی در ایران - مهدی حمیدی شفیق*

تهران- ایرناپلاس- در جهان امروزی پدیده دوزبانگی یا چندزبانگی نه امری استثنایی، بلکه یک قاعده جهان‌شمول است، اما برخی ملاحظات سیاسی و فرهنگی به‌خصوص در دوران شکل‌گیری دولت-ملت مدرن باعث شده تنها یک زبان که معمولاً زبان قوم مسلط است، به‌عنوان زبان رسمی و آموزشی کشور مورد استفاده قرار گیرد.

ایران از جمله کشور‌های برخوردار از تنوع زبانی و قومی است. طبق آمار سال 1355 در ایران، 11 گروه یا جامعه زبانی مشخص شده است. شایان ذکر است ایران در مقایسه با 200 کشور فعلی جهان به طور نسبی از بیشترین تنوع قومی برخوردار است، چنانکه در مقوله تنوع زبانی و قومی در جهان با 24 درصد همانندی در رتبه 16 قرار دارد و کره شمالی و کره جنوبی با 100 درصد همانندی در رتبه نخست قرار گرفته و تانزانیا با هفت درصد همانندی در پایین‌ترین مکان این لیست قرار دارد. در این میان با توجه به آمار و ارقام ارائه شده در مورد جمعیت افراد دوزبانه و چندزبانه در جهان کنونی، دوزبانگی یکی از مباحث بسیار مهم در سیاست‌های آموزشی است.

**آموزش دوزبانه

طبق تعریف اندرسون و بویر، آموزش دوزبانه آموزشی است که در آن تأکید بر آموزش از طریق دو زبان است. البته در اینجا باید به یک نکته مهم توجه کرد؛ آن هم تفاوت «آموزش به زبان مادری» و «آموزشِ زبان مادری» است. منظور از «آموزش زبان مادری» این است که زبان مادری به‌عنوان یک واحد درسی در کنار مواد درسی دیگر در مدرسه مورد تدریس قرار بگیرد، اما «آموزش به زبان مادری» معنایی متفاوت دارد، با این توضیحات باید گفت: آموزش دوزبانه متکی بر «آموزش به زبان مادری» است. در حقیقت باید گفت آموزش دوزبانه یادگیری از طریق کاربرد دو زبان است، به‌طوری که هر دو زبان برای یادگیری ماده درسی خاصی استفاده گردد. طبق این تعریف اگر فردی زبان دیگری غیر از زبان مادری خود را در مدرسه آموزش ببیند، به‌هیچ‌وجه شامل آموزش دوزبانه نمی‌شود. همچنین یادگیری زبان دوم به‌عنوان یک ماده درسی در کنار دروس دیگر نظیر ریاضیات یا علوم نیز نمی‌تواند کل مفهوم آموزش دوزبانه را برساند.

**آموزش تک‌زبانه؛ عواقب و پیامد‌ها

کودکانی که آموزش آن‌ها به زبانی غیر از زبان مادری صورت می‌پذیرد، همیشه با مشکلاتی در مدرسه مواجه می‌شوند که بخش عمده آن ناشی از عدم ارتباط با زبان رسمی و آموزشی است که اشتاین آن را «فقر فرهنگی» می‌نامد. براساس این نظریه، دانش‌آموزانِ با فقر فرهنگی، دانش‌آموزانی هستند که دارای زمینه‌های فرهنگی غیرهمسان با گروه حاکم هستند و معمولاً این گونه دانش‌آموزان در مدرسه با مشکلات آموزشی مواجه می‌شوند.
امروزه این قانون که تک‌زبانگی و آموزش به زبان رسمی یک متد آموزشی موفق در جهان است، به زیر سؤال رفته، چرا که این متد آموزشی نه‌تنها موجب کاهش عملکرد تحصیلی و افت تحصیلی در میان دانش‌آموزان دوزبانه می‌شود، بلکه پیامد‌های عاطفی و شناختی ناگوار را هم برای آن‌ها در پی دارد. اگر واقعاً هر دو زبان با یکدیگر متفاوت باشند، ارتباط بین معلم و شاگرد قطع خواهد شد و قطع ارتباط منجر به عدم درک مطلب و افت تحصیلی می‌شود. به اعتقاد بلانک و هامر، کودکی که زبان مادری را در یک فرآیند تدریجی و در ارتباط مستقیم با محیط اطراف خود فراگرفته است، در ابتدا زبان برای او کارکرد عاطفی و ارتباطی دارد و سپس از آن برای توسعه شناختی بهره می‌گیرد. به نظر وی، وقتی کودک با داشتن یک دانش ناقص از زبان دوم، وارد مدرسه می‌شود و به‌جای استفاده از کارکرد‌های عاطفی و اجتماعی زبان، از کارکرد‌های شناختی آن استفاده می‌کند، در نتیجه در توسعه زبانی کودک خدشه وارد می‌شود.
کودکانی که مدرسه را با محرومیت‌های زبانی شروع می‌کنند، نه تنها در بیان مطالب و مفاهیم، مهارت‌های زبان، املا و انشا مشکل دارند، بلکه به‌طور کلی ارائه تفکر ذهنی پیشرفته برای آن‌ها با اشکال مواجه است. وقتی آموزش به زبانی غیر از زبان مادری کودک انجام شود و زبان آموزشگاه با زبان پیرامون کودک متفاوت باشد، آموخته‌های آموزشگاهی در محیط بیرون از آن به گونه‌ای شایسته تکرار و تمرین نمی‌شوند، این خود موجب می‌شود که این کودکان هرگز نتوانند خواندن و نوشتن مناسب را به زبان خود کسب کنند و عواطف خود را نیز با زبان دوم نمی‌توانند به خوبی ابراز کنند. دوگانگی زبان خانه و آموزشگاه پدیده‌ای جهانی است. کودکانِ اقلیت زبانی وقتی به زبانی غیر از زبان مادری خود آموزش می‌بیند، در مقابل از دست دادن موقعیت و عزت‌نفس آسیب‌پذیر می‌شوند. زبان و فرهنگ خانه در مدرسه بی‌اعتبار تلقی شود. نظام مدرسه و معلمان ممکن است، پنهانی یا آشکار، زبان مادری کودک را طرد بکنند و این بر انگیزه و علاقه کودک در تکالیف مدرسه و در نتیجه بر عملکرد آن‌ها تأثیر منفی بگذارد.

**آموزش دوزبانه، پیامد‌ها

مطالعات انجام شده در کشور‌هایی که سیاست‌های دوزبانی مناسبی اعمال نموده‌اند، نشان‌دهنده نتایج و پیامد‌های مثبت این سیاست‌های آموزشی است. برخی مطالعات علمی دوزبانگی را عاملی برای انعطاف‌پذیری ذهن و خلاقیت فکری و برتری در تفکر واگرا قلمداد می‌کنند. وقتی زبان خانه در مدرسه مورد استفاده قرار می‌گیرد، این احتمال وجود دارد که درک کودک از هویت، عزت‌نفس و خودپنداره خود ارتقا یابد. آموزش دوزبانه به رشد روابط بین گروه‌های اقلیت و اکثریت از طریق ارتقای درک و فهم و احترام بین‌فرهنگی کمک شایانی می‌کند. در کل آموزش دوزبانه، به ایجاد غرور و خودپنداره مثبت در دانش‌آموزان اقلیت زبانی، ادغام بهتر کودک با محیط مدرسه و جامعه، تساهل و تسامح بیشتر نسبت به پذیرش افراد و فرهنگ‌های دیگر، رشد شناختی، عاطفی، هیجانی و اجتماعی بیشتر و بهتر، یادگیری آسان زبان جدید، تقویت ارتباط قوی بین خانه و مدرسه و پاسخگویی به نیاز‌های ارتباطی و افزایش سرمایه اجتماعی و فرهنگی افراد، منجر می‌شود.

**آموزش دوزبانه، تجربه‌های جهانی موفق

اگرچه بسیاری از مخالفان سیاست‌های آموزش دوزبانه، این مدل آموزشی را عامل تضعیف انسجام اجتماعی و ملی و از لحاظ اقتصادی هزینه‌بر می‌دانند، اما نتایج تحقیقات و مطالعات انجام شده در کشور‌هایی که سیاست‌های آموزشی دوزبانی مناسبی را اعمال کرده‌اند، نشان‌دهنده نتایج و پیامد‌های مثبت این سیاست‌های آموزشی است. در سوئد سه نوع برنامه آموزشی برای کودکان اقلیت زبانی اجرا می‌شود: الف) این کودکان می‌توانند وارد مدارس عادی آموزش عمومی شوند. مواد آموزشی این مدارس برای کودکان سوئدی فراهم شده است. ب) کودکان اقلیت زبانی می‌توانند از کلاس‌هایی با آموزگاران و دانش‌آموزان سوئدی استفاده کنند و در کنار آن از کلاس‌هایی با آموزگاران و دانش‌آموزان هم‌زبان خود بهره ببرند. پس از پایان دبستان، فقط زبان سوئدی در آموزش به کار می‌رود. ج) آموزش به زبان مادریشان انجام بگیرد و زبان سوئدی را به‌عنوان زبان دوم بیاموزند.
یک تحقیق معتبر نشان می‌دهد در فیلیپین سیاست دوزبانه موجب پیشرفت تحصیلی بیشتر دانش‌آموزان شده است. نتایج تحقیقات مختلف در مورد آمریکا هم حاکی از آن است که تعلیم و تربیت دوزبانه در آمریکا، دوزبانگی مربوط به کودکانِ اقلیت‌زبان را به طور اثربخش ارتقا می‌بخشد و نسبت به برنامه‌های انگلیسی یک زبانه بهتر است. در کانادا چندفرهنگ‌گرایی به رسمیت شناخته می‌شود و دولت تلاش‌های زیادی را در راستای حمایت و پاسداری از زبان و فرهنگ اقوام مختلف به عمل می‌آورد که آموزش به زبان مادری یکی از مهم‌ترین آن‌هاست. شاید این وضعیت در نگاه اول، از نظر ما باعث تضعیف هویت کانادایی و افزایش جنبش‌های واگرایانه‌ قومی شود، اما کانادا یکی از باثبات‌ترین کشور‌های جهان است که با تکیه بر چندفرهنگ‌گرایی توانسته به مطالبات فرهنگی مردمان فرانسه زبان در کِبک پاسخی مناسب دهد.

**آموزش دوزبانه، چالش‌های پیش‌رو

آموزش دوزبانه، در کانون بسیاری از منازعات سیاسی و ایدئولوژیک قرار دارد. برسک می‌نویسد: «آموزش دوزبانه با یک پارادوکس مواجه است. هنگامی که این نوع آموزش در مدارس خصوصی و برای فرزندان نخبگان سراسر جهان به کار گرفته می‌شود، به عنوان یک روش آموزشی معتبر پذیرفته می‌شود، اما هنگامی که مدارس دولتی آن را برای دانش‌آموزان اقلیت‌های زبانی در طول 50 سال گذشته به اجرا در می‌آورند، موضوعی بحث‌برانگیز می‌شود.» با این اوصاف، اگرچه موضوع دوزبانگی در نگاه نخست صرفاً یک موضوع آموزشی و تربیتی به نظر می‌رسد، اما در واقع با ایدئولوژی‌های سیاسی پیوند دیرینه‌ای دارد و تصمیم‌گیری در مورد اجرایی‌سازی آن تابع سیاست‌های کلان کشوری است.
در مورد ایران به‌طور قطع مهم‌ترین مانع پیش‌ رو، مخالفت و ممانعت دولتمردان و سیاست‌گذاران کشور است. از نظر این دولتمردان، پذیرش این مدل آموزشی، منجر به تضعیف مبانی هویت ملی و انسجام اجتماعی خواهد شد و در پایان به شکل‌گیری جنبش‌های قومی و جدایی‌طلبانه منجر خواهد شد. در این زمینه تجربه کشور‌های دیگر که از نقطه‌نظر تنوع فرهنگی و زبانی در شرایطی مشابه ایران قرار دارند، می‌تواند بهترین پاسخ به این دل‌نگرانی باشد.
کودکان متعلق به اقلیت‌های زبانی وقتی در مدرسه با عدم توجه به زبان مادری خود مواجه می‌شوند و به خاطر فرهنگ و زبان متفاوت خود مورد تحقیر و تمسخر قرار می‌گیرند، بیشتر درمعرض خصومت و تنفر از زبان و هویت تحمیلی قرار می‌گیرند و این مسئله در ترکیب با نارضایتی‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی می‌تواند منجر به شکل‌گیری جنبش‌های قومی شود. در اصل، انکار هویت فرهنگی و زبانی در ایران در عمل منجر به افزایش عمق شکاف‌های اجتماعی می‌شود.
اما یکی دیگر از چالش‌های پیش‌رو برای آموزش دوزبانه در ایران، ابهام قانونی یا فقدان قوانین اجرایی در زمینه تعلیم و تربیت دوزبانی است. تنها قانون موجود در زمینه تعلیم و تربیت دوزبانی اصل 15 قانون‌اساسی است، مبتنی‌بر اینکه: «.. استفاده از زبان‌های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه‌های گروهی و تدریس ادبیات آن‌ها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است.» اگرچه این اصل مصرح قانون‌اساسی ایران تاکنون به خاطر برخی از ملاحظات سیاسی و فرهنگی به مرحله اجرا درنیامده است، اما باید گفت: اجرایی‌سازی این اصل، نمی‌تواند ضامن «آموزش به زبان مادری» باشد، بلکه این اصل بیشتر ناظر بر «آموزش زبان مادری» است. آموزش دوزبانه در ایران مستلزم تهیه و تدوین قوانین لازم‌الاجرا از طرف سیاست‌گذاران است و فقط در این صورت می‌توان امیدوار بود که آموزش اقلیت‌های زبانی در ایران از طریق زبان مادری صورت بگیرد.

منابع:
1. باطنی، محمدرضا، زبان و تفکر، تهران: فرهنگ معاصر، 1373،
2. حسینی، میرقادر، زبان‌شناسی (درآمدی بر زبان و جامعه)، ترجمه محمد طباطبایی، تهران: آگه، 1376،
3. براهنی، محمدتقی، پیامد‌های شناختی دوزبانگی، سمینار ابعاد دوزبانگی، تهران، 1371،
4. میگوئل، سیگوان و دیگران، آموزش و مسائل دوزبانگی، ترجمه اصغر واقدی و دیگران، تهران، ادیب‌پور، 1369،
5. چسون، جین، روانشناسی زبان، ترجمه عبدالخلیل حاجتی، بی‌نا، 1373


--------------------------------------------------------------------------
* دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی تبریز
نشریه نسیم، دانشگاه علوم پزشکی تبریز (با تلخیص)

**اداره کل اخبار چندرسانه‌ای**ایرناپلاس**

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال