جای خالی علوم انسانی!

تهران- ایرنا- علوم انسانی آنگونه که باید جایگاه خود را در جامعه به دست نیاورده و مبتنی بر ضرورت ها تعریف نشده است. مهجور واقع شدن این علوم در اداره کشور آسیب هایی چون توسعه ناپایدار و نامتوازن را در بخش های فرهنگی، علمی و اجتماعی به دنبال داشته است.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری ایرنا، علوم انسانی به منزله علوم آگاهی بخش و جهت دهنده به افکار عمومی به شمار می رود که مقصد و اهداف یک جامعه را طرح ریزی و تبیین می کند.
همانگونه مقام معظم رهبر انقلاب بارها بر ضرورت توجه به علوم انسانی تاکید کرده اند، جوامع در حال توسعه ای مانند ایران به منظور پیشرفت و توسعه خود نیازمند الگوها و شاخص های توسعه ای هستند که بسیاری از آن ها در سایه توجه به علوم انسانی به دست می آید.
«غلامعلی حدادعادل» رئیس شورای تحول و ارتقاء علوم انسانی در تازه ترین اظهارات خود باز شدن گره مسائل جامعه را در گرو استفاده از علوم انسانی دانست و گفت: جامعه ما با مسائلی سر و کار دارد که بسیاری از مدیران فعلی حکومت و دولت که بیشتر فارغ التحصیل رشته‌هایی غیر از علوم انسانی مانند پزشکی و مهندسی هستند و نمی ‌توانند برای آن‌ها راه حلی ارائه دهند. در عین حال باید به این نکته نیز توجه داشت که علوم انسانی باید طوری متحول شود تا کارآمدی خود را در حل مسائل کشور نشان دهد. حدادعادل با تاکید بر اسلامی سازی علوم انسانی از لزوم بومی سازی نیز سخن گفت.
با توجه به این سخنان، «محمدعلی الستی» جامعه شناس ارتباطات و مدرس دانشگاه در گفت وگو با پژوهشگر ایرنا به بیان دیدگاه های خود در باره دلایل در سایه قرار گرفتن علوم انسانی در بسیاری از امور اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی می پردازد.

** مادی گرایی؛ آفتی بر علوم انسانی
الستی در برشمردن علل مهجور ماندن علوم انسانی در کشور توجه بیش از اندازه به نتایج مادی گفت: جای علوم انسانی به دلایل مختلف در کشور ما به شدت خالی است. در نخستین دلایل می توان به غرق شدن در مادی گرایی یا ماتریالیسم اشاره کرد. به این معنا که تنها به فعالیت ها و اموری بها داده می شود که دارای نتیجه مادی و عینی باشند.
در این شرایط عینیتِ ارزش کار معنوی برخی افراد و گروه ها روشن نبوده و همین دلیل به آن بها داده نمی شود. از این رو فعالیت پزشکان و مهندسان در کشور جایگاه بالایی یافته است و جایگاه یک مدرس دانشگاه یا محقق به دلیل نبود صورت عینی از نتیجه کار آنان به مراحل پایین تر ارزشی سقوط کرده است. اگر مهارت و دانش در مناسبات انسانی و قوانین حاکم و جاری میان انسان رواج یابد، علوم انسانی نیز می تواند آنگونه که باید به جایگاه خود دست یابد.

** نبود تطابق میان علوم انسانی با علوم اسلامی
این مدرس دانشگاه دلیل دیگر کم رنگ بودن علوم انسانی در اموری مانند اداره کشور را چنین تحلیل کرد: پس از انقلاب اسلامی به ویژه در سال های اخیر اندیشه و ایدئولوژی اسلامی در بسیاری حوزه های علمی تسری یافت. بدیهی است که این ایدئولوژی نمی توانست بر علومی چون فیزیک، مکانیک یا پزشکی وارد شود اما علوم انسانی جایی بود که می شد دیدگاه های اسلامی در آن نفوذ یابد اما عدم تطابق علوم انسانی با مبانی ایدئولوژیک اسلامی در برخی موارد، علوم انسانی را تا اندازه ای در حاشیه و سایه قرار داد.
الستی با تاکید بر اینکه اسلامی سازیِ علوم انسانی نباید منجر به حذف بخش های زیادی از این علوم شود به دلایل بومی نشدن این علوم در ایران پرداخت و گفت: دلایل بسیاری برای بومی نشدن این علوم در کشور وجود دارد. به دلیل حملات پی در پی خارجی در طول تاریخ ایران، نوعی مقاومت تاریخی نسبت به هر مساله تازه ای که از بیرون وارد می شود، وجود دارد. به عبارت بهتر نوعی مقاومت جمعی در ناخودآگاه تاریخی ما وجود دارد که مانع تغییرپذیری می شود.
وی تصریح کرد: این مقاومت جمعی تاریخی باعث تغییرناپذیر بودن ما ایرانیان شده است. بنابراین، دیرتر زبان جهانی را در فراگیری علوم انسانی پذیرفتیم و طبیعی است که از علوم انسانی موجود کمتر بهره ببریم.

** پیشگامی فناوری بر آمادگی فرهنگی
این مدرس ارتباطات، تاخیر- تعجیلِ تکنولوژی تمدنی را عامل دیگری در بهره مندی کمتر از علوم انسانی در کشور عنوان کرد و گفت: اگر در کسب تکنولوژی دو وجه تمدن و فرهنگ را مد نظر قرار دهیم، وجه فرهنگی به باورها مناسبات انسانی و اگاهی انسان ها مربوط می شود و وجه تمدنی به تغییرات فیزیکی در جهان بیرونی مرتبط است. برای نمونه ساخت یک کارخانه وجهی از صنعت و فناوری است اما اینکه افراد یک جامعه آگاه شده و توسعه یافتگی در کشور رخ دهد و مناسبات فرهنگی رشد یابد، بعد فرهنگی است.
وی با این توضیح، افزود: آنچه برای ایران رخ داده است توسعه ای ناهمزمان است که به عقب یا جلوافتادن بخش های از توسعه نسبت به سایر بخش ها منجر شده است و ترتیب منطقی و عملی توسعه را مخدوش ساخته است. به عبارت دیگر، تاخر فرهنگی مانع عمده ای در به کارگیری علوم انسانی است. در ایران ورود فناوری نسبت به آمادگی فرهنگی پیشگام بوده است. نتیجه این مساله نیز تاخر فرهنگی نسبت به سایر کشورهای جهان خواهد بود. واردات دانش علوم انسانی نیز به آن دلیل که به رفتار انسان ها مربوط می شود، بسیار دشوار است.

** رژیم پهلوی؛ عامل اصلی عقب ماندگی در کشور
الستی یکی از اصلی دلایل عقب ماندگی علوم انسانی در کشور را رژیم پهلوی دانست و گفت: برخی افراد و گروه ها در حال حاضر حسرت دوره رژیم پهلوی را دارند. درست است که برخی جهش ها و رشدهایی در سایه ورود تجدد و توسعه یافتگی در این دوره صورت گرفت اما در این دوره از نظر روابط انسانی دچار تاخیر بودیم. درست است که در 60 سال عمر رژیم پهلوی توسعه و تجدد تا اندازه ای صورت گرفت اما به شدت در علوم انسانی دچار عقب ماندگی شدیم.

** افراط و تفریط در غرب ستیزی و غرب زدگی
از نگاه این جامعه شناس ، غرب زدگی جزو آسیب های برون زا است اما نگاه افراط و تفریط به این معضل باعث شده تا نتوانیم آنگونه که باید بهره های لازم را از علوم انسانی کسب کنیم.
وی معتقد است: غرب زدگی و غرب ستیزی دو روی یک سکه هستند که تندوری در هر یک باعث کنارگذاشته شدن علوم انسانی خواهد شد. عده ای منشاء همه چالش و معضلات را از غرب می دانند اما عده ای دیگر نجات کشور را تنها در گرو پیروی از سیاست های غرب عنوان می کنند. هر دو نگاه مذموم است.

** لزوم سازگارسازی علوم انسانی با فهم و درک مردم
این کارشناس ارتباطات با تاکید بر اینکه اسلام با علوم انسانی تعارضی ندارد، گفت: علوم انسانی در همه کشورهای جهان تحول ایجاد کرده است. هر تحولی باید با سازگاری همراه باشد. تاریخ ثابت کرده است که جریان هایی مانند مارکسیسم یا ناسیونالیسم که وارد کشور ما شده اند، به رغم گرایش شدید به تغییر راه به جایی نبردند به این دلیل که نهادینه نبوده و مردم با آن ها سازگار نبوده اند. این دست جریان ها حرفی برای ملت نداشتند بنابراین معتقدان نیز به نتیجه ای نرسیدند.
الستی افزود: در کنار این ها معتقدانی بودند که سازگاری بالایی با مردم داشته و ایدئولوژی آن ها با مردم سازگار بود. بنابراین مرجع تغییر برای مردم شدند. بنابراین علوم انسانی باید به زبان مردم تعبیر شود. اگر این اتفاق رخ دهد حتما تغییر ایجاد خواهد شد. از پیشگامان سازگارسازی علوم انسانی به زبان مردم می توان به مرحوم دکتر شریعتی اشاره کرد. او با فاطمه، فاطمه است، حسین وارث آدم و دیگر آثار خود با زبانی که به فهم مردم نزدیک بود سخن گفت. وی مطالب اعتقادی را زیبا و با سازگاری بالا برای مردم تعریف می کند. به حق مرحوم شریعتی معلم انقلاب است.

پژوهشم** 9283**1601**تنظیم: فرشته ذبیحیان** انتشار: شهناز حسنی
ایرنا پژوهش، کانالی برای انعکاس تازه ترین تحلیل ها، گزارش ها و پژوهشی های خبری ایران وجهان، با ما https://t.me/Irnaresearch همراه شوید.

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال