خفه شدن مترو تهران زیر گرد و غبار اقتصاد خاکستری

تهران-ایرنا- مترو تهران در حال حاضر بار زیادی از حجم مسافران را بردوش می کشد اما حضور گسترده دست فروشان به ویژه در خطوط اصلی و در ساعات شلوغ به یکی از مسایل شاهرگ‌های زیر زمینی پایتخت بدل گردیده است.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری، حضور دست فروشان در واگن های مترو که درصد قابل توجهی از آنان را زنان و کودکان تشکیل می دهند، پدیده جدیدی نیست و مسوولان شهرداری تهران (به عنوان مالک و مسئول خطوط راه آهن شهری) بارها قول حل این مساله را داده اند.
شهرداری تهران به طور نمونه در چارچوب یکی از طرح های خود برای جمع آوری دستفروشان از داخل واگن ها، اقدام به برگزاری غرفه های ثابتی برای فروش محصولات آنان کرد که این طرح به دلیل فضای ناکافی، حجم متغیر و روزافزون دستفروشان در این فضا، افزایش مسایل اقتصادی و مشکلات عدیدۀ مدیریتی، به موفقیت نرسید و ما همچنان شاهد حضور و حتی افزایش دستفروش ها در واگن های مترو (و جدیدأ حضور مردان دستفروش در واگن مخصوص زنان) هستیم.
همانطور که گفته شد درصد و نسبت بزرگی از دستفروشان مترو را زنان تشکیل می دهند که این مسئله خود متأثر از عوامل گوناگونی است.
حجم تردد و عرضه کالاها توسط زنان دست فروش نسبت مستقیمی با ساعات روز و خطوط اصلی دارد به این معنی که از 10 صبح تا 6 عصر بیشترین حضور آنان را شاهد هستیم و دلیل این ساعات نیز مشتریان بالقوه و کسانی است که آمادگی خرید از این زنان را دارند.
براساس تحلیل های صورت گرفته، نیازهای مالی و معیشتی همواره نقش مهمی در ایجاد مشاغل کاذبی چون دستفروشی که اصطلاحا از آنها به عنوان اقتصاد خاکستری یاد می شود، دارد؛ اما عدم توجه به ابعاد جامعه شناختی این مساله تنها باعث به خطا رفتن در برنامه ریزی و حل مشکل خواهد شد.
در یکی از معدود مطالعات صورت گرفته در این باره با عنوان «تبیین جامعه شناختی گرایش زنان به دستفروشی» که توسط صادقی فسایی استاد دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران صورت گرفته، نوعی تیپولوژی از این زنان ارائه شده است که شامل سرپرستان خانوار، همیاران خانواده،عادت و کسب درآمد، استقلال مالی و تفنن ، دستفروش نماها، هستند.
طبق تحلیل صورت گرفته در این مطالعه، سرپرستان خانوار همانطور که از اسمشان برمی آید تنها منبع درآمد خانواده هستند و به عنوان ستون اصلی خانواده خرج زندگی را در می آورند و همیاران خانواده به کسانی اطلاق می شود که کمک خرج هستند و در کنار دیگران، به کسب درآمد اقدام می کنند و زنانی نیز که به این شغل عادت کرده اند، لزوما سرپرست یا کمک خرج نیستند و به دلیل عادت به این شغل مشغولند، فرق اساسی اینها نسبت به دو دسته قبل عدم نیاز اقتصادی و اجبار است.
زنان در دستۀ چهارم جزئی از طبقۀ متوسط شهری هستند و خانواده نیازی به کار کردن آنها ندارد و دستفروشی در مترو برای آنان آمیزه ای از عادت و نیاز و لذت است و در نهایت دسته آخر کسانی هستند که دستفروشی برای آنان تنها پوششی برای انجام کارهای دیگری چون فروش مواد و سی.دی غیرمجاز، پیدا کردن طعمه برای خانه های فساد، گدایی و دزدی است.
این تیپولوژی علاوه بر شناخت چندجانبۀ دستفروشی زنان در مترو، لزوم بازنگری نسبت به این پدیده و بررسی دقیق آن به منظور برنامه ریزی و راهگشایی را ضروری می نماید.
به نوعی همانند سایر معضلات اجتماعی که اگر به موقع و در زمان مناسب حل وفصل نشوند، نوعی کرختی و عادت نسبت به آنان شکل می گیرد، در مورد دستفروشی در مترو نیز چنین اتفاقی افتاده است.
به نوعی مردم نیز نسبت به پدیده دستفروشی دچار بی تفاوتی گردیده اند که آنان را می توان به چند نوع دسته بندی کرد: کسانی که مشتریان این دستفروشان هستند و خرید از آنان را به صرفه تر می دانند، کسانی که حضور این دستفروشان را در مترو پذیرفته اند و فعالیت ها آنان را تحمل می کنند، اینان نیز می توانند مشتریان بالقوه باشند و دسته آخر کسانی که بنوعی مخالف این کار هستند و مخالفت و نارضایتی خود را به طرق مختلف نشان می دهند، هر چند این دسته هم ممکن است خریدار اجناسی باشند.
توجه به نکتۀ دیگری که می تواند به شناخت چرایی دستفروشی به ویژه برای زنان در مترو و همچنین برنامه ریزی برای جمع آوری این پدیده راهگشا باشد، قابلیت ها و جوانب مثبت مترو برای این دستفروشان است.
زنانه بودن مترو (تردد زنان در واگن های زنانه امنیت نسبی را برای دستفروشان زن ایجاد می کند)،انعطاف پذیری، داشتن درآمد مکفی، خودرئیسی و خودگردانی، روزمزد بودن ،عدم تاثیر پذیری از تغییرات جوی و عدم نیاز به سرمایه کلان، از جمله این قابلیت ها بشمار می آیند.
بدین ترتیب هر برنامه ای که قرار است برای حل پدیده دستفروشی اجرا شود، بهتر است تا با ملحوظ داشتن همه جوانب و همچنین پیش بینی اتفاقات بعدی صوت پذیرد تا اثربخش و کارا باشد. قطعا جمع آوری مقطعی و دوره ای دستفروشان در گذشته اگر مثمرثمر بود امروز دیگر نباید شاهد حضورشان می بودیم.
پژوهشم**س-ب**1552

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال