رصد موازنه عرضه و تقاضا در اقتصاد موسیقی ایران

می توان قطب را جهنم کرد؛ اگر...

تهران- ایرنا- موسیقی در ایران، در زمان های دور که تنها جنبه اجرایی داشته و هنوز موضوع نشر آن به صورت صوتی، تصویری و حتی مکتوب مطرح نبوده است، خدمتی تلقی می‌‌شد که در اختیار افرادی خاص بود و طبعا به عنوان یک پدیده یا عامل اقتصادی برای عامه مردم مطرح نبود.

به گزارش روز یکشنبه خبرنگار فرهنگی ایرنا، اما در یک قرن اخیر که نشر موسیقی موجب شد به آرامی نوعی تقاضای فراگیر در میان مردم برای بهره‌گیری از خلاقیت‌های این هنر شکل بگیرد، موسیقی نیز به عنوان کالای اقتصادی وارد سبد تقاضای مردم شد. به همین دلیل نشر آثار موسیقایی در گونه‌های مختلف براساس ذائقه و علایق گروه‌های مختلف اجتماعی و سنی، بازاری را ایجاد کرد که در شرایط و موقعیت‌های مختلف اجتماعی اوج و فرودی را طی کرده است.
«ویکتور برگن» نظریه‌پرداز در علم اقتصاد هنر می‌گوید: «پدیده‌ای که در جامعه وجه اقتصادی به خود بگیرد، به ‌نیازی برای بخشی از آن تبدیل می‌شود و با دو مقوله عمده یعنی عرضه و تقاضا مواجه است که در شرایط مختلف براساس کمیت هر یک از دو مولفه «عرضه» و «تقاضا»، قیمت آن کالا یا خدمات تعیین می‌شود.»

** مثلث قدرتمند عرضه موسیقی
اما برای درک بهتر و یافتن مسیری قابل اعتماد در جهت رصد موازنه عرضه و تقاضا در اقتصاد موسیقی ایران ابتدا لازم است تا شناختی از معنای دقیق عرضه و تقاضا و در نهایت قیمت کالایی هنری چون اثر موسیقایی به دست آوریم تا بتوانیم به جایگاه اقتصاد آن از منظری صحیح بنگریم.
مراحل مختلف تولید یک اثر موسیقایی برای عرضه به بازار هدف (متقاضیان آن) از سه مرحله کلی «آهنگسازی»، «اجرا و نشر» و «سرمایه گذاری» تشکیل می‌شود.
محمد سریر آهنگ‌ساز، موسیقیدان و رئیس هیات مدیره خانه موسیقی ایران در تشریح این اجزا می‌گوید: آهنگسازی می‌تواند با سفارش متقاضی و یا با انگیزه شخصی آهنگساز انجام شود. پر واضح است وقتی که این تولید براساس سفارش تولیدکننده انجام شود بررسی‌های اولیه اقتصادی برای عرضه آن و میزان تقاضا، با توجه به قیمت و شرایط عمومی بازار در همان مقطع یا مناسبت خاص قابل سنجش است تا بتواند در بازار به موفقیت اقتصادی یا تامین حداقلی هدف اولیه سفارش دهنده را در برگیرد.
خالق آلبوم‌های موفقی چون «رویای رنگین» و «رویای دیگر» درباره مرحله اجرا و نشر در مسیر تولید اثر موسیقایی یادآور می‌شود: اجرای یک اثر می‌تواند تنها برای برگزاری یک کنسرت فراهم شده باشد که ناگفته پیداست در این صورت عرضه و تقاضا در محل اجرا شکل گرفته و اثرات اقتصادی آن به دوره اجرای آن کالای هنری باز می گردد. البته در مواردی که از اجرای انجام شده اقدام به تهیه و انتشار نوارهای صوتی و تصویری می‌شود می‌توان بازار جدیدی برای آن محصول در مجموعه یک فعالیت هنری - اقتصادی متصور بود. در نهایت در بخش سرمایه‌گذاری هم در بخش نشر آثار، انگیزه‌های ویژه‌ای را با خود به همراه دارد که از مهم‌ترین آنها پذیرش ریسک «خواب سرمایه» و میزان انتظار از بازگشت سرمایه و سود آن است.

** تقاضا با چاشنی ریسک پذیری
سیدمحمد معتمدی خواننده شناخته شده ارکستر ملی ایران درباره مقوله «تقاضا» در بازار موسیقی با تاکید بر این مساله که تقاضای آثار موسیقایی در بازار ایرانی به عوامل مختلف و پیچیده‌ای مرتبط است که پیش‌بینی و برنامه‌ریزی برای آن برای تولیدکنندگان این آثار (کالای موسیقایی) بسیار حایز اهمیت است، می‌گوید: «از آنجایی که بخش مهمی از مسیر ارائه آثار موسیقایی در ایران برای متقاضیان آن (بازار هدف) با شرایط اجتماعی و عدم اطمینان از دستیابی به مجوزهای نشر پیوند دارد؛ مسلم است «ریسک» سرمایه‌گذاری در بازار ایران برای تولید کالای هنری مانند موسیقی بالا می‌رود که این عامل انگیزه‌های فعالیت در این بخش را برای سرمایه‌گذاران محدود می‌کند. هر چند نباید فراموش کرد که به دلیل قدرتِ بخش دولتی در بازار هنر ایران در قیاس با بخش خصوصی، در این میان معدود ناشرانی مرتبط با نهادهای دولتی با انگیزه و طرح عنوان «نشر اثر فرهنگی فاخر یا ارزشی» با نگرانی کمتری در بازار آثار موسیقایی فعالیت می‌کنند و می‌توانند از حمایت‌های مالی در شرایط نامناسب بازار برخوردار باشند.
خواننده آلبوم های ماندگاری چون «ای عاشقان» و «وطنم ایران» ادامه می‌دهد: رونق بازار تقاضای یک اثر موسیقایی به عوامل مختلفی از جمله امکانات تبلیغی از طریق رسانه‌های صوتی و تصویری و نشریات، فرصت حضور در هنگام وجود خلاء برای نوعی از موسیقی در بازار، بهره‌گیری از حضور هنرمندان سرشناس در تولید، کیفیت فنی تولید و توزیع به موقع و گسترده اثر همزمان با تبلیغ رسانه‌ای و سرانجام معیار هنری اثر که ضامن استمرار فروش آن در بلندمدت است، بستگی دارد.

** اما و اگرهای قیمت
اما نمی‌توان درباره رصد موازنه عرضه و تقاضا در اقتصاد موسیقی ایران صحبت کرد و از کنار مقوله ای به نام «قیمت کالای هنری» به سادگی گذشت. به ویژه آنکه بر این مساله تاکید داشته باشیم که موضوع قیمت آثار موسیقایی از اهم مواردی است که می‌تواند موجب تشویق یا تهدید انگیزه‌های تولید به ویژه در ارتقای کیفیت آن آثار باشد.
سریر در این‌باره معتقد است: امکان سرمایه‌گذاری با قیمت‌های کنونی و امید به بازگشت سرمایه و حداقل سود در «تیراژهای» بسیار بالا میسر می‌شود و آن نیز بدون برخورداری ا‌ز حمایت‌های تبلیغاتی و رسانه‌ای تقریبا ناممکن است. درست به همین دلیل است که تولیدکنندگان امتیاز ویژه‌ای برای هنرمندانی که امکان پخش رسانه‌ای آثارشان فراهم باشد قائل هستند و عملا میدان برای ورود هنرمندان جوان و جدید به این بازار بدون دستیابی به مجرایی جهت معرفی توانایی‌‌های خود به مخاطبان (متقاضیان کالای هنری) تنگ‌تر می‌شود.
در مقابل، معتمدی با پذیرش صحت صحبت‌های سریر درباره عواملی که در پایین نگه داشتن قیمت آثار موسیقایی موثرند، می گوید: توجه داشتن به جایگاه محصولات فرهنگی در سبد مصرف خانواده که این امر با سطح توسعه‌یافتگی کشورها و توجه دولت به ترغیب جامعه به «انتقال و جابه‌جایی» الگوی مصرف خانواده از مواد مصرفی و تزیینی به تولیدات فرهنگی (موسیقی و دیگر کالاهای فرهنگی و هنری) ارتباط مستقیمی دارد. در این میان نباید فراموش کرد که سطح درآمد سرانه در این گونه کشورها، زمینه را اعمال این گونه سیاست‌ها سهل یا صعب می کند.

** آرزویی شدنی...
در پایان ذکر این نکته خالی از لطف نیست که هر چند اقتصاد موسیقی در دنیای امروز جدا از جهات فرهنگی آن که به هر روی از نظر عیار هنری تنزل کرده است اما در بعد اقتصادی بازار بسیار پرسودی در جهان به شمار می‌رود؛ اما متاسفانه پایبندی به اصول فرهنگی و اخلاقی نشر و فعالیت در بازار فرهنگ و هنر به نحوی که در دهه‌های قبل اعتبار محسوب می‌شد، به سبب پدیده‌های شومی مانند قاچاق محصولات فرهنگی یا عدم توجه به حقوق مالکیت معنوی آثار، روز به روز کمرنگ‌تر می‌شود. همین شرایط است که سبب می شود ناشران برای ادامه حیات خود کم‌کم از آن اعتبار و اعتقاد به حفظ موازین فرهنگی در فعالیت‌های خود فاصله بگیرند.
درست در این بزنگاه است که لزوم تدوین و اجرای قوانین متقن توسط بخش دولتی برای برنامه‌های به روز و بلندمدت خود، متناسب با تحول ابزارهای فرهنگی کنونی در جهان و توجه به آنچه که در قرن تحول عظیم ارتباطات می‌گذرد، بیش از هر زمانی الزامی‌تر به شمار می‌آید. در این میانه در کشوری 80 میلیونی و ظرفیت‌های اقتصادی قابل توجه و برخوردار از گرایش و انگیزه حضور در بازار موسیقی به عنوان یک تقاضای موثر از یک سو و زمینه‌های مطلوب عرضه از جهت کمی و کیفی برای تولید آثار مناسب فعالیت در حوزه اقتصاد موسیقی نباید با ابهام و تردید تولیدکنندگان سنتی، امتناع تولیدکنندگان و علاقه‌مندان جدید برای سرمایه‌گذاری در این حوزه روبه‌رو باشد.
اتفاقی که سایه تلخ آن تا امروز هم قابل مشاهده است اما امید آن می‌رود تا با برنامه ریزی‌های صورت گرفته و اقدامات انجام شده در کوتاه مدت، شاهد استمرار آنها تا برچیده شدن آن سایه تلخ برای رونق هر چه بیشتر بازار محصولات فرهنگی و هنر مان باشیم.
فراهنگ**9266** 9053

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال