کد خبر: 82598595 (6076421) | تاریخ خبر: 24/04/1396 | ساعت: 10:44|
نسخه چاپی | ارسال به دوستان

جاده دوستی از ایران تا ایتالیا

تهران - ایرنا - قرار، پوشش برنامه موسیقی از ایران تا ایتالیا بود که از تالار وحدت در تهران آغاز و تا سالن چهار هزارنفری «مائورو د آندره» شهر راونا ادامه داشت.

به گزارش روز شنبه خبرنگار فرهنگی ایرنا، پنجشنبه 15 تیر ماه اجرایی زیبا که شاید بتوان آن را بی نقص توصیف کرد، توسط ارکستر مشترک ایران و ایتالیا در تالار وحدت تهران به صحنه رفت، اجرایی که تحسین همه را برانگیخت.
من به اتفاق یک تیم رسانه ای، پوشش این برنامه را از تهران تا ایتالیا بر عهده داشتیم، تیمی که قرار بود این رویداد مهم هنری بین دو کشور را منعکس کند.
بلافاصله پس از اجرای مشترک ارکستر سمفونیک تهران و ارکستر فستیوال راونا، ضیافت شامی به افتخار حضور نوازندگان و هیات ایتالیایی که شامل معاون وزیر میراث و گردشگری ایتالیا بود، در محوطه دلنشین تالار وحدت برپا شد که البته طبق معمول آداب میهمان نوازی ایرانی ها، هدایایی ارزنده از صنایع دستی ایران توسط معاونت هنری و مدیر عامل بنیاد فرهنگی هنری رودکی از جمله گلدانی بلند که هنر میناکاری روی آن می درخشید به ریکاردو موتی، و قالیچه ای دستباف به معاون وزیر میراث و گردشگری ایتالیایی که زنی ریزنقش بود، اهدا شد.
پرواز تهران - رم ساعت پنج صبح بود و من نیز که نوشتن گزارش آن شب را در راه و اتوبوس آغاز کرده بودم، با عبور از گیت «مسافر ایرانی» به پایان بردم.
برای اغلب ما، پنج ساعت مدت پرواز البته نه به طور کامل به خواب گذشت، زیرا دیگر زمانی برای استراحت نبود و نباید فرصت غنیمت رُم گردی را از دست می دادیم، اما با رسیدن به این شهر باستانی، بیشتر از غنیمت شمردن این فرصت خوشحال بودیم.
شهر حالت عادی نداشت، شاید هیچ جا چنین وضعیتی را نتوان مشاهده کرد، شبیه سکانسی هیجان انگیز از یک فیلم مرموز بود، یا شبیه انیمشینی که هر لحظه دسته ای از مردم از مقابلت عبور می کنند و تردد مردم رنگارنگ از جلو چشمانت لحظه ای متوقف نمی شود.
توریست ها در تمام نقطه شهر در حال دیدن و عکس گرفتن بودند، از یک گوشه شهر که به نظاره می نشستی، مردم دسته دسته که ابتدای صفشان یک نفر راهنما، علامتی با نام آن گروه گردشگر در دست بالا نگه داشته بود، هدایت را بر عهده داشت.
وقتی در شهر رم قدم می زنی، گویی پای در تاریخ باستان گذاشته ای، رویایی حقیقی، ستون ها و بناهای باستانی، نمی توان گفت دوشادوش بلکه یک سرو گردن بالاتر، در کنار بناهای جدید ایستاده و می درخشند.
اینجا در زمان های دور، شهر گلادیاتورها بوده و اکنون در سیطره توریست‌هاست.
اتوبوس های دو طبقه توریستی هر لحظه در حال عبور هستند، اتوبوس های قرمز رنگی که طبقه بالای آنها برای دید بهتر و عکس و فیلم گرفتن سقف و پنجره ندارد. اتوبوس که رد می شود همه دستها به سوی بالاست، در حالیکه موبایلی برای گرفتن تصویر به سوی بنایی تاریخی نشانه رفته است.
علاوه بر دیدن بناهایی که متعلق به هزاران سال قبل است، دیدن ترددها در شهر را نمی توان از دست داد، به همین جهت گوشه ای در میدان را برای نظاره انتخاب و رفتار و هیجان گردشگران را در ذهن خود حلاجی می کنم. گاهی با لبخند و گاهی با چهره متفکرانه نگاهشان می کنم. با دیدن این همه توریست، مدام این جمله همچون اسلایدی تُند و تُند از ذهنم عبور می کند. «ایتالیا با این همه توریست و درآمد گردشگری، چرا تا این حد بدهی دارد.»
اما درباره کولوسئوم تماشاخانه خونین رومی ها، بگویم که زیباترین و استادانه ترین آمفی تئاتر از زمان روم باستان بوده است. این بنای عظیم در دوران خود، اکنون همچنان عظیم به نظر می رسد و انسان را مسخ خود می کند، ارتقاع کولوسئوم حدود 50 متر به اندازه یک ساختمان 15 طبقه است و ظرفیتی بین 50 هزار تا 80 هزار نفر و 80 در ورودی داشته است.
این بنای دو هزار ساله به دلیل عبور و مرور آسان جمعیت به داخل و خارج میدان به عنوان یکی از شاهکارهای مهندسی جهان شناخته می شود، در کولوسئوم گلادیاتورها با یکدیگر یا با حیوانات وحشی می جنگیدند و اسباب سرگرمی تماشاچیان خود را که اغلب از اشراف بودند، فراهم می کردند.
پلک هایم را برای تصور لحظه ای از آن تاریخ برهم می گذارم، می تواند، تصورش برای من هولناک باشد و به طور حتم برای اشراف روم باستان هیجان انگیز بوده است.
ویژگی دیگر کلوسئوم این بوده که یک پرده بزرگ بر روی سقف، تماشاچیان را از باد و آفتاب محفوظ نگه می داشته و به وسیله ستونهایی به زمین ثابت می شده است.
فیل ها، شیرها، کرگدن ها و خصوصا مردان و گلادیاتورها (که از بین بردگان، زندانیان و جانیان انتخاب می شدند) برای شادی مردم بیننده، مبارزه می کردند.
از کولوسئوم که می گذری در خیابانی پر از گنجینه باستانی قرار داری به نام «فوروم امپراطوری» که منتهی به کولوسئوم است، چند قدم که جلوتر می روی در مقابلت ساختمانی است به نام «روستری»، جایی که سخنرانان با مردم صحبت می کردند. با کمی فاصله به کوریا می رسیم، ساختمانی با سقف چوبی که البته حتما به طور مرتب مرمت شده است.
حداکثر فعالیت سیاسی رم در این مکان انجام می شده است.
بعد از کوریا و کلیسا که قلب فعالیتهای سیاسی و قضایی آن زمان بودند، به معابد می رسیم، معابدی که ستون ها و تکه های آن در محوطه ای بر روی زمین افتاده است.
اینجا ساختمان مهم میدان رم آن زمان بود. از جمله معبد وستا که ساختمان آن متعلق به پایان قرن دوم است. در داخل در معبد، که معماری آن به شکل دایره است، آتش مقدس حفظ می شد که سمبل دولت بود و هرگز نباید خاموش می شد.
اما در میانه راه مجسمه های شیر داخل حوضچه ای کوچک به چشم می خورند که از دهانشان آب جاری است، می گویند اینها چشمه اند، مردم تشنه از گرمای شهر رم نیز برای نوشیدن آب مقابل آن ایستاده اند.
شهر باستانی رم ٢١٢ چشمه داشته است که امروزه نیز در گوشه و کنار شهر این چشمه ها در میان آثار باستانی مختلف به چشم می خورند و بر زیبایی شهر می افزایند.
چشمه هنرمندانه و استادانه مرکز شهر، فونتانا تروی است که در اواسط قرن هفدهم ساخته شد.
می گویند هر کس پشت به این چشمه بایستد و یک سکه در آن بیاندازد به رم باستان باز خواهد گشت.
بیلبوردهای بزرگ در نقاط مختلف شهر راونا، نشان از آن دارد که شنبه قرار است، ارکستر فستیوال راونا و ارکستر سمفونیک تهران که ریکاردو موتی موسیقیدان و رهبر ارکستر سرشناس ایتالیایی هدایت آن را بر عهده داشت، اجرای مشترکی همچون تهران که موتی آن را «جاده های دوستی» نامیده بود، برگزار شود.
هتل های شهر تقریبا پر شده و ترافیک این شهر کوچک نشان از آن دارد که ارکستر ایران و ایتالیا، میهمانان بسیاری از شهرهای دیگر را به سوی خود کشیده است.
سالن چهار هزار نفره «مائورو د آندره». اعضای ارکستر سمفونیک تهران که می توان آنها را سفیران فرهنگی ایران نامید، به همراه همکاران ایتالیایی خود اعضای ارکستر فستیوال راونا، روی سن، گروه ارکستر دویست نفره بزرگی را تشکیل می دهند. ابتدا سرود ملی جمهوری اسلامی ایران با شکوه تمام نواخته می شود، سپس سرود ملی ایتالیا؛ همچون تهران.
پس از آن آثاری از جوزپه وردی یکی از بزرگترین موسیقیدانان ایتالیایی اجرا می شود.
تشویق 15 دقیقه ای حسن ختام این اجرای باشکوه است.
موتی دسته گل بزرگی را که حاضران به وی دادند را به یکی از نوازندگان ایرانی اهدا می کند.
زوج ها و مخاطبان ارکستر ایران و ایتالیا، یاد اشراف اروپایی قرون وسطی را برایم تداعی می کند، جواهراتی قیمتی و لباس هایی فاخر.
پس از پایان اجرا در محوطه تالار «مائورو د آندره» که با فرش های قرمز و شمع های بزرگ معطر زینت داده شده، از نوازندگان ایرانی و شهرداد روحانی مدیر هنری ارکستر مشترک ایران و ایتالیا، علی مرادخانی معاون امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، اکبر قولی رایزن فرهنگی ایران در ایتالیا و علی اکبر صفی پور مدیر عامل بنیاد رودکی و ... تجلیل می شود.
در ذهنم به این موضوع فکر می کنم که در یکی از فروشگاه های شهر رم، بانوی فروشنده با دیدن من بدون اینکه بگویم اهل کدام کشور هستم، در حالیکه لبخند دوستی بر لبانش نقش بسته بود، به بازویم زد و گفت «Hello IRAN»، سلام بر ایران، سلام بر کشور دوستی و صلح... .
فراهنگ ** 9012 ** خبرنگار: زهرا امیری * انتشار: امید غیاثوند

انتهای پیام /*

باشگاه مخاطبان ایرنا

برای ارسال نظرات از فرم پایین صفحه استفاده کنید.
فرستنده: *  
پست الکترونیک:
نظر:
ارسال یادداشت:
 
کد امنیتی
ارسال