هویت تاریخی خلیج فارس تحریف ناپذیر است- سعید پورعلی**

در میان حوزه های مطالعاتی با موضوع مناطق مختلف کشور ، مطالعات خلیج فارس جایگاه ویژه ای به لحاظ اهمیت و راهبردی بودن موضوع دارد، چرا که این موضوع پیوندی محکم با مصالح ملی ایران در زمان حاضر دارد.

توجه به موضوع خلیج فارس در دهه 80 نتیجه کنش شوم و شیطنت برخی کشورهای عربی و رسانه‌های نزدیک و واکنش غیرتمندانه هویت‌ خواه همگانی ایرانیان بود که موجبات حمایت های قاطع حاکمیت و دولت ایران به این موضوع و نیز توجه دانشگاهیان در عرصه تولید دانش در این حوزه مطالعاتی را فراهم آورد و در نهایت افزایش پژوهش‌ها و ساخته های هنری با موضوع خلیج فارس را به همراه داشت.
خلیج فارس با توجه به وجود شرایط جغرافیایی، دارای ساختار متفاوتی از منظر جغرافیای فرهنگی بوده که تحت تاثیر اندیشه، مناسبات قومی، مذهبی و تاریخ حاکم بر روابط میان خود شکل گرفته است.
کشف و شناسایی آثار مهم پیش از تاریخ و تاریخی در سواحل و جزایر خلیج فارس به خوبی بیانگر پیوند تاریخی ایرانیان و خلیج فارس است و شواهد تاریخی استوار و مستند هیچ شکی از حضور اثربخش و قدرتمند ایران در دریا به همراه تسلط مقتدرانه سیاسی و فرهنگی بر خشکی ها باقی نگذارده است.
اجرای برنامه های ملی و بین المللی در پیوند با نام خلیج فارس برای جلوگیری از هرگونه تحریف و جعل فرهنگی و تاریخی ضروری است.
برگزاری مستمر سلسله همایش های ملی خلیج فارس طی دهه اخیر از 2 منظر کلی نشات گرفته است، نخست بازشناسی و بازخوانی مستندات و مقولاتی که بر پاسداشت نام تاریخی خلیج فارس تأکید دارد و دیگر اینکه تولید و نشر دانش در خصوص مزیتهای اقتصادی، گردشگری، سیاسی، گردشگری و اجتماعی خلیج فارس و نیز مشکلات زیست محیطی و فرهنگی آن توجه به رویکرد نخستین سالهای برگزاری همایش از این منظر واجد اهمیت است.
ایجاد موج جدید تحریف نام خلیج فارس و بکارگیری واژه مجعول، بحث تازه ای نیست، چرا که از دهه شصت میلادی به این طرف هر از چند گاهی و به مناسبت‌های مختلف تلاش‌هایی در راستای تصویب و رسمیت نام مجعول توسط برخی کشورهای منطقه و سازمان‌ها دیده می شود.
تعیین روز 10 اردیبهشت به عنوان روز ملی خلیج فارس اقدامی قابل تحسین است که ضرورت آن به خوبی احساس می‌شود و
مراکز علمی و پژوهشی آثار و پاسداشت هویت تاریخی خلیج فارس رویدادهایی را راه‌اندازی کردند.
از آنجایی که روند هدفمند و حمایت شده تحریف نام خلیج فارس با ضعف و همچنان در حال گسترش است و متاسفانه شاهد استعمال واژه مجعول هستیم، لذا بدیهی است که آحاد جامعه ایرانی جهت صیانت از این هویت تاریخی با توسل به مسلمات علمی و حقوقی با این موج به سهم و توان خود مقابله خواهند کرد چرا که نام های تاریخی بخشی از هویت ملی هر انسان ایرانی است و ارزش های موجود و منتج از این نام در طول تاریخ ثمره ارزشمند برای حیات فرهنگی و سیاسی جامعه ایرانی را به همراه داشته است.
قدمت خلیج فارس با همین نام ریشه در گذشته های دور دارد، ایرانیان 500 سال پیش از میلاد مسیح و در دوران تسلط داریوش دریایی که به نام پارسی زبان شناخته می‌شد، نخستین ناوگان دریایی جهان را به وجود آوردند.
در کتیبه یافت شده در کانال سوئز مربوط به دوره هخامنشیان نام خلیج فارس آمده است و مورخان و محققان دنیای قدیم از جمله هرودوت، نئارخوس، استرابون ، کورسیوس و بطلمیوس در آثار و نوشته های خود این دریا را دریای پارس و یا خلیج فارس نامیده اند.
سده های بعدی در رشته‌های جغرافی دانان و سفر نامه نویسان عرب و ایرانی همه جا با عنوان خلیج فارس، خلیج عجم،دریای فارس و یا بحر فارس از این پهنه یاد شده است.
در دوران جدید، در همه اطلس ها و فرهنگ هایی که به زبان‌های مختلف آلمانی ، انگلیسی، آمریکایی، فرانسوی و ترکی تدوین و چاپ شده ، نام خلیج فارس به کار رفته و حتی عرب ها نیز در کتاب‌های خود از خلیج فارس استفاده می‌کردند.
همچنین جاعلان امروز، در اسناد سازمان ملل متحد که در آن 22 کشور عربی و حاشیه خلیج فارس عضویت دارند ، در اسناد و توافقنامه های امضا شده نام تاریخی خلیج فارس را تایید کرده اند.

**رخداد های اخیر و ضرورت استناد به محکمات تاریخی در برابر جعل نام خلیج فارس
چنان که گفته شد همه مستندات تاریخی و مدارک معتبر و متون قدیمی و کلاسیک تاریخ و جغرافیای جهان به نام تاریخی خلیج فارس صحه می گذارند و در همه مدارک مربوط به سازمان ملل متحد، سازمان های تابعه و دیگر نهادهای بین المللی از نام رسمی و تغییرناپذیر خلیج فارس استفاده می‌شود.
یکی از کهن ترین و در عین حال جدی ترین مسائل مربوط به فلسفه سیاسی، بیان نسبت اخلاق و تاریخ با سیاست است ولی متاسفانه ما در دورانی زندگی می‌کنیم که گفتمان جدایی اخلاق و سیاست بین برخی از سیاستمداران رواج دارد و گوهر اصلی این رویکرد این است که گاهی میان قواعد اخلاق و محکمات تاریخی و الزامات سیاست نیست و می‌توان بر اساس
ضد واقعیت واقعیت و با در نظر گرفتن منافع و مصالح زودگذر به اقدام سیاسی و جعل تاریخی دست زد و اظهارات گستاخانه ترامپ در مورد خلیج فارس از این دیدگاه مایه می‌گیرد.
دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا ضمن سخنرانی در خصوص برجام و سیاست خارجی جدید آمریکا در مهرماه سال گذشته ، اظهارات گستاخانه و بی‌اساس درباره ایران از نام جعلی برای خلیج همیشه فارس استفاده کرد که واکنش گسترده مردم و مسئولان نسبت به این جعل تاریخی را به همراه داشت.
این واکنش‌ها بیانگر آن است که موضوع خلیج فارس برای ایرانیان در هر جای دنیا دغدغه ملی و عامل تحکیم هویت ملی است.
نام اماکن جغرافیایی و تعلق تاریخی و آنها همواره نقش مهمی در ایجاد و بیان هویت داشته است و موجب شکل گرفتن هویت‌های نو می‌شود، چرا که هویت‌های نو نتیجه و حاصل بازسازی هویت های سرزمین کهن است که از سنت‌ها، تاریخ، زبان مذهب، عوامل محیطی و جغرافیایی، اسطوره‌ها و غیره مایه می‌گیرند و اهمیت خلیج فارس از این منظر در راستای انتقال داشته‌های تاریخی و هویتی ایرانیان به نسل جدید واجد اهمیت بسیاری است.
این مهم نتیجه خودآگاهی گسترده ایرانیان نسبت به اهمیت و مزیت فرهنگی، تاریخی، اقتصادی و سیاسی خلیج فارس برای ایران است چراکه ایرانیان اکنون ضمن آگاهی نسبی به تاریخ به خودآگاهی تاریخی و خود تاریخی فرا قومی و فرامنطقه ای نزدیک شده‌اند و واکنش کاربران فضای مجازی و ایجاد موج گسترده از اعتراضات ایرانیان نسبت به این اظهارات گواهی بر آن است که خلیج فارس به مثابه هویت ملی حاصل خود آگاهی نسبت به داشته ها و آیین های سنتی، مردم شناختی و تجربه های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی مردمی است که در بستر خلیج فارس رخ داده است و به تدریج در حال پایدار شدن است .
این نکته ضروری است که در خلیج فارس بعد از ظهور دین مبین اسلام تا دوره معاصر، زمینه‌ساز ایجاد و رشد روابط فرهنگی ، اجتماعی، سیاسی ، اقتصادی و تجاری ملل مختلف جهان با محوریت اسلام ناب محمدی (ص) بوده و از این حیث موجبات گسترش روابط ملت‌های مسلمان شده است .
ولی ورود استعمارگران به منطقه و مجموعه ای از سیاست های فرهنگی و نظامی غرب موجب اختلاف بین کشورهای خلیج‌فارس گردیده است،
سیر تحولات تاریخی تاکنون بیان گر اقتدار ایرانیان در خلیج فارس بوده و در حال حاضر نیز جمهوری اسلامی تضمین کننده ثبات همه‌جانبه خلیج فارس و آرامش در این منطقه است.
جمهوری اسلامی به عنوان قدرت بزرگ و تصمیم‌ساز خاورمیانه سهم مهم و اساسی در همکاری کشورهای منطقه دارد و مروری اجمالی بر تحولات منطقه ای در سال‌های اخیر نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی ایران همواره و همیشه گسترش همه جانبه روابط دوستانه و سحر آمیز با کشورهای منطقه به ویژه کشورهای عربی حوزه خلیج فارس را ضمن حفظ احترام متقابل و تمامیت ارضی این کشورها در دستور کار خود قرار داده و توسعه و تعمیق این روابط را ضامن نهایی و اول و آخر توسعه پایدار و ثبات کشورهای منطقه و خلیج فارس دانسته است.
تاریخ معاصر و دوران پسا استعماری نشان می دهد که حضور کشورهای بیگانه با هزاران کیلومتر برد مکانی ، همواره مانع و خطای بزرگ در گسترش روابط ایران با کشورهای منطقه و از جمله کشورهای شورای همکاری بوده است و به خصوص حضور نظامی بیگانگان و در راس آن آمریکا موجب واگرائی کشورهای خلیج فارس می‌شود.
به نظر می‌رسد از عزم همگرایانه کشورهای منطقه بدون وابستگی سیاسی و امنیتی به قدرتهای فرامنطقه ای برای مشارکت صلح آمیز تمامی کشورها و احترام و تعامل پیوسته و متقابل آنها می‌تواند امکان نقش آفرینی بیش از پیش خلیج فارس را در سطوح منطقه ای و بین المللی بیشتر کند و در چارچوب این همکاری‌ها زمینه برای تبادلات تجاری کشورهای منطقه، توسعه بازار کالا و خدمات، همکاری‌های مشترک برای توسعه خطوط انتقال انرژی، نفت و گاز ،توسعه بنادر ، مبارزه با تروریسم در سطح منطقه ، توسعه محورهای حمل و نقل دریایی و هوایی، رفع موانع گمرکی و تسهیل صدور ویزا و ... می تواند صلح و امنیت جمعی و پایدار را فراهم کند و روح معاضدت را در منطقه رواج دهد.
** استادیار جامعه شناسی سیاسی و معاون فرهنگی اجتماعی منطقه آزاد کیش

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال