هدف ایرنا گسترش اطلاع رسانی است. لذا انتشار این مطلب به معنای تائید محتوای آن نیست

مقاومت در برابر تحریف تاریخ جنگ

تهران- ایرنا- محسن رخصت طلب جانشین مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه در گفت وگو با ویژه نامه نوروزی ایران درباره تاریخ شفاهی و آسیب های آن می گوید: تاریخ شفاهی اگر خوب انجام شود، پیوست خوبی برای تاریخ نگاری مکتوب است. اما اگر با دقت و آگاهی کامل صورت نگیرد، احتمال تحریف آن موضوع کاملاً فراهم است.

در ادامه این گفت وگو آمده است:
** تاریخ شفاهی دارای چه ویژگی‌ها و جایگاهی در انتقال حوادث تاریخی است همچنین چه تفاوت ‌هایی با تاریخ نگاری مکتوب دارد؟
اگر مصاحبه کننده با آگاهی، مطالعه وتسلط کامل به موضوع و با تکیه بر اسناد و مدارک، وارد گفت ‌و‌گو شود، تاریخ شفاهی به نحو مطلوبی انجام می‌پذیرد و این نوع تاریخ گویی می‌تواند به پرکردن برخی از خلأها و رفع ابهاماتی که ممکن است در تاریخ مکتوب وجود داشته باشد، کمک کند. از این منظر تاریخ شفاهی می‌تواند مفید و پرکننده برخی خلأهای اطلاعاتی و برطرف کننده ابهامات و تا حدود قابل توجهی تکمیل‌کننده تاریخ مکتوب باشد. حتی می‌توان گفت، تاریخ شفاهی عاملی برای بالا بردن ضریب دقت تاریخ نگاری مکتوب است. اما از آنجایی که تاریخ شفاهی متکی به یاد وحافظه مصاحبه شونده است، دارای آسیب‌هایی نیز است. گروه راویان که از نزدیک با این موضوع درگیر بوده کاملاً به آسیب‌های این نوع تاریخ گویی واقف است، زیرا ممکن است برخی از اطلاعات در ذهن مصاحبه شونده مخدوش و آنطور که وقوع یافته در یاد وی باقی نمانده باشد. بعلاوه فرد مصاحبه شونده می‌تواند نقش خود را در ارتباط با واقعه‌ای کم رنگ یا پررنگ کند. همچنین می‌تواند حادثه را آنطور که مایل است روایت کند. بنابراین امکان تحریف، غلو یا پنهان کاری بسیار محتمل است. این موارد نقاط ضعف و جنبه‌های آسیب پذیر تاریخ شفاهی را نشان می‌دهد.

** بویژه آن هنگام که تاریخ گویی در یک بستر سیاسی – جناحی مطرح باشد، این دست آسیب‌ها بیشتر خودش را نشان می‌دهد.
بله، اگر فردی وابسته به یک مجموعه و جریان سیاسی باشد، روایت ‌های تاریخی را هم تحت تأثیر قرار می‌دهد. این یکی از اشکالات است که حتی ممکن است مصاحبه کننده هم با این مشکل مواجه باشد. از این جهت تأکید ما به دوستان مرکز تحقیقات و مطالعات جنگ این است که خیلی مراقب باشید، گفت‌و‌گوی شما نباید تحت تأثیرمسائل سیاسی قرار گیرد. یک مصاحبه گر وظیفه دارد نقش و تأثیر فرد مصاحبه شونده را در دوره زمانی مورد نظر به پرسش بگیرد و برای ما ملاک این است که به جزئیات بیشتر و دقیق‌تری در ارتباط با وقایع سال‌های جنگ دست پیداکنیم.

** این امر به مهارت پرسشگری مصاحبه کننده بازمی گردد، همچنین به جایگاه سؤال در تاریخ شفاهی که کلیدی‌ترین عنصر برای پی بردن به ابعاد یک واقعه است. آیا در مأموریت ‌های مرکز مطالعات وتحقیقات جنگ قبل ازانجام هرمصاحبه ای سؤالات با همفکری جمعی از مطلعان پردازش می‌شود یا اینکه طراحی پرسش‌ها به ابتکار خود مصاحبه گر است؟
به نظر من این سؤال را باید دو بخش کنیم. یک بخش تاریخ شفاهی، یک بخش هم تاریخ نگاری مکتوب. در تاریخ شفاهی به نظر من عنصر اصلی سؤال نیست. عنصر اصلی موضوع و مصاحبه کننده است. به این معنا که مصاحبه کننده در موضوعی با سری ابهامات رو به رو است و در فرآیند کار مطالعاتی با حفره‌ها و خلأهای اطلاعاتی مواجه شده یا در پیوند دادن داده‌ها مشکل دارد و نمی تواند میان آنها پیوند منطقی ایجاد کند، بنابراین برای یافتن پاسخ ابهاماتش به سراغ سوژه مورد نظر می‌رود تا آن حفره‌ ها و خلأهای اطلاعاتی را پوشش دهد. یعنی سؤال در یک فرآیند پژوهشی خود به خود ایجاد می‌شود ودیگر نیازی به پردازش آن نیست. پس عنصر اصلی مصاحبه کننده است که براساس یک سری دانسته ‌های متکی به اسناد ومدارک و اطلاعات آشکار و پنهان به دنبال کشف سازوکارها و نحوه شکل‌گیری یک واقعه است.

به عبارت دیگر وقتی یک محقق می‌خواهد به کنه یک قضیه پی ببرد، از دل فرآیندی که طی می‌شود سؤال درمی آورد، براین اساس عنصر اصلی مصاحبه کننده است، نه سؤال. از سوی دیگر مصاحبه کننده به نسبت آنکه تا چه لایه‌ای می‌خواهد به حقایق یک واقعه پی ببرد، به جزئیات می‌پردازد.در اینجا میزان دغدغه مصاحبه کننده خیلی اهمیت دارد که این مهم با شیوه تاریخ شفاهی به دست نمی‌آید. چون تاریخ شفاهی به دنبال داده‌های جذاب روزآمد است وبه جزئیات کاری ندارد. حال آنکه تاریخ مکتوب یک واقعه را از ابعاد گوناگون و با ذکر جزئیات به ثبت می‌رساند تا پاسخگوی همه سلیقه‌ها و نیازها در دراز مدت باشد.

از این ‌رو در تاریخ نگاری دفاع مقدس ما تأکید مان براین است که مجموعه‌ای از نیازها را در نظر داشته باشیم. به تعبیری فعالیت ما در تاریخ نگاری مکتوب، مخاطب محور نیست، بلکه اهتمام برای ثبت همه ابعاد یک واقعه است. درحالی که در تاریخ شفاهی ممکن است برخی سؤالات پرسیده شده و برخی پرسیده نشوند. ولی یک پژوهشگر تاریخ مکتوب موظف است به رفع تمام ابهامات پیرامون یک واقعه بپردازد. قطعاً بخشی از مخاطبان ما در آینده به سراغ مطالب ما می‌آیند، مطالبی که امروز ممکن است هیچ مخاطبی نداشته باشد، اما در آینده مراجعان جدی خواهد داشت چون از جامعیت برخوردار است.

** ولی جامعه امروز هم نیازهایی دارد که بایستی پاسخ گفته شود. اینکه سفرهای راهیان نور طراحی شده و همه ساله تعداد زیادی را به مناطق جنگی می‌برند وروایت‌های جنگی را برای نسل جدید نقل می‌کنند نشان از این نیاز دارد و اگر این نیاز از سوی مراکز ذیصلاح پاسخ گفته نشود دچار آسیب خواهد شد.
ما می‌پذیریم که مجموعه مطالعات و تحقیقات جنگ با وجود 35 سال سابقه فعالیت در حوزه پژوهش تاریخ جنگ، خروجی مناسب با نیازهای جامعه را نداشته است و در این جهت کم کاری شده است. نسل جدید با انبوهی از ابهام وسؤال در ارتباط با تاریخ جنگ مواجه است که باید پاسخ گفته شود. متأسفانه راهیان نور هم دارای توان وظرفیت لازم برای پاسخگویی به نیازهای نسل جدید نیست و به ایستگاه ‌های خاطره گویی تبدیل شده است. این کار حتی در زمره تاریخ شفاهی هم قرار نمی‌گیرد و اقدامی ذوقی و متکی به ابتکار اشخاص و دانسته‌های محدود و گاه غیرمستند آنان است. ما این ضعف را می‌پذیریم و امیدواریم بتوانیم در آینده در جهت رفع آن اقدامات مؤثری را سامان دهیم.

** تاریخ شفاهی جنگ با یک آسیب دیگر هم مواجه است وآن اینکه اغلب مطالب گردآوری شده شامل خاطرات و دانسته‌های فرماندهان میانی به پایین است و اقدام چشمگیری در جهت ثبت وضبط دانسته‌های فرماندهان اصلی جنگ و مسئولان تصمیم گیر انجام نگرفته و در دسترس عموم قرار ندارد و تنها منبعی که در این رابطه وجود دارد روزنوشت‌ های مرحوم آیت ‌الله هاشمی رفسنجانی است، جهت رفع این نقیصه آیا اقدامی درنظر دارید؟
عمرتاریخ شفاهی در ارتباط با جنگ 8ساله از یک دهه تجاوز نمی‌کند. یعنی از یک دهه قبل به این سو این شیوه تاریخ نگاری به مراکز علمی و فرهنگی راه یافته است. البته بعضی از افراد درمقاطعی خاص با نشریات مصاحبه می‌کردند و بطور مقطعی مطالبی گفته می‌شد، ولی بحث تاریخ شفاهی مطرح نبود. مرکز اسناد و تحقیقات جنگ سپاه هم درهمین دهه به موضوع تاریخ شفاهی پرداخته وظرف این دهه با بیش از 30 نفر از فرماندهان ارشد و میانی گفت‌و‌گو انجام داده است. از این تعداد کار گفت‌و‌گوبا 5 نفر تمام شده، حدود 20 نفردر حال انجام است و 5 نفر دیگر نیز در تدارک مقدمات آن هستیم. به عنوان مثال گفت‌ و‌گو با آقای محسن رضایی در145 جلسه انجام گرفته است که تازه به نیمه جنگ رسیده‌ایم.

همچنین کار گفت‌ و‌گو با سردار غلامعلی رشید و سردار سید رحیم صفوی در حال انجام است. گفت‌و‌گو با سردار احمد غلامپور فرمانده قرارگاه کربلا هم تمام شده که آن هم نزدیک به 70 جلسه است. همینطور گفت ‌و‌گو با سایر فرماندهان لشکرها در دستورکار قرار دارد که بتدریج انجام خواهد شد. تعدادی از مسئولان رزمی و پشتیبانی هم در فهرست مرکز قرار دارند که یا انجام گرفته یا درحال انجام است. از این مجموعه تا کنون جلد اول خاطرات محسن رضایی منتشر شده و سه جلد دیگر آن تا اردیبهشت انتشارخواهد یافت. سه جلد دیگر آن نیز با فاصله‌ای چند ماهه در سال 97 انتشار می‌یابد.

در این مجموعه ما با انبوهی از مطالب تازه و ناگفته مواجه هستیم که پیش ‌بینی می‌شود روی برخی از قضاوت‌ها تأثیر بگذارد. مجموعه این خاطرات احتمالاً به 16 جلد خواهد رسید. البته باید بپذیریم که همه مطالب قابل چاپ نیست،هیچ کجای دنیا هم همه داشته‌ها و اسرار و مطالبشان را منتشر نمی‌کنند. آن مقداری هم که بعد از 30 سال منتشر می‌کنند، همه اسناد و مطالب نیست، باز هم تعدادی را می گذارند در بایگانی بماند. اما این مانع از آن نبوده که ما همه مطالب را با جزئیاتش ثبت وضبط نکنیم. ما از ابتدا کار تاریخ نگاری مان را کامل انجام دادیم وثبت و ضبط شده در آرشیوهای ما موجود است. زیرا از اول این را رسالت قطعی خود دانسته‌ایم که همه مطالب را گرد‌آوری کنیم و در آرشیو‌های خودمان نگه داریم. ما همه چیز را دقیق نوشته‌ایم، آنچه که به همراه ملاحظات سازمانی و مصالح ملی منتشر شده تنها بخش کوچکی از منابع ماست. بنای ما در مرکز مطالعات وتحقیقات جنگ این است که به هیچ وجه، هیچ واقعه‌ای را تحریف نکنیم.

غلو، بزرگ نمایی و کوچک نمایی هم نکنیم. براین اساس ما در مرکز برای مصون ماندن مطالب از آسیب‌های معمول با دوستانی که خاطرات افراد را ثبت و ضبط می‌کنند قرار گذاشته‌ایم که؛ 1- مصاحبه کننده راوی همان فرمانده ای باشد که در دوران جنگ اوقاتش را با او گذرانده است. 2- همه اسناد و مدارک قابل دسترسی را ملاحظه کرده، آنگاه برای مصاحبه اقدام کند.3 - از سایر فرماندهان و افرادی که درگیر همان موضوع بوده‌اند دعوت کنند تا در جلسات گفت‌و‌گو با نفر اصلی حضور داشته باشند تا ضمن کمک به حافظه مصاحبه شونده، از خطا گویی تا حد ممکن جلو‌گیری شود تا تحریفی پیش نیاید.

** آیا در این نشست ‌ها فرصت نقد فرماندهان هم دست می‌دهد یا خیر؟
البته نقد در حیطه تاریخ نگاری جنگ از جمله موضوعاتی است که مورد اهتمام بوده و هست، چرا که نقد جریان گفت‌و‌گو را زنده وشاداب می‌سازد و موجب باز شدن زوایای بیشتری از مسائل می‌شود. اما جنبه‌های دیگری هم مطرح است. برخی معتقدند تاریخ شفاهی متکی به فرد مصاحبه شونده است. به این معنا که خواننده وقتی کتاب به دستش می‌رسد و می‌بیند روی آن نوشته شده خاطرات آقای فلان، خود به خود مسئولیت همه مطالب کتاب متوجه مصاحبه شونده است، هر چند راست یا دروغ گفته باشد.

بزرگ نمایی کرده وخودش را مطرح کرده باشد؛ یا نه بالعکس خودش را پنهان کرده باشد و... مسئولیت همه مطالب برعهده مصاحبه شونده است.خواننده خود قضاوت می‌کند، نیازی نیست تا ما با مصاحبه شونده وارد چالش شویم. ما سؤال کرده‌ایم او هم به اندازه صداقت وبرمبنای شخصیت وجودی خود پاسخ داده است. از این روما سعی می‌کنیم در تاریخ شفاهی یقه نگیریم، اما می‌دانیم نقاط ابهام کجاها هستند و همان‌ها را تبدیل به سؤال می‌کنیم. البته با توجه به تسلطی که وجود دارد وبا تکیه به اسناد، نقدها به صورت سؤال مطرح می‌شوند.

** آیا فقدان مرحوم اردستانی تغییری در رویکردهای مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ داشته است؟
ما هم‌اکنون به روال سال‌ های قبل کارها را دنبال می‌کنیم و تا الآن تفاوت چشمگیری در کار بوجود نیامده است؛ چون تقریباً تغییر مدیریت‌ها در فضای کاری ما تأثیرچندانی ندارند. البته نمی‌خواهم این را مطلق کنم ولی تا کنون اتفاق خاصی پیش نیامده است.

** اخیراً با موضوعی روبه رو هستیم وآن اینکه افرادی به عنوان مطلع می‌آیند و مطالبی را با عنوان ناگفته‌های جنگ مطرح می‌کنند. گاهی مطالبشان را مستند به بزرگان می‌کنند. دیده نشده مرکز شما به عنوان یک مرجع مؤثر، عکس ‌العملی نشان دهد و درصدد تأیید یا نفی این گفته‌ها برآید یا با توضیحاتی آن گفته ها را تصحیح و تکمیل کند. دلیل این انفعال چیست؟
مرکز از ابتدا بنایش این بوده که به کار خودش مشغول باشد وکمتر به حواشی بپردازد؛ چرا که مرکز آنقدر سرمایه انسانی در اختیارندارد که وارد چالش با این گونه مسائل شود و ورود به اینگونه حواشی موجب بازماندن از کار اصلی مان می‌شود. اینطور هم نبوده که همه جا سکوت اختیار کنیم. در مقاطعی که امهات مسائل جنگ را زیر سؤال برده‌اند، ما با تولید کتاب و جزوه یا با انجام مصاحبه درصدد پاسخگویی برآمده وبه رفع شبهات پرداخته‌ایم. اما از آنجا که این موضوع تمامی ندارد و کش دار است ما ترجیح می ‌دهیم به جای فرعیات توان و همت خود را صرف کارهای اصلی کنیم تا هر چه زودترآثار وزین بیشتری بیرون بدهیم و از این طریق بطور مستقیم و غیرمستقیم پاسخ بسیاری از ابهامات را نیز بدهیم.

*منبع: ویژه نامه نوروزی روزنامه ایران
گروه اطلاع رسانی**9117**9131

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال