آنهایی که نمی جنبند همیشه می بازند

تهران -ایرنا - توسعه اقتصادی فرآیندی است که در آن یکسری تحولات و تغییرات بنیادی در ساختارهای اقتصادی، اجتماعی،فرهنگی وسیاسی جامع پدید می آید. بدین ترتیب می توان انتظار داشت که همراه با توسعه اقتصادی رشد اقتصادی هرچند با تاخیر زمانی بدست آید اما رشد اقتصادی ممکن است توسعه به بار نیاورد.

می توان گفت که توسعه با تولید کالا آغاز نمی شود بلکه با مردم ، آموزش و پرورش،سازماندهی و انضباط آغاز می گردد.
توسعه زمانی اتفاق می افتد که در نیازهای اساسی بهبود حاصل شودو حرکتی است تدریجی و عقلایی منبعث از اراده ملت ها که در سایه حمایت و سیاست گذاری دولت ها به منظور ارتقای سطح زندگی و تعالی ابعاد وجودی انسان ها از طریق پاسخ دهی مناسب به نیازهای مادی و معنوی آنها در حوزه های فردی، اجتماعی وبین المللی. البته دریافت و گذر به توسعه دوسویه بوده و تنها با همت دولت امکان پذیر نیست .
توسعه را باید جریانی چند بعدی دانست که مستلزم تغییرات اساسی در ساختار اجتماعی، طرز تلقی عامه مردم و نهادهای ملی و نیز تسریع رشد اقتصادی به شمار آورد.
تمامی نظریه های نوسازی که بر تغییر تکاملی تاکید دارند در سطح کلان نیستند درحالی که تکامل اجتماعی و نهادی برای نوسازی ضرورت دارد.
برخی نظریه ها معتقدند تا زمانی که تغییر فردی رخ ندهد تغییر اجتماعی صورت نمی گیرد 'جیکوب وینر' اقتصاددان کانادایی معتقد است که تغییر در نگرش ها، عقاید و ارزش ها، پیش شرط ایجاد جامعه اقتصادی – اجتماعی نو به شمار می رود.
همچنین 'دیوید کلارنس مک‌کللند' نظریه‌ پرداز نیاز به موفقیت را به تنهایی کافی نمی داند بلکه معتقد است عامل دیگری به نام آگاهی اجتماعی، یعنی کار برای منفعت عموم از اهمیت بالایی برای توسعه برخوردار است.
مک کللند محل نشات گرفتن متغیر محرک رشد اقتصادی و نوسازی در نزد مردم را ویروس ذهنی میل به پیشرفت مطرح می کند که باعث تحرک هرچه بیشتر رفتار سودجویانه افراد می شود.
البته به عنوان یک نظر قطعی تمامی دانشمندان این عرصه معتقدند که تکنولوژی وعلوم جدید و نهادهای نو پیشرفت نمی کنند مگر اینکه مردم جامعه در نگرش ها و دیدگاه های سنتی خود تغییر ایجاد کنند.
به عنوان نمونه بروز رخدادهایی همچون هجوم برخی از مردم در کشورمان برای خرید ارز و طلا درحالی که با حمایت از بخش تولید که از راه سوق دادن نقدینگی به بورس و ابزارهای مشابه امکان پذیر است اتفاق نیافتاد و به نوعی با ویروسی که مک کللند به آن اشاره می کند، مواجه شدیم.
بروز این گونه هیجانات در نزد عامه مردم تغییر در الگوی توسعه را ضروری می کند و بیش از پیش توجه به آموزش و بازنویسی الگوی فرهنگی و اجتماعی را اهمیت می بخشد.
در این راستا لازم است کشورهای در حال توسعه همچون ایران به منظور نیل به پیشرفت و ورود به چرخه رقابت با کشورهای توسعه یافته نه تنها خود را با الگوهای تغییر یابنده جهانی منطبق با فرهنگ بومی هماهنگ سازند بلکه باید ضمن تماس با روند جاری و آتی تکنولوژی پدید آمده به توانایی های خود وقوف یافته به ابداع روش هایی برای آموزش، یادگیری، کار و فعالیت در جهانی بپردازد که اجزای آن به طور فزاینده به هم وابسته است.
اتخاذ این رویکرد در جهانی که به سوی کوچکتر شدن و در عین حال پیچیدگی بیشتر سیر می کند ضروری است چراکه جهان محل زندگی ما به محلی تبدیل شده است که در آن اطلاعات، محرک عمده دانش ودانش موجد قدرت و دارای نقش کلیدی است.
در نتیجه و با عنایت به تمامی موارد مطرح شده در طول تاریخ هرگاه توفان تغییرات اساسی به پا خواسته و امواج تحولات سر برآورده اند، آنان که هوشیار تر بوده اند زودتر نشانه ها را دریافته اند، به انتظار امواج فرصت آفرین نشسته اند و به هنگام بر آن سوار شده اند. این موج سواران شجاع، برندگان تاریخ بوده اند.
موج کامل و تمام عیار امروز از اقتصاد جهانی متکی به دانش بر می خیزد. همان اقتصادی که اقتصادهای صنعتی درون مرزی دو قرن گذشته را بیرون می کند و خود به جای آنها می نشیند . این موج در دسترس است و باید جرات داشت و سوارش شد .
آنهایی که از جای خود می جنبند گاهی می بازند، آنهایی که نمی جنبند همیشه می بازند.
علیرضا ارشادی
شبک**1708

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال