یادی از روحانیِ احمدی- حبیب الله معظمی*

تهران-ایرنا- من حسرت هایی از جنس معنوی- علمی هنوز با خود دارم و از آن میان؛ حسرت از هم نشینی ناکافی برای بهره بردن از خلق و منش مرحوم استاد اعلم دکتر سیدجعفر شهیدی و اینک مرحوم دکتر احمد احمدی فلسفه دان قهار و اخلاقی که جمعه شب دارفانی را وداع گفت.

هردوی این همشهریان دروس طلبگی خود را از بروجرد و تحت تعالیم حوزه این شهر که دهه های نخستین قرن کنونی شمسی از حوزه های مطرح ایران و نماد محصولش آیت الله العظمی سید حسین طباطبایی بروجردی بود، آغاز کردند.اگر چه دکتر احمدی در شناسنامه اش محل تولدش شهرستان ملایر ذکر شده است اما او خود را بروجردی و علاقمند فرهنگ آن دیار می دانست.
فاصله بروجرد تا ملایر که اولی در استان لرستان و دومی در استان همدان و هردو همسایه و دارای فرهنگ ، آداب و گویش شبیه به هم هستند، کمتر از 50 کیلومتر است. زادگاه مرحوم دکتر احمدی روستای کهکیدان است . آن طوری که مرحوم دکتر احمدی به من گفت روستای کهکیدان در23 کیلومتری بروجرد و 22 کیلومتری ملایر است و همین تفاوت یک کیلومتری موجب شد تا در شناسنامه اش محل تولدش ملایر ذکر شود. خود دکتر احمدی می گفت با اینکه شناسامه اش از ملایر است اما اهالی این روستا امورات و ارتباطات خود را با بروجرد انجام می دهند.
آن طورکه مرحوم دکتر احمدی می گفت دروس مقدماتی علوم دینی و تا حدودی سطح را در مدرسه نوربخش بروجرد که در محله عالم نشین، سادات نشین و نیز عالم پرور این شهر به نام خیابان بحر العلوم، واقع است، گذراند و سپس در دهه 30 شمسی عازم قم شد.
آشنایی اولیه من با دکتر احمدی کمتر از 30 سال پیش اتفاق افتاد و آن زمانی در سال 1369 بود که سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه (سمت) که برای بیش از سه دهه مدیریتش با وی بود، در صدد برگزاری نخستین سمینار جامعه شناسی (چه بسا نخستین سمینار علوم انسانی ) دربعد از انقلاب با عنوان جامعه شناسی و توسعه با همکاری بزرگانی همچون دکتر غلامعباس توسلی بود که مسوولیت امور خبری و رسانه ای آن برعهدۀ من که آن موقع ویراستار کتاب در سمت بودم، قرار داشت.
اما سال 1394 بود که مشغول تحقیق درمورد زندگی و منش آیت الله آسیدمحمدباقر سلطانی طباطبایی(بروجردی) از روحانیون مردمی دنیاگریز و عارف منش طراز اول بروجرد و حوزه علمیه قم و پدربزرگ مادری آسیدحسن خمینی، بودم که به این منظور فرصت چندین ساعته مصاحبت با مرحوم دکتر احمدی فراهم شد که همین کافی بود تا بشدت مرا تحت تاثیر قرار دهد.
آنچه من از آن مرحوم درک کردم اخلاق گرا بودن وی بود؛ به طوری که وقتی به مناسبتی صحبت از هگل فیلسوف نام آشنا و تاثیرگذار غرب شد، ایشان به مسائل اخلاقی وی تعریضی وارد کرد و اخلاق را برتر از اعجوبگی در فلسفه می دانست.
مرحوم دکتر احمدی دارای روح لطیف روحانی بود و شاید همین خصوصیت باعث شد که وقتی در دوره هفتم با لیست آبادگران راهی مجلس شورای اسلامی از حوزه تهران شد، همان یک دوره را کافی دانست و دیگر به عرصه سیاست بازنگشت. وقتی در مصاحبت با آن مرحوم اتفاقی چند بار نام رییس دولت قبلی را که با حمایت همین گروه در سال 1384 به قدرت رسید، به زبان آوردم، بی درنگ و بی ملاحظه چهره در هم می کشید؛ گویی نامی ناخوشایند به زبان آورده ام.
من به مناسبت کار تحقیقی مورد اشاره بارها نام آیت الله سلطانی طباطبایی و دوستان هم طلبگی اش در بروجرد مثل مرحوم آشیخ رحمت الله مجلسی (صاحب الزمانی) -رحمت الله علیه- را به زبان آوردم که همین روح لطیفش هر بار اجازه نداد که اشک در چشمانش حلقه نزند و صدایش تغییر و بغض نکند. هم نشینی با آن مرحوم حس روحانی به انسان می داد که ناشی خصال نیکوی روحانی خود او بود.
او از قوه حافظه عالی برخوردار بود و بسان دانایان روزگار چشیده همواره نصیحت گونه بیتی عبرت آموز به زبان جاری می ساخت. اینچنین حافظه ای موجب شده بود که معماری و بافت شهری و رفتارهای اجتماعی سال های دهه بیست و دوران طلبگی اش را به خوبی به یاد بیاورد و همین مرا بر آن داشت که در سودای این باشم که هم نشینی و مصاحبت های دیگری با آن مرد بزرگ برای بازسازی ذهنی خودم از بافت شهری و تحولات شهرنشینی آن سال ها با هدف کتابت آن، داشته باشم، امری که محقق نشد. حیف که اجل مهلتش نداد. خدایش بیامرزدش و در این ماه ضیافتش، میزبان او باشد. آمین.
----------------------------------------------------------------------------------------
*پژوهشگر فرهنگی

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال