آیت الله طالقانی؛ روحانی نواندیش - فاطمه قناد*

تهران _ایرنا پژوهش _آیت الله طالقانی روحانی نواندیشی بود که نگاهی تازه به آموزه های دینی داشت و می کوشید با تعاملی سازنده وحدت بخش اقشار گوناگون باشد و همین مقوله تاثیر زیادی بر میزان مقبولیت او در میان جامعه گذاشت.

تحلیل چرایی شکل گیری انقلاب اسلامی از طریق راه های مختلف قابل دستیابی است در این میان بررسی مبانی فکری و سیاسی شخصیت های موثر بر نهضت انقلاب از جمله روش های رسیدن به این مهم محسوب می شود. 19 شهریورماه سالروز وفات این بزرگمرد نستو است.
وی در ۱۳ اسفند ۱۲۸۹ خورشیدی (برابر با روز یکشنبه ۴ ربیع‌الاول ۱۳۲۹ قمری) در خانواده‌ای اهل علم و دارای روحیات انقلابی در روستای گلیرد طالقان در استان البرز دیده به جهان گشود. پدرش ابوالحسن علایی طالقانی نخستین استاد وی بود. در اسفند سال ۱۳۱۶ با بتول اعلایی فرد ازدواج کرد.
تحصیلات ابتدایی را در مدرسه ملارضا در میدان امین السلطان آغاز کرد و مبانی صرف و نحو و علوم دینی را نزد پدرش سید ابوالحسن طالقانی آموخت. پس از آن در مدارس رضویه و فیضیه قم تا سال ۱۳۱۷ تحصیل را تا درجه اجتهاد ادامه داد. در مدرسه فیضیه و رضویه قم نزد مدرسین حوزه علمیه قم مانند مرعشی نجفی، محمد تقی اشراقی میرزا خلیل کمره‌ای تعلیم یافت. سپس در سال ۱۳۱۰ مخفیانه به نجف رفت و در درس سید ابوالحسن اصفهانی و محمدحسین غروی اصفهانی (کمپانی) شرکت و از اصفهانی موفق به اجازه‌نامه اجتهاد شد. او سپس به تهران برگشت و دروس خود را در مدرسه فیضیه ادامه داده و در سال ۱۳۱۷ از عبدالکریم حائری یزدی اجازه‌نامه اجتهاد و از سید شمس الدین محمود مرعشی و سید حسین طباطبایی قمی اجازه نقل حدیث دریافت کرد و در سال ۱۳۱۸ برای تدریس در مدرسه سپهسالار راهی تهران شد .آیت الله سید محمود طالقانی از جمله روحانیان برجسته و صاحب اندیشه ای به شمار می رود که بر تسریع روند پیروزی انقلاب و یکپارچگی افکارعمومی تاثیری اجتناب ناپذیر گذاشت و به هدایت بخش قابل توجهی از جامعه پرداخت.

اندیشه وی در چارچوب گفتمان اسلام بود اما این روحانی برای آموزش و تبلیغ دینی از روش های نوین بهره می برد و قرآن را مبنای اندیشه و عمل خود قرار داد زیرا آن را عاملی مهم در پیوند و تعامل با نهادهای مذهبی و جریان های فکری می دانست. بدین شکل او توانست همراهان بسیاری از طیف های مختلف جامعه را با خود همراه سازد و به محبوبیت بالایی دست پیدا کند. تألیف مجموعه پرتوی از قرآن بازجمله اقدامات شاخص ایشان درحوزه اندیشه دینی است . وی در آثارش از جمله این مجموعه، نگاهی نو به مذهب داشته و سعی کرده تا از آن انحراف‌زدایی کند. کتاب پرتوی از قرآن، در زمان انتشار از محبوب‌ترین تفاسیری بود که نوشته شده بود. طالقانی در آثارش می‌کوشید تا نشان دهد اسلام با دموکراسی هم‌خوانی دارد.

این نواندیش مذهبی به منظور گسترش معارف اسلامی و جلوگیری از گرایش جامعه به اصول و اندیشه های مارکسیسم در عرصه فرهنگی فعالیت فراوانی داشت و در کنار آن به حوزه علم نیز توجه می کرد. او معتقد بود، وظیفه کلی و دینی این است که جوانان با بحث آزاد، اصول دین را درک کنند زیرا این اصول را از نگاه علمای اسلام باید با تحقیق، برهان و بحث آزاد دریافت کرد و برای مقابله با جریان های انحرافی بایستی به صورت منطقی به مبارزه پرداخت. وی در واقع بر موضوع ارتباط صحیح با جوانان برای هدایت درست آنان تاکید داشت و این سنت اصلی نواندیشان دینی و روحانیان نوگرا به شمار می رود.

آیت الله طالقانی برای شکل گیری یک جامعه امن و دارای عدالت در جهان اسلام به همفکری و مشورت عالمان و اندیشمندان اسلامی تاکید داشت و به منظور دستیابی به آن تلاش های فراوانی انجام داد و سفرهای گوناگونی به کشورهای مختلف کرد.

عنصر محوری اندیشه سیاسی آیت الله طالقانی استبدادزدایی و مبارزه با استبداد به شمار می رود. این روحانی مبارز بر این باور بود که انسان آزاد آفریده شده است و حق انتخاب دارد و افراد با توجه به خواسته خود می توانند از مظاهر طبیعت بهره مند شوند. این نگاه در چارچوب مکتب «اصالت فطرت» قرار دارد. او استبداد را نقطه مقابل آزادی می دانست و معتقد بود در صورت حفاظت نکردن از محیط و شرایط آزادی، استبداد و مستبدان بر جامعه حکومت خواهند کرد و اینگونه آزادی از میان خواهد رفت. در نگاه این روحانی، آزادی اشکال مختلف داشت که آزادی سیاسی، عقیده و بیان از مهم ترین آنها به شمار می رفت. در یک نگاه می توان گفت وی بر حرکت مبتنی بر مدارا، به دور از خشونت و فعالیت های فکری و نظری با تاکید بر منابع اصیل دینی، تساهل و تسامح نسبت به جریان‌های مبارز سیاسی مذهبی، مبارزه با تمرکز قدرت و استبداد به طور کلان در همه معانی تاکید داشت.

به طور کلی آیت الله طالقانی معتقد به هستی شناسی و انسان شناسی اسلامی بود و دیدگاه سیاسی او الهام گرفته از جهان بینی توحیدی و انسان شناسی دینی محسوب می شد و شرایط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی زمانه خود را احاطه شده در فشار و اختناق از طرف حکومت وقت می دانست.

وی از زمان حکومت رضاخان به صورت جدی به میدان مبارزه با استبداد رژیم وقت وارد شد و به طور مشخص در مسجد هدایت تهران با سخنرانی های خویش در برابر سیاست های ضد اسلامی و غیر قانونی حکومت پهلوی ایستاد و به همین علت بارها زندانی و تبعید شد.
مخالفت باتمرکز قدرت وثروت ازعناصر کلیدی تفکر ایشان بود.نگاه آیت الله طالقانی را به گروهک منافقین باید بر پایه تغییر و تحولات این گروهک بررسی کرد. نخست آن که وی با بنیانگذاران آن پیش از شکل گیری این جریان آشنا بود به همین علت تا کشته شدن این افراد از آنها حمایت می کرد اما پس از این موضوع با تغییر رویکرد این گروهک، آیت الله طالقانی می کوشید تا منافقین را به راه صحیح هدایت کند و سرانجام پس از عدم نتیجه در این مسیر، ارتباط خود را با این جریان قطع کرد. منافقین همواره سعی داشتند از وجهه و شخصیت اثرگذار آیت طالقانی به نفع خود سوء استفاده کنند حتی ازایشان به عنوان پدر طالقانی یاد میگردند که در این زمینه به نتیجه نرسیدند.

در واقع حمایت آیت الله طالقانی از آنها با هدف هدایت و رهبری این جریان در مسیر موفقیت نهضت انقلاب تا 1353 خورشیدی بود و با آشکار شدن تغییر راهبرد و نوع گرایش آنان، این روحانی مبارزمواضعی روشن و صریح در برابر این جریان گرفت.

آیت الله طالقانی در سال های منتهی به انقلاب با مشارکت در شورای انقلاب و همکاری با نهادهای انقلابی سبب ایجاد وحدت رویه در این شورا و سرعت بخشیدن به شرایط مورد نظر در آن برهه زمانی شد. همچنین وی به عنوان نخستین امام جمعه تهران و یکی از اعضای مجلس خبرگان قانون اساسی نقش پر رنگی پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایفا کرد.

عملکرد موفق وی در ریاست شورای انقلاب، کمک به حل غائله کردستان و ترکمن صحرا نیز بر کسی پوشیده نیست.

از برجسته ترین ویژگی های این روحانی مبارز این بود که با وجود تاثیر شگرفش در پیروزی انقلاب اسلامی، هیچگاه ادعای رهبری جامعه را نداشت و همیشه خود را یار و پیرو امام خمینی(ره) می دانست. به گونه ای که پس از پیروزی انقلاب اسلامی در جهت وحدت نیروهای مختلف سیاسی تلاش فروانی کرد و به همه جریان های فکری و سیاسی سفارش می کرد تا همبستگی خود را با رهبری معمار بزرگ انقلاب بیان کنند.

این مبارز عالیقدر در اجرای اصل مهم شورا و تشکیل شوراهای اسلامی همواره تاکید داشت و این مهم را به همگان گوشزد می کرد. به گونه ای که در20 اردیبهشت 1358 خورشیدی طرح پیشنهادی برای تشکیل شوراهای محل را ارایه داد و در آخرین نماز جمعه خود در این باره گفت: «صدها بار من ‌گفتم که مساله شورا از اساس‌ترین مسایل اسلامی است؛ حتی به پیامبرش، با آن عظمت، می‌گوید: با مردم مشورت کن، به اینها شخصیت بده، بدانند که مسوولیت دارند و متکی به شخص رهبر نباشند.»

باید دانست آیت الله طالقانی به این مهم بسان یک راهکار کارآمد و راه دستیابی به دموکراسی، بهره وری از عقل و مشارکت جمعی در حوزه سیاست و دین می نگریست و آن را به مثابه یک روش عملی مطرح می کرد.

وی در حوزه سیاست هم حضور مردم در سیاست گذاری ها را ضروری می دانست و بر این باور بود که بدون حضور و مشارکت آنان حکومت دینی پدید نخواهد آمد و در غیر این صورت اگر چنین حکومتی ادعای دینی داشته باشد، چیزی جز استبداد دینی وجود نخواهد داشت.

نگاه آیت الله طالقانی نگاهی نوین به عرصه سیاست و دین بود و می توانست یاری بخش نظام نوی پای اسلامی در راه دستیابی به آرمان های والایش باشد اما درگذشت ناگهانی ابوذر زمان به تعبیر امام خمینی(ره) تنها چند ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی ضربه سختی به یاران و همراهان این روحانی عالیقدر وارد آورد و اینگونه ملتی از اندیشه های ناب او محروم شد.

---------------------------------------------------------------
*پژوهشگر

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال