گزارش ایرنا ازکنفرانس آموزشی سمن‌ها، تحریم و مدیریت چالش‌ها

اعتمادسازی و خلق فرصت‌های جدید، راه‌حل سمن‌ها در دوران تحریم

تهران- ایرنا- برای مواجهه با تحریم‌ها تنها دولت و نهادهای دولتی نیستند که باید آماده باشند. نهادهای مدنی و سمن‌ها نیز در شرایط تحریم‌ با بحران‌ها و چالش‌های مختلفی روبرو هستند که باید راه‌حل‌ها مناسبی برای آن پیدا کنند. اشتراک تجربه به کارگیری این راه‌حل‌ها موضوع کنفرانس آموزشی سمن‌ها، تحریم و مدیریت چالش‌ها بود

«استراتژی، بحران نمی شناسد علم گریز از بحران است. سازمانی که با بحران مواجه است در واقع مدیریت گریز از بحران را ندارد». «بحران یا تلاطم؟ تلاطم اتفاقی است که باعث به وجود آمدن فرصت های جدید می شود. در یک مثال باید بگوییم وقتی نظم ماهی ها به هم بخورد، ماهی های کوچک روی آب می آیند. در شرایط تلاطم شغل های کوچک فرصت های جدیدی را پیدا می کنند». «برای موفقیت باید از خودمان شروع کنیم. فقط حرف های قشنگ نزدیم و گفته هایمان را اجرا کنیم».
اینها بخشی از محورهای اولین روز از کنفرانس آموزشی سمن ها، تحریم و مدیریت چالش ها بود که در دانشکده برق دانشگاه شریف، با حضور مدیران و اعضای سمن ها (سازمان های مردم نهاد) برگزار شد.
موسسه مطالعاتی حامیان فردا برگزار کننده این نشست بود. این همایش با هدف ارائه راهکارهای کلیدی و کاربردی برای مدیریت چالش های پروژه های مردم نهاد و خیریه در دوران بحران اقتصادی و تحریم برگزار شده است.
در این گزارش به بخش هایی از راهکارهای سخنرانان این کنفرانس برای دوام در شرایط بحران و تحریم، در نخستین روز از برگزاری این همایش پرداخته ایم.

* آینده ساز باشیم
از زمان شروع تحریم ها در کشور تا کنون خیلی از مشاغل تحت تاثیر اوضاع نابسامان اقتصادی قرار گرفته اند. سمن ها (سازمان های مردم نهاد) نیز از این قافله عقب نمانده اند. خیلی از آنها با طوفان تحریم و بحران اقتصادی دست و پنجه نرم می کنند و در تلاش برای بقای خود هستند.
در این شرایط سمن ها با کاهش کمک های مالی و همکاری های نیروهای داوطلب رو به رو شده اند. حالا وقت آن است که شرایط بحران را مدیریت کنند. از آموزه های اقتصاد رفتاری برای کاهش هزینه های خود بهره بگیرند و تفکر استراتژیک خود را قدرت ببخشند. به جای آنکه پا پس بکشند و سنگرهایشان را خالی کنند باید به فکر ایجاد فرصت های جدید در محیط های متلاطم و بحران زده باشند.
اما برای انجام این کار باید از نو شروع کنند. آنها باید در اولین قدم مشکلات درون سازمانی خود را حل کرده، با زیرساختی قوی به سمت جلو گام بردارند. این کار البته به همین راحتی هم نیست. یک سازمان مردم نهاد باید ابتدا در هیئت مدیره خود همبستگی و اعتماد وجود داشته باشد.
ایثار خدادادی، مشاور منابع انسانی سازمان های مردم نهاد دولتی و خصوصی، در اولین روز از کنفرانس آموزشی با اشاره به اینکه شروع تحریم ها در کشور باعث شده NGO ها در جامعه بیشتر و حامیان آنها کمتر شوند گفت: سمن ها باید آینده گزین و آینده ساز شوند اما این اتفاق چطور رقم می خورد؟
وی افزود: برای توضیح این مسئله باید بگویم ما سه رویکرد کلی داریم. آینده بین، آینده گزین و آینده ساز. آینده بین ها عادت دارند وقتی با موضوعی رو به رو می شوند، تازه همان موقع تصمیم می گیرند که چه کار کنند و از چه منابعی استفاده کنند.
«در این بین آینده گزین ها اعتقاد دارند که باید آینده را پیش بینی کرد. آنها مثل کشتی در اقیانوس هستند نه قله یخی که آبهای سرد و گرم اقیانوس برای حرکت آنها تصمیم می گیرند. آینده گزین ها شاید مثل کشتی کوچک باشند اما می دانند مقصد و بندر بعدی شان برای توقف کجا است و کجا باید باشند. آنها مشخص می کنند که خانه آخر مسیرشان باید کجا باشد و در واقع کارشان توانمندسازی است. اما سومین جایگاه متعلق به آینده سازها است. آینده سازها تا آخر پیش می روند. آنها مثل آینده گزین ها هم توانمند هستند و هم ترویج گر و سیاست گذار».
خدادادی ادامه داد: NGO های آینده ساز الزامی به سرویس دهی ندارند. آنها هدفشان انجام کارهای بزرگتری است. آنها آمده اند که در قانون تاثیر بگذارند، آزادی را توسعه بدهند و در سیاستگزاری با صدای واحد حرف بزنند.

*جلب اعتماد مردم
به گفته خدادادی NGO ها برای اینکه آینده ساز باشند و در راستای اهدافشان دوام بیاورند، بزرگترین رسالتشان باید اعتمادسازی باشد. آنها باید اجازه بدهند که مردم با فرهنگ NGO آشنا شده، آن را تجربه کنند و در این کار مشارکت کنند. اعضای NGO ها را افرادی عاشق تشکیل داده اند. آنها یا با یکدیگر هم نیاز یا هم هدف هستند و با همین ذهنیت دور هم جمع شده و مجموعه ای را ایجاد کرده اند.
«حالا سوال این است که چرا وقتی این افراد موفق، خلاق و توانمند کنار هم جمع می شوند، خروجی کارشان موفق و از همه مهمتر اثربخش نیست؟ اولین شرط مدیریت بحران داشتن اصول است. یعنی در زمان مواجهه با اولین مشکل پا به فرار نگذاریم و پای ارزش هایمان بایستیم».
خدادادی گفت: فکر کنیم و بعد درباره بحران تصمیم درستی بگیریم. اما برای انجام این مراحل NGO ها باید در اولین قدم مشکلات درون سازمانی خودشان را حل کنند. اگر آنها بتوانند مشکلات خودشان را حل کنند، نقاط ضعف و قوتشان را شناسایی کنند، وارد مرحله خودآگاهی سازمانی می شوند. یعنی از ریز و درشت مشکلاتشان خبر دارند و برای حل آن تلاش می کنند اما این تازه اول راه برای پیشرفت و بقای NGO هاست.
به گفته ایثار او در بحث NGO ها مفهومی به اسم تهدید و رقابت نداریم. اعضای این گروه های مردم نهاد باید به ساختارمندی و هدفمندیNGO خودشان تمرکز و شرایط را به درستی مدیریت کنند. یعنی اعضای انجمن باید به مشکلات آگاه بوده، از منابع انسانی، اطلاعاتی، مالی و فیزیکی به خوبی بهره بگیرند.
«معمولا اعضای NGO وقتی برای تأمین منابع خود پا به سازمانی می گذارند حس خوبی را انتقال نمی دهند. چون مدیر آن سازمان با دیدن اعضای NGO حس می کند که آنها پول او را می خواهند. اما اشتباه همین جا است».
خدادادی افزود: اعضای NGO ها و مدیران آن در جهت تامین منابع خود باید به دنبال به دست آوردن اعتبار مدیران و همراهان خود باشند. وقتی اعتبار مدیری را به دست بیاورند او می تواند در میان آشنایان و دوستان خود و رابطان کاریش درباره NGO ما صحبت و تبلیغ کند و از این راه NGO ها اعتبارات بیشتری به دست می آورند و به اهدافش نزدیکتر می شوند». برای اینکه NGO موفقی داشته باشیم باید شفافیت در پاسخگویی داشته باشیم و از کالادهندگی به سمت توانمندسازی قدم برداریم.

*حس خوب دیده شدن
یکی از بحث های مهم در توانمندسازیNGO ها و دوام آنها، اشتیاق شغلی نیروها، بهبود انگیزه و نگهداشتن نیروهای داوطلب در دوران تحریم است. در واقع افراد داوطلب، سرمایه های NGO ها هستند. در شرایط بحران و رکود اقتصادی، با ریزش داوطلب ها در NGO ها مواجه هستیم.
شیدا جعفری، مشاور سیستم های انگیزشی منابع انسانی در سازمان‌ها و یکی از سخنرانان کنفرانس آموزشی سمن ها صحبت هایش را با طرح این سوال که چرا داوطلبان در شرایط بحران کاهش پیدا کرده و NGO ها را ترک می کنند؟ شروع کرد و ادامه داد: جواب این سوال اعتماد سازمانی است. اگر در NGO ها اعتماد بالا باشد، در شرایط بحران، افراد نمی روند و اینکه قبل از شروع بحران در سازمان چه رفتاری داشته ایم، روی این مساله تاثیر زیادی دارد.
واقعیت این است که مهمترین دلیل داوطلبی در NGO ها، اهداف خیرخواهانه است. فرد یا برای حل یک معضل اجتماعی یا رفع نیازهای فردیش وارد NGO می شود. آنها مشتاقانه در NGO ها مشغول به کار می شوند اما اولین چیزی که آنها در این گروه ها به دنبال آن هستند، هدفمندی است. نیروهای داوطلب می خواهند بدانند به چه دلیل و برای چه، کار می کنند و این هدف است که به آنها انگیزه و قدرت می دهد.
جعفری گفت: زمان هر کسی با ارزش ترین دارایی اوست. اینکه داوطلبان به اختیار خود وارد گروه های مردم نهاد شده و به صورت رایگان کار می کنند دلیل بر بی ارزش بودن زمانشان نیست. پس مدیران NGO ها باید تا آخرین مهره سازمان، اهدافشان را بازگو کرده و برای آنها شفاف سازی کنند.
« بزرگترین لذت و شادی زمانی به داوطلبان دست می دهد که بدانند چه هدفی برای انجام کارشان داشته اند. نیروهای داوطلب باید در فضای کاری دوستانه و صمیمی مشغول به کار شوند تا با یکدیگر ارتباط بگیرند و مشکلاتشان را حل کنند. فضای NGO باید برای آنها امیدوارانه باشد تا بتوانند در این محیط دوام بیاورند و به کارشان با جان و دل ادامه دهند».
به گفته جعفری مسئله مهم دیگری که از ریزش داوطلبان در سمن ها جلوگیری می کند بحث دیده شده آنها و کارشان از سوی مدیران NGO ها است.
«دیده شدن و به رسمیت شناخته شدن بحث مهمی در حفظ نیروهای داوطلب است. هیچ فرقی نمی کند آنها برای کاری که انجام می دهند پول بگیرند یا نه. آدم ها نیاز دارند هر کار کوچک و بزرگی که انجام می دهند به چشم بیاید. اگر کاری را به درستی انجام دادند تقدیر شوند و اگر اشتباه انجام دادند با بازخورد سازنده ای که آنها را به سوی پیشرفت سوق می دهد، رو به رو شوند».
وی اضافه کرد: این دو حالت بهتر از بی تفاوتی و نادیده گرفتن آدم ها و کارشان است. وقتی شما از کار فردی تشکر کنید هورمونی در بدن او ترشح می شود که باعث شادی آن فرد شده و او می تواند تا هفته ها با جان و دل کار کند. در همین راستا یک پروفسور آمریکایی می گوید مهمترین دلیل ترک شغل آدم ها مسئله دیده نشدن است. به همین دلیل ما برای تحقق این مسئله به یک مدیر و سرپرست حاضر و متوجه نیاز داریم.

*به دنبال فرصت ها در تلاطم محیط
آراسب احمدیان، مدیرعامل موسسه خیریه محک در بخش دیگر کنفرانس آموزشی سمن ها، از تحریم ها با عنوان «تلاطم» یاد کرد.
او گفت: سازمانها در شرایط تلاطم باید به دنبال خلق فرصت های جدید باشند و استراتژی درستی برای گریز از بحران اتخاذ کنند.
به گفته احمدیان، استراتژی بحران نمی شناسند بلکه علم گریز از بحران است. اگر سازمانی با بحران مواجه است در واقع مدیریت گریز از بحران ندارد. درک من از استراتژی رقابت در تامین منابع است. به نظرم رقابت عنصری سازنده و موتور محرک توسعه است.
به اعتقاد احمدیان استراتژی رقابت در تامین منابع در سه اصل کلی خلاصه می شود. «سیستم، هماهنگی و محیط».
به گفته او آنچه که تحت کنترل ماست سیستم و خارج از آن محیط است.
«در این میان استراتژی در واقع هماهنگی بین سیستم و محیط است. یعنی مجموعه روش هایی که ما برای کنترل محیط به کار می گیریم. در واقع محیط تحت کنترل ما نیست به همین دلیل با تغییر محیط ما باید سیستم خود را تغییر بدهیم و با محیط سازگار شویم».
احمدیان با اشاره به اینکه بیشترین جذب منابع را وقتی خواهیم داشت که بیشترین سطح هماهنگی را با محیط برقرار کنیم، ادامه داد: کسی که استراتژیک فکر می کند، از قبل به بحران فکر کرده است. استراتژی ناظر به آینده سازمانها است نه امروز آنها. در واقع استراتژی یک روش مدیریت بر مبنای اطلاعات است. سازمانها بر اساس اطلاعاتی که دارند روش هایی برای کنترل و مدیریت تلاطم محیط در آینده به کار می گیرند».
مدیرعامل موسسه خیریه محک، بحران را نه بحران بلکه تلاطم می داند و معتقد است که تلاطم در محیط فرصت های جدید ایجاد می کند. «وقتی نظم ماهی ها به هم بخورد، ماهی های کوچک تر روی آب می آیند و فرصت های جدیدی را پیدا می کنند. در واقع تلاطم فرصت جدید به ماهی می دهد».
به گفته احمدیان عده ای تغییر را تهدید می دانند. در جریان این فرایند عده ای که زیر بار تغییر نمی توانند دوام بیاورند می روند اما عده ای دیگر جزوی از فرایند تغییر می شوند.
«یکسری از سازمانها هستند که در دام موفقیت نمی افتند. به نظر آنها موفقیت مانع تغییر است. به همین دلیل است که در زمان ایجاد تغییر یکسری سازمان ها به جای ترک کردن و رفتن، می مانند، جهش پیدا می کنند و در مسیر تغییرات جاری می شوند.
برخورد بخش زیادی از سازمان ها در مواجهه به تغییرات محیط این است که یا می گویند نه ممنون و می روند یا می گویند ما خیلی گرفتاریم و به این ترتیب با محیط منطبق نمی شوند.اما آنها که با محیط تلاطم منطق و سازگار می شوند، در تغییرات محیطی هم دوام آورده و به دنبال راه های جدید برای پیشرفت و موفقیت خودشان هستند».

* از خودمان شروع کنیم
در زمان وقوع بحران و تحریم، می توانیم با ابزارهای موجود شرایط را به نفع خودمان بهبود ببخشیم. در این بین مردم می توانند به عنوان نیروی داوطلب کنار در بخش های دیگر کنفرانس آموزشی، سمن هایی که دغدغه شان حفظ و حراست از محیط زیست و منابع طبیعی شان است گام بردارند و همراه آنها باشند به شرط آنکه ان.جی او ها بتوانند در پیشبرد اهداف شان اعتماد مردم را جلب کنند.
این اعتماد متقابل می تواند ابزار محرکی شود برای توسعه ی بخش محیط زیست و مردم می توانند اهرم این حرکت باشند.
محمد درویش، فعال محیط زیست و مدیرعامل موسسه حجم در این باره گفت: مردم وقتی اعتماد و احساس کنند که صدایشان شنیده می شود، برای حفظ منابع طبیعی شهرشان دست به هر تلاشی خواهند زد و همراه NGO ها خواهند بود.
او در ادامه با اشاره به اینکه در خیلی از شهرها و روستاهای کشور خیلی از تشکل های مردمی توانسته اند صنایع دستی یا منابع طبیعی روستا یا شهرشان را حفظ یا احیا کنند گفت: مثلا در استان فارس و در میان تالاب های بسیاری که دارد و همگی آنها به نوعی از دست رفته یا خشک شده اند، تالابی وجود دارد با عنوان کم جان که به همت و تلاش یکی از مردم روستا پابرجا است. این مرد برای حفظ این تالاب تنها دارایی اش که یک نیسان آبی بود را فروخت تا این تالاب را احیا کند. حالا در این تالاب ماهی گورخری که نوع نایابی از ماهی است به وجود آمده است. کار این مرد باعث شد تا موجی بزرگ در این روستا راه بیفتد و امروز خیلی از مردم آنجا در تلاش برای حفظ بقای تالاب کم جان هستند.
درویش ادامه داد: وقتی در سال 92 به دیدار این مرد رفتم به من گفت دختر شش ساله اش از او سوالی، پرسیده که قادر به پاسخگویی نیست.
« وقتی از دخترش پرسیدم چه سوالی دارد، او گفت پدرم مرا بیشتر دوست دارد یا تالاب را؟ در واقع ما نیاز به شغلی داریم که نگاهش به سرزمینش، به ایرانش، به تالب کم جانش، به ارومیه اش، به تالاب گاوخونی اش و... مثل نگاهش به فرزندش، به عشقش باشد. همان طور که سر آنها معامله نمی کنیم، سر منابع سرزمین مان هم معامله نکنیم».
به گفته این فعال محیط زیست، عده ای از مردم به عمد یا سهل خودشان را برای این سرزمین نمی دانند.
در بسیاری از مناطق کشور مردم چون احساس کردند صدایشان از طریق NGO ها شنیده می شود، به آنها اعتماد کرده و دست به معجزه زده زدند. خیلی از آنها امروز برای پیشرفت شهر و روستایشان و حفظ منابع طبیعی آن، توسعه صنعت گردشگری و صنایع دستی محل زندگی شان آستین های خود را بالا زده اند و با دل و جان کار می کنند.
«وقتی در شغلی هستیم و می خواهیم موفق باشیم لازمه آن این است که نباید در شرایط بحران پا پس بکشیم.
« ما باید هر کدام از خودمان شروع کنیم. اگر می بینیم هوا آلوده است، از خودرو شخصی مان استفاده نکنیم. پیاده یا با دوچرخه بیرون برویم یا از وسایل حمل و نقل عمومی استفاده و زیست محوری را جایگزین خودرو محوری کنیم».
محمد درویش اعتقاد دارد: برای موفقیت باید به چیزی که می گوییم ایمان و اعتقاد داشته باشیم و آن را اجرا کنیم. فقط حرف های قشنگ نزنیم و با عمل کردن به گفته هایمان اعتماد مردم را جلب کنیم و اهدافمان را پیش ببریم.
اجتمام * 3063

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال