پروژه تاریخ شفاهی ایرنا/ رسالت به روایت انبارلویی(4)

دیدگاه روزنامه'رسالت': نه سوسیالیسم، نه لیبرالیسم؛ فقط فقه

تهران- ایرنا- سردبیر پیشین روزنامه رسالت می گوید: ما رسالتی ها به همان اندازه ای که با سوسیالیسم مخالف بودیم با لیبرالیسم هم ضدیت داریم و معتقدیم آنچه در اسلام و فقه اسلامی در حوزه اقتصاد گفته شده باید همان هم پیاده شود.

محمدکاظم انبارلویی در بخش چهارم گفت و گو با پروژه تاریخ شفاهی ایرنا به نقل خاطره ای از احمدآقای خمینی، نقش هاشمی در جلسه انتخاب رهبر در خبرگان، شیوه خصوصی سازی در آلمان متحد و مقایسه آن با ایران، تخلفات دولت ها از بودجه و درخواست اسدالله عسکراولادی از رییس جمهور روحانی می پردازد.
این بخش از گفت و گو در ادامه می آید:

ایرنا: رابطه رسالت با بیت امام چطور بود؟
انبارلویی: ما جلساتی با سیداحمدآقای خمینی داشتیم. ایشان در هیات امنای ما شرکت می کردند و نظرات امام را به ما می گفت. ما هم مطالب خود را به ایشان می گفتیم. یکی از خاطراتی که از آن جلسات دارم این است که آقای آذری قمی در باب ولایت مطلقه فقیه؛ سرمقاله ای را در روزنامه رسالت نوشته بود که ولی فقیه می تواند حتی توحید را هم منفصل کند.
سند این حرف را هم این طور آورده بود که وقتی موسی (ع) به کوه طور می رود و برمی گردد می بیند مردم گوساله پرست شده اند و یقه هارون(ع) جانشین را می گیرد که چرا گذاشتی اینها به این وضع دچار شوند؟ هارون هم استدلال می کند که اگر می خواستم جلوی آنها را بگیرم جانم در خطر بود و شاید مرا می کشتند.
چون هارون خود پیامبر بود باید جلوی خروج قومش از توحید را می گرفت اما این کار را نکرده بود. یعنی توحید را تعطیل کرده بود تا حضرت موسی برگردد و تکلیف قوم بنی اسرائیل روشن شود.
سید احمدآقا در آن جلسه به ما گفت: وقتی این سرمقاله را خواندم ناراحت شدم و آن را شخصا پیش امام بردم و گفتم دیدید آقای آذری چه نوشته است؟
امام گفت: بله. مطلب را خوانده ام اشکالی ندارد. چرا که تمام اختیاراتی را که پیامبر دارد، ولی فقیه هم دارد و دلیلی ندارد که ولی فقیه وقتی ماموریت های پیامبر را بر دوش دارد اختیارات ایشان را نداشته باشد.
یعنی تمام دیدگاه های آقای آذری موافق دیدگاه های امام بود و ایشان تابعیت خود از امام را مطرح می کردند.

ایرنا: رویکرد رسالت بعد از فوت امام نسبت به دولت ها چطور بود؟ از دولت آقای هاشمی شروع کنیم؟
انبارلویی: بعد از رحلت امام تمام توجهات جلب این شده بود که دولت آینده در دست چه کسی خواهد بود؟ اواخر دولت آقای چهارم هم آقای مهندس موسوی قهر کرد و استعفا داد که امام نپذیرفت و گفت مگر مملکت صاحب ندارد؟!
این اتفاقات نشان می داد که در کشور دارد اتفاقاتی می افتد که برخلاف ایده های برخی است. این اتفاق این بود که آقای هاشمی داشت کم کم از طیف موسوی دور می شد و از سیاست های اقتصادی بسته و سوسیالیزه فاصله می گرفت و به سمت لیبرالیسم می آمد. در اواخر جنگ این موضوع مطرح شد که ما الان اقتصاد کشور را به این صورت اداره می کنیم که هر سال بودجه ای به مجلس می آید و تصویب می شود. اما دیگر نباید این طور باشد بلکه باید برنامه ای پنج ساله در مجلس تصویب شود و بودجه سال به سال برای اجرای این برنامه تنظیم شود. برای همین اولین برنامه توسعه آن موقع شکل گرفت. آقای مهندس موسوی اما با این برنامه توسعه مخالف بود.
آقای هاشمی ظاهرا سفری به ژاپن کرده بود و در آن جا با مباحث اقتصاد باز و این حرف ها آشنا شده بود. به خصوص اینکه شوروی هم در حال فروپاشی بود. نامه امام به گورباچف مبنی بر فروپاشی کمونیسم هم باعث شد بحث حاکمیت سوسیالیسم در اذهان مسوولین رنگ ببازد. در راس مخالفین سوسیالیسم هم آقای هاشمی بود. ایشان آمد و دولت را در دست گرفت. روزنامه رسالت هم تمام قد از ایشان دفاع کرد، اما اواسط کار دیدیم که سیاست هایی که آقای هاشمی پیش گرفته دارد کشور را به سمت لیبرالیسم اقتصادی می برد.
ما رسالتی ها به همان اندازه ای که با سوسیالیسم مخالف بودیم با لیبرالیسم هم ضدیت داشتیم. برای همین گفتیم آنچه در اسلام و فقه اسلامی در حوزه اقتصاد گفته شده باید همان هم پیاده شود.
آن موقع مقام معظم رهبری هم بحث اشرافیگری را مطرح و از آن انتقاد کرد. در واقع این انتقاد به سیاست های آقای هاشمی بود و ما هم تقریبا دیدگاهمان همان دیدگاه آقای خامنه ای بود. چه قبل از اینکه ایشان رهبر شود و چه بعد از رهبری شان.
بد نیست اینجا بگویم که امام فوت کردند و آقای منتظری به عنوان جانشین امام مطرح بود. همه هم نگران بودند که بعد از اینکه آقای منتظری سقوط کند چه کسی رهبر ایران و ولی فقیه خواهد بود.
از جریانات مجلس خبرگان هم که اطلاع دارید. آقای هاشمی نقش تعیین کننده ای در انتخاب آقای خامنه ای داشت. ایشان یکی دو خاطره از امام نقل کرد. یکی اینکه پیش امام رفته بود و از ایشان پرسیده بود بعد از شما چه کسی رهبر شود؟ امام هم گفته بودند آقای خامنه ای .
و این خاطره بر رای خبرگان درباره رهبری آقای خامنه ای بسیار موثر بود. چون آقای خامنه ای در دولت آقای موسوی عملا بایکوت شده بود و فقط در مسائل مربوط به حوزه جنگ فعالیت می کرد. دولت دست آقای موسوی بود و مهندس موسوی هم یعنی آقای هاشمی.

ایرنا: یعنی معتقدید آن موقع آقای موسوی تابع آقای هاشمی بود؟
انبارلویی: بله. آقای موسوی و هاشمی در یک تیم بودند، اما امام حملات آنها به جریان رسالت را مهار می کرد. ولی وقتی ما وارد دوره رییس جمهوری آقای هاشمی شدیم وضع تفاوت کرد. یکمرتبه از جاده سوسیالیسم به جاده لیبرالیسم حرکت کردیم و این امر مطلوب ما نبود. ما در دولت دوم هاشمی بیشترین نقد را به عملکرد اقتصادی دولت داشتیم.
ما چه در دوره آقای موسوی و چه در دوره آقای هاشمی جلسات اقتصادی را برگزار می کردیم که زعامت آن برعهده آقای توکلی بود. بیشتر اقتصاددانان کشور هم در آن جلسات شرکت می کردند مثلا آقای یحیی آل اسحاق و آقای محمدنهاوندیان. این ها همان نقدی را که به دولت مهندس موسوی داشتند به دولت هاشمی به خصوص در دور دوم آن داشتند.
آقای توکلی در سال 72 و در دور ششم انتخابات ریاست جمهوری هم مسوول صفحه اقتصادی روزنامه رسالت بود و هم رقیب انتخاباتی آقای هاشمی.
البته رقیب جدی ایشان نبود ولی کم هم رای نیاورد.

ایرنا: روزنامه رسالت با سیاست تعدیل اقتصادی آقای هاشمی در دور اول ریاست جمهوری ایشان موافق بود؟
انبارلویی: بله. موافق بود. متفکران رسالت در شکل گیری برنامه اول توسعه خیلی موثر بودند. اما دولت ایشان طبق آن برنامه عمل نکرد و تخلف داشت. البته درهیچ کدام از شش برنامه توسعه بعد از انقلاب طبق آن برنامه ها عمل نشد وگرنه به اهداف خود می رسیدیم. نه به برنامه ها عمل کردیم نه به بودجه بندی آنها. از کجا این را می شود فهمید. از تفریغ بودجه . مطابق قانون اساسی دیوان محاسبات باید هر سال بودجه خرج شده توسط دولت را بررسی کند تا ببیند آیا دولت طبق آن عمل کرده است یا خیر.
اما تفریغ بودجه نشان می دهد در کل 6 برنامه دولت ها تنها به 30 تا 40 درصد آن عمل کرده اند و بقیه هزینه کردنشان از بودجه تخلف بوده است. عرض کردم برای همین هم به نتایجی که تاکنون قرار بود برسیم نرسیدیم.
این شامل دولت هاشمی هم می شود.
جالب است بدانید تا سال 83 در حوزه نفت اصلا گزارش علنی وجود نداشت. در این سال وقتی گزارش علنی منتشر شد تازه معلوم شد چه تخلفاتی در حوزه نفت رخ داده است.

ایرنا: تخلفات دولت آقای هاشمی در بحث بودجه چه بود؟
انبارلویی: سیاست های کلی رهبری اعلام شد و بر اساس آن برنامه دوم توسعه شکل گرفت. البته آقای هاشمی هم در تعیین این سیاست ها نقش داشت. گزارش تفریغ بودجه 300 صفحه است که تخلفات دولت ایشان از بودجه مصوب در آن ذکر شده است. اما عمده تخلفات در حوزه نفت بود.
بگذارید قضیه را روشن کنم. وقتی انقلاب پیروز شد شورای انقلاب تبصره ای به نام تبصره 38 قانون بودجه را تصویب کرد که یک تبصره دائمی بود. طبق آن تمام دولت های پس از انقلاب بایستی هر مقدار پولی که از فروش نفت و فرآورده های نفتی به دست می آورند را به حساب خزانه بریزند. حتی خود شرکت نفت هم حق برداشت از این پول را ندارد و اگر پول خواست باید درخواست بدهد و از خزانه بگیرد. اما به این قانون عمل نشد.
سال 83 که این قضیه عملی شد، مشخص شد که 6 میلیارد دلار از نفتی که فروخته اند را به حساب خزانه نریخته اند.

ایرنا: در رابطه با خصوصی سازی هم به نظر شما آیا دولت آقای هاشمی تخلفاتی داشت؟
انبارلویی: خصوصی سازی هیچ وقت در کشور ما عملی نشد، از جمله در دوره آقای هاشمی. عمده خریداران شرکت های دولتی بنگاه های عمومی مثل صندوق بازنشستگی شرکت ملی نفت ایران و صندوق تامین اجتماعی بودند.
خصوصی سازی یعنی اینکه یک سرمایه دار ایرانی بیاید و فلان پتروشیمی را بخرد. این نه در دوره هاشمی رخ داد نه در دوره خاتمی.
علتش این است که زیرساخت های اقتصادی که زمان آقای مهندس موسوی طراحی شد هنوز از بین نرفته و همین الان هم دولت مالک حدود 85 درصد اقتصاد کشور است.
بودجه دولت در 4 جلد تقدیم مجلس می شود. یک جلدش راجع به بودجه شرکت های دولتی است. هنوز ما شرکت هایی داریم که دولت دارد آنها را اداره می کند. اراده ای برای خصوصی سازی اقتصاد کشور وجود ندارد. در حالی که تعبیر امام این بود که دولت نه صنعت کار خوبی است نه تاجرخوبی و نه کشاورز خوبی. بلکه دولت باید این ها را به مردم واگذار کند و بیاید از این ها مالیات بگیرد.
نمونه ای عرض کردم . شما شاهدید وقتی رییس جمهور ترکیه به ایران می آید همراه خود 200 سرمایه دار ترک می آید و با ایران قرار داد می بندند. اما این 200 سرمایه دار همه متعلق به بخش خصوصی واقعی ترکیه هستند نه بخش دولتی.
اما وقتی رییس جمهور ایران به ترکیه می رود فقط چند وزیر نفت و صنعت و کشاورزی و اینها را با خود می برد یعنی یک عدد تاجر یا سرمایه دار بخش خصوصی ایران همراه ایشان نیست. یا رییس جمهور چین وقتی وارد ایران می شود 500 تاجر چینی همراه خود می آورد که متاسفانه طرف معاملات همه آنها هم با دولت ایران است نه بخش خصوصی.
دولت در همه شرق و غرب عالم یک گوشه نشسته و مالیات می گیرد. بقیه مردم هم می روند کشاورزی و دامداری و تجارت و صنعتگری می کنند. هیچ چیزی هم دست دولت نیست اما در ایران برعکس است.
مشکل ما سر برجام با اتحادیه اروپا الان سر چیست؟ اتحادیه اروپا تصویب می کند که مثلا فلان بانک باید با ایران مبادلات پولی داشته باشد اما این بانک می گوید من اصلا تابع دولت خودم نیستم که بخواهم به حرف اتحادیه گوش دهم. من تابع منافع خود هستم و اگر بخواهم با ایران معامله کنم آمریکا مجازاتم می کند و مثلا سهامش را از بانکم بیرون می کشد. طبیعی است اگر شرکت های اروپا ده میلیارد دلار منفعت اقتصادی در معامله با ایران داشته باشند این رقم در معامله با آمریکا به 100 میلیارد دلار می رسد. پس ترجیح می دهد با ایران معامله نکند.

ایرنا: آیا دولت هاشمی در برابر خصوصی سازی مقاومت کرد؟
انبارلویی: مقاومت نکرد.
مثالی بزنم وقتی می خواستند آلمان شرقی و غربی را در هم ادغام کنند هیاتی مسوول ادغام اقتصاد این دو کشور شد که اختیارات تام هم گرفت.
آنها آمدند اعلام کردند که این کارخانجات آلمان شرقی که همه دولتی و ضررده هم بودند را هر کسی می خواهد بخرد بیاید اصلا گفتند این کارخانه ها را مفت به آنها می دهیم فقط سه شرط را باید رعایت کنند: 1. هیچ کارگری را حق ندارند اخراج کنند 2. حق ندارند ماشین آلات را بفروشند 3. حق ندارند زمین کارخانجات را بفروشند.
این سه شرط یعنی هر کس این کارخانه را خرید باید بیاید و این را بهینه سازی کند. آن را به روز کند و کارگران را هم اخراج نکند تا بیکاری به وجود نیاید ولی نتیجه این شد که اقتصاد بخش شرق آلمان از رکود خارج شد. دولت آلمان حدود 500 میلیارد دلار برای خصوصی سازی نیمه شرقی خود خرج کرد. اقتصادش موفق هم شد.
اما در ایران این طور نیست. طرف تا کارخانه را می خرد و آن هم پولش را چند سال بعد می دهد اول کاری که می کند اخراج کارگرانش است. بعد فروش ماشین آلات و بعد هم زمین آن هم به چند برابر قیمت می فروشند. یعنی با اخراج کارگرها تعداد زیادی بیکار روی دست دولت می گذارد بعد هم پول فروش زمین و ماشین آلات کارخانه را می گذارد بانک و سودش را می گیرد.
خصوصی سازی به این شکل در ایران باعث رکود بیشتر اقتصاد شده است.
چون زیرساخت های خصوصی سازی درست انجام نشده است، کارفرماها گرفتار بیمه و مالیات و مزد کارگر و این ها هستند. بعد از مدتی هم عطای تولید را به لقایش می بخشند و سراغ کار دیگری می روند. همین ها وقتی می بینند دلار و طلا گران می شود به سمت این بازار هجوم می آورند یا به سمت ملک می برند و در آنجا تورم ایجاد می کنند. یعنی این خصوصی سازی باعث تشدید مشکلات اقتصادی کشور می شود چون آدمهایی که این کار بر دوششان گذاشته شده است این کاره نیستند.
لذا بعد از 40 سال با سرافکندگی باید بگوییم رییس جمهور کشورمان وقتی سفر می رود هیات تجاری همراه خود نمی برد. حتی آقای اسدالله عسگراولادی برای ما تعریف می کرد که وقتی آقای روحانی به چین می خواست برود به ایشان گفتم حداقل بگذار من همراهت بیایم ولی مرا که 50 سال است تاجرم و سالهاست رییس اتاق بازرگانی ایران و چین با خودت ببر ولی نبرد. با اینکه آقای عسگر اولادی رابطه خوبی با شخص رییس جمهور و آقای نهاوندیان دارد. یعنی ایشان را ولو به طور نمادین با خود نبردند.
وقتی رییس جمهور به چین رفت چین گله کرد که ما نفت شما را در شرایط تحریم می خریم اما شما در حق ما نامردی کردید یعنی به محض اینکه برجام را امضا کردید پیمانکاران ما را از چند میدان بزرگ نفتی از جمله آزادگان بیرون انداختید و توتال و شرکت های اروپایی را جایگزین کردید.
هم در فاز 5 و 6 عسلویه و هم در آزادگان و سفره های مشترک ایران و عراق. ما با چینی ها در این حوزه ها قرارداد داشتیم اما همه را به هم زدیم و رفتیم با توتال بستیم و توتال هم تا آمریکا بیرون کشید از ایران رفت.
ما در ایران صد سال است که سابقه استخراج نفت داریم. اصلا نیازی به سرمایه گذاری فنی نداریم. اما شرکت سرمایه گذاری نفت کل درآمد نفت را در دست دارد و هیچ کاری هم نمی کند. با این پول نه پالایشگاه تاسیس می کند نه سرمایه گذاری خاصی می کند.
بعد هم قراردادمان با توتال را فاش نمی کنند. ما دیگر در دنیا در زمینه اقتصاد چیز سری نداریم. این ها برای ما سری هستند. ولی طرف غربی قرارداد ما یعنی توتال همه چیز را برای مردمش شفاف می گوید . این ها مصیبت اداره اقتصاد به دست دولت است.

ایرنا: شما که خود را منتقد دولت ها در زمینه فروش نفت می دانید در مقابله با این مشکل در رسالت چه اقداماتی انجام دادید؟
انبارلویی: زیاد. خود من 4 جلد کتاب در نقد مسائل مالی نفت و قراردادهای آن نوشتم که بعد از چند سال در گزارش های دیوان محاسبات تایید شد. یعنی برای چند سال ما مدام در رسالت می نوشتیم که آقا همه درآمد نفت چرا به خزانه دولت نمی رود. رفتند از ما شکایت کردند تا ما را به اتهام نشر اکاذیب بگیرند. اما در سال 83 وقتی سرانجام دیوان محاسبات به این قضیه ورود پیدا کرد دید 6 میلیارد دلار از این بودجه فقط در همان سال به حساب خزانه واریز نشده است.
ما در اقتصاد شفاف نیستیم. تمام تلاش رسالت ایجاد شفافیت در اقتصاد بود. کشورهای غربی در زمینه فرهنگ خیلی چیزهای نجس و کثیفی دارند اما در حوزه اقتصادی خیلی چیزهای پاکی دارند. مثلا در انگلستان محال است که وزیری دوهزارپوند تخلف مالی کند و اگر چنین کند رسوایش می کنند.
آقای توکلی تعریف می کرد در همان سال های اول که برای ادامه تحصیل انگلیس رفته بود تا مدتها مطبوعات این کشور علیه وزیر اقتصادشان مطلب می نوشتند. به این دلیل که وزیر اقتصاد خانه شخصی داشت ولی این را نگفته بود و در خانه سازمانی زندگی می کرد. طوری رسوایش کردند که مجبور به استعفا شد.
در ایران چنین چیزی اصلا تخلف به حساب نمی آید.
آنجا همه چیز در اتاق شیشه ای و در معرض دید مردم است. مشخص است هر مسوولی چقدر دارد و چقدر هم باید مالیات بدهد.
ما در روزنامه رسالت از بدو تاسیس دو ماموریت کلیدی داشتیم. یکی در حوزه سیاست و دیگری اقتصاد. الان از جمله قوی ترین نقدهای اقتصادی در روزنامه رسالت نوشته می شود.
هیات دولت دور هم جمع می شوند و تحت عنوان تصویب نامه یک تصمیم اقتصادی می گیرند. از زمان قاجار تا حالا برای تصویب نامه های دولت منتقدی پیدا نشده است. اما ما همین الان هم این تصویب نامه ها را نقد اقتصادی می کنیم.
مثلا می گویند تصویب نامه ها سری است. مثلا کارخانجات ما در داخل ظرفیت تولید هر ماشین سنگین و سبک را دارند اما دولت مصوب می کند که بروند از خارج بیاورند.
یعنی 17 وزیر و 6 معاون رییس جمهور دور هم جمع می شوند و تصمیمی می گیرند که کاملا اشتباه است.

ایرنا: به طور کلی نقد شما به سیاست های اقتصادی دولت هاشمی چه بود؟
انبارلویی: ما می گفتیم که این سیاست هایی که شما پیش گرفته اید به سمت اسلامی نمی رود، بلکه سر از لیبرالسیم در می آورد.
به دولت می گفتیم شما زمان جنگ داشتید از سوسیالیسم کپی برداری می کردید الان که شوروی سرنگون شده دارید به سمت غرب می روید.
در زمان آقای هاشمی ما روابطی قوی با غرب و عربستان سعودی داشتیم. آقای هاشمی داشت به سرعت روابط ما با غرب را تنظیم می کرد و انصافا هم در این زمینه قوی عمل کرد. آقای روحانی هم البته می خواست همین کار را در سیاست خارجی دولتش بکند که نتوانست.
آقای هاشمی خانواده سلطنتی عربستان را به ایران دعوت می کرد و کلی سرویس شکار و غیره به آنها می داد. در زمان هاشمی ما قوی ترین روابط را با اعراب داشتیم.
نقد ما به جریان آقای هاشمی در کل این بود که تئوری توسعه شما غلط است، چرا که دولت ایشان این طور فکر می کرد که ما باید اقتصاد را به سمت آزادسازی ببریم ولو اینکه اعتراضی شود و مثلا 10 نفر هم کشته شوند.

ایرنا: موضع شما نسبت به اعتراضات ابتدای دهه 70 در شهرهایی مثل اسلامشهر و قزوین چه بود؟
انبارلویی: ما آن موقع دو نوع اعتراض داشتیم. یکی اعتراض به افزایش قیمت ها و تورم حدود 50 درصدی بود . دیگری درگیری هایی بود که به خاطر تورم نبود. مربوط به تقسیمات کشوری بود. یعنی قول داده بودند که قزوین از زنجان جدا شود که مجلس آن را تصویب نکرد و مردم به خیابان ریختند.

ایرنا: پس مسبب درگیری های قزوین دولت نبود؟
انبارلویی: خیر.

ایرنا: شلوغی قزوین در سال 73 و مربوط به مجلس چهارم بود؟
انبارلویی: بله.

ایرنا: کشته هم داد؟
انبارلویی: بله. 17 نفر.

ایرنا: درناآرامی های مشهد چه؟
انبارلویی: نه آنجا کشته نداد.

ایرنا: اعتراضاتی که در رابطه با تورم روی داد چه؟
انبارلویی: آن موقع قیمت روغن خوراکی چند برابر شد. این هشداری بود به اقتصاد ایران که همه چیز دارد گران می شود. آقای هاشمی اما زود این قضیه را جمع کرد. انصاف هم باید داد که آقای هاشمی زیرساخت های اقتصادی ما را که در جنگ آسیب دیده بود با وام 20-30 میلیارد دلاری از خارج دوباره ساخت.
بعد از جنگ ما با یک کشور ویران روبرو بودیم. اقدامات توسعه ای نکرده بودیم و شهرهایمان خراب شده بود. کار آقای هاشمی در تکمیل فعالیت های زیرساختی نظیر نفت و پتروشیمی و غیره قابل تقدیر است.
گفت و گو از: ناصرغضنفری
پژوهشم3081**

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال