پذیرش اسلام در ایران؛ اختیاری یا اجباری؟! مختار مسعود*

تهران- ایرنا- بعثت پیامبر «رحمت» حضرت محمد(ص) و وزش نسیم روح افزای دین مبین اسلام، انرژی، اعتماد به نفس و امید به نجات و رهایی را در ایرانیان عهد ساسانی زنده کرد و همچون باران رحمت، جسم و جان آنان را نوازش داد.

مورخان صاحبنام و بزرگ همچون طبری، ویل دورانت، عبدالحسین زرین کوب، سعید نفیسی و... در تالیفات خود، به سرخوردگی ایرانیان از آیین زرتشت و پذیرش ارادی و اختیاری اسلام از سوی بیشتر آنان اشاره کرده اند.
به باور بسیاری از تاریخ نگاران، گرویدن ایرانیان به دین جدید، محصول فرایندی تاریخی و فرهنگی بود و شرایط نامناسب حاکم بر ایران، سبب گسترش اسلام شد. ایرانیان، پیام این دین آسمانی و فرستاده عظیم الشأن آن را که عدالت، کرامت و فردایی بهتر را به بشریت نوید می داد، با فطرت الهی خویش منطبق دانستند و از «سراب» به «سرچشمه حیات» رسیدند.

* شبهه ها و القای نظریه «گسترش اسلام با شمشیر»
برخی افراد با بستن چشمان خود بر کتب و مدارک مستند و معتبر تاریخی از روی دشمنی و لجاجت سعی کرده اند نظریه نادرست «گسترش اسلام با قدرت شمشیر» را به جامعه القا کنند. این ادعا مانند آن است که کسی در روز روشن منکر آفتاب شود یا بخواهد با کف دست جلو نورافشانی خورشید را بگیرد!
در رد این نظریه، یادآوری نکات زیر لازم است:
1- بسیاری از تاریخ نگاران، جامعه شناسان و کاوشگران در مورد ایران باستان، معتقدند تصرف ایران که آسان و سریع اتفاق افتاد، با همان سرعت و به طور خودکار به تغییر مذهب نینجامید و بیش از 2 قرن طول کشید تا همه ایرانیان به دین اسلام در آیند. این مساله ثابت می کند تغییر دین آزادانه صورت گرفته است.
2- کسانی که مدعی اسلام آوردن ایرانیان با زور شمشیرند، باید پاسخ دهند چرا پس از رفع اجبار، آنان به آیین زرتشتی خود برنگشتند؟
3- وجود آتشکده های متعدد تا چند قرن پس از ظهور اسلام و آزادی زرتشتیان در اجرای مناسک خود دلیل دیگری بر نبود اجبار برای مسلمان شدن ایرانیان است.
4- اگر زور شمشیر می توانست ایرانیان را تسلیم فرهنگ و آیین دیگری کند، باید این اتفاق در زمان حمله مغول می افتاد که شمشیر آنان برنده تر و تیزتر از اعراب مسلمان بود. تهاجم اسکندر مقدونی به ایران در اواخر دوره هخامنشی و تاسیس حکومت «سلوکیان» نیز نتوانست فرهنگ یونانی را بر ایرانیان تحمیل کند.
5- بیشتر تاریخ نگاران برخلاف این نظریه، علت اصلی گسترش اسلام در ایران را شرایط نامناسب اجتماعی، نظام طبقاتی و تبعیض آمیز ساسانیان و جاذبه های قوی دین اسلام دانسته اند. دکتر زرین کوب در صفحات 12 تا 14 کتاب «تاریخ مردم ایران پس از اسلام» می نویسد: شرایط اجتماعی، سیاسی و فرهنگی نامناسب ایران در دوره ساسانی، سبب شد مردم ایران به استقبال دین اسلام بروند و با اختیار خود مسلمان شوند؛ چنانکه در بسیاری از شهرها، حاکمان بدون جنگ و درگیری، به سبب مقاومت کم مردم در مقابل سپاه اسلام، پرداخت جزیه را می‌پذیرفتند و با سپاه اسلام صلح می‌کردند.
وی دلیل دیگر خود در گرویدن آزادانه ایرانیان به اسلام را تشریع قانون جزیه از طرف پیامبراکرم(ص) و استمرار آن و اختیار مردم در پذیرش دین یا پرداخت جزیه ذکر می کند (ص380).
این مورخ در صفحه 535 همان کتاب آزادی مراسم دینی زرتشتیان را دلیل دیگری بر رد نظریه بالا می داند و می گوید: پیروان دین زرتشت به تدریج و به اختیار خود به دین اسلام گرویدند. وجود پیروان زرتشتی در ایران تا عصر حاضر و آزادی آنان در اجرای مراسم دینی، بهترین دلیل بر نبود اجبار و زور در پذیرش دین اسلام است.
مسعودی تاریخ نگار بزرگ قرن چهارم در صفحات 603 تا 615 جلد اول کتاب «مروج الذهب» به تخریب نکردن آتشکده ها و وجود آنها تا سه قرن پس از ظهور اسلام اشاره می کند و می نویسد: در قرن دهم میلادی، یعنی سه قرن پس از فتح ایران، آتشکده‌های زرتشتیان در عراق، فارس، کرمان، سیستان، خراسان، آذربایجان و در سراسر ایران برپا بود.
ویل دورانت در کتاب «تاریخ تمدن» و همچنین زرین کوب در کتاب «بامداد اسلام»، مشاهده تفاوت جامعه اسلامی با جامعه طبقاتی ساسانی را از انگیزه های ایرانیان در قبول اسلام دانسته اند.
در صفحه 1436 جلد چهارم تاریخ طبری، می خوانیم: بسیاری از ایرانیان که در یمن و بحرین به‌سر می‌بردند، قبل از فتح ایران مسلمان شدند. پس از جنگ قادسیه نیز چهار هزار دیلمی با اختیار خود به دین اسلام گرویدند.
انتقال اسرای جنگی ایرانی به مدینه و شهرهای دیگر و مشاهده ساده زیستی خلفای اسلامی از جمله مولای متقیان علی (ع) و والیان سرزمین های اسلامی، از دیگر عوامل ترغیب ایرانیان به اسلام بوده است (ابراهیم حسن، تاریخ سیاسی اسلام، ج8، ص269-244).
اعلامیه تساوی همه افراد، اقوام و نژادها در اسلام و تعیین «تقوا» «درستکاری» و فضایلی همچون «دانایی» و «اندیشه» به عنوان ملاک های ارزشمند، محبوبیت خاص سلمان فارسی در پیشگاه پیامبر اکرم(ص)، مبارزه پیامبرگرامی اسلام(ص) و حضرت علی(ع) با برتری عرب بر عجم، تقسیم عادلانه بیت المال بین آنان و عنایت خاندان عصمت و طهارت(ع) نسبت به ایرانیان را می توان مهمترین دلیل شیفتگی و دلبستگی ایرانیان به اسلام بویژه مذهب تشیع عنوان کرد.
«سیدعلی خان مدنی شیرازی» مشهور به «ابن معصوم» از علمای بزرگ شیعه در قرن دوازدهم، در صفحه 215 «الدرجات الرفیعه فی طبقات الامامیه» می نویسد: عنایت و توجه پیامبر اکرم(ص) و امیرمومنان و اهل بیت(ع) به ایرانیان و رفع تبعیض از موالی که در دوره خلفای پیشین رواج داشت، سبب شد ایرانیان، روز به روز، شیفته و شیدای اسلام شوند.
زرین کوب در کتاب کارنامه اسلام گسترش اسلام به زور شمشیر را قاطعانه رد می کند و می نویسد: نشر اسلام بین مردم کشورهای فتح شده به زور جنگ نبود. خاصه در جاهایی که مردم از نظر اسلام اهل کتاب بودند یا در ردیف آن، یهود، نصارا، مجوس و صائبین؛... با وجود محدودیتی که اهل ذمه در دارالاسلام داشتند، اسلام آزادی و آسایش آنها را تا حد ممکن تامین می‌کرد و به ندرت ممکن بود، بدون نقض عهدی مورد تعقیب باشند.
استاد شهید مطهری نیز در کتاب «خدمات متقابل اسلام و ایران» از عدالت خواهی و خیرخواهی برای همه انسان ها و پیروان ادیان و مذاهب به عنوان یکی از جاذبه های اسلام نام می برد و می نویسد: ایرانی خود را با اسلام سازگار دید و «گمگشته» خود را در اسلام یافت. آنچه بیش از هر چیز دیگری روح تشنه ایرانی را به سوی اسلام کشید، عدل و مساوات اسلامی بود.
پروفسور «توماس واکرآرنولد» دانشمند و شرق شناس انگلیسی، نیز در کتاب «تاریخ گسترش اسلام» می نویسد: زجر و شکنجه و تجسسِ عقاید و دین بین همه مردم (ایران) یک نوع حس تنفر علیه دین رسمی زرتشتی و خاندان پادشاهی که به تحمیل آن بر مردم کمک می کرد، به وجود آورده و موجب شده بود فتح اعراب به صورت یک نوع نجات و رهایی و آزادی جلوه کند.»
«گوستاو لوبون» فیلسوف، مورخ و جامعه شناس فرانسوی، نیز در کتاب «تمدن اسلام و عرب» به تشریح عوامل گسترش اسلام و قرآن می پردازد و یادآوری می کند: پیشرفت سریع قرآن موجب شد مورخانِ دشمن اسلام، این پیشرفت را معلول 2 چیز بدانند؛ یکی آزادی های این دین و دیگری زور شمشیر! ولی باید دانست که این نسبت های ناروا روی پایه و اساس صحیحی نیست... رسم عربها این بود که هر کجا را فتح می کردند، مردم آنجا را در دین خود آزاد می گذاشتند و اینکه مردم مسیحی از دین خود دست برمی داشتند و به دین اسلام می گرویدند و زبان عرب را بر زبان مادری خود ترجیح می دادند، بدان جهت بود که عدل و دادی را که از عربهای فاتح می دیدند، مانندش را از زمامداران پیشین خود ندیده بودند. تاریخ، این مطلب را ثابت کرده است که ادیان به زور شمشیر پیشرفت نکرده اند.
---------------------
* روزنامه نگار پیشکسوت

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال