دانشگاه جامعه پرداز و جامعه پردازی دانشگاه-علی باقر طاهری نیا*

بی تردید یکی از مهم ترین دستاوردهای بشر، تأسیس نهادی به نام دانشگاه است. این دستاورد بزرگ بشر در گذر زمان در دو حوزه ساختار و مأموریت دستخوش تحولات بزرگی شده است که از آن به نسل های مختلف دانشگاه یاد می شود.

نسل نخست دانشگاه ها با تمرکز بر روی انتقال معلومات و آموزش به فراگیران، به عنوان دانشگاه آموزش محور شناخته شد.
مدتی بعد دانشگاه ها با تغییر مسیر و اصلاح رویکرد خود از آموزش به تحقیقات، نسل دوم دانشگاهی یعنی دانشگاه پژوهش محور را شکل دادند. با گذر زمان و تغییر انتظارات از بروندادهای دانشگاه و شکل گیری نیازهای نوپدید از سال های نخست دهه هفتاد میلادی نسل جدید دانشگاه ها به عنوان دانشگاه مهارت آموز یا کارآفرین در عرصه ظاهر شد. این نسل جدید دانشگاه ها بر سه پایه شکل گرفت شامل ایجاد اشتغال، کاهش اتکا به اعتبارات و منابع دولتی و توانمند سازی دانش آموختگان بود.
نسل سوم دانشگاه (به تعبیر وسیما Wisema) یا نسل دانشگاه کارآفرین (به تعبیر کلارک Clark) بر خلاف آن چه انتظار می رود که گامی فراتر از نسل اول و دوم دانشگاهی باشد؛ به نظر می رسد برخاسته از نگاه فردمحور و اتکا به منفعت مادی افراد، تعریف و تأسیس شده است. در بهترین حالت ممکن دانش آموخته دانشگاه نسل سوم بهترین کارآفرین خواهد بود. یعنی بستر اشتغال را برای جمعی از جویندگان کار فراهم خواهد کرد؛ ولی آیا به راستی این سطح از مطلوبیت همان وضع ایده آل و موعود است که از دانشگاه می توان انتظار داشت؟! آیا همه آن چه از دانشگاه می توان انتظار داشت همین است؟!
پرسش دیگر این که با چنین تعریفی از دانشگاه نسل سوم آیا همه دانش آموختگان در حوزه های مختلف از علوم تربیتی تا علوم انسانی تا علوم پایه هم باید محصولی مشابه دانش آموختگان فنی و مهندسی و کشاورزی داشته باشند؟! این دو پرسش تنها بخشی از فهرست بلند پرسش هایی است که در چارچوب دسته بندی دانشگاه ها و توصیف برونداد مطلوب آنها می توان ارائه داد.
به گمانم با بهره گیری از تجارب بدست آمده و کشف نقصان و کاستی نسل های اول و دوم و سوم دانشگاهی باید در پی توصیف جامعی از دانشگاه برآمد که بتوان در پرتو آن توصیف جامع برونداد مطلوبتری از دانشگاه انتظار داشت. بدین ترتیب به جای رابطه خطی میان 'دانشگاه و فراگیر' و نیز رابطه خطی میان 'دانشگاه و صنعت'
و همچنین رابطه مثلثی بین اضلاع سه گانه 'دانشگاه، صنعت و جامعه' باید در پی یافتن دال مرکزی و عنصر کانونی کارکردهای عمومی و کارویژه خاص دانشگاه بود که در آن صورت آن دال مرکزی چیزی جز 'جامعه' نخواهد بود.
به عبارت دیگر 'جامعه پردازی' یا 'community producer' فعلاً جامع ترین تعبیریست که می توان برای کارکرد دانشگاه انتخاب نمود. با چنین فرضی رابطه میان اضلاع و دال مرکزی نه یک رابطه خطی و نه یک مثلث با عیار مساوی-الاضلاع آن که مدل مطلوب جامعه محور خواهد بود.
در این مدل جامعه پردازی نه یک ضلع از مثلث بلکه نقطه کانونی آن را تشکیل خواهد داد و مدل مطلوب و مبتنی بر مأموریت بنیادین دانشگاه به شکل رابطه سه مثلث دانشگاه، صنعت و دولت خواهد بود.
دانشگاه جامعه پرداز، دانشگاهی خواهد بود که همه مسائل جامعه را مسائل خود می داند و تمام ظرفیت خود را برای حل آنها به خدمت می گیرد. در چنین وضعیتی در کنار معیشت، رفاه و اشتغال شهروندان جامعه، تعالی و اخلاق و مهربانی اهمیت پیدا خواهد کرد و در کار آسایش زندگی آرامش روانی هم تأمین خواهد شد.
دانشگاه جامعه پرداز کانون خانواده را نقطه عزیمت پردازش مسائل جامعه تلقی خواهد کرد و قوام خانواده را موجب تعالی جامعه خواهد دانست.
با چنین توصیفی از دانشگاه، 1- انتظارات ما از بروندادهای آن تغییر خواهد کرد. 2- به طور طبیعی شاخص های ارزیابی دانشگاه ها اصلاح خواهد شد. 3- نظام رتبه بندی دانشگاه ها چیزی غیر از نظام رتبه بندی کمی نگر ماشینی فعلی خواهد بود.
مداقه در برخی شاخص ها و بعضی از نظام های رتبه بندی انسان را بر آن می دارد که آنها را رقابت بر سر هیچ توصیف نماید. 4- نهایتاً کارکرد مورد انتظار از دانشگاهیان و نظام ارزیابی عملکرد ایشان گونه دیگری خواهد بود....

..............................................................
*سرپرست معاونت پژوهشی و فناوری دانشگاه فرهنگیان

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال