مطالبه گری؛ قلب تپنده جنبش دانشجویی_ داریوش جهان بین*

تحولات و رویدادهای روزهای اخیر در فضای دانشگاهی کشور نشان داد که برخلاف برخی سخنان، نبض دانشگاه های کشور همچنان می تپد؛ نبضی که درست از زمان تاسیس اولین دانشگاه در ایران شروع به تپیدن کرد و تا به امروز نیز، به رغم افت و خیزهای فراوان، نشان از آن دارد که قلب جنبش دانشجویی، همچنان خون شور و فعالیت را در رگ های دانشگاه های کشور به جریان می اندازد.

دانشگاه درنفس خود، اساسا فضایی است برای گرد هم آمدن اساتید ( صاحب فکر و در سن پختگی و کمال ) و جوانانی( پر شور و نشاط، امیدوار، فعال و خوش فکر) که قرار است آینده این کشور را به دستان خویش بگیرند. از همین رو طبیعی است که انتظار داشته باشیم چنین مکانی، تبدیل به محملی شود برای تضارب آرا و بحث و گفتگو درباره حساس ترین مسائل روز کشور و به طور حتم نباید هم انتظار داشت این تضارب آرا در حداکثر سکون آرامش و تنها در کلاس های درس یا مسایل صنفی و دانشگاهی شکل گیرد. طبیعتاً دانشگاه، فضایی است که از تنوع و تکثر قابل توجهی برخوردار است، دانشگاه محل یادگیری دانش و مهارت‌آموزی و تجربه فرهنگی، اجتماعی و سیاسی است. این تنوع و نگرش های مختلف می توانند زمینه ساز انتقاد های سازنده درراستای تقویت پایه های مردم سالاری باشد دراین میان دانشجو قشری است که به مسائل و موضوعات اطراف خود حساس است و درکنار شور وحرارت جوانی ؛ شعوری برانگیزاننده دارد که نسبت به آنچه که به عنوان مطلوب وایده ال ومورد انتظار و کمال مطلوب خود می داند مطالبه گر باشد البته با توجه به اینکه ما با طیف‌های مختلف در دانشگاهها مواجهیم ممکن است تفاوت‌هایی را در موضوعات ومطالبات نیز شاهد باشیم اما شور ، شعور و تحرک و نشاط و مطالبه گری ریشه ظهور و بروز جنبش دانشجویی وقلب آن است.
اگر نگوییم همگی، حداقل بخش بزرگی از مسوولان امروز کشور، در دوران جوانی خود، در دانشگاه ها یا حوزه های علمیه کشور، در حین آموختن درس و علم، خود جوانانی بودند پر شور که همچون سایر همسالان خود، سری پُر از سودای ساختن جهانی بهتر داشتند و از درون همین محیط گرم و فعال، به جهان سیاست پا گذاشته اند. پر بیراه نیست که بگوییم اگر نبود دوران تحصیل و تجربه زیستی این مسوولان در دانشگاه های کشور، بعید بود آنان بتوانند تبدیل به سیاستمداران امروز کشور تبدیل شوند.
تجربه فعالیت سیاسی در دانشگاه ها و تبدیل شدن به یک چهره سیاسی در آینده، تنها مختص به ایران نیست. در اغلب کشورهای جهان جامعه پذیری سیاسی و آموزش دموکراسی ازبطن نهادهای آموزشی شکل می گیرد؛ جوان دانشجوی پر شور دیروز، در فردای پیش رو، سیاستمدار برجسته کشور خود خواهد شد و دوران تحصیل برای وی، دوران آزمایش و خطا و اندوختن تجارب و پختگی است.
از همین رو است که اگر قلب جنبش دانشجویی، در معنای عام آن، از تپش بیایستد و فضای مطالبه گری در دانشگاه بمیرد، آن چه که باقی خواهد ماند، تنها پوسته بی ارزشی است از یک سازمان بوروکراتیک و اساتید و دانش پژوهان، تبدیل به کارمندانی خواهند شد که در پی امضای مدارک و برگزاری جلسات درس خواهند بود. همانگونه که به تعبیر ماکس وبر جامعه شناس برجسته آلمانی روند سختگیرانه بروکراسی منجر به قفس آهنین خواهد شدو این آفتی است که درخت دانشگاه ایرانی که تا به امروز تناور و برنا و سربلند است را به یک تنه پوسیده و توخالی تبدیل خواهد کرد که نه سایه اش جامعه را از هجوم مزاحمان در امان خواهد داشت و نه میوه اش طعم زندگی جاری را شیرین خواهد کرد.
آفت سکون در فضای دانشگاه همان اندازه خطرناک است که آتش خشونت ، تنش و درگیری.براین اساس اگر فضای پر جنب و جوش بحث و مناظره و مفاهمه، تبدیل به فضای ترسناک تهمت و حمله و تخریب شود، هیچ کس سودی نخواهد کرد. چنین فضایی به عرصه ای تبدیل می شود که در آن تنها خطوط قرمز دیده می شوند و نگاه های امنیتی مانع از انجام هر حرکتی خواهند شد. هیچ حکومتی در جهان، دانشگاه پر آشوب و درهم ریخته را تحمل نخواهد کرد؛ زیرا در صورت ایجاد چنین شرایطی، نفس وجودی یک دانشگاه، نقض غرض خواهد بود و از درون چنین فضای آشفته ای، هرگز نسخه ای برای حل مشکلات موجود در یک جامعه پیچیده نخواهد شد.
سپهر سیاسی واتمسفر حاکم بردانشگاه های کشور درحال حاضر به رغم تمام کمی ها و کاستی ها؛ همچنان فعال و پویا ست؛ اما بایستی دانست که مرزهای گفتگو، مذاکره، مفاهمه و بحث با جدال، تنش و آشفتگی، باریک است. ایجاد بحران در مراکز دانشگاهی، باعث می شود تا فضای موجود به سرعت تبدیل به یک فضای امنیتی شود و امنیتی شدن یک فضا نیز الزامات و پیامدهایی را به همراه خواهد داشت که ابعاد آن بر هیچکس پوشیده نیست.
از همین رو دانشجوی امروز بایستی به این نکته توجه کند که گردش خون شور و فعالیت، باید از رگ ها و بسترهای طبیعی خود عبور کند. دانشگاه، باید دانشگاه باشد و همانقدر که پادگان شدن دانشگاه های به نفع هیچکس نیست، دفتر احزاب و سندیکا شدن مراکز دانشگاهی نیز نتیجه ای جز پادگان شدن دانشگاه ها نخواهد داشت.
..................................................................................................................................................
*مدیرکل پژوهش و بررسی های خبری ایرنا

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال