روزشمار دفاع مقدس، 22 اسفند

شهید یعنی قله افتخار یک ملت

تهران - ایرنا - شهید کسی است که نگرش عمیق او به زندگی دنیا باعث شد که از همه تعلقات مادی دل بکند و رها شود، شهید کسی است که مقصد را در کوچ دید واز ویرانی لانه اش نهراسید، شهید یعنی عاشق حقیقی، یعنی خود را ندیدن و تنها خدا را دیدن، شهید یعنی سرا پا معشوق ، شهید یعنی قله افتخار یک ملت.

روز 22 اسفند ماه از روزهای پایانی سال با نام شهید و 230 هزار لاله پرپر و هزاران خاطرات برجای مانده از آنها نامگذاری شده است، روزی که هیچگاه از خاطر مادری که جوان سرو قامتش که بر خاک خفته، هرگز پاک نخواهد شد.
صحبت از عشق و عاشقی که به میان می آید دست و دلم می لرزد، به خصوص وقتی سخن از کسانی باشد که عشق حقیقی را درک کرده و مسیر رسیدن به معشوق را طی کرده اند و به کمال مطلوب رسیده اند.
عده کمی هستند که به این مرحله می رسند، همانانی که گوهر معرفت الهی را شناختند ، گوهری که خداوند در روز ازل در دل آدمی تعبیه کرد و فرشتگان از درک آن عاجز ماندند که انی اعلم ما لا تعلمون، همانانی که دلشان چون شیشه ای نازک و شفاف است، همانانی که مشتاق پروازند و میل خزیدن ندارند زیرا شرط اول پرواز را دل کندن از زمین می دانند، حلاج بودند و انا الحق گفتند وعشق مایه شهادتشان شد.
مردانی که برای دنیا آفریده نشده اند و به همین جهت است که دنیا وقتی نتوانست آنها را بفریبد دام ها بر سر راهشان می گذارد و دشمنانی دنیاپرست و دون فطرت آنها را ظالمانه به دست مرگ می سپارند و جهان آنها را به لقب شهید مفتخر می سازد.
شهید یعنی کسی که زنجیرهای اسارت روح خود را پاره کرد و آزاد شد، شهید یعنی آزاد، شهید یعنی بی نهایت، شهید کسی است که اول بر یزیدیان نفس خویش غلبه کرده است و در کربلای درونش پیروز میدان بوده و سپس به جنگ با یزیدیان دون فطرت زمان خویش رفته است.
تمام هستی به انسان ختم می شود و حقیقت انسان باید به خدا ختم شود و شهید کسی است که این استمرار را فهمید، شهید یک حقیقت زنده است و امتداد دارد و علاوه بر آن زندگی می سازد، شهید نمرده است که به تاریخ بپیوندد، شهید درکل هستی جاری است، شهید یعنی مغناطیس دل ها و اینگونه است که میلیون ها زائر برای بوییدن خاک و تنها خاک کیلومترها راه را طی می کنند و خاکی می شوند و خسته می شوند اما خم به ابرو نمی آورند.
شهید یعنی پاسخ به سوال، شهید یعنی رفاقت دو طرفه، شهید یعنی دوستی بی منت، شهید یعنی مظلومیت، شهید یعنی غربت ، تنهایی و در عین حال جسارت ، شجاعت ،شهامت، اقتدار، شهید یعنی خلوص ،ایمان ، شهید یعنی قله افتخار یک ملت.
*** وصف شهیدان از زبان امام شهیدان
ما را چه رسد که این قلمهای شکسته وبیانهای نارسا در وصف شهیدان و جانبازان و مفقودان و اسیرانی که درجهاد فی سبیل الله جان خود را فدا کرده و یا سلامت خویش را ازدست داده اند یا به دست دشمنان اسلام اسیرشده اند مطلبی نوشته یا سخنی بگوییم.
زبان و بیان ما عاجز از ترسیم مقام بلند پایه عزیزانی است که برای اعتلای کلمه حق و دفاع از اسلام و کشور اسلامی جانبازی نموده اند.
الفاظ و عبارات توان توصیف آنانی را که از طبیعت به سوی حق تعالی و رسول اعظمش هجرت نموده ندارد. چگونه سخن توان گفت در اقدام شریف مادران بزرگواری که در دامن های مطهر خود چنین فرزندانی را برای اسلام تربیت کرده اند.
چگونه توان تعظیم نمود، پس با اعتراف به عجز برای شهیدان آرزوی رحمت خاص الهی و برای جانبازان این شهیدان زنده از درگاه خداوند متعال سلامت درخواست می نماییم.
سلام و درود فراوان بر همگان و دعای خیر بقیة الله اعظم ارواحنا فداه شامل تمامی آنان باد. والسلام علیکم ورحمة الله. روح الله الموسوی الخمینی5/6/1363
*** سخنان رهبر معظم انقلاب درباره شهدا ( 30 مهر 1396 )
کشور احتیاج دارد به اینکه همیشه یاد شهدا زنده باشد، نام شهدا زنده باشد. برترین شخصیّت‌های تاریخ قرنهای اخیر را ما در این دوره در بین همین جوانها دیدیم. همین جوانهایی که از جاهای مختلف کشور، سر بلند کردند و شتافتند برای فداکاری و از خودشان لیاقت نشان دادند در دفاع از کشور و دفاع از انقلاب، همین‌ها واقعاً چهره‌های درخشان تاریخ ما هستند.
ما هر وقتی که کشورمان دچار ذلّت شد، به‌خاطر این بود که مردان فداکار، مردان دلاور، مردان باگذشت نداشتیم. آن‌وقتی که کشور ما در هر دوره‌ای از دوره‌های تاریخ، سربلند شد، به‌خاطر این است که چنین مردانی را داشتیم. زمان ما بحمدالله زمانی است که از این‌گونه انسانهای بزرگ در آن زیاد پدید آمدند؛ نگذارید یاد این مردان بزرگ فراموش بشود. به شما عرض میکنم، انگیزه‌هایی وجود دارد برای‌اینکه یاد شهدا به فراموشی سپرده بشود؛ انگیزه‌های بسیار شدیدی وجود دارد که اینها را به فراموشی بسپارند؛ چیزهای دیگری را مطرح کنند و جلوه‌های کاذب و عظمتهای دروغین را مطرح کنند تا عظمتهای واقعی از یادها برود.
*** توسل به امام رضا و یافتن پیکر شهید سید رضا در خاک
آن روز صبح ، کسی که زیارت عاشورا می خواند ، توسلی پیدا کرد به امام رضا(ع) ،
شروع کرد به ذکر مصائب امام هشتم و کرامات او ، در میان مداحی از امام رضا طلب کرد که دست ما را خالی برنگرداند ، ما که در این دنیا هم خواسته و خواهشمان فقط باز گردان این شهدا به آغوش خانواده هایشان است.
هنگام غروب بود و دم تعطیل کردن کار و برگشتن به مقر، خورشید می رفت تا پشت تپه ماهورهای روبه رو پنهان شود، آخرین بیل ها که در زمین فرو رفت، تکه ای لباس توجه امان را جلب کرد .
همه سراسیمه خود را به آنجا رساندند، با احترام و قداست، شهید را از خاک در آوردیم ، واقعا روزی ای بود از جانب خداوند که آن روز نصیبمان شده بود ، شهیدی آرام خفته به خاک ، یکی از جیب های پیراهن نظامی اش را که باز کردیم تا کارت شناسایی و مدارکش را خارج کنیم، در کمال حیرت و ناباوری ، دیدیم که یک آینه کوچک ، که پشت آن تصویری نقاشی از تمثال امام رضا (ع) نقش بسته ، به چشم می خورد ، از آن آینه هایی که در مشهد ، اطراف ضریح مطهر می فروشند . گریه مان درآمد ، همه اشک می ریختند.
جالب تر و سوزناک تر از همه زمانی بود که از روی کارت شناسایی اش فهمیدیم نامش سید رضا است ، شور و حال عجیبی بر بچه ها حکم فرما شد ، ذکر صلوات و جاری شدن اشک کمترین چیز بود. شهید را که به شهرستان ورامین بردند، بچه ها رفتند در نزد مادرش تا سر این مساله را دریابند.
مادر بدون اینکه اطلاعی از این امر داشته باشد، گفت: پسر من علاقه و ارادت خاصی به حضرت امام رضا(ع) داشت.
*** شهیدی که نماز شب و غسل جمعه اش ترک نشد
ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ 16 ﺳﺎﻝ ﺟﻨﺎﺯﻩ ﻣﺤﻤﺪ ﺭﺿﺎ ﺭﺍ ﺳﺎﻟﻢ ﺍﺯ ﺧﺎﮎ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺻﺪﺍﻡ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺍﯾﻦ ﺟﻨﺎﺯﻩ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺷﮑﻞ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﺮﻭﺩ. ﭘﯿﮑﺮ ﭘﺎﮎ ﻣﺤﻤﺪ ﺭﺿﺎ ﺭﺍ ﺳﻪ ﻣﺎﻩ ﺩﺭ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﮔﺬﺍﺷﺘﻨﺪ ﺗﺎ ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﻧﺸﻮﺩ ، ﻭﻟﯽ ﺟﺴﺪ ﺳﺎﻟﻢ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ ، ﺣﺘﯽ ﺭﻭﯼ ﺟﺴﺪ ﭘﻮﺩﺭ ﻣﺨﺼﻮﺹ ﺗﺨﺮﯾﺐ ﺟﺴﺪ ﺭﯾﺨﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺧﺎﺻﯿﺘﺶ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ ﻫﺎﯼ ﺟﺴﺪ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﻣﯽ ﺭﻓﺖ ﻭﻟﯽ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺟﺴﺪ ﺳﺎﻟﻢ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ.
ﻭﻗﺘﯽ ﮔﺮﻭﻩ ﺗﻔﺤﺺ ﺟﻨﺎﺯﻩ ﻣﺤﻤﺪ ﺭﺿﺎ ﺭﺍ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ ،ﺳﺮﻫﻨﮓ ﻋﺮﺍﻗﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻧﺠﺎ ﺣﻀﻮﺭ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﮔﻔﺘﻪ که ﻣﺎ ﭼﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩﯼ ﺭﺍ ﮐﺸﺘﯿﻢ.
ﻣﺎﺩﺭ ﺷﻬﯿﺪ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ ﻣﻮﻗﻊ ﺩﻓﻦ ﻣﺤﻤﺪ ﺭﺿﺎ، ﺣﺎﺝ ﺣﺴﯿﻦ ﮐﺎﺟﯽ یکی از فرماندهان دوران دفاع مقدس ﺑﻪ ﻣﻦ ﮔﻔﺖ: ﺷﻤﺎ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯿﺪ ﭼﺮﺍ ﺑﺪﻥ ﺍﻭ ﺳﺎﻟﻢ ﺍﺳﺖ؟ ﮔﻔﺘﻢ ﺍﺯ ﺑﺲ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺧﻮﺏ ﻭ ﺑﺎ ﺧﺪﺍ ﺑﻮﺩ. ﻭﻟﯽ ﺣﺎﺝ ﺣﺴﯿﻦ ﮔﻔﺖ ﺭﺍﺯ ﺳﺎﻟﻢ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺩﺭ ﭼﻬﺎﺭ ﭼﯿﺰ ﺍﺳﺖ،ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﻧﻤﺎﺯ ﺷﺐ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺗﺮﮎ ﻧﻤﯽ ﺷﺪ؛ ﻣﺪﺍﻭﻣﺖ ﺑﺮ ﻏﺴﻞ ﺟﻤﻌﻪ ﺩﺍﺷﺖ ؛ ﺩﺍﺋﻤﺎ ﺑﺎ ﻭﺿﻮ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﺯﯾﺎﺭﺕ ﻋﺎﺷﻮﺭﺍ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﺪ ﻣﺎ ﺑﺎ ﭼﻔﯿﻪ ﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﺍﺷﮑﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﭘﺎﮎ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﻭﻟﯽ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺑﺎ ﺩﺳﺖ ﺍﺷﮑﻬﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺑﺪﻧﺶ ﻣﯽ ﻣﺎﻟﯿﺪ ﻭ ﺟﺎﻟﺐ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺟﻤﻌﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ ﺁﺏ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ، ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺁﺏ ﺭﺍ ﻧمی خوﺭﺩ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻏﺴﻞ ﻧﮕﻪ ﻣﯽ ﺩﺍﺷﺖ .
ﺷﻬﯿﺪ ﺷﻔﯿﻌﯽ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ 81 ﺩﺭ ﮔﻠﺰﺍﺭ ﺷﻬﺪﺍﯼ ﻗﻢ ﺑﻪ ﺧﺎﮎ ﺳﭙﺮﺩﻩ ﺷﺪ ، روحش شاد و راهش پر رهرو باد.
*** سردار شهید حاج عباس کریمی فرمانده لشکر محمد رسول الله
عباس سال 1336 هجری شمسی در شهر قهرود کاشان چشم به جهان گشود، دوران ابتدایی را در این روستا به پایان رسانید و وارد هنرستان شد، بعد از اخذ دیپلم در رشته نساجی، به سربازی رفت، دوران خدمت وظیفه او با مبارزات انقلابی امت اسلامی ایران همزمان بود، با وجود خفقان شدید حاکم بر مراکز نظامی، اعلامیه‌های حضرت امام خمینی(ره) را مخفیانه به پادگان عباس‌آباد تهران منتقل و آنها را پخش می‌کرد.
پس از فرمان حضرت امام خمینی(ره)، خدمت سربازی خود را رها کرد و با پیوستن به صف مبارزان در راه پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی فعالیت کرد و در جریان تشریف فرمایی حضرت امام(ره) نیز جزو نیروهای انتظامی کمیته استقبال بود.
در بهار سال 1358 به هنگام تأسیس سپاه پاسداران کاشان با احساس تکلیف، به عضویت سپاه درآمد و در قسمت اطلاعات مشغول به خدمت شد.
در تابستان سال 1359 داوطلبانه برای مبارزه با ضد انقلاب عازم کردستان شد و در سپاه پیرانشهر با واحد اطلاعات عملیات همکاری کرد. پس از مدت کوتاهی، به واسطه بروز رشادت و دقت عمل، به عنوان مسئول اطلاعات عملیات این سپاه معرفی شد.
از جمله فعالیت‌های شهید درمنطقه خونرنگ کردستان، انجام شناسایی عملیات و آزادسازی منطقه دزلی بود که توسط نیروهای تحت امر و با هدایت او صورت گرفت. شهید کریمی بعدها همراه سردار جاویدالاثر حاج احمد متوسلیان و شهید چراغی به جبهه‌های جنوب عزیمت کرد و به عنوان مسئول اطلاعات عملیات تیپ محمدرسول الله(ص) به فعالیت خود ادامه داد.
این سردار دلاور اسلام در عملیات فتح‌المبین از ناحیه پا بشدت مجروح شد و حدود دو ماه بستری بود و در این ایام (به توصیه پدرش) مقدمات ازدواج خود را فراهم کرد.
بنا به گفته همسر شهید، مراسم عقد آنان در 21 مهر سال 1361 انجام شد، فردای آن روز با هم به گلزار شهدای دارالسلام رفتند و با شهدا تجدید عهد و پیمان کردند. نزدیکی‌های عملیات مسلم بن عقیل(ع) بود که عباس با همان وضعیت مجروح (عصا به دست) به صف رزمندگان لشکر پیوست و حضور او با این حال، در تقویت روحیه رزمندگان اثر به سزایی داشت.
در عملیات والفجرمقدماتی به عنوان مسئول اطلاعات سپاه 11 قدر که تازه تشکیل شده بود معرفی شد و مدتی به مسئولیت فرماندهی تیپ سوم سلمان از لشکر 27 حضرت رسول(ص) منصوب شد و در کنار بسیجیان دریادل، به نبردی بی‌امان علیه دشمن بعثی صهیونیستی پرداخت و تا عملیات خیبر در این مسئولیت انجام وظیفه کرد. با شهادت شهید بزرگوار حاج محمد ابراهیم همت در عملیات خیبر، فرماندهی لشکر 27 محمد رسول الله(ص) را به عهده گرفت.
عباس کریمی قهرودی چهارمین فرمانده لشکر پیاده مکانیزه 27 محمد رسول الله در روز 23 اسفند ماه 1363 در چهارمین روز عملیات بدر در منطقه عملیاتی شرق رودخانه دجله براثر اصابت ترکش گلوله توپ به ناحیه پشت سرش شربت شهادت نوشید. پیکر غرق در خون و گل حاج عباس کریمی زمانی به تهران منتقل شد که تنها چند روز از اولین سالگرد شهادت فرمانده پیشین لشکر محمد رسول الله (ص) یعنی حاج محمد ابراهیم همت می‌گذشت.
حاج عباس را طبق وصیت خودش در بهشت زهرا (س) تهران قطعه 24 در جوار مزار شهید دکتر مصطفی چمران در کنار یاران شهیدش دفن کردند.
*** شهدای اسفند ماه
در تقویم دفاع مقدس، اسفند‌ماه شاهد شهادت تعداد قابل‌توجهی از فرماندهان دفاع مقدس بود که وجودشان با تاریخ معاصر کشورمان گره خورده است و هرگاه نامشان مرور می‌شود، مقاومت مردم این خاک از جلوی چشمانمان می‌گذرد.
مجاهدت رزمندگانی که در اسفند ماه آسمانی شدند این ماه را به ماهی سرخ در تاریخ دفاع مقدس تبدیل کرده ‌است.
شهید حمید باکری در 6 اسفند1362 در جزیره مجنون ، حسین خرازی فرمانده لشگر 14 امام حسین در عملیات تکمیلی کربلای 5 در 8 اسفند 1365 ، شهید امیر حاج امینی روز دهم اسفند ماه در عملیات کربلای پنج ، شهید محمد ابراهیم همت فرمانده لشگر محمد رسول الله ص در 17 اسفند 1362 در عملیات خیبر ، شهید مهدی باکری فرمانده لشکر عاشورا در عملیات بدر 25 اسفند 1363 و سردار عبدالحسین برونسی فرمانده تیپ 18جواد الائمه از لشگر 5 نصر در سال 1363 درعملیات بدر در شرق درجله به شهادت رسیدند. یادشان گرامی باد.
گزارش : رضا رضایی مجد
اجتمام / 1095 ** 1569

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال