پروژه تاریخ شفاهی ایرنا/ جلال فیاضی مطرح کرد(1):

دخالت فرزند واعظ طبسی در روزنامه قدس

تهران-ایرنا- جلال فیاضی مدیر عامل اسبق ایرنا در تبیین فعالیت رسانه ای خود گفت که اختلافش با فرزند واعظ طبسی به 16 سال مدیریت وی در روزنامه قدس پایان داد.

جلال فیاضی مدیر عامل ایرنا در دولت نهم در ادامه 'پروژه تاریخ شفاهی ایرنا' فعالیت های رسانه ای خود را تبیین و در این بخش فعالیت هایش را در روزنامه قدس و اختلاف دیدگاه با روزنامه خراسان مطرح کرد.


ایرنا: فعالیت رسانه ای شما از کی شروع شد؟
فیاضی: رشته تحصیلی من فیزیک ودر دوره فوق لیسانس مهندسی صنایع است ، اما از کودکی به نوشتن علاقه داشتم. نمره انشاء من در دوره ابتدایی همیشه عالی بود. طوری که انشای سایر همکلاسی هایم را می نوشتم چون آنها از من این درخواست را می کردند.
مرحوم پدر بزرگ من خبرنگار بود. در روستایی به نام «هودر» از بخش دستگردان شهرستان«طبس گلشن»مسوول اداره پست همان منطقه بود. منطقه ای که حدود 80 روستا را در برمی گرفت. او از معدود افراد باسواد منطقه هم بود. لذا هم نامه های مردم را می نوشت، هم آنها را پست می کرد و هم وقتی جواب آن نامه ها می رسید برایشان می خواند. به نوعی محل رجوع وسنگ صبور مردم بود.
آن موقع نشریه ای به نام «نوای خراسان» منتشر می شد که پدربزرگم خبرنگار آن نشریه بود.
چون پدرم کارمند معدن و بیشتر در معدن بود من دوران کودکی را بیشتر با پدربزرگم زندگی می کردم . اومرا به کتاب خواندن تشویق می کرد و من هم با علاقه از ایشان تبعیت می کردم. یادم است یکی از اولین کتابهایی که خواندم «ماهی سیاه کوچولو» صمدبهرنگی بودکه یکی از معلمانم به من هدیه داد.کلاس سوم دبستان بودم.عموی من هم-که اهل قلم وبسیار خوش ذوق است -مرا به نوشتن تشویق می کرد.
این علاقه در دبیرستان هم تداوم یافت. سال 1355 در دانشگاه پذیرفته شدم و دوره دانشگاه هم خیلی طولانی شد. چون سال 56 اولین دانشکده ای که در ایران تعطیل شد دانشکده علوم دانشگاه فردوسی مشهد بود. رئیس دانشکده فردی بود بود به نام «ویکتوراسرائیل کهن» که مشهور بود صهیونیست است .او بر دانشجویان به ویژه در ایام 16 آذر بسیار سخت می گرفت.در اسفند 56 دانشجویان با او درگیر شدند وپس از کتک کاری وی دانشکده علوم مشهد تعطیل شد.
بعد ازپیروزی انقلاب به صدا و سیما رفتم ونویسنده ومجری یک برنامه رادیویی در مورد کتاب و کتابخوانی بودم . در کنار این کار با شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی نیز همکاری می کردم.
در سال 61 با تشکیل دفتر نماینده امام در خراسان، مسوول دفتر آیت الله طبسی- نماینده امام دراستان خراسان- از من خواست تا با ایشان همکاری کنم .مدتی قائم مقام دفتر نماینده امام در خراسان بودم واین باعث آشنایی بیشترمن با مرحوم آیت الله واعظ طبسی شد.
مدتی بعد به سربازی رفتم. سال 66 که برگشتم آقای طبسی گفت : آستان قدس مجوز روزنامه ای محلی به نام «قدس» گرفته است وشما را برای مدیریت آن انتخاب کرده ایم.روزنامه قدس در 28 آذر 1366 منتشر شد.
سال 72 یا 73_در زمان وزارت ارشاد آقای میرسلیم_ ایشان بازدیدی از روزنامه قدس داشت. در دفتر یادبود نوشت : به نظر من این روزنامه از کیفیت خوبی برخوردار است و ظرفیت این را دارد که تبدیل به یک روزنامه سراسری شود.
همین یادداشت وزیرانگیزه ای برای پیگیری سراسری شدن روزنامه قدس شد.با موافقت هیات نظارت بر مطبوعات، قدس اولین روزنامه محلی بود که مجوز انتشار سراسری گرفت وبصورت همزمان در مشهد وتهران منتشرشد..بعدها روزنامه خراسان هم همزمان در تهران و مشهد منتشرشد.
همین جا خوب است به نکته ای اشاره کنم ،من به تازگی دیدم آقای ناصر آملی سردبیر اسبق روزنامه خراسان در گفت و گو با پروژه تاریخ شفاهی ایرنا عبارتی را به کار برد که دور از انصاف است چون بحث تاریخ شفاهی است باید مطالب منطبق با واقعیت ثبت شود. ایشان گفته است روزنامه قدس آتش تهیه برخورد قضایی با روزنامه خراسان را می ریخت. ایشان با اشاره به مقاله ای در نقد روزنامه خراسان مدعی شد که این مقاله برخورد قضایی و توقیف و بازداشت مدیرمسوول خراسان را در پی داشته است!.
من تعبیر ایشان را قبول ندارم.البته ما جریان اصلاح طلب وحتی اصولگرا و مطبوعات را در روزنامه قدس نقد می کردیم . اما فقط دیدگاهایشان را نقد می کردیم و برخورد تخریبی نداشتیم . ثانیا ما هیچ رابطه ای با قوه قضاییه نداشتیم که مقاله ما پیش درآمد برخورد قضایی با روزنامه یا شخصی باشد. بلکه عکس این صادق بود. یعنی وقتی برخورد قضایی با مطبوعات صورت می گرفت ما ازاین رویه دفاع نمی کردیم و دیدگاه ما درروزنامه این بود که برخورد قضایی با مطبوعات باید آخرین مرحله برخوردباشد
بالاخره دو جریان سیاسی منتقد هم بوده وهستند. روزنامه قدس و خراسان از دو دیدگاه مختلف در حاکمیت پشتیبانی می کردند. بسیار هم یکدیگر را نقد می کردیم اما تخریب خیر! من معتقدم که نقدهای آن دوران بسیار اخلاق مدارتر از الان بود. ما آن موقع تاکید فراوانی داشتیم که نقدها باید بر اساس نگرش ها و اعتقادات باشد، نه دعوا و قصد و غرض شخصی! خیلی متفاوت از آن چه که اکنون شاهد آن هستیم.

ایرنا: آقای واعظ طبسی چقدر در تولید محتوای قدس اعمال نفوذ می کرد؟
فیاضی: ایشان خیلی کم در کار روزنامه و به ویژه محتوای روزنامه دخالت می کرد، البته سیاست های کلی آستان قدس را بیان می کرد ولی دخالت در محتوی مشی مدیریتی ایشان نبود.
می دانید که آقای طبسی با آقای هاشمی رفسنجانی دوستی نزدیکی داشت. یکبار در دولت دوم سازندگی در روزنامه نقدهایی سریالی را نسبت به سیاست های اقتصادی آقای هاشمی منتشر کردیم. خود من هم سلسله سرمقالاتی را با عنوان «عدم تعادل در اجرای سیاست های تعدیل» نوشتم ؛که این تعدیل در برخی جاها از تعادل خارج شده است و برای نمونه تاکید شد که به ضرورت تعادل منطقه ای در توسعه توجه نشده است و رشد یک بخش یا منطقه و غفلت از بخش ها ومناطق دیگر باعث عدم تعادل و نابرابری می شود. پیامد این نقدها،روزی درحاشیه جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام آقای هاشمی رییس جمهور وقت برای انتشار چنین مقالاتی در قدس به آقای طبسی گلایه کرده بودند. ولی آقای طبسی حتی این گلایه را هم بعدها بطوری که تاثیری در نقدها نداشت به من منتقل کردند.
البته بعدها که فرزندان آِیت الله طبسی مسوولیت گرفتند اختلافاتی بین من وبعضی از آنها ایجاد شد که در نهایت تصمیم به تغییر مدیرمسوول قدس گرفته شد و من از آنجا رفتم.
اما اگر مدیریت آستان را یک هرم در نظر بگیریم هر چه از راس به کف این هرم پایین می آمدیم دخالت ها در کار روزنامه بیشتر می شد. اما ما سعی می کردیم کمترین تاثیر پذیری را از این دخالت ها داشته باشیم البته مواردی هم اجتناب ناپذیر بود. ما تلاش می کردیم روزنامه بولتن آستان قدس نباشد. بلکه بیشتر روی مسائل ملی و استانی تمرکز می کردیم .البته پس از مسئولیت گرفتن یکی از فرزندان آیت الله طبسی دخالت هایی از سوی وی وجود داشت که همین مسئله موجب اختلافاتی گردید.
سال 82 پس از پایان مسئولیتم در قدس با دعوت شهردار مشهد معاون فرهنگی اجتماعی شهرداری مشهد شدم.
از زمان آقای کرباسچی شهرداری های کشور وارد فعالیت های فرهنگی شده بودند. به طور مشخص شهرداری تهران فرهنگسراهای متعددی تاسیس کرد. این رویه با تاخیر در استان ها هم رایج شد.شهرداری مشهد نیز فعالیت های فرهنگی خود را گسترش داد. شهرداری مشهد همچنین هفته نامه ای به نام «شهرآرا» داشت که به سبب سوابق رسانه ای ، مدیر مسئول این نشریه هم شدم که بعدها وپس از پایان مسئولیتم در ایرنا –که در ادامه گفت وگو به آن خواهیم پرداخت-این هفته نامه را به روزنامه تبدیل کردیم وروزنامه دیگری نیز در مشهد با مدیریت بنده تاسیس شد.

ایرنا: تیراژ قدس چقدر بود؟
فیاضی: از یکهزار نسخه در روز شروع کردیم . سال 82 که آن را تحویل دادم شمارگان به 55 هزار رسیده بود.

ایرنا: نحوه پوشش اخبارتان چگونه بود؟ مثلا درباره درگیری های شهری مشهد در سال 71؟
فیاضی: در مورد پوشش اخبار ما در مشهد وهمه استان ها خبرنگارداشتیم که برخی از آنها خبر نگاران بسیار زبده ای بودند همچنین از تلکس ( خروجی ) ایرنا وپس از آن با تاسیس خبرگزاری های دیگر از اخبار آنها هم استفاده می کردیم .در پوشش خبرحوادث ودرگیری های 9 خرداد 71 نیز قدس حضور فعالی داشت. تحلیل های بسیار زیادی هم درباره آن حادثه منتشر کردیم. حتی تیم هایی که از برخی نهادهای مسئول برای رسیدگی به موضوع به مشهد آمده بودند تا مستنداتی را فراهم کنند یکی از منابعشان آرشیو روزنامه قدس بود.
این واقعه از ساخت و ساز درحاشیه شهر شروع شد. حاشیه نشینی همیشه یکی از مشکلات اصلی شهرمشهد بوده است. همین الان هم شهر مشهد با جمعیت حدود یک میلیون ودویست هزار نفری ساکن در حاشیه شهر در کشوررتبه اول را دارد. یکی از معضلات حاشیه نشینی نبود ایمنی و استاندارد در ساخت و ساز است.
براساس قانون اگر کسی خانه ای ولو غیرقانونی بسازد و در آن ساکن شود دیگر تخریب آن بسیار دشوار است. خبرنگاران ما آن سالها گزارش هایی را برای ما می آوردند که عده ای ساخت خانه ای را از غروب شروع می کردند وبا طلوع آفتاب در آن ساکن می شدند!.
خانه ای که این طور ساخته شود مسلم است در برابر یک زلزله با ریشتر کم هم تخریب می شود و فاجعه می آفریند. کوچه های برخی از این مناطق حاشیه نشین تنگ و معمولا یک متر عرض دارند. طوری که اگر اتفاقی بیفتد آمبولانس و ماشین آتش نشانی هم نمی تواند وارد آن کوچه ها شود. خانه ها هم همه کوچک وحدود 50 متر هستند ومعمولا خانواده ها هم پر تعداد درآن زندگی می کنند.
قضیه ازدرگیری با ماموران شهرداری در حاشیه شهرشروع شدودرادامه آن به حمله به ساختمان های اداری و بانک ها و.... انجامید.
اتفاقا یکی از نقدهایی که در قدس مطرح می شد همین عدم توسعه روستایی وبه ویژه کم توجهی به اشتغال روستایی بود که موجب مهاجرت از روستاها وشهرهای کوچک به کلان شهر هاشد.
در سال 57 فقط سی درصد جمعیت ایران شهرنشین بودند و 70 درصد مابقی در روستاها زندگی می کردند. الان بر اساس آخرین آمار 73 درصد شهرنشین و تنها 27درصد ساکن روستاها هستند.

ایرنا: در این درگیری ها کسی کشته شد؟
فیاضی: دقیقا بخاطر ندارم بنظرم افرادی هم در این حادثه کشته شدند، ولی تخریب و خسارات زیادی به ادارات، بانک ها و سایرتاسیسات وارد شد.

ایرنا: سراسری شدن قدس چه تاثیری بر این موسسه داشت؟
فیاضی: وقتی روزنامه سراسری شد حضور قدس در سطح ملی موثرتر شد. یعنی گزارش ها و تحلیل هایی که منتشر می کردیم نسبتا اثرگذار بود. اما این باعث نشد بخش استانی خود راتضعیف کنیم. بلکه با حفظ کیفیت این قسمت؛ محتوای مربوط به بخش کشوری خود را تقویت کردیم. علاوه بر سردبیری در مشهد، سردبیر و شورای سردبیری در تهران داشتیم که محتوای ملی روزنامه را سیاستگذاری و برنامه ریزی می کردند. پس از سراسری شدن روزنامه قدس و برای ارتقا کیفی آن یک شورای سردبیری در تهران تشکیل دادیم که چهره هایی چون حسین انتظامی، محمدرضا زائری ، دکتر احمد مجتهد ، یوسف غروی قوچانی و رضا مقدسی اعضای این شورا بودند وهمه آنها هم در قدس می نوشتند.
شمارگان قدس پس از سراسری شدن افزایش وبه55 هزار نسخه در سال 81 رسید. در حالی که تیراژ ما قبل از سراسری شدن قدس حدود 23 هزار نسخه در روز بود. البته همه این افزایش تیراژ مربوط به کل کشورنبود، بلکه بخش زیادی ازآن ناشی از ازدیاد تقاضای محلی برای روزنامه قدس بود.
تقریبا در همه استان ها نمایندگی ایجاد کردیم. شورای سردبیری قدس در تهران هم بسیار فعال بود.

ایرنا: علت خروجتان از قدس چه بود؟
فیاضی: من فکر می کنم اختلاف من و یکی از فرزندان آقای طبسی در این تغییر موثر بود. شاید هم دلایل دیگری داشت که حداقل من از آن مطلع نیستم. مثلا ممکن است طولانی شدن دوره مدیریتی بنده در قدس -16 سال- ضرورت چنین تغییری را ایجاب کرده بود.
پژوهشم **3081
پایان بخش یک

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال