هدف ایرنا گسترش اطلاع رسانی است. لذا انتشار این مطلب به معنای تائید محتوای آن نیست

بازسازی ساختار اعتماد

تهران- ایرنا- تحقیقات نشان می‌دهد، حضور زنان به ویژه در مدیریت‌های میانی می‌تواند تاثیرات مثبتی بر دو حوزه مهم داشته باشد؛ در کاهش فساد و در ایجاد اعتماد اجتماعی.

روزنامه اعتماد در یادداشتی به قلم آذر تشکر، آورده است: حضور و قبول مسوولیت مدیریتی زنان در مدیریت شهری (چه در مقام شهردار یا عضو و ریاست شورا)، بارها مورد بحث بوده است. پس از مدت‌ها طرح بحث و فرصت‌سوزی در این زمینه، در حال حاضر وضعیت به گونه‌ای است که معدود زنانی که در این زمینه مسوولیت پذیرفته‌اند، آن طور که باید از جانب فعالان اجتماعی حمایت نمی‌شوند یا به اقدامات‌شان توجه نمی‌شود. از این رو بیم آن می‌رود که همین فرصت اندک باعث شود، زنان مدیر در سطوح مختلف شهری نتوانند کارنامه درخشانی داشته باشند. دو دهه پیش یکی از محورهای مهم بحث حضور زنان در ساختار رسمی قدرت بود. موافقان حضور زنان در ساختارهای رسمی دو دلیل عمده داشتند: نخست اینکه زنان بهترین نمایندگان هم‌جنسان خود و بهترین مدافعان حقوق زنان در ساختار رسمی قدرت هستند. دلیل دوم این بود که بر اساس مطالعات بین‌المللی، زنان کنترل‌کنندگان فساد هستند و حضورشان می‌تواند موجب کاهش فساد در سیستم شود (هر چند موارد زنان متهم به فساد کم نیست).

به طور کلی تحقیقات نشان می‌دهد، حضور زنان به ویژه در مدیریت‌های میانی می‌تواند تاثیرات مثبتی بر دو حوزه مهم داشته باشند؛ در کاهش فساد و در ایجاد اعتماد اجتماعی. اما موانع حضور زنان در ساختار قدرت رسمی کم نبوده و نیست. ساختار قدرت رسمی در ایران به ‌شدت مردانه است و همواره مقاومت‌هایی در مورد حضور زنان در عرصه‌های مدیریتی وجود دارد. در بیشتر موارد هم چنین فرصت‌های محدودی در اختیار همه زنان نیست. تنها زنانی که عقیده و گرایش خاص سیاسی را نمایندگی می‌کنند، فرصت ورود به ساختار قدرت رسمی را پیدا می‌کنند. با همه اینها مقاومت برای حضور زنان در ساختار قدرت رسمی بسیار زیاد است. بخش عمومی یعنی شهرداری‌ها و شوراهای شهر هم از این قاعده مستثنی نیستند.

در بحث مدیریت شهری وقتی استدلال می‌شود که زنان صاحب تخصص‌های زیادی هستند که می‌توانند در بخش‌های متنوع شهرداری‌ها و در سطوح مختلف ناحیه‌ای منطقه‌ای و شهری به‌ کار گرفته شوند، همان استدلال آقای چمران رییس سابق شورای شهر تهران مطرح می‌شود که کار زباله و باز کردن جوی‌های خیابان در شأن زنان نیست!

با همه اینها، همچنان مدیریت شهری از حضور گسترده زنان به صورت یک جریان تاثیرگذار بی‌بهره است. در حالی که زنان هم تخصص دارند‌، هم دلسوزانه رفتار می‌کنند و هم با زندگی روزمره شهر از نزدیک آشناتر هستند. با وجود این ظرفیت‌ها تعداد زنانی که در حوزه مدیریت شهری امکان حضور پیدا کرده‌اند، زیاد نیستند. آن طور که انتظار می‌رفت حضور زنان در حوزه مدیریتی شهر و شوراها جریان ایجاد کند و در بخش‌های مختلف خدمات، فعالیت‌ها و مدیریت‌های شهر شاهد حضور گسترده زنان باشیم، چنین جریانی اتفاق نیفتاده است. واقعیت این است که در سال‌های اخیر در مورد حضور زنان بسیار با احتیاط عمل شد و به همین دلیل هم زنان نتوانسته‌اند در این حوزه تاثیرگذار باشند.

مساله دیگر، تاثیر‌پذیری مسائل از ساختار کلی جامعه است. در حال حاضر فساد در دستگاه‌های دولتی و رسمی آن قدر جدی است که باعث ایجاد فاصله بین مردم و دستگاه‌های اداری شده و عموم مردم تصور می‌کنند هر کس به هر عنوان وارد این ساختار شود، سهمی در این فساد دارد. همراه شدن ماجرای حضور زنان با مساله فساد گسترده در ساختار رسمی قدرت اعم از بخش دولتی یا عمومی، باعث شده تا زنان برای فعالیت حمایت کافی از سوی جامعه دریافت نکنند.

مشکلات اقتصادی مردم نیز باعث تشدید مشکلات و بی‌اعتمادی گسترده شده و مردم تصورشان این است که اصلاح امکان‌پذیر نیست و در چنین سیستمی به طریق اولی تصور اینکه زنان بتوانند با حضور خود سیستم را اصلاح کنند، احتمالی دور از ذهن است. در شرایطی که رانت و فساد در جامعه افزایش پیدا می‌کند، فرد یا باید در چرخه مناسبات رانتی قرار گیرد با به محض اینکه از این چرخه فاصله می‌گیرد تبدیل به مدیری ناامید و بی‌انگیزه می‌شود؛ مدیرانی که معترض به سیستم هستند اما معتقدند دست خودشان بسته است و کاری از آنها برنمی‌آید. در چنین شرایطی مدیران با انگیزه و خلاق که بتوانند اعتماد اجتماعی ایجاد کنند، تنها می‌مانند و در مقابل فشار سیستمی لاجرم روزی مایوس و دست بسته خواهند شد.

با این احوالات و در فضای موجود نمی‌توان گفت که حضور زنان در ساختار رسمی قدرت می‌تواند تاثیرگذار باشد و آنان می‌توانند در این شرایط تعادلی در سیستم ایجاد کنند، به این دلیل که فساد خیلی بزرگ‌تر از حد قابل اصلاح درآمده است و یا دست‌کم تصور عمومی بر اصلاح‌ناپذیری فساد است. موضوع دیگر این است که وقتی گروه‌های فعال اجتماعی در جامعه تحت فشار قرار می‌گیرند، ضعیف می‌شوند و انگیزه و توان لازم را برای پشتیبانی، پیگیری و نظارت از دست می‌دهند. این یک واقعیت است که در سال‌های اخیر، فعالیت زنان و رسانه‌هایی که اخبار مربوط به زنان را منعکس می‌کرد، کاهش پیدا کرده است.

در طول دو دهه گویی تمام توان پشتیبانی اجتماعی از حضور و ابتکارات زنان مصرف شده است. فعالان زن عموما به حوزه غیررسمی عقب رانده شده‌اند. بین حوزه رسمی و غیررسمی شکاف عمیقی ایجاد شده است. از این رو، مساله فعالان اجتماعی در حال حاضر، دفاع از حضور زنان در ساختار رسمی قدرت نیست. حوزه غیررسمی مانند زنان دستفروش مترو، برای آنها مهم‌تر است تا بررسی عملکرد یک زن شهردار و پشتیبانی از او.

همه مواردی که برشمرده شد، تحلیل مساله است. اما همچنان سوال اینجاست که چه باید کرد؟ با شرایطی که معدود زنانی در مدیریت‌های شهر وارد شده‌اند، تعدادشان چنان کم است که نمی‌توانند جریان ایجاد کنند، حمایت اجتماعی نمی‌شوند چون گسترده شدن فساد سیستمی، اعتماد کلی به ساختار قدرت رسمی را از بین برده است، در شرایطی که معدود فعالان حوزه زنان بیشتر به حوزه‌های غیررسمی زنان می‌پردازند و... چه می‌شود کرد؟ باید گفت بیش از همه رسانه‌ها نقش مهمی دارند؛ خبرنگاران و روزنامه‌نگاران با تمرکز در موضوع زنان و مدیریت شهری، باید فعالیت زنان شهردار را برجسته کنند، عملکرد آنان را بررسی مداوم کنند و نحوه و نوع مدیریت زنان را از دل این بررسی‌ها بیرون بکشند.

اینکه چگونه و با چه روش‌هایی زنان می‌توانند ساختار اعتماد عمومی را که آسیب دیده است، بازسازی کنند، آیا در این زمینه موفق عمل می‌کنند و... رسانه‌ها و به ویژه روزنامه‌نگارانی که برای مدتی تمرکز و همت خود را در این حوزه به ‌کار گیرند می‌توانند دوباره موضوع نقش و تاثیر زنان در سیستم رسمی قدرت را برجسته و به موضوع مورد توجه فعالان اجتماعی تبدیل کنند.

*منبع: روزنامه اعتماد،1397،6،19
**گروه اطلاع رسانی**1893**9131

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال