مشکل عربستان، بن سلمان یا نگاه قرون وسطایی-محمد علی حیدری هایی*

تهران -ایرنا - سرانجام سه شنبه شب اعلام شد که سناتورهای آمریکایی حتی جمهوریخواهان، بعد از شنیدن اظهارات رئیس سازمان جاسوسی آمریکا (سیا)، بن سلمان را قاتل خاشقچی دانسته اند و یکی از آنان او را دیوانه ای خطرناک هم خوانده است.

اما مساله فقط بن سلمان نیست، او را شاید بتوان صادق ترین و صریح ترین شاهزاده سعودی دانست که نیات درونی و تفکر غالب وهابیت بر حاکمیت سعودی را به نمایش گذاشته است، فقط آنچه او را از دیگر شازده های مقیم کاخ های عربستان متمایز کرده، این است که تند خویی را نتوانسته است زیر کوفیه قرمز رنگ (چفیه قرمز عربی) پنهان کند.
اینکه لیندسی گراهام جمهوریخواه او را دیوانه و خطرناک خوانده و باب کورکر دیگر جمهوریخواه سنا نیز به خوی وحشی گری او اذعان کرده است، یک کشف جدید به حساب نمی آید، چرا که آنها می بایست پیش از قاشقچی بمباران های بی رحمانه بیش از 4 ساله کودکان و زنان و غیر نظامیان بی دفاع را در یمن می دیدند و خیلی پیشترها صدایشان در می آمد.
البته نباید این نکته را هم نادیده گرفت که جامعه آمریکایی اعم از جامعه روشنفکران و دانشگاهیان این کشور خیلی پیشترها به این نتیجه رسیده اند که وجود دولت و حاکمیتی یک دست، بدون داشتن پارلمان و نیز آزادی های اولیه انسانی مانند حق رانندگی زنان و ... شایسته و بایسته فضا و شرایط قرن بیست و یکم نیست.
در حقیقت ، حاکمیت عربستان در قالب هیچ یک از نظام های سیاسی تعریف شده امروزی نمی گنجد و تنها می توان آن را یک نظام قبیله ای نامید که به آن باید چاشنی خشونت ایدئولوژیک را اضافه کرد، هم در سطوح داخلی و هم در ارتباط با دیگران !
حتی اوباما و دمکرات ها نیز به این نتیجه رسیده بودند که با این نظام سیاسی نمی توان خیلی بیشتر از این جلو رفت ، والله مگر دمکرات ها یا حتی خود اوباما از پول نفت سعودی ها بدشان می آمد؟
حالا تمام دنیا و از جمله آمریکای متحد سعودی ها خوب می دانند که اداره کشورها با قوانین عصر حجری در قرن 21 ، مفهومی مضحک و مسخره است و با یکی دو رفرم ظاهری مانند دادن حق رانندگی به زنان و برگزاری کنسرت، مشکل حل نمی شود.
آمریکایی ها بهتر از همه می دانند که پشت ماجرای 11 سپتامبر و برج های دوقلو چه کسانی بوده اند و رهبرانشان به خاطر دلارهای نفتی آن را لاپوشانی کردند و پرونده مربوط به قانون جاستا را بستند، اما همچنان نتوانسته اند بوی تعفنش را که آخرین مورد آن در قتل وحشیانه جمال خاشقچی بالا زد، جمع کنند.
تعفن آنقدر بالا زده است که بیشتر رهبران جهان در اجلاس ماه جاری جی 20 در آرژانتین حاضر نشدند حتی برای لحظاتی در کنار بن سلمان قرار بگیرند.
بن سلمان برای خروج از انزوا از جامعه عرب نیز یک سفر دوره ای به چند کشور عربی از جمله امارات، بحرین، تونس، مصر، الجزایر ، موریتانی و مغرب را برنامه ریزی کرد که سفرش به مغرب و اردن به بهانه های مختلف لغو شد.
او اما در سفر به سایر کشورها با موجی از اعتراض های شدید مردمی در کشورهای میزبان روبه رو شد.
الجزایری ها در سفر این هفته بن سلمان به الجزایر، با اکراه او را پذیرفتند و گروه ها، احزاب و سازمان های مردم نهاد در خیابان های الجزیره علیه اش شعار دادند و در نهایت هم رئیس جمهور بوتفلیقه برای اینکه او را از سر خود باز کند ، تمارض کرد و گفت که به شدت بیمار است.
در تونس نیز در حالی که مردم علیه او دست به تجمعات خیابانی زده و او را 'ابومنشار' یعنی پدر اره توصیف کرده بودند، اجازه حضور خبرنگاران را ندادند و در مصر هم 100 روزنامه نگار طوماری علیه بن سلمان امضاء کردند.
اکنون بن سلمان با قتل خاشقچی، جامعه جهانی را در مقابل امر اخلاقی قرار داده است و حالا جامعه جهانی باید نسبت خود را با چنین نظام پوسیده ضد حقوق بشری مشخص کند تا شاید کودکان و زنان یمنی و بسیاری دیگر از ملت هایی که به دلیل دخالت های این رژیم در حال سرکوب هستند، نجات یابند.
البته کسی نباید از رژیم صهیونیستی که در کشتار غیر نظامیان و کودکان شهره است و تیم جنگ سالار ترامپ که فقط به پول می اندیشد، چنین انتظاری داشته باشد.
** کارشناس خاورمیانه

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال