خشکسالی پشت مرزها نمی ماند

کابل- ایرنا - امروز در افغانستان که روزگاری به کشور سرماهای سخت و بارش های سنگین برف معروف بود، شاهد طنین فریاد نگرانی مردم از خشکسالی در استان های بامیان، بادغیس، هرات و فراه و چندین استان دیگرهستیم موضوعی که به عقیده کارشناسان گریبانگیر کشورهای همسایه از جمله ایران نیز شده است.

همه کارشناسان بر این باورند که تغییر اقلیم موجب خشکسالی شده است و امروز در افغانستانی که بیشتر پهنه سرزمینش را کوهستان پوشانده هم این پدیده خودی نشان می دهد .
اکبر رستمی، سخنگوی وزارت کشاورزی و آبیاری و دامداری افغانستان اعلام کرده است که بارندگی های امسال نسبت به سال های گذشته بسیار کم شده و می گوید که برای پیشگیری از کاهش غله در کشور 240 هزار تُن گندم ذخیره دارند و به کمک نهادهای کمک کننده پنج ذخیره گاه دیگر را نیز در کشور ایجاد خواهند کرد.
افرادی هم مانند«جارلله منصوری» وزیر احیا و توسعه روستایی افغانستان که به کمیسیون منابع طبیعی و محیط زیست مجلس نمایندگان فراخوانده شده بود در آن جمع گفت که امسال نظر به سال های قبل بیشتر مردم روستاها بر اثر خشکسالی آسیب پذیرهستند.
وی افزود که بخاطر کمبود آب و کاهش بارندگی برف و باران در زمستان باعث شده است که 90 درصد محصولات دیمی کشاورزان از بین برود.
منصوری همچنین از جامعه جهانی و کشورهای کمک کننده به کشورش خواسته است تا برای 7.3 درصد نفوس افغانستان که اکنون با کمبود شدید مواد غذایی روبرو هستند کمک کنند.
مسوولان سازمان ملل متحد در افغانستان می گویند که اگر خشکسالی در افغانستان رخ دهد، این کشور به یک میلیون و 500 هزار تُن گندم نیاز پیدا خواهد کرد.
معاون ادارۀ حفاظت از محیط زیست افغانستان در همین ارتباط گفت که « اگر برف و باران نداشته باشیم، منابع آبی را از دست می دهیم به همین ترتیب زراعت را از دست خواهیم داد و به تبع آن فقر در بخش بزرگی از جامعه که کشاورز هستند به میان خواهد آمد.»
با وجود وقوع خشکسالی در افغانستان اما هنوز افرادی به ویژه میان تصمیم سازان و تصمیم گیران دیده می شوند که این نوع مشکلات را مربوط به درون محدوده مرزی هر کشور می دانند در حالی که خشکسالی اگرچه معضلی محصور درمناطق خاص می نماید اما هیچ جزئی از اجزای محیط زیست منفرد و محدود به مرزها نیست.
پدیده های طبیعی متاثر ازهم و موثر بر هم هستند و خشکسالی امروز در افغانستان دلیل روشن این اکوسیستم است و مشکلی چنین منطقه ای نیازمند همکاری های فراملیتی است.
امروزه علاوه بر افغانستان در کشورهای ایران و عراق هم با مشکل کم آبی مواجه ایم و جالب آن که در هیچ یک از این کشورها مردم به فهم مشکل و تبیین راهکار برای مدیریت این معضل هدایت نمی شوند یا اگر هم هدایتی صورت گیرد، گوشی شنوا نیست و اذهان درگیر نتیجه فوتبال، قیمت دلار و غیره هستند.
شاید بارزترین نمونه این نوع رفتارهای منفعلانه در برابر معضل خشکسالی را بتوانیم در ایران و افغانستان ببینیم زیرا این دو کشور کم کم دارند مشکل بی آبی را احساس می کنند و هر چند در ایران این حس دردناکتر شده است اما این به آن معنا نیست که افغانستان هنوز وضیعت بهتری دارد به ویژه آن که خشکسالی چه در افغانستان و چه در ایران بدون تردید بر آن سوی مرز اثر می گذارد.
میان دو کشور ایران و افغانستان معاهده ای معروف به عهده نامه 1351هلمند برای تقسیم آب رودی به همین نام وجود دارد و آب رود هلمند همان جریان حیات بخشی است که هامون را در سیستان و بلوچستان و در محدوده جغرافیای سیاسی ایران تغذیه می کند.
احمد نور سفیر افغانستان در تهران با یادآوری کاهش بارندگی ، اسراف آب در بخش کشاورزی و مصارف شهری و اتلاف آب و برداشت های بی رویه از منابع آب زیر زمینی تاکید کرده بود که مسئولیت خشکسالی و کم ‌آبی در ایران ارتباطی با افغانستان ندارد.
این نوع سخن گفتن را در مورد مشکل زیست محیطی نمی توانیم نکوهش کنیم چرا که متاسفانه این نگاه تک بعدی در هر دو سوی مرزهای سیاسی وجود دارد.
ایران و افغانستان در حال تنظیم کردن «سند جامع همکاری های بلند مدت» میان خود هستند و یکی از پنج کمیته ای که برای تنظیم این سند قرار است پیرامون موضوعات مورد علاقه دو طرف کار کارشناسی انجام دهد به بحث آب اختصاص یافته و منطقی است امید داشته باشیم از گذر مباحث کارشناسان در این کمیته یک راهکار مشترک فراملی برای حل مشکل خشکسالی با اولویت نجات محیط زیست خارج شود.
اکنون بر مبنای معاهده 1351 افغانستان و ایران در مورد رود هلمند، سالانه 850 میلیون متر مکعب از آب این رودخانه که حدود 26 مترمکعب در هر ثانیه است به ایران تعلق می گیرد.
دولت های افغانستان به ویژه در یک دهه گذشته با تاکید بر اهمیت اجرای این معاهده، برای مدیریت آب های جاری در غرب این کشور از جمله هریرود، فراه رود و هلمند (هیرمند) که به سمت ایران جاری است، تلاش هایی را انجام داده است.
در این مدت ، با تکمیل سد سلما بر روی هریرود، اقداماتی در راستای ساخت بخش دوم سد کجکی و احداث سد کمال خان بر روی رود هلمند و بخش آباد بر فراه رود نیز در دست اجرا دارد.
اگر چه مدیریت آب های روان در داخل هر جغرافیای سیاسی امری بدیهی برای نظام های حاکم در هر کشوری است اما امروز آشکار شده که حق حاکمیت بر آب های روان نمی تواند جلوی آثار زیانبار تبعات زیست محیطی و در نهایت تغییرات اقلیمی را که همه را فارغ از محدوده مرزها تهدید می کند، بگیرد.
امروز می بینیم که ترکیه روی سرچشمه های فرات سد می زند، دشت های جنوبی عراق کم آب می شوند ، به تبع آن خشکی جنوب ایران بابت اقدامی مشابه بر سرچشمه های کارون افزایش می یابد، اختلاف دما در جنوب ایران بالا می رود مدت و شدت بادهای 120 روزه سیستان و بلوچستان طولانی می شود، خشکی هامون جنوب غرب افغانستان را گرم می کند، دشت های مرکزی افغانستان گرمتر می شود، ابرها در ارتفاعات ماندگاری کمتری می یابند، بارش برف و باران در کوه های افغانستان کاهش می یابد، آب جاری در رودها کم می شود، هامون خشک تر خواهد شد و هوای مرطوب در ترکیه ماندگاری کمتری می یابد زیرا جریان گرما در شرق ترکیه بیشتر شده است و این چرخه مدام روی هم اثر منفی می گذارد تا در نهایت زندگی و تمدن منطقه را نابود کند.
این بیان ساده ای بود از چرخه تخریب محیط زندگی در کشورهایی که روی نقشه با هم خط مرزی روشنی دارند اما در حقیقت ، جغرافیای طبیعی آنها پیوسته و یکپارچه است و همین روند را می توان در بیشتر اخبار این کشورها هم دید.
«رحیم میدانی» معاون وزیر نیرو در امور آب و فاضلاب ایران ماه قبل اعلام کرد که کاهش بارندگی امسال ایران در50 سال اخیر بی‌سابقه بوده است.
گزارش مرکز ملی پایش و هشدار خشکسالی سازمان هواشناسی ایران نیز حاکی است که 90 درصد از کشور با درجات مختلفی از خشکسالی روبرو است.
در دی ماه سال گذشته از ترکیه خبر رسید این کشور با شدیدترین خشکسالی طی 40 سال اخیر روبروست. کشور ترکیه که به علت وضعیت جغرافیایی خاص یکی از پرباران ترین کشورهای منطقه خاورمیانه محسوب می شود، در سال آبی جاری خود با کاهش بارش روبرو شده است.
براساس گزارش ها 65 درصد ظرفیت سدهای اطراف شهر استانبول، 20 درصد سدهای اطراف شهر آنکارا و 34 درصد سدهای اطراف شهر ازمیر به عنوان سه شهر پرجمعیت ترکیه پرشده و این میزان ذخیره آب در این موقع از سال، مقدار اندکی محسوب می شود.
عراق هم که جای خود دارد، این کشور جزء کشورهای خشک با بیابان های پهناور است اما همین شدت خشکی اخیر باعث تغییر آب و هوا در دیگر کشورهای همسایه اش شده است.
اکنون خشکسالی در افغانستان در سطحی خودنمایی کرده که موجب نگرانی‎ سازمان ملل برای تامین آذوقه مردم شده است.
بدون تردید لازم نیست مانند «دیوید باکل» وکیل 60 ساله آمریکایی که در اعتراض به تغییرات اقلیم و سیاست های ناظر بر این روند خود را با سوخت فسیلی در پارک « پراسپکت » در منطقه پرجمعیت بروکلین کلانشهر نیویورک سوزاند تا به مردم جهان بفهماند، نتیجه رفتار انسان ها با محیط زیست مانند همین اقدام اوست و در نهایت نتیجه یکسان دارد.
کافی است احساس مسئولیت عمیق تری در درون خود نسبت به زندگی افراد پیرامون و آیندگان ایجاد کنیم و متناسب با این حس مسئولیت رفتارها و فرآیندهای زیستی خود را تنظیم، مدیریت و اصلاح نماییم.
خشکسالی پدیده ای بی سابقه در فلات ایران نیست و وجود قنات یا کاریزها نشانه تدبیر گذشتگان برای حل چنین مشکلاتی می تواند محسوب شود و امروز هم دلیلی ندارد ملت ها نتوانند در این منطقه با کمک هم چنین بحرانی را پشت سر بگذارند، کافی است افق نگاه خود را از محدوده های شخصی، محلی یا ملی فراتر ببریم و گوشه چشمی به این خانه کروی کوچک خود در منظومه شمسی بیندازیم.
اکنون با این تصویراجمالی از پیوستگی معضل خشکسالی در وسعت جغرافیای طبیعی غرب و جنوب غرب آسیا باید نخست صاحب نظران، بعد تصمیم گیران و سپس مردم عادی بیاندیشند که در برابر برخورد با مشکل بی آبی باید تظاهرات کنیم یا عقلمان را روی هم بریزیم و راهکاری عملی برای برون رفت از این بحران را به اشتراک بگذاریم.
گزارش: سیدسعید حسینی
*آساق*1104**1337

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال