بررسی آینده سیاسی اصولگرایان

تهران- ایرنا- اصولگرایان از سال 92 به این سو توفیق چندانی را در صندوق های رای نداشته اند. هر چند برخی حسن روحانی را اصولگرا می دانند اما او نامزد مورد حمایت اصلاح طلبان در دو انتخابات یازدهم و دوازدهم ریاست جمهوری بود و راهیابی او به پاستور را نمی توان به حساب اصولگرا بودن وی نوشت.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری ایرنا ، انتخابات دهم مجلس شورای اسلامی نیز با توفیقات مهمی برای اصلاح طلبان همراه بود. تصاحب کامل کرسی های نمایندگی تهران اتفاقی بود که در سال 96 در شورای شهر تکرار شد.
رقیب اصولگرای اصلاح طلبان در 4 سال اخیر به جز مجلس خبرگان رهبری، برتری کامل خود بر نهادهای مبتنی بر صندوق رای را از دست داده است. آینده سیاسی جریان اصولگرا چیست و اصولگرایان چگونه خود را در نزد افکار عمومی بازسازی خواهند کرد؟
نظر ناصر ایمانی تحلیلگر سیاسی نزدیک به اصولگرایان و علی کیهانیان فعال سیاسی اصولگرا و دبیرکل جمعیت حامیان انقلاب اسلامی را در این باره پرسیدیم.

ناصر ایمانی تحلیلگر اصولگرا:
آینده سیاسی اصولگرایان در گرو عملکرد اصلاح طلبان است

دو دهه است که اصولگرایان در مراکزی از نهادهای تصمیم گیر و مجری حضور داشته اند
طیف اصولگرا در 2 دهه پیش حضوری جدی در مجلس، شورای شهر و برخی ارکان قوه مجریه داشت اما از 24 سال گذشته فقط 8 سال قوه مجریه دست اصلاح طلبان نبود. البته در آن 8 سال هم مدیریت عالی دستگاه اجرایی در ید اصولگرایان قرار نداشت ولی حضور این طیف در بدنه دولت قابل توجه بود.
این دوران نسبتا طولانی حضور در قدرت به سال های فترتی نیز نیاز داشت تا اصولگرایان در این دوره که از انتخاب توسط مردم محروم شده اند به بازسازی خویش بپردازند.
طی این مدت مردم جریان های سیاسی دیگری را می بینند و تجربه می کنند و ممکن است در آینده دوباره به اصولگرایان روی آورند و قدرت نصیب این جریان سیاسی شود.
جامعه طی یک کنش و واکنش جریان های گوناگون سیاسی را روی کار می آورد اما بعد از مدتی دست به ارزیابی می زنند و شاید این بار تصمیم به رای به گروهی دیگر بدهند.
برخی از نهادهای جمهوری اسلامی در بیست سال گذشته در اختیار اصولگرایان بود. البته شاید ترکیب این نهادها اقتضا نمی کرد که اصلاح طلبان در آن عضویت داشته باشند. برای نمونه کمیته امداد امام دست اصولگرایان بوده و هست و اصلاح طلبان هم تمایلی به اینکه در آن مسوولیت بگیرند نداشته اند.
یا در شورای نگهبان به غیر از 6 فقیه، 6 حقوقدان هم وجود دارند که توسط مجلس انتخاب می شوند اما در دوره هایی که مجلس دست اصلاح طلبان هم بوده ترکیب حقوقدانان آن عمدتا با دیدگاه اصولگرایان قرابت بیشتری داشته است.
نکته مهمی در اینجا وجود دارد که امکان دارد شخص یا اشخاصی وابسته به اصلاح طلبان یا اصولگرایان هستند و این متمایز از شخص یا اشخاصی است که بدون تعلق جناحی دیدگاهشان به دیدگاه یک جناح خاص نزدیک باشد. البته برخی شاید عمدا خود این دو رویکرد متفاوت را یکسان پنداشته و خلط مبحث می کنند.
عملکرد جناحی که بر یک نهاد مانند شورای شهر یا مجلس مسلط شده حتما در اقبال دوباره مردم به آن جریان تاثیری تعیین کننده می گذارد.
شخصا معتقدم همین الان کم نیستند اشخاصی که از رای به 30 نفر فهرست امید تهران در مجلس دهم پشیمانند. همین مساله درباره انتخابات شورای شهر امسال تهران نیز صادق است.
یعنی عملکرد آقای نجفی شهردار تهران حتما روی قضاوت مردم درباره اینکه آیا او بهتر بود یا قالیباف اثر خواهد داشت و به رفتار سیاسی آنان در انتخابات آتی جهت خواهد داد و کارآمدی یا ناکارآمدی اصلاح طلبان، عامل مهمی در آینده سیاسی جریان اصولگرا است.


** کیهانیان: اصولگرایان خانه خود را محلات جنوبی شهر ببرند

جناح های سیاسی کشور بدون نقد گذشته و عدم تبیین آینده جایگاهی در فضای سیاسی آتی نخواهند داشت.
متاسفانه مابین تشکلها و احزاب مختلف اصولگرایان که برخی آنان فقط مدعی اصولگرایی اند، وفاق لازم برای همسویی در خط مشی و عملکردها دیده نمی شود.
اصولگرایی باید در 3 محور 1. زنده کردن آرمان های انقلاب اسلامی بر مبنای وصیت نامه امام(ره) و فرمایشات مقام معظم رهبری 2. احیای فرهنگ پاسخگویی مسوولین محلی، استانی و ملی 3. رفع خلاهای قانونی و مدیریتی برای بهره مندی همه اقشار جامعه از منابع ملی و 4. ساده زیستی و خدمت جهادی؛ تحولاتی جدی را آغاز کنند.
تغییر ذائقه در جریان اصولگرایی از زیست ساده به اشرافیگری از هیچ جریانی به ویژه از اصولگرایان پذیرفته نیست و دست یازی ناعادلانه به ثروت، خطرناکترین شکاف ممکن یعنی شکاف حکومت- ملت را افزایش می دهد.
بنیانی ترین علت انقلاب شکوهمند اسلامی فاصله فاحش بین حکومت پهلوی با ملت ایران بود. هر نظام حاکمیتی دیگری هم اگر منتقد دائم عملکرد خود نباشد و خواسته های مردم را نادیده بگیرد قطعا رو به زوال و سقوط خواهد رفت. طبعا این حکومت ها هستند که این شکاف را ایجاد و به آن دامن می زنند پس آینده سیاسی کشور از آن جریانی خواهد بود که در عمل و نه به صورت شعاری، به آغوش ملت بازگردد.
به نظر می رسد جریان های سیاسی خود را در محیطی ایزوله نسبت به مردم قرار داده اند و در بی خبری از دردهای جامعه به سر می برند. به عنوان نخستین راهکار به هر دو جناح سیاسی توصیه می کنم محل سکونت خود را به محلات پایینی شهرها ببرند تا از نزدیک بفهمند زیرپوست شهر چه می گذرد.
پژوهشم **3081**
ایرنا پژوهش، کانالی برای انعکاس تازه ترین تحلیل ها، گزارش ها و مطالب پژوهشی ایران و جهان، با ما https://t.me/Irnaresearch همراه شوید.

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال