نگاهی جامعه شناختی به پرفروش ترین فیلم سال 97،

کمدی هایی که گیشه را قبضه کرده اند

تهران-ایرنا- فیلم «هزارپا» جدیدترین ساخته «ابوالحسن داوودی» موفق شده است که تا پس از اکران در 13 تیر و در کمتر از 4 ماه، در صدر جدول فروش فیلم های سینمایی سال 97 قرار گیرد. فیلمی با ژانر کمدی که محبوبیت و اقبال و البته نقدهایی را به دنبال خود داشته است.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری ایرنا، کمدی که در معنای لغوی به معنی نمایشی خنده دار است یکی از ژانرهای جذاب و محبوب در صنعت فیلمسازی و سینما است. به استثنا کمدی سیاه که در این نوع از فیلم، پایان و سرانجام شادی وجود ندارد کمدی ها معمولا با حال و هوا و پایانی خنده دار و همانگونه که شروع شده اند، پایان می یابند.
کمدی اگرچه تلاش دارد تا با ارائه مضامین و سوژه های خنده دار جلو برود اما در اصل به دنبال مطرح کردن مضامینی جدی است. یعنی اگرچه که تلاش دارد تا با استفاده از طنز و حرکات یا گفتار بامزه مخاطب را بخنداند اما در همان حال به دنبال مطرح کردن مضامینی عمدتا جدی و اجتماعی نیز هست. نکته مغفول مانده در کمدی سازی های امروز سینمای ایران همین بحث مطرح ساختن مضامین و قدرت تسهیل گری اجتماعی و منشا اثر بودن به وسیله آن است. در این معنا این سبک از فیلم سازی که در سینمای حال حاضر ایران باب شده نه کمدی در معنای آنچه که مطرح شد است و نه طنز در معنایی که در ادامه می آید را شامل نمی شود.

**پرفروش اما کم توان
طنز چه در معنای لغوی آن طعنه زدن و حتی در معنای سابق آن یعنی «تیغ جراحی» و چه در معنای ادبی آن یعنی هنری که نامتناسبات در عرصه های اجتماعی را نشان می دهد و از این رهگذر و به دلیل نمایش این عدم تناسب ها و نامتقارتن بودن ها خنده دار می شود، در فیلم های حال حاضر ایران وجود ندارد.
در واقع آنچه در سینمای ایران و به اسم فیلم های خنده دار می بینیم به ندرت رنگی از طنز و طنز گونگی دارد و در بهترین حالت یک کمدی سطحی و ندرتا دارای معانی و مضامین فاخر است.
نگاهی به پرفروش ترین فیلم حال حاضرسینمای ایران با فروشی معادل 37٬224٬092٬000 به خوبی نشان می دهد که هنوز هم سینمای ایران و در واقع مخاطبین سینمای ایران چنان که باید و شاید به لحاظ مضونی و ارتقا قدرت دریافت مفاهیم در جای مناسبی نیستند یعنی یا ارتقا نیافته و یا تمایلی به ارتقا از خود نشان نمی دهند. یکی از مهترین دلایل در این زمینه را می توان پسرفت ذائقه به دلیل عادت دادن مخاطب و تغییر نوع ذائقه او با فیلم هایی با حداقل مضامین و مفاهیم و تقلیل عناصر آگاهی بخش و روشن کننده، دید.
یعنی در طی این سالها به قدری فیلم های سخیف معنا و بار فیلم کمدی را تنزل داده و آن را از رسالت و فلسفه وجودی اش دور ساخته اند که برای مخاطب کمدی چیزی جز همین تولیدات متصور نیست.
فروش میلیاری و رتبه اولی فیلم هزارپا نشان می دهد به رغم این سطح نازل که در حال حاضر برای تولیدات کمدی وجود دارد اما همچنان این سبک فیلم ها می توانند بالاترین جایگاه و بیشترین فروش را از آن خود کنند.
نکته قابل تامل دیگر این است که برخلاف آنچه که ما در ایران می بینیم و فکر می کنیم ژانر کمدی و ساختن فیلم کمدی نه کاری راحت و نه کار هرکسی است. در سینمای جهان این ژانر به صورتی اصولی جایگاهی خاص و حرفه ای دارد که هر کارگردانی به راحتی وارد آن نمی شود. اما در ایران و سینمای امروز این ژانر به زمینی برای بخت آزمایی کارگردانان تازه وارد و حتی کارگردانان صاحب نام به عنوان فرصتی برای کسب گیشه بدل گردیده است.

**درباره فیلم
هزارپا آخرین ساخته ابوالحسن داوودی کارگردان صاحب سبک سینمای ما است. این فیلم که جزو پرفروش ترین و از نظر گیشه موفق ترین ساخته های سینمای ایران است، توانسته تا عنوان پرفروش ترین و پرمخاطب‌ترین فیلم تاریخ سینمای ایران را از آن خود کند.
هزارپا (با بازی رضا عطاران) و منصور (با بازی جواد عزتی) دوستانی صمیمی هستند که از طریق دزدی و کیف قاپی امرار معاش می کنند. هزارپا بر اساس اتفاق و به واسطه مادرش متوجه می شود که الهام (با بازی سارا بهرامی) دختر فردی پولدار که مدیر یک آسایشگاه جانبازان است، نذر کرده تا با یک جانباز ازدواج کند. هزارپاکه پای خود را در تصادفی از دست داده سعی می کند تا نذر دختر را برآورده سازد.
داستان و حواشی خنده دار فیلم حول محور تلاش هزارپا و منصور برای نزدیک شدن به الهام و متقاعد ساختن او برای ازدواج با هزارپا است. این فیلم دارای داستان و داستانک های فراوانی است که در دل هم و موازی روایت می شوند و به دلیل کثرت در جاهایی مخاطب را سردرگم می کنند. داستانک هایی که بعضأ به نظر می رسد ربط چندانی به فیلم نداشته و صرفا برای کش دادن فیلم نوشته و اجرا شده اند. در نهایت هم هزارپا همان مشکل همیشگی سینمای ایران را بصورتی ملموس با خود دارد و آن ضعف در پایان بندی و نتیجه گیری و فقدان قدرت فیلم در سرانجام است.
این فیلم نیز از مد این روزای فروش فیلم ها (و حتی تئاترها) یعنی بهره گیری از شوخی هایی با مضامین جنسی برای بالا بردن فروش خود بهره می گیرد. البته نکته مثبت و قابل توجه این فیلم این است که به رغم بهره گیری از شوخی های تکراری و سطحی برای خنداندن مخاطب یکسره در این زمینه مانور نداده است و این تفاوت مثبت آن نسبت به سایر کمدی های اخیر ایران است.
در واقع هزارپا فیلمی بامزه و خنده دار است که شاید نتوان آن را در زمره فیلم های بی مضمون و کمدی های سخیف اخیر قرار داد اما در این زمینه که مکررات را تکرار و به بدسلیقگی و تقلیل ذائقه مخاطبان دامن می زند و به ویژه به دلیل گستردگی و حجم مخاطبانی که به سینما کشانده است، قابل انتقاد است.

**خندیدن بدون تفکر جذاب نیست
داستان ها و دوره زمانی وقوع فیلم هزارپا در دهه 60 شمسی و پس از جنگ تحمیلی ایران و عراق است. اساسا در هر دوره و زمانی فرمولی برای ساخت فیلمای کمدی مد می شود که به عنوان نسخه ای نانوشته در نوشتن و ساختن این فیلمها بین کارگردانان و فیلمسازان دست به دست می شود. در زمان حاضر نیز اشاره و ساخت فیلم هایی در حال و هوای انقلاب 57 و سال های پس از جنگ تحمیلی فضایی محبوب تقی شده و به صورتی کلیشه ای فضای کاری بسیاری از تهیه کنندگان و کارگردانان را تشکیل می دهد .
رضاعطاران و جواد عزتی امروز نمایندگان و عناصر کلیدی تضمین گیشه برای فیلم های کمدی هستند و به کار گرفتن توامان این دو در یک فیلم، پیش بینی بالابودن فروش آن را چندان دور از ذهن نمی ساخت. ضمن این که احتمال تداوم کلیشه بودن آنها در نقش های قبلیشان را هم چندان غیرعادی نمی نمود. چنان که رضاعطاران در این فیلم یادآور فیلم و نقش خودش در «نهنگ عنبر» بود و جواد عزتی یادآور بسیاری از فیلم های سالهای اخیر خود. تنها نکته مثبت و فاصله گیری از کلیشه را شاید بتوان برای سارا بهرامی در نظر گرفت که پس از درخشش در درام اجتماعی قبلی خود و فیلم دارکوب در نقش یک زن معتاد، در چرخشی کامل در نقشی کمدی بازی کرد که البته ضعف بازی و فقدان المان های موثر برای بازی در این سبک، آن هم به عنوان نقش مکمل برای دو سوپر استار کمدی ایران، در کارش مشهود وقابل انتقاد بود
یکی از نقدهای دیگری که به صورت جدی می توان به این فیلم وارد ساخت بازگشت دوباره به کلیشه ی فرودستی زنان و پایین بود بهره هوشی آنان است. چه نقش اول این فیلم الهام و چه سایر زنان این فیلم، زنانی هستند که بهره هوشی بالایی ندارند و گفتار و رفتار به دور از منطق و قدرت استدلال آنها در صحنه های فیلم، موجبات خنده مخاطبان را فراهم می آورد.
یکی از قدیمی ترین، دم دست ترین و البته مذموم ترین شوخی ها یا فراهم آوردن فضایی برای خنداندن مخاطب، شوخی هایی با مضمون کلیشه های جنسیتی و این چنینی است. مدت هاست که صاحبنظران و منتقدان این مساله را در فیلم ها و سریال های ایرانی مورد نقد و نکوهش قرار داده اند که این امر تا حدودی باعث توجه و تلاش هرچند حداقلی، برای فاصله گیری از این کلیشه گردیده است؛ اما این که در سال 1397 و صرفا به قیمت گیشه چنین عقب گردی وجود داشته باشد امر جذابی نیست و قطعا باعث خنده نخواهد شد. نیاز به گفتن نیست که جامعه ی موفق، سربلند و برجسته جامعه ای نیست که خندیدن در فیلم هایش به قیمت تخریب یا ادعای کم هوشی زنان مطرح گردد.
پژوهشم**س-ب**1552

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال