نابینایان را باور کنیم

تهران- ایرنا- جامعه نابینایان یکی از موفق ترین گروه ها در میان معلولان است اما آنان نیازمند حداقل تسهیلاتی هستند که جامعه برای افراد عادی فراهم کرده تا بتوانند پله های رشد و ترقی را با خیالی آسوده پشت سر بگذارند.

نابینایان معتقدند، برای پیشرفت و به دست آوردن موفقیت در زندگی به لطف نیاز ندارند بلکه به حمایت مردم و مسئولان نیازمند هستند.
همایش انجمن علمی فرهنگی دانشجویان و دانش آموختگان نابینای ایران یکی از برنامه هایی بود که امسال به مناسبت روز جهانی نابینایان در محل قرارگاه امام رضا (ع) با حضور جمعی از نابینایان موفق و خانواده های آنها برگزار شد. شعار این همایش «معرفت، قدرت است» بود. اعضای انجمن و شرکت کنندگان در این همایش معتقد بودند هر کسی که شناخت و معرفتش از خود بیشتر باشد، می تواند توانایی هایش را کشف کند و رو به جلو قدم بردارد.
صادق عباسی، عضو هیات مدیره انجمن دانشجویان و دانش آموختگان نابینا، با اشاره به اینکه توانایی هایی که ما در وجودمان داریم، حاصل معرفت است، گفت: معرفت یا شناخت از خود گنج بزرگی است. اگر هر کدام از نابینایان نسبت به خودشان شناخت پیدا کنند، می توانند توانایی هایشان را شناسایی کرده، به دنبال رویاهایشان بروند. به همین دلیل یکی از اهداف انجمن این است که سطح توقع نابینایان از خود را بالا ببرد.
وی که خود از بدو تولد نابینا بوده است، افزود: افراد نابینا تا از خود توقعی نداشته باشند، پیشرفت نمی کنند. لازمه پیشرفت این است که از شرایط موجود خودمان راضی نباشیم تا برای خواسته هایمان تلاش کنیم. ما در این انجمن به نابینایان یاد می دهیم که باید توقعشان را از خود بالا ببرند نه از دیگران. افراد نابینایی که امروز روی سکوی موفقیت ایستاده اند، به خاطر همت بلندشان بوده است.
عباسی گفت: طبق آمارها، نابینایان، موفق ترین گروه های معلولان در زمینه های علمی هستند. آنها در رشته های مختلفی مثل کامپیوتر، شیمی و ریاضی دانشجو و فارغ التحصیل در مقاطع مختلف دانشگاهی دارند. این اتفاق دلگرمی بزرگی برای آنهایی است که با چشمان بسته، تازه اول راه هستند و می توانند با تکیه بر توانایی های خود موفقیت را در خود احساس کنند.
وی با بیان اینکه در انجمن دانشجویان و دانش آموختگان نابینا با جذب نابینایان تحصیلکرده آنها را در رسیدن به اهدافشان حمایت می کنند، افزود: ما حتی در انجمن کلاس های آموزشی خط بریل و ماساژ را نیز برگزار کرده ایم. خط بریل سرمایه نابینایان برای ورود به دنیا و به دست آوردن اطلاعات است. کلاس های ماساژ نیز به تازگی راه افتاده است. هدفمان از آموزش دوره های ماساژ به خانم ها و آقایان نابینا ایجاد بازار کار و مسیری برای درآمدزایی است.
عباسی گفت: هر فردی که حسی را از دست می دهد در واقع علمی را از دست داده است. وقتی حسی را نداشته باشید، اطلاعاتی را که از این مسیر به دست می آید، هم نخواهید داشت. به همین دلیل باید تلاش کنید تا کمبود این حس را از طریق حواس دیگر جبران کنید. در این مسیر همراهی خانواده ها بسیار مهم است. آنها می توانند فرد نابینا را کمک کنند تا دنیای اطرافش را از همان کودکی بشناسد.
وی ادامه داد: پیش از این بهزیستی طرحی برای آموزش همزمان مادران و کودکان نابینا برگزار می کرد که متاسفانه این طرح بعد از مدتی به سرانجام نرسید. واقعیت این است که والدین فرد نابینا باید آموزش های درست را ببینند تا او را حمایت کنند. خوشبختانه پدر و مادرم با وجود اینکه سواد زیادی نداشتند اما با همراهی شان باعث شدند من در مدارس شبانه روزی مربوط به نابینایان درس بخوانم و امروز دانشجوی دکترای علوم قرآن و حدیث دانشگاه تربیت مدرس هستم.

* معافیت مالیاتی شامل همه نابینایان شود
در ادامه همایش روز جهانی عصای سفید، عبدالحسین لطیفی، استاد ادبیات و عرفان دانشگاه و عضو انجمن دانش آموختگان نابینای ایران، به یکی دیگر از مشکلات نابینایان در خصوص بهره مندی از قانون حمایت از حقوق معلولان اشاره کرد و گفت: یکی از مزایای این قانون راجع به معافیت از مالیات است. این قانون در واقع مربوط به خانواده ها است و خانواده این افراد از پرداخت مالیات معاف می شوند اما خود فرد نابینا باید چه کند؟
وی افزود: آیا فرد نابینا فقط 18 سال عمر می کند یا تا آخر عمرش قرار است تحت حمایت خانواده اش باشد؟ آیا قرار نیست زندگی مستقلی داشته باشد یا ازدواج کند؟ من نمی گویم این قانون بد است اما باید بندهایی به این قانون اضافه شود تا خود افراد معلول نیز مثل خانواده هایشان بتوانند از این قانون بهره ببرند. ما دوست داریم دولت و قانون زمینه ای را فراهم کند تا افراد نابینا پیشرفت کنند و معتقد هستم لطف بیش از حد به ما نشود اما ظلمی هم صورت نگیرد.
این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه شنیدن به دیدن برتری دارد، گفت: شنیدن بسیار مهمتر از دیدن است. درست است که بار زیادی از اطلاعات از مسیر بینایی حاصل می شود اما در قرآن هم بر تقدم سمع بر بصر تاکید شده است.
وی ادامه داد: لازم است نابینایان در اولین قدم خط بریل را یاد بگیرند. در این مسیر تکنولوژی های ساخته شده برای نابینایان هم می تواند به کمک آنها بیاید و شاید بهتر باشد سازمان بهزیستی خدماتش را هوشمند کند و این خدمات را به طور مساوی در اختیار همه قرار بدهد.
لطیفی در باره نگاه جامعه به نابینایان گفت: گاهی نوع نگاه مردم و مسئولان به نابینایان طوری است که انگار آنها بالغ نیستند و نمی توانند کارهای خود را انجام دهند. اما این طور نیست و نابینایان شاید حس بینایی نداشته باشند اما می توانند بدون کمک دیگران نیز زندگی را اداره کنند.

* تدابیری برای تسهیل مراجعه نابینایان به ادارات اندیشیده شود
در حاشیه همایش انجمن علمی فرهنگی دانشجویان و دانش آموختگان نابینای ایران، حمید سوارکار مدیرعامل انجمن «دانش آموختگان نابینای ایران» نیز در گفت وگو با ایرنا گفت: تدابیر لازم برای مراجعه نابینایان به مراکز و ادارات اندیشیده نشده است به طوری که به عنوان نمونه نابینایان وقتی می خواهند کارهای بانکی انجام دهند، باید فردی را به عنوان امین با خود ببرند در حالی که ممکن است همان فرد نابینا مدرک دکتری از دانشگاهی معتبر را داشته باشد. این موضوع برای فردی که تحصیلات عالیه دارد، قابل هضم نیست.
وی افزود: از دیگر مشکلات نابینایان مناسب سازی مبلمان شهری و استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی نابینایان است. البته استفاده از موزاییک های برجسته در فضای شهری کمک خوبی برای نابینایان بوده است اما کافی نیست. در بحث ایاب و ذهاب نابینایان هم سامانه ای با نام سامانه جانبازان وجود دارد که ماشین با هزینه ای کمتر در اختیار افراد معلول قرار می دهد اما سرویس دهی در این زمینه ضعیف است.
به گفته سوارکار فقط دولت و مسئولان نیستند که می توانند به جامعه نابینایان کمک کنند بلکه مردم هم می توانند به کمک آنها بروند و حمایتشان کنند.
مدیرعامل انجمن دانش آموختگان نابینای ایران افزود: من از مردم خواهش می کنم که شرایط معلولان و نابینایان را رعایت کنند. مثلا اگر فردی در حال ساخت و ساز است، میله های داربست را با فوم بپوشاند. شاید فرد نابینایی در حال گذر از کنار سازه با آن برخورد کند و حادثه ای برایش رخ دهد. یا هنگام گودبرداری فقط به کشیدن یک نوار زرد اطراف محل گودبرداری اکتفا نکنند. ممکن است نابینایی مسیر را اشتباه رفته و داخل محل گودبرداری یا چاه های بدون درپوش بیفتد.
سوار کار تاکید کرد: اگر مردم دست به دست هم بدهند، می توانند با رعایت نکاتی ساده و پیش پا افتاده به جامعه معلولان و نابینایان کمک کنند و حامی آنها باشند. فقط کافی است از خودمان شروع کنیم.
مدیرعامل انجمن دانش آموختگان نابینای ایران گفت: این انجمن از سال 1382 تاسیس شد. من هم که به خاطر مشکلات بینایی در کودکی و تجویز اشتباهی دارو توسط پزشک، درصد زیادی از بینایی ام را از دست دادم، در سال 1384 عضو این انجمن شدم تا در فعالیت های اجتماعی آن حضور داشته باشم تا اینکه سال 1396 به عنوان مدیرعامل انجمن انتخاب شدم.
سوارکار افزود: در این انجمن افراد نابینایی عضو هستند که لازمه عضویت آنها این است که دانشجو یا دانش آموخته باشند. نابینایان باید مقطع کاردانی را طی کرده باشند تا عضو انجمن شوند. سپس یکسری خدمات در اختیار آنها قرار می گیرد. مثل ضبط کتاب برای اعضا، حل مشکلات آنها در دانشگاه و در زمینه تحصیل یا گردآوری پایان نامه و بیشتر خدماتی که به اعضای انجمن ارائه می دهیم علمی و پژوهشی است.
مدیرعامل انجمن دانش آموختگان نابینا گفت: در این مسیر سعی می کنیم از مربیان با تجربه برای آموزش اعضا هم استفاده کنیم. مثلا یکی دیگر از خدمات برگزاری کلاس های رایانه، ماساژ، خط بریل و همچنین اردوهای علمی و تفریحی است.

* معجزه عصای سفید
مصطفی فروزنده یکی از اعضای انجمن نخبگان نابینا و فارغ التحصیل رشته کاردانی ادبیات انگلیسی و کارمند بیمه ایران است. او 43 سال دارد و بر اثر بیماری به مرور زمان بینایی اش را از دست داد. طوری که امروز به گفته خودش فقط نور می بیند. مصطفی اما با وجود نابینایی، موفق است و برای آینده ای بهتر تلاش می کند. او از سال 77 به فکر تولید عصا برای نابینایان افتاد تا با عصاهای جادویی اش در حرکت نابینایان معجزه کند.
وی در مورد تولید عصای نابینایان گفت: همیشه دلم می خواست در طراحی و ساخت تجهیزات نابینایان فعالیت کنم. من از بین جامعه هستم و به خوبی می دانم چه مشکلاتی دارند. به همین دلیل یک روز با گم کردن عصای دوستم، ایده طراحی و ساخت عصا به ذهنم رسید.
فروزنده افزود: عصای دوستم خارجی و از کانادا برایش آورده بودند. مشکل کوچکی پیدا کرده بود و به من داد تا در کارگاه پدرم آن را درست کنم. اما نمی دانم چه شد که عصا گم شد. پس از آن عصایی طراحی کرده و به جای عصای قبلی به او دادم. همین جرقه ای شد تا به طراحی و تولید عصا مشغول شوم.
وی گفت: عصای سفید غلطکی با دسته صاف یکی از کارهای مصطفی است که با استقبال خوبی هم روبرو شد. انتهای این عصا که با زمین برخورد می کند به جای اینکه پلاستیکی و ثابت باشد حالت گرد و چرخشی دارد. این کمک می کند تا فرد نابینا عصا را به راحتی روی سطح بکشد و فراز و فرود مسیر را پیش بینی کند و بعد قدم بردارد.
فروزنده افزود: همچنین مقاومت این عصا در برابر فشاری که فرد نابینا روی آن وارد می کند، بیشتر است و در جریان این اتفاق نه می شکند و نه خم می شود. از این عصا تاکنون در تیراژ سه هزار و 500 عدد تولید کرده ایم و قیمت مناسبی هم نسبت به نمونه های خارجی آن در بازار دارد. با این حال باز هم در تلاش هستم تا عصاهای راحت تری را برای نابینایان بسازم.

* حس خوب کمک کردن
بسته بندی، مونتاژ و بازاریابی تلفنی کار گروهی از نابینایان توانمندی است که در «انجمن نابینایان تجلی» مشغول به کار هستند و از این راه کسب درآمد می کنند. در واقع هدف انجمن نابینایان تجلی توانمندسازی و اشتغال زایی افراد با انواع آسیب های بینایی است.
زهره شوری مدیرعامل انجمن تجلی نابینایان گفت: من خودم کم بینا هستم و بینایی ام به تدریج کم می شود. از آنجایی که با مشکل افراد نابینا و کم بینا آشنا هستم و با این مشکلات زندگی کرده ام، تصمیم به راه اندازی این انجمن گرفتم.
وی در حال حاضر در سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران کار می کند، اما کار در انجمن از فعالیت های دیگر او است.
مدیرعامل انجمن تجلی نابینایان ادامه داد: اعضای هیات مدیره این انجمن را نابینایان و کم بینایان موفق که تحصیلکرده هستند تشکیل داده اند. یکی وکیل و دیگری کارمند بهزیستی است.
وی افزود: از آنجایی که اعضای انجمن تجلی نابینایان در فعالیت های فرهنگی و اجتماعی حضور دارند، تصمیم به راه اندازی محلی برای تولید کار نابینایان و کم بینایان کردند. خیلی ها که نمی توانند شغلی پیدا کنند به انجمن ما می آیند. کار بچه ها اینجا بسته بندی و مونتاژ محصولات و بازاریابی تلفنی است. در حال حاضر 43 نفر در 2 شعبه این انجمن در مناطق 16 و 8 مشغول به کار هستند و بالای 19 سال سن دارند.
مدیرعامل انجمن تجلی نابینایان گفت: کارمندان بخش فروش و بازاریابی تلفنی پس از گذراندن آموزش های لازم، در تلاش هستند تا محصولاتی را که توسط نابینایان ساخته، پرداخته و مونتاژ و بسته بندی می شود، بفروشند. از گل های کریستالی دست ساز گرفته تا مرواریدبافی و مونتاژ لوازم التحریر اما در بخش دیگر کارمندان، محصولات نابینایان یا افراد عادی را که در اختیارشان گذاشته می شود، بسته بندی و مونتاژ می کنند.
شوری اظهار داشت: ما فقط هدفمان اشتغال نیست بلکه به کارمندان در تهیه جهیزیه، هزینه های درمان و تحصیل، برگزاری اردوها، مسابقات آشپزی و ورزشی نیز کمک می کنیم تا زندگی شان را سهولت ببخشیم.
مدیرعامل انجمن تجلی نابینایان افزود: همه هزینه های این انجمن با مشارکت های مردمی تامین می شود و در همین راستا شهرداری هم ساختمانی را برای فعالیت اعضای این انجمن اختصاص داده است.
شوری گفت: اینجا کارمندان در دو شیفت و تحت پوشش بیمه کار می کنند. با وجود هزینه های سنگینی که انجمن دارد، تلاش کرده ایم تا نابینایان با انجام کار به خودباوری برسند. در مباحث روانشناسی آمده است که انسان با انجام کار می تواند خود را پیدا کند، احساس مفید و موثر بودن داشته باشد و به دنبال تحصیلات و تشکیل خانواده برود.
مدیرعامل انجمن تجلی نابینایان ادامه داد: همیشه اطرافیان از کودکی به ما کمک می کنند که به راحتی کارهایمان را انجام دهیم. حس کمک کردن همیشه با نابینایان است چون همیشه دیگران به آنها کمک می کنند و همین حس بهانه ای بود تا این انجمن را با کمک دوستانم تشکیل دهیم و به آنها کمک کنیم.

* یکدیگر را دوست داشته باشیم
همه نابینایان از ابتدا و از بدو تولدشان نابینا نبوده اند. عده ای نیز در جریان وقوع حادثه ای بینایی شان کم شده یا آن را از دست داده اند. تصورش را کنید یک روز صبح از خواب بیدار شوید و دیگر هیچ چیزی را نبینید. حسی که مریم دیهیم بخت 40 ساله آن را تجربه کرده است. او 40 سال دارد و متاهل و صاحب دختری 8 ساله و پسری 20 ساله است.
او 19 سال است که از بیماری دیابت رنج می برد و به خاطر همین بیماری و فشار خون بالا، ناگهان بینایی اش را از دست داد. به قول خودش قند زد به چشم هایش. فشار خون هم بی تاثیر نبود و سرانجام نابینا شد.
دیهیم در دوران بینایی اش زنی فعال بود. کارهای هنری زیادی انجام می داد و مهره کلیدی خانواده بود. اما عید سال 92 برای همیشه نابینای مطلق شد.
وی گفت: من همیشه شیرینی های عید را خودم درست می کردم. حتی عده ای از مهمانانم می گفتند ما به خاطر شیرینی های تو به خانه ات می آییم. آن عید اما من مرده متحرک بودم. هیچ جا نرفتم و شب و روزم گریه بود.
دیهیم افزود: حدود سه ماه پس از این اتفاق دچار افسردگی شدم تا اینکه یاد یکی از دوستانم افتادم که نابینا بود و از طریق او آدرس جایی را گرفتم که برای نابینایان باشد.
وی ادامه داد: خیلی جالب بود. به او گفتم جایی را به من معرفی کند که فقط آشپزی یاد بدهد و اینطوری من با کانون نابینایان فرهنگسرای بهمن آشنا شدم. به آنجا رفتم و انرژی دوباره ای برای زندگی پیدا کردم. من قبل از نابینا شدن همیشه فکر می کردم اگر یک روز جایی را نبینم خودکشی می کنم اما با شرکت در کلاس های ویژه نابینایان به تنها چیزی که فکر نکردم خودکشی بود.
دیهیم ادامه داد: زمان گذشت و خیلی زود تا حدودی با خط بریل، قالیبافی، قلاب بافی و مروارید دوزی آشنا شدم. یک روز به این فکر می کردم مردم چطور قالی می بافند و چه حوصله ای دارند اما حالا خودم با چشم های بسته قالی می بافم.
اما این تنها فعالیت دیهیم نیست و او سال 93 با کارگردانی جوان آشنا شد که به کانون آمده بود تا از میان نابینایان بازیگر انتخاب کنم. وی هم جزو انتخاب های کارگردان بود و نقشی را در تئاتر «فصل بهار نارنج» از آن خود کرد. کارگردان این اثر غلامرضا عربی است و هدف او نشان دادن توانایی های نابینایان بود.
دیهیم گفت: ما برای تئاتر فصل بهار نارنج 60 اجرا داشتیم و کارمان به جشنواره فجر هم راه پیدا کرد.
دیهیم همزمان با کار تئاتر، دیپلم خود را هم گرفت و در حال حاضر در دومین تجربه خود، یکی از نقش های نمایشنامه «شاباش خان» به کارگردانی آقای عربی را برعهده دارد.
وی گفت: بازیگران این تئاتر 12 نفر و همگی نابینا هستند و هر کدام داستان زندگی خودشان را دارند. شاید باورتان نشود اما آنها روی صحنه مثل بازیگران عادی هستند و به سختی می شود نابینا بودن شان را تشخیص داد.
دیهیم اظهار داشت: نمی خواهم بگویم هیچ مشکلی ندارم اما سعی کردم مشکلات را پشت سر بگذارم. در تلاش هستم تا مکالمه زبان انگلیسی یاد بگیرم و خانواده ام خیلی کمکم می کنند.
او مثل همه مادرهای دیگر هوای فرزندانش را هم دارد. به دخترش دیکته می گوید، آشپزی و به کارهای خانه رسیدگی می کند.
دیهیم گفت: از بوی مواد غذایی آنها را تشخیص می دهم و سعی می کنم آنها را در جایی قرار بدهم که دچار مشکل نشوم. هنگام سرخ کردن موادغذایی از حالت آنها زیر قاشق می فهمم پخته یا نپخته اند. من خیلی کارها را خودم انجام می دهم اما اطرافیانم فکر می کنند همسرم و بچه ها همه کار را انجام می دهند. به همین خاطر به خانه ما نمی آیند. دخترم همیشه گلایه می کند که چرا هیچ کسی خانه مان نمی آید. این به خاطر بی اعتمادی اطرافیانم است. من همه کارهایم را به راحتی می توانم انجام بدهم و کافی است آنها مرا باور کنند.
تنها چیزی که مریم و افرادی مثل او را آزار می دهد کنایه و زخم زبان دیگران است. او می گوید: کنایه دیگران ما را از پا می اندازد. یاد بگیریم و به فرزندانمان یاد بدهیم که افراد معلول را مسخره نکنیم و به آنها کنایه نزنیم. همدیگر را با هر نقصی در جامعه بپذیریم و دوست داشته باشیم و این حس را به فرزندانمان یاد بدهیم».

* ماجرای خبرنگاری که نابینا است
علی عباسی مزار از دیگر نابینایان موفقی است که امروز به عنوان خبرنگار پارلمانی مشغول به کار است. مشکل بینایی او مادرزادی است اما این مشکل مانع پیشرفت علی نبود.
او روزهای تحصیل را به زحمت پشت سر گذاشت، با خط بریل آشنا شد و سال 1384 در رشته علوم سیاسی دانشگاه آزاد تهران مرکز پذیرش شد. اما علی برای تامین هزینه هایش نیاز به کار داشت. به همین خاطر به عنوان خبرنگار مشغول به کار شد.
او دوره های خبرنگاری را آموزش دید و فایل مصاحبه ها را ضبط می کرد و سپس در خانه می نوشت. نرم افزارهای گویایی که وجود داشت به علی کمک می کرد تا متن مصاحبه هایش را تایپ کند و تحویل سردبیر بدهد.
اما چطور نمایندگان مجلس به یک خبرنگار نابینا، اعتماد و با او همکاری کردند. عباسی مزار در این باره گفت: من زیاد به صحن مجلس نمی رفتم اما با بیان قوی توانستم نظر برخی از نمایندگان را جلب کنم. عده ای از دوستانم نیز کمکم کرده و مرا به نمایندگان معرفی می کردند یا آنها درباره من با یکدیگر حرف می زدند و این طوری خیلی از آنها به من اعتماد کردند، مرا شناختند و همکاری کردند.
علی به کار خبر به همین شکل ادامه داد تا اینکه سال 1388 کار رادیویی را شروع کرد.
وی گفت: من نریشن گزارش هایم را حفظ می کردم و آنها را در استودیو می خواندم.
این اعتماد را علی به سختی به دست آورد. او ادامه داد: عده ای حتی جلوی پایم سنگ می انداختند. می گفتند تردد مسیر برایم سخت است یا به خاطر نابینایی نمی توانم، اما سردبیرم از من راضی بود و می گفت علی کارهایش را به موقع تحویل می دهد و با حمایت های او و چند نفر دیگر از همکارانم من مسیر پیشرفت را پشت سر گذاشتم.
حالا امروز اسم عباسی مزار را خیلی از نمایندگان مجلس می شناسند و او امروز یکی از خبرنگاران فعال است. او درباره نوشتن خبر گفت: یک نرم افزار گویا روی سیستم کامپیوتر من نصب است. موس را به هر جهت حرکت بدهم به من می گوید که چه اتفاقی افتاده و کجا هستم. به همین روش خبرهایم را می نویسم و تحویل می دهم.
عباسی مزار معتقد است اگر تلاش نمی کرد و دیگران او را باور نمی کردند، نمی توانست موفق شود. به نظر او اعتماد به نابینایان می تواند از آنها افرادی موفق بسازد.
گزارش از فاطمه شیری
اجتمام * ف ش *1834

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال