سیاه‌نمایی در سینما از واقعیت تا خیال/6

شوقی: ناتوانی از حل مشکلات در آثار سینمایی یعنی سیاه‌نمایی

تهران- ایرنا- منتقد و نویسنده سینما، گفت: وقتی فیلمی در سینمای ایران ساخته می‌شود که مشکلات مطرح شده در آن هیچ راه‌حلی برای جبران ندارد، یعنی فیلمساز سیاه‌نمایی کرده و این اتفاق در سینمای ایران می‌افتد.

به گزارش خبرنگار سینمایی ایرنا، مرز میان فیلم سیاه با آثار اجتماعی که به قصد نشان دادن یک معضل و آگاه سازی جامعه ساخته می شود، همچنان بحث داغ منتقدان و سینماگران است و هنوز هم معیار مشخص و درستی برای تبیین این موضوع مطرح نشده است.
مساله این است که فیلم‌ساز به ویژه در فیلم‌های اجتماعی تا چه اندازه در روایت معضلات صادق بوده و در نمایش آنها اغراق نکرده است. یعنی خالق یک اثر سینمایی با هدف آگاه کردن مسئولان و مردم از سیاهی‌ها و معضلات برای حل آنها دست به تولید فیلم زده یا تنها با پیدا کردن یک موضوع تلخ، ناامید کردن مخاطبان، ایجاد یاس در جامعه و جلب توجه بین المللی را مد نظر داشته است.
پای این بحث به فیلم «بدون تاریخ بدون امضا» نماینده ایران در اسکار امسال نیز کشیده شده است که برخی آن را فیلمی سیاه خوانده و ارسال آن به عنوان نماینده ایران به اسکار را اقدامی اشتباه می‌دانند و در مقابل جمعی از منتقدان نیز آن را بهترین گزینه سینمای ایران برای حضور در این رقابت بین المللی برشمرده اند.
اکنون در خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) قصد داریم در سلسه گفت ‌و گوهایی با کارشناسان و منتقدین سینما این موضوع را بررسی کنیم که به واقع مرز بین روایت صادقانه و سیاه نمایی کجاست؟ و اینکه فیلم «بدون تاریخ بدون امضا» می تواند نماینده خوبی برای سینمای ایران در دنیا باشد؟
سعی شده هم‌ راستا با رسالت رسانه‌ای خود صادقانه نظر موافقان و مخالفان این موضوع را به بحث بگذاریم تا شاید از این مجموعه بحث‌ها به راهکار درست و سندی برای مرزبندی سیاه نمایی در سینمای ایران دست یابیم. در ادامه این بحث به سراغ خسرو شوقی نویسنده و منتقد سینما رفته ایم تا نظر وی را در این خصوص جویا شویم.
شوقی در گفت وگو با ایرنا، اظهار داشت: هیچ منتقد و فیلم سازی با ساختن آثاری با موضوعات اجتماعی و معضلات جامعه مشکلی ندارد اما همواره باید دقت کنیم تا مرز میان واقعیت و اغراق در تولید آثار حفظ شود.
وی افزود: متاسفانه در سینمای ایران در نشان دادن مشکلات اغراق اتفاق می افتد و در واقع این همان سیاه نمایی است که بنده و یک جریان فکری در ایران با آن مخالف هستیم.
این منتقد و نویسنده سینما، تاکید کرد: وقتی فیلمی در ایران ساخته می‌شود ،انواع و اقسام بدبختی‌ها در آن نمایش داده می‌شود و هیچ راه حلی نیز برای رهایی از این مشکلات نشان داده نمی شود و در نهایت نیز با همان شکل اسفناک تمام می‌شود، چه معنی دیگری جز سیاه نمایی می‌تواند داشته باشد.
شوقی گفت: این گونه فیلم‌ها که اتفاقا این روزها در میان فیلم سازان جوان نیز رواج بیشتری پیدا کرده باید مدیریت شود. مشکلات در تمام دنیا وجود دارد، اما انصاف به خرج دادن درباره نمایش آن نوع معضلات از نشان دادن خودِ مشکل واجب تر و مهمتر است.
وی افزود: این رویه متاسفانه از چند سال پیش آغاز شده و بعد از جوایز و تشویق‌هایی که فیلم سازان جوان در خارج از مرزها به واسطه فیلم های خود دریافت می کردند حالا این اتفاق به یک جریان در سینما تبدیل شده است و به نظرم مدیران باید آن را کنترل کنند.
این منتقد و نویسنده سینما، گفت: وقتی فیلم در ایران ساخته می‌شود که هیچ نقطه امیدی در آن وجود ندارد و سراسر سیاه است چرا نباید به آن سیاه‌نمایی گفت. به طور قطع هر مشکلی راه‌حلی دارد اما برخی از فیلم‌های ایرانی با فضایی سیاه آغاز و با سیاهی ادامه پیدا می‌کند و در نهایت نیز با چندین سوال سیاه به پایان می‌رسد و وقتی نقدی به این فیلم برای سیاه نمایی‌اش می‌کنیم فیلم ساز آن می گوید که ما مشکلات را روایت کردیم.
شوقی گفت: بله اینها درست می‌گویند مشکلات را روایت کرده‌اند اما بحث ما این است که چرا فقط نقاط تاریک و سیاه را نشان می‌دهید. شاید همه آن چیزی که شما در فیلم‌هایتان می‌گویید درست باشد اما وقتی روایت ما فقط از تاریکی‌ها است این یعنی یک جای کار می‌لنگد.
وی تاکید کرد: معتقدم این فیلم سازان همانطور که خودشان هم می‌گویند واقعیت‌ها را به تصویر می‌کشند اما فقط یک طرف ماجرا که همان سیاهی است را می‌بینند و این یعنی روایت ناقص و غلط که سینما را به ورطه سیاه نمایی می‌اندازد.
فراهنگ**9246** 1701

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال