یک هفته با مطبوعات

استمرار فرهنگ ایثار با بازروایی سیره شهیدان

تهران- ایرنا- دفاع مقدس تجلی و نماد فرهنگ مقاومت و غیرت ایرانیان در دفاع از وطن و میهن است؛ فرهنگی که باید آن را به عنوان میراثی ارزشمند از برهه ای پرافتخار این مرزوبوم به شمار آورد که جوانان غیور با الگوگیری از سید و سالار شهیدان، مشتاقانه به پیشواز شهادت رفتند.

تجاوز و یورش همه جانبه رژیم بعث عراق به مرزهای مختلف ایران سبب شد تا رزمندگان دلاور با تمام وجود و اراده ای پولادین در برابر متجاوزان و حامیانش صف آرایی و ماشین جنگی صدام را متوقف کنند و درسی فراموش ناشدنی را به دشمنان این مرز و بوم بیاموزند. روزنامه های مختلف در هفته گذشته با انتشار گزارش ها و مطالبی حماسه های این دوران را بررسی کردند.

**تبلور ایثار و مقاومت در دفاع مقدس
ارزش‌ها و آرمان هایی که در هشت سال دفاع مقدس تبلور یافت، می تواند از عوامل مهم پیروزی بر دشمن متجاوز باشد. رزمندگان این مرزوبوم با ایمان بر حقانیت راهشان، گام در نبردی نابرابر نهادند و از میهن خویش در برابر متجاوزان دفاع کردند.

روزنامه «جام جم» در یادداشتی با قلم ابراهیم متقی استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران با درج عنوان «جهان غرب و افسانه مبارزه با سلاح‌های شیمیایی»، نوشت: در 29 ژوئن 1988 رژیم صدام‌ از سلاح‌های شیمیایی علیه مردم بیگناه سردشت استفاده کرد. آثار و پیامدهای کاربرد سلاح‌های شیمیایی صدام‌حسین بو‌یژه بهره‌گیری از گاز خردل در انجام اقدامات کشتارجمعی را می‌توان به‌عنوان بخشی از واقعیت ظهور بازیگرانی دانست که موقعیت سیاسی و راهبردی خود را در فرآیند همکاری همه‌جانبه با کشورهای جهان غرب و شرکت‌های تسلیحاتی آنان سازماندهی کرده‌اند.

در ادامه این یادداشت آمده است: به همان‌گونه‌ که کشورهای جهان غرب، زمینه‌های لازم برای رشد و بهینه‌سازی قابلیت حکومت صدام‌حسین برای کاربرد سلاح‌های شیمیایی علیه ایران و مردم سردشت و حلبچه را به‌وجود آورده، هم‌اکنون موج جدیدی از تبلیغات عملیاتی در ارتباط با امکان‌پذیری جنگ جدید آمریکا در سوریه مشاهده می‌شود.

روزنامه «قانون» در گزارشی با عنوان «لاله های واژ گون ‌سر دشت»، نوشت: بعد ازظهر است و شهر در استراحت. به نظر می‌رسد که نیروهای نظامی درحالت آماده‌باش هستند. صدای غرش هواپیمای دشمن بعثی به گوش می‌رسد. بازهم مثل روزهای پرشماری که سردشت مورد حمله جنگنده‌های دشمن قرار می‌گیرد، دل مردم در سینه می‌تپد. این‌بارقرار است بمب بر سر کدام همشهری فرود آید. صدای غرش تمام می‌شود اما هیچ اتفاقی نمی‌افتد.

در ادامه این گزارش می خوانیم: نفس راحتی از سینه خارج می‌شود اما هنوز دقایقی نگذشته است که صدای هواپیماهای دشمن دوباره آسمان شهررا فرا می‌گیرد. صدای انفجار بمب‌ها یکی پس از دیگری شهر را می‌لرزاند. هواپیماها می‌روند و ردی از خون و فریاد به جای می‌گذارند. فریادی بلند می‌شود. «شیمیایی زدن»، شهر از خلسه ترس و هیجان بیرون می‌آید. فریاد، خانه به خانه و کوچه به کوچه به گوش می‌رسد. مردم از دور و نزدیک به مرکز شهر می‌آیند. یکی برای کمک آمده و دیگری برای پیدا کردن عزیزش. هوای شهر مسموم است.

روزنامه «ابتکار» در گزارشی عنوان «گاز خردل، بوی سیب» را منتشر کرد و نوشت: روز هشتم تیر 1366 هواپیماهای بمب‌افکن ارتش عراق با بمب‌های شیمیایی به 4 نقطه پر ازدحام و متراکم جمعیتی شهر سردشت حمله کردند. ارتش بعثی عراق در این حمله ده‌ها تن از مردم این شهر اعم از پیر و جوان، زن و کودک را با گازهای کشنده شیمیایی مورد هدف قرار داد که بر اثر آن 110 نفر شهید شدند و نام بیش از 5 هزار نفر در سازمان‌های بین‌المللی به عنوان مصدوم شیمیایی سردشت به ثبت رسیده است.

در ادامه این گزارش آمده است: رژیم بعث عراق در این حملات از سه نوع گاز خردل، گازهای اعصاب (تابون، سارین یا سومان) و سیانوژن علیه مردم بی‌دفاع استفاده کرده بود. سلیمان جعفرزاده، از سرداران جنگ در زمان بمباران شیمیایی سردشت، درباره این ماجرا می‌گوید: سردشتی‌ها با تمام وجود از افراد گردان ماکو در جبهه، حمایت و استقبال خوبی می‌کردند و این محبت مردم سردشت در میان رزمندگان برای ادامه نبرد با دشمن دلگرمی ایجاد می‌کرد که هیچ گاه فراموش نخواهد شد چرا که این دلگرمی‌ها و محبت‌ها موجب تقویت روحیه در میان بسیجیان و پاسداران شده بود.

روزنامه «کیهان» در گزارشی با عنوان «فاجعه سردشت سند رسوایی و دورویی‌آمریکا درباره تسلیحات شیمیایی است»، نوشت: یکشنبه هفتم تیر ماه 1366 چند فروند هواپیمای رژیم بعث صدام سکوت شهر کوچک سردشت در غرب کشور را شکستند و 7 بمب خردل در نقاط مختلف شهر رها کردند که دو بمب در بازار شهر و دو بمب دیگر در منطقه مسکونی افتاد. سردشت اولین شهری بود که بعد از جنگ جهانی اول و تصویب کنوانسیون‌های منع سلاح‌های شیمیایی چهار بار پیاپی در اوج جنگ تحمیلی توسط رژیم بعثی مورد هدف بمباران شیمیایی قرار گرفت.

در ادامه این گزارش می خوانیم: بر اثر این جنایت بشری بلافاصله 110 نفراز مردم مظلوم و بی دفاع این شهرستان مرزی به شهادت رسیده و هزاران نفر از زنان، کودکان و مردان مظلوم این دیار دچار مصدومیت ناشی از گازهای شیمیایی و سمی شدند مصدومیتی که سه دهه است نه تنها التیام نیافته بلکه هر سال سرباز می‌کند.

روزنامه «جمهوری اسلامی» در گزارشی با عنوان «خلیج فارس در هشت سال دفاع مقدس»، نوشت: جنگ ایران و عراق یکی از بزرگترین تراژدی‌های انسانی در تاریخ معاصر است. نزدیک به یک میلیون نفر در این جنگ کشته ویا شهید و هزاران نفر مجروح شدند. رژیم بعث عراق تهاجم تمام عیاری را در 31 شهریور 1359 بر ضد ایران شروع کردند. پیش از این حمله درگیری‌های مرزی وجود داشت. رژیم بعث عراق به پیروزی برق آسا بر همسایه‌ای امید داشت که به تازگی یک انقلاب مردمی را پشت سر گذاشته بود. اما به رغم پیروزی‌های اولیه، نیروهای جمهوری اسلامی ایران با بسیج نیروهای خود مناطق اشغال شده اولیه را آزاد کردند.

روزنامه «ایران» در گزارشی با انتشار عنوان «تجربه ای شیرین در هماهنگی رزمی سپاه و ارتش»، نوشت: با عزل بنی صدر از فرماندهی کل قوا انسجام چشمگیری میان کلیه نیروهای رزمی حاضر در خطوط دفاعی به وجود آمد و رزمندگان با روحیه‌ای بسیار مناسب خود را آماده عملیات‌های بزرگ کردند. از جمله عملیاتی که بلافاصله در فضای جدید به وقوع پیوست عملیات محدود دارخوین بود که با همدلی و همکاری سپاه و ارتش شکل گرفت. در این عملیات لشکر 77 خراسان با همراهی نفرات سپاه اصفهان عملیات موفقی را به انجام رساندند که حکایت از روحیه بسیار بالا وآمادگی رزمندگان داشت. در خاطره‌ای که در پی می‌آید امیر سرتیپ دوم بازنشسته روح الله سروری مسئول عملیات وقت لشکر 77 نحوه شناسایی منطقه عملیاتی به همراه سردار شهید حاج حسین خرازی را برای نخستین بار بازگو می‌کند.

این روزنامه در گزارش دیگری با عنوان «فتحی همتراز با آزادی خرمشهر»، نوشت: فتح فاو در اوج ناباوری کارشناسان نظامی جهان علاوه بر ارزش‌های مادی به تحقیر رژیم بعث عراق انجامید و صدامیان را واداشت برای جبران این حقارت بزرگ، خود را به آب و آتش بزنند. از جمله اقدامات ارتش تحقیر شده عراق تحرک و مانورعملیاتی بود که با همکاری منافقین در تصرف خرابه‌های مهران متجلی شد. اشغال مهران برای بار دوم با وجود آنکه ارزش نظامی نداشت، لکن صدامیان را دلخوش کرد تا از آن قرینه‌ای برای فتح شهر ساحلی و استراتژیک فاو بسازند و از فتحی مقارن فتح فاو دم بزنند. رزمندگان اما در استمرار تحمیل حقارت دیگری بر ارتش زبون صدام کمتر از دو ماه بعد در یورشی حساب شده و بی‌درد‌سر مهران را آزاد واقتدار خود را در منطقه به رخ کشیدند.

روزنامه «جوان» در یادداشتی به قلم غلامحسین بهبودی، عنوان «مهران آزاد شد قلب امام شاد شد» را منتشر کرد و نوشت: فرمان امام مبنی بر آزادسازی مهران از ویژگی‌هایی است که عملیات کربلای یک را ممتاز می‌سازد. حضرت امام در طول دوران دفاع مقدس تنها در موارد معدودی مستقیماً به آزادسازی شهر یا منطقه‌ای دستور می‌دادند که شکستن محاصره پاوه در مرداد 1358، حفظ جزایر مجنون در اسفند 1362 و نیز آزادسازی مهران از جمله این دستورات است.

یکی از رزمندگان حاضر در کربلای یک در این خصوص می‌گوید: «فرمان امام انرژی مضاعفی در رزمندگان ایجاد کرده بود. ما می‌دانستیم که ایشان مستقیماً رزمندگان را خطاب قرار داده و گفته بودند مهران باید آزاد شود. بعد از حفظ جزایر مجنون چنین دستوری از سوی ایشان منحصر به فرد بود. لذا سعی می‌کردیم هر طور شده به خواسته‌شان جامه عمل بپوشانیم و قلب امام را شاد کنیم.»

این روزنامه همچنین در گزارشی با انتشار عنوان «خط بطلانی بر استراتژی دفاع متحرک»، نوشت: نهم تیر سالروز آغاز عملیات کربلای یک در سال 65 است. عملیاتی که منجر به آزادسازی شهر مرزی مهران بنا به تأکید و دستور حضرت امام شد. اما پرداختن به کربلای یک نیازمند رجوع به گذشته‌هایی نه‌چندان دورتر است، همان طور که بسیاری از وقایع جنگ تحمیلی مانند پازلی در کنار هم معنا می‌یابند و تفسیر می‌شوند. ظاهر امر این طور نشان می‌دهد که مقدمات کربلای یک از استراتژی دفاع متحرک عراق نشأت می‌گیرد! به این ترتیب که دشمن بعثی پس از شکست در اولین نبرد فاو، تصمیم گرفت با انجام عملیات محدود و منطقه‌ای، نیروهای ایرانی را در پهنه مرزی درگیر سازد و امکان انجام عملیات بزرگ دیگری چون والفجر8 را برطرف سازد.

روزنامه «اطلاعات» در گزارشی با عنوان ««کربلای یک» پایان استراتژی دفاع متحرک عراق»، نوشت: عملیات موفق «کربلای یک» که منجر به آزاد سازی شهر مهران شد، پایانی براستراتژی دفاع متحرک عراق بود و از سوی دیگر نقطه شروع امیدوار کننده ای برای رزمندگان اسلام که ضعف دشمن بعثی را به رخ حامیان منطقه ای و فرامنطقه ای صدام بکشند. عملیات پیروزمندانه کربلای یک در روز نهم تیر ماه 1365 در منطقه عملیاتی دشت مهران ( جبهه میانی جنگ) با رمز یا ابوالفضل العباس(ع) توسط یکان های عمل کننده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و بسیج مستضعفان با اهداف بازپس گیری دوباره شهر مهران و ارتفاعات مرزی منطقه و سرکوب و منفعل کردن دشمن آغاز شد.

**شهیدان؛ راویان حماسه های پایداری
رزمندگان سلحشور با عزمی راسخ به خاطر حفظ و حراست از انقلاب و آرمان هایش، دلاورمردانه در برابر دشمن ایستادند و با عمل به تکلیف خویش، سرانجام به آرزوی شان که شهادت در راه خدا بود، دست یافتند.

روزنامه «جوان» در گزارشی با انتشار عنوان «از زمین‌های خاکی جنوب تهران تا زمین‌های خاکی جنوب ایران»، نوشت: شهید اسدالله جعفری عاشق فوتبال بود. ظهرها ساکش را برمی‌داشت و به زمین‌های خاکی اطراف خط آهن تهران- اهواز می‌رفت و عصر، خاکی و عرق‌کرده به خانه برمی‌گشت اما در یکی از روزهای آذرماه 1360 یک‌بار دیگر ساکش را برداشت و به میدان دیگری رفت؛ میدانی که بازگشتی در آن نبود. شهید اسدالله جعفری را زمانی بهتر شناختیم که ساعتی همکلام حوریه جعفری خواهرش شدیم. جوان 20 ساله‌ای که بهترین بازی عمرش را در گیلانغرب انجام داد و برنده فینال شهادت شد.

در گزارش دیگری از این روزنامه با عنوان «یادگارانی که روز به روز کمیاب‌تر می‌شوند»، آمده است: علیرضا شجاع داوودی، رزمنده جانبازی که فقط چند ماه پیش گفت‌وگویی با او داشتیم، به خیل دوستان شهیدش پیوسته است. رزمنده‌ای از گروه دستمال سرخ‌ها که چند بار حضوری با هم ملاقات داشتیم و شرح نسبتاً مفصل گفت‌وگویش با عنوان «18 روز تمام جزو آمار شهدا بودم» را اسفند ماه 95 تقدیم حضورتان کردیم. شجاع داوودی از یادگاران جنگ بود. آدم‌هایی که هر چه زمان می‌گذرد، وجودشان کمیاب‌ و کمیاب‌تر می‌شود.

این روزنامه همچنین در گزارش دیگری با عنوان «قدرت فرماندهی حاج احمد سرنوشت جنگ را تغییر می‌داد»، می نویسد: وقتی با همرزمان حاج احمد متوسلیان همکلام شدم اشتراک نظر داشتند که اگر الان حاج احمد در میان ما بود بی‌تردید به عنوان یکی از عالی رتبه‌ترین نظامیان کشورمان شناخته می‌شد. کسی که فتح خرمشهر مدیون اوست اما اینک سال‌هاست که در مظلومیت و بی‌خبری مانده است. 35 سال پیش در 14 تیرماه 1361 جاویدالاثر حاج احمد متوسلیان به همراه سه دیپلمات ایرانی در گذرگاه برباره توسط فالانژهای لبنانی وابسته به رژیم صهیونیستی ربوده شدند. اکنون پس از گذشت این همه سال هنوز سرنوشت حاج احمد و یارانش در هاله‌ای از ابهام قرار دارد و هرازگاهی نیز اخبار متناقضی از سرنوشت آنها منتشر می‌شود.

** آثار دفاع مقدس؛ روایتی از پایداری شهیدان
آثار دفاع مقدس به عنوان روایتگر حماسه های پایداری شهیدان است. آنان که چون کوهی استوار به مصاف دشمن رفتند و فرهنگ شهادت را در جامعه، نهادینه کردند.

روزنامه «رسالت» در مطلبی با درج عنوان «رمان‌های دفاع مقدس سهم کمی در تئاتر و سینما دارند» به نقل از ایوب آقاخانی نویسنده و کارگردان، نوشت: جلوه رمان‌های موفق دفاع مقدس در تئاتر بسیار کم بوده است و رمان‌های دفاع مقدس سهم کمی در تئاتر و سینما دارند. اما به هر حال در مجموعِ آمار وسیع تولیدات حوزه تئاتر و سینما، آثاری از این قبیل با تمام کیفیت‌هایی که می‌تواند داشته باشد، محدود و انگشت‌شماری است. در نتیجه رمان‌های دفاع مقدس هیچ سهمی در تئاتر و سینما نداشته است.

در ادامه این گزارش آمده است: دلیل این شرایط در حوزه تئاتر برای رمان‌های دفاع مقدس این است که بنیاد حلقه اتصال ادبیات نوشته شده برای جنگ و برآمده از مستندات جنگ با دریچه‌های نیاز تئاتر امروز ما گم شده است. به بیانی دیگر هیچ واسطه معقولی بین ادبیات نوشته شده جنگ مثل «دا» با تئاتر و سینمای ما وجود ندارد.

روزنامه «جوان» در گزارشی با عنوان «جایی برای ملاقات اسرای عراقی»، نوشت: ناصر صارمی سال 1391 با نگارش کتاب «جنگ را ما شروع کردیم» جنگ را از منظری متفاوت و از اردوگاه اسرای عراق در ایران روایت کرد. جایی که کمتر کسی تا به حال به سراغش رفته بود و عموم مردم اطلاعات کمی درباره‌اش داشته‌اند. نگاهی به وضعیت اسرای عراقی در ایران سوژه جذابی بود که صارمی توانست در کتابش به آن بپردازد. او در دوران دفاع مقدس به عنوان سرباز مسئولیت نگهداری از اردوگاه اسرای بعثی را در اختیار داشت و سال‌ها بعد مشاهدات و خاطراتش را به رشته تحریر درآورد. این نویسنده ملایری پس از «جنگ را ما شروع کردیم» در کتاب «خرداد که می‌شود» باز به سراغ اسرای عراقی رفته و از زندگی و شرح حال آنها نوشته است.

این روزنامه در گزارش دیگری عنوان ««یادگاران2» قدمی در شناساندن شهدای گمنام» را منتشر کرد و نوشت: چند سالی است شناساندن گروهی شهدا در مجموعه کتاب‌های مختلف باب شده است. به این معنی که معمولاً اطلاعات چندین شهید از یک قشر خاص در یک یا چند مجموعه کتاب گردآوری و به خواننده عرضه می‌شود. «شهدای دانشجو، شهدای قرآنی، شهدای کارگر، شهدای یک شهر یا منطقه و...» برخی از این مجموعه‌ها را شامل می‌شوند. به تازگی که سری دوم از مجموعه یادگاران (شرح زندگی و حماسه شهدای گرانقدر شهرک امام خمینی تبریز) به چاپ دوم رسیده، به معرفی این کتاب برای علاقه‌مندان می‌پردازیم.

*گروه اطلاع رسانی
خبرنگار: مهسا شریفی**انتشار دهنده: شهربانو جمعه
پژوهشم**2059**9131

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال