گزارشی از نشست مسائل و چالش‌های آموزش علوم سیاسی در ایران؛

دشواری‌های علوم سیاسی در ایران امروز

تهران-ایرنا- دشواری های علوم سیاسی مهمترین محوری بود که جمعی از متخصصان حوزه علوم اجتماعی در نشست چالش های علوم سیاسی در ایران به آن پرداختند .

به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه ایرنا ، عصر امروز چهارشنبه 14 آذرماه نشست مسائل و چالش‌های آموزش علوم سیاسی در ایران به عنوان یکی از بخش‌های پنجمین همایش روز ملی علوم اجتماعی در ایران در دانشگاه خوارزمی برگزار شد.
در این نشست محمدجواد غلامرضا کاشی، کیومرث اشتریان، علی محمودی، احمد گل محمدی و رضا نجف‌زاده سخنرانی کردند و مدیریت آن بر عهده عبدالامیر نبوی بود.
در ابتدای این نشست عبدالامیر نبوی گفت: ما برای گذر از بحران دغدغه داریم و ایران امروز با بحران‌های متعدد دست وپنجه نرم می‌کند؛ از این رو موضوع همایش انجمن علوم سیاسی ایران که در اسفند ماه سال جاری برگزار می‌شود، «ایران آینده؛ دشواره‌ها و تصمیمات حیاتی» نام دارد.
وی افزود: ما نیازمند آن هستیم که در آینده نه چندان دور تصمیمات بزرگی چه در سیاست داخلی و چه در سیاست خارجی بگیرم، از این رو از اساتید و دانشجویان دعوت می‌کنم که در همایش آتی انجمن علوم سیاسی ایران شرکت کنند.

** بازگشت به ریشه های علوم سیاسی
سخنران اول این نشست محمدجواد غلامرضا کاشی عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی بود که با عنوان «علوم سیاسی آینده» صحبت پرداخت.
او در ابتدای سخنرانی خود گفت: همه اصحاب علوم انسانی همدردیم و توافق داریم که وضعیت غیر قابل دفاعی داریم و احساس یأس، ناامیدی و بی‌آیندگی بر فضای علوم انسانی ما غالب شده است.
«علوم انسانی کار خود را انجام نمی‌دهد و یا کارهایی انجام می‌دهد که بی‌ارتباط با شأن آن است و از همین رو رخوت در بین دانشجویان ایجاد شده و دانشگاه به ماشین تولید مدرک تبدیل شده است. »
وی افزود: علوم انسانی خرد دنیای جدید است و تنها میوه غرب نیست بلکه محصول جامعه جدید است. اگر در مناسبات دنیای مدرن زیست می کنیم نیازمند خرد ویژه آن و علوم انسانی متناسب با آن هستیم. علوم انسانی در رخوت ، یعنی خرد ما دچار دشواری و رخوت است. از این رو مبارک است این جلسه که اصحاب علوم انسانی در کنار هم جمع شده اند و مشکلات آن را بررسی می کنند.
کاشی با بیان اینکه در دنیای جدید رشته‌ها در هم آمیخته‌اند و مرز بین آنها جدی نیست، اظهار کرد: اگر قرار باشد زخم علوم انسانی را بررسی کنیم باید از مرزها عقب بنشینیم و هر رشته بحران خود را وارسی کند و من این را در حوزه علوم سیاسی ضروری می دانم.
وی ادامه داد: برای احیای علوم انسانی خوب است که هر رشته ای را فرا بخوانیم و ببینیم آنچه آنها را متمایز می کند، چیست؟ متعلَق و موضوع علوم انسانی چیست؟ علوم سیاسی برای حیات بخشیدن به خود و اینکه کجای علوم انسانی قرار دارد باید به این سوال‌ها پاسخ دهد.
کاشی با بیان اینکه علوم سیاسی یک سرچشمه یونانی و یک سرچشمه مدرن دارد عنوان کرد: آنچه که در علوم سیاسی کشور ما وجود دارد با این دو سرچشمه قطع رابطه کرده است. سرچشمه یونانی از آنجا شروع شد که ارسطو گفت انسان حیوان ناطق و حیوان سیاسی است یعنی نطق نسبتی با سیاست دارد و انسان به اعتبار ناطق بودن، سیاسی است.
وی افزود: معنی موضوع آن است که نطق وقتی از حد غریزه فراتر می‌رود و کلام به امر عمومی ارجاع می‌شود، ناطق، حیوان سیاسی می‌شود. در تفکر یونانی جامعه یک کل اخلاقی است که برای اعضای آن تشخص، حریم امن قائل است و اقتدار اخلاقی دارد؛ اقتدار نه به معنای زور بلکه آن چیزی که در مقابل آن خشوع می‌کنیم.
این استاد دانشگاه ادامه داد: سرچشمه ماکیاولی و مدرن علوم سیاسی، است که نشان می دهد انگاره یونانیان چرا در دنیای مدرن به سادگی تحقق نمی‌یابد . دنیای مدرن دنیای مداوم سوژه های تازه است که مدعی اند حقوق سیاسی خود را می خواهند. اقتدار اخلاقی یونانی به سادگی در دنیای مدرن حاصل نمی شود و در یک بستر جدالی روی می دهد.
کاشی می گوید: موضوع علوم سیاسی مطالعه جامعه از حیث جدال برای صورتمندی سازمان اقتدار است؛ چیزی که به تمامی هیچ وقت حاصل نمی شود. امر سیاسی در جایی است که سوژه ای خلق می شود و سازمان اقتدار را به پرسش می کشد و دوباره سوژه جدیدی خلق می شود و الی آخر. علوم سیاسی این پویش را مطالعه می کند.
عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی به بیان تفاوت علوم سیاسی با سایر رشته ها پرداخت و خاطر نشان کرد: علوم سیاسی علی الاصول مطالعه امکان هاست و از همین رو موکول به آینده است؛ درباره گذشته و حال می اندیشد اما برای یافتن افق فردا.

** آموزش علوم سیاسی باید به روز شود
سخنران بعدی این نشست کیومرث اشتریان عضو هیأت علمی دانشگاه تهران بود که با عنوان «انقلاب چهارم صنعتی؛ آموزش آزاد و سیال علوم سیاسی» به صحبت پرداخت.
او در ابتدای صحبت‌های خود گفت: ما در کوران یک انقلاب صنعتی جدید هستیم که در کل جهان اتفاق افتاده و تکنولوژی های چندگانه تغییراتی را به وجود آورده اند. انقلاب اول صنعتی با اختراع ماشین بخار بود، انقلاب دوم با کشف الکتریسیته و انقلاب سوم با اختراع کامپیوتر.
وی افزود: انقلاب چهارم الگوهای آموزشی و پژوهشی را تغییر می دهد و ساختارها و فرآیندها باید دستخوش تغییر و تحول شوند. ما اکنون از حیث سیاست گذاری تمرکزگرا و قرون وسطایی هستیم و از زمان بسیار عقب هستیم؛ امروز حسگرهای هوشمند اولویت یافته اند.
اشتریان با بیان اینکه با انقلاب چهارم صنعتی در سطوح مختلف آموزش علوم سیاسی باید تغییر ایجاد شود، عنوان کرد: اکنون ما درگیر پیدایش انبوه-داده، تضعیف یا مرگ تئوری، علوم داده-ران و نه نظریه-دان و ایجاد حسگرهای هوشمند هستیم که چارچوب های نظری ما تغییر می دهند. اکنون کمتر به سمت فلسفه و تحلیل های هنجاری و بیشتر به سوی تحلیل های توصیفی حرکت می کنیم؛ نظریه امروزه به عنوان استراتژی است نه هدایتگر معنا.
وی تغییر بعدی را در سطح موضوعی دانست و اظهار کرد: تغییرات در این سطح باعث درهم آمیختگی علوم سیاسی با سایر رشته های بیرون از علوم اجتماعی، افول مرکزیت و افول دولت است. پول الکترونیک نماد این موضوع است و فناوری زنحیره بلوک (blockchain) مرکزیت ها را تغییر داده است. دولت نقش فرعی و منفعل پیدا کرده و به مثابه بستر اطلاعاتی عمل می‎‌کند. به همین دلیل است که باید آموزش های ما جدید شود و این نقش جدید دولت را در آنها بگنجانیم.
این استاد دانشگاه گفت: در سطح روش هم تحلیل های چند رشته ای، میان رشته ای و زنجیره ای اهمیت می یابد و دانش جدید سیاست از طریق دیالکتیک رشته ای عمل می کند. اگر این گونه آموزش های سیاسی ما تغییر پیدا نکند نمی توانیم حال و اکنون را تشخیص بدهیم چه برسد به آینده و در این صورت شتاب تحولات ما را جا خواهد گذاشت. ما نیاز به یک بندبازی دیالکتیک به ویژه با رشته های غیر علوم اجتماعی داریم.

**استقلال و آزای دانشگاه باید حفظ شود
سخنران سوم نشست، سید علی محمودی استاد دانشکده روابط بین الملل وزارت امور خارجه بود که با عنوان نقد و ارزیابی روش های آموزشی و متون درسی رشتۀ علوم سیاسی در ایران، به صحبت پرداخت.
او در ابتدای سخنرانی خود گفت: روش های آموزشی ما ادامه همان خطی است که از یک قرن پیش شروع شد و به نوعی گرته برداری از مکتب خانه و جاهایی بود که علوم سنتی را تدریس می کردند.
وی مشکلات در حوزه روش های آموزشی را برشمرد: آموزش مبتنی بر انتقال معلومات است، تک گویی بر گفت وگو غلبه دارد، پرسش گری، بحث و نقادی در کلاس های درس در حداقل ممکن خود است و فکر کردن ممتنع و تعطیل شده است، دچار آمریت در تدریس و مأموریت در تحصیل هستیم، زبان و ادبیات در در درجه اول در فارسی و بعد در زبان های دیگر وضعیت بدی دارد و به طور کلی روش شناسی ما از کارشناسی تا دکتری مشکل دارد.
محمودی درباره وضعیت متون درسی علوم سیاسی گفت: مشکلات ما در این زمینه، چیرگی رویکرد تاریخی، کل گرایی و کلی گویی در پرداختن به مسائل و استفاده از منابع دسته چندم برای تدوین کتاب های درسی دانشجویان است.
وی به بیان سه رویکرد در آموزش پرداخت: یکی تاریخ پژوهانه و گزارشی است، دیگری تحلیلی و انتقادی و سومی ارائه نظریه سیاسی به صورت خرد مانند آزادی جان استوارت میل یا مفهوم آزادی منفی آیزیا برلین و کلان مانند لویاتان هابز است. ما در ایران هنوز در محل اول هستیم و کمتر به رویکردهای تحلیلی و انتقادی می پردازیم و تازه شروع شده است تا چه برسد به مرحله نظریه پردازی.
استاد دانشکده روابط بین الملل وزارت امور خارجه در چرایی این وضعیت گفت: یکی به دلیل این است که بزرگان ما خواسته اند اول علوم سیاسی را یاد بگیریم، دیگری عدم نبود امنیت و حریم ممنوعه بودن علوم سیاسی است و سوم تاثیرپذیری از رسم زمانه و تقلید است.
وی ادامه داد: رویکرد تاریخی کافی است و وقت آن است که به سمت رویکردهای تحلیلی، مفهومی و انتقادی و همچنین استفاده از منابع دسته اول و بنیادی برویم.
علی محمودی در پایان به سوال چه باید کرد پرداخت و عنوان کرد: راه حل اصلی حفظ استقلال و آزادی دانشگاه است و بعد باید وزارت علوم در جذب دانشجو دقت کند و کسی را بپذیرد که دنبال دانش باشد و نه مدرک و در نهایت با متون درسی خود را تغییر بدهیم.

** هم دولت تضعیف شده است هم دانشگاه
سخنران بعدی این نشست احمد گل محمدی عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی با عنوان «دیوار کوتاه‌تر از علم سیاست» بود.
او در ابتدای صحبت های خود ضمن بیان اینکه از منظری نهادگرایانه نگاه می کند، گفت: اهمیت علوم اجتماعی و علم سیاست، برای بقای زندگی اجتماعی است. بقاء گزینش می کند و علوم اجتماعی باعث می شود که گزینش بهتری صورت بگیرد. معیار اعتبار علم روشمندی و پایبندی روشناختی است و در این صورت ارزیابی اجتماعی را امکان پذیر می کند.
وی افزود: علم در کشور ما حداقل های روش شناختی را ندارد؛ افراد مدعی علمی بودن هستند اما معیارهای آن را ندارند و این موضوع هم در حوزه پژوهش است و هم در حوزه آموزش. ما در حوزه پژوهش شاهد کاهش پایبندی روش شناختی و نداشتن حداقل ها هستیم.
گل محمدی مشکلات روشمند نبودن را مشکل آموزش ما هم ندانست و افزود: مشکلات دیگر عدم تبیین بین نسبت های مفهومی و تجربه های زیسته، برجسته شدن حافظه محوری و داشتن علایق غیر علمی مانند سیاسی، روشنفکری، ایدئولوژیک و مرید مرادی است. ما دو نوع شبه داریم؛ یکی ایدئولوژیک که متولی باز تولید گفتمان قدرت است و دیگری روشنفکری متولی بازتولید گفتمان مقاومت.
وی در پاسخ به این سوال که چرا چنین شده است؟ عنوان کرد: مشکل فراگیر شدن اختلال فزاینده در سیاست گذاری نهاد علم و برهم خوردن نسبت حکومت و دانشگاه است. ما بعد از انقلاب شاهد این بودیم که دولت همه‌دان و همه‌توان معرفی و وارد بقیه عرصه ها شد و از این جهت به مداخله کارگزارانه دولت در همه نهادها مشروعیت بخشیده شد.
وی در انتها افزود: این باعث شد که استقلال ها از جمله در دانشگاه مخدوش شود و تولید و انتشار علم با معیارهای دولتی انجام شود. این موضوع باعث شد دولت به دلیل درگیر شدن در همه مسائل تضعیف شود و از سوی دیگر نهاد دانشگاه، علوم اجتماعی و علوم سیاسی هم دچار بحران شود.
**م.م **1601**

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال