مدیریتی به نام بحران در ایران

تهران- ایرنا- شیوه مدیریت اجرایی و اداری نخستین شرط دستیابی به موفقیت و مدیریت منسجم به شمار می رود که کم اطلاعی و آشنایی ناکافی با آن باعث ناکارآمدی قانون در ساختارهای دولتی و خصوصی خواهد شد.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری ایرنا، غلبه مدیریت سنتی و آشنایی ناکافی با علم مدیریت در ایران، باعث بروز چالش هایی چون انقطاع و ناهماهنگی در ساختارهای کلان و جزء شده است. نمونه این ناپیوستگی ها و نبود انسجام را در حوادث و رویدادهای اخیر چون ریزش ساختمان پلاسکو، زلزله آذربایجان شرقی و زلزله کرمانشاه شاهد بودیم.
از سویی دانش اندک از اصول مدیریتی دقیق و صحیح به ویژه زمان وقوع بحران های طبیعی چون زلزله و سیل باعث بروز خسارت های فراوان به صاحبان شرکت ها، بنگاه های اقتصادی و همین طور جان و مال شهروندان شده است.
افزون بر چالش در مدیریت بحران، بسیاری شرکت و تولیدی های بزرگ و کوچک در کشور از ضعف ها و ناتوانی هایی مدیریتی رنج می برند که همین مساله منجر به ورشکستگی و ایجاد بن بست در فعالیت های اقتصادی می شود. همچنین، ضعف در ساختارهای مدیریتی زمینه ساز بروز فساد مالی و مدیریتی است که آسیب های جدی بر بدنه اقتصادی کشور وارد ساخته است.

در این زمینه، «غلامرضا پورحیدری» رئیس انجمن علمی مدیریت بحران ایران در گفت وگو با پژوهشگر ایرنا به بررسی و واکاوی ضعف های نظام مدیریت در ایران به ویژه مدیریت بحران پرداخت.

** نبود نگاه کلان، آفت مدیریت منسجم
وی می گوید : زمانی که در نگاه کلان و همه جانبه کاستی وجود داشته و همه موضوع ها را با هم نبینیم، اجرای مدیریت منسجم امکان پذیر نخواهد بود. در این صورت، یک جزء از یک کل توسط فرد یا گروهی بزرگنمایی شده و به عنوان کل موضوع درنظرگرفته و به آن پرداخته می شود.
در این صورت سایر اجزا در این میان به حاشیه رفته و مورد غفلت واقع می شوند. بنابراین نمی توان با توجه صرف به یک جز همه کل را به خوبی مدیریت و اداره کرد. وجود نگاه کلان و همه جانبه به رویدادها و مسائل مانع اصلی اجرای مدیریت هدفمند و همه جانبه در کشور است.
همین مساله باعث بروز مشکلاتی در تصویب و اجرای قوانین مرتبط می شود. از طرفی قانون به شکلی ناقص ایجاد شده و همه جوانب را مورد نظر قرار نمی دهد. در این جا است که در اجرای قانون مشکل به وجود می آید. حتی اگر قانون به شکلی کامل نیز اجرا شود باز هم به دلیل نبود قانون کل نگر، اجراکننده قانون آن را به درستی انجام نخواهد داد.

** مدیریت بحران به دور از جایگاه شایسته
از نگاه این کارشناس اجتماعی ، چالش دیگر در این زمینه نبود جایگاه مناسب برای مدیریت بحران کشور در ساختارهای مدیریتی است. وی می گوید : فرزند کوچک از یک خانواده به طور حتم به سختی توانایی اداره همه افراد را خواهد داشت. زمانی که مجری قانون جایگاه و ساختار اجرایی قانون را به درستی ندانسته و درک نکرده باشد، به سخن قانونگذار نیز توجه نخواهد کرد و سپس هر مدیری بنا بر ظن و نگاه خود اقدام مناسب را انجام خواهد داد. تداخل مدیریتی در این مرحله مانع دیگری در اجرای مدیریت منسجم است. این تداخلات نه تنها هدف را محقق نمی کند بلکه از تحقق نسبی آن هدف هم جلوگیری می کند.
نبود نظارت بر اجرای قانون نیز از دیگر عواملی است که مانع اجرای دقیق قانون در حوزه های مدیریتی می شود. از این رو فقدان یکپارچگی در قانون و مشخص نبودن جایگاه مدیریت در حوزه های مختلف به ویژه مدیریت بحران، باعث بروز مشکلاتی می شود. بنابراین دولت باید با ارایه لوایحی ساختارهای مناسب برای حرکت مدیریت به سوی انسجام و یکپارچگی را تقویت کند. مجلس شورای اسلامی نیز باید با اتخاذ تصمیم های لازم ساختارهای مدیریتی را در کشور تقویت کرده و متناسب با نیازها قوانین را به تصویب برساند.

** بلاتکلیفی لایحه مدیریت بحران
رییس انجمن علمی مدیریت بحران می افزاید: چالش های گفته شده در حوزه های مدیریتی گریبان مدیریت بحران کشور را نیز گرفته است. تعیین جایگاه متناسب با مدیریت بحران در مسئولیت های کلان کشوری مهمترین موضوعی است که باید به آن توجه کرد.
مدیریت بحران کشور دست کم باید بتواند در هیات وزیران و دولت حضور یافته و با رئیس جمهوری، معاونان و سایر مسئولان رده بالای کشور ارتباط داشته باشد. در حالی که در کشور ما چنین نیست و این ارتباط تنها در اندازه معاونت وزیر است. این در حالی است که معاون وزیری که در وزارتخانه ای مشغول به کار است، چند کار مهم و جدی تر دیگری بر عهده دارد که مدیریت بحران برای وی، موضوعی دست چندم محسوب می شود.
مدیریت بحران باید کل کشور را مدیریت کرده با هم هماهنگ سازد. اکنون در نظر بگیرید به دلیل ضعف جایگاه و قانون، خود دچار مشکل است، چه اتفاقی رخ خواهد داد؟ نتیجه همان چیزی است که در هنگام وقوع بحران شاهد آن هستیم.عدم انسجام مدیریتی.
در این میان، جای خالی مدیران متخصص نیز خود آسیب دیگری بر جان مدیریت بحران کشور به شمار می رود که به نابسامانی ها دامن زده است. یک مدیر توانمند دست کم می تواند از ساختار ناقص بیشترین بهره برداری را کند اما مدیر ناتوان با ساختار موجود نیز تناسب نداشته و به طور طبیعی خروجی ناقصی را به دست خواهد داد.

** تفاوت مدیریت در بخش های دولتی و خصوصی
تقویت مدیریت در بخش های خصوصی به این دلیل است که نفع و ضرر مجموعه هر دو شامل حال سرمایه گذار و مدیر می شود بنابراین برای جلوگیری از ضرر اقدامات پیشگیرانه انجام می دهد و برای سود بردن از مجموعه اقدامات لازم را انجام می دهد. در مجموعه های خصوصی یک نفر جای چند نفر کار می کند اما در بخش های دولتی به دلیل اینکه بودجه از بخش دیگری تامین می شود و سرمایه گذار دولت است، افراد تنها به انجام وظایف تعیین شده می پردازند و نتیجه کار نیز با سرمایه ارتباطی ندارد. فعالیتی که یک نفر می تواند انجام دهد به چند نیرو سپرده می شود و دست آخر نیز خروجی خوبی به دست نمی آید. این به آن معنا نیست که مدیریت بخش خصوصی ضعف نداریم بلکه حتی در برنامه ریزی های خصوصی نیز نگاه جامع، آمایش سرزمین و هماهنگی با سایر بخش ها وجود ندارد.
به اعتقاد وی ، بنگاه های خصوصی ورشکسته که تعداد آن ها نیز کم نیست نتیجه مدیریت های ناقص و ناکارآمد است. در حالی که برخی تقصیرها به گردن دولت انداخته می شود و حمایت نکردن دولت باعث ورشکستگی اعلام می شود اما باید به این دسته گفت که تقصیر خود شما بوده که از ابتدا چالش های مسیر مدیریت را پیش بینی نکرده اید.
در بخش های دولتی نیازمند نگاه کلان، همه جانبه و آمیخته با حکمت داریم. از طرفی انتقال تجارب و ایجاد پیوستگی میان مجموعه ها باعث نفع طرف ها خواهد شد.

** تقویت مدیریت بحران با تاسیس یک وزارتخانه
نمایندگان مجلس باید بررسی لایحه مدیریت بحران را در دستور کار قرار داده و به طور مشخص از نظرات کارشناسان استفاده کنند. ارتقای جایگاه مدیریت بحران در حد معاونت ریاست جمهوری نیز لازمه دیگری است که باید به آن توجه شود. مدیریت بحران در ایران نیازمند تاسیس یک وزارتخانه است. مدیریت بحران باید در هیات وزیران حضور داشته باشد چرا که تنها در این صورت است که همه توجه ها به سمت این مهم جلب خواهد شد.
چالش اصلی در بسیاری از حوادث و بحران ها این است که هر مدیری به دنبال اعمال نظرات و اقدامات خود است. همین مساله باعث بروز ناهماهنگی و مشکلات تداخلی می شود. زمانی که بحران فروکش می کند همگی از صحنه خارج می شود. در حالی که ما نیازمند یک متولی هستیم که دائما به بحران ها و مسائل بپردازد. پیشگیری، آمادگی، هماهنگی و برنامه ریزی داشته باشد. برای نمونه چرا باید برای زلزله زدگان کرمانشاه در حالی هواشناسی مدام هشدار باران می دهد، در مکانی چادر بزنیم که با یک بارش آب به داخل چادر بیاید؟ آیا پیش بینی این مساله کار دشواری است؟ آیا نیاز به تخصص خاصی دارد؟ آیا نمی دانیم که چادرهای ما ضد آب نیست؟
وی در پایان عنوان می کند : آموزش ها در این زمینه ضعیف است، تخصص ها ناکافی است. افراد در این مواقع نمی دانند چه کار کنند. برنامه و تدبیر در مواقع بحران وجود ندارد. همه چالش ها نشان دهنده نبود شناخت نسبت به شرایط و علم مدیریت است. برخوردها با مفاهیم و شیوه های مدیریت درست نیست. باید نگاه ها از مدیریت بحران خارج شده و به مدیریت ریسک توجه کنیم. این نوع از مدیریت می گوید «خطرها را ملاحظه کن ، آنچه ممکن است پیش بیاید بررسی کن، برای آن آمادگی داشته باش و برنامه ریزی کن». در صورت اجرای این نگاه، از منابع بهتر استفاده خواهیم کرد.

پژوهشم** 9283**1601** تنظیم: فرشته ذبیحیان ** انتشار: شهناز حسنی
ایرنا پژوهش، کانالی برای انعکاس تازه ترین تحلیل ها، گزارش ها و مطالب پژوهشی ایران وجهان، با ما https://t.me/Irnaresearchهمراه شوید

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال