نخبه گرایی و کارآمدی شوراها، لازمه رشد و توسعه شهر و روستا

تهران- ایرنا- شورای اسلامی شهر و روستا به عنوان ابزاری تاثیرگذار بر تغییر و تحول های اجتماعی، نقش موثری در پیشرفت و ارتقای سطح رفاه شهروندان ایفا می کند. نهادی ارزشمند که با تکیه بر مردم سالاری دینی در کشور پایه گذاری شد تا افزون بر شناسایی و رفع نیازهای جامعه، با استفاده از افراد متخصص و آگاه به مسایل روز مسوولان و دولتمردان را در اجرای وظایفشان یاری رساند.

مطبوعات کشور به طور روزانه مهمترین و برجسته ترین رخدادهای داخلی و خارجی را پوشش می دهند. این در حالی است که بخش زیادی از خبرها، یادداشت ها، گزارش ها، گفت وگوها و ... به انعکاس شرایط اجتماعی و فرهنگی جامعه اختصاص می یابد؛ موضوعی که توجه ویژه به آن اهمیتی فزاینده دارد.

گروه اطلاع رسانی ایرنا؛ موضوع های یادشده را که انعکاس قابل توجهی در روزنامه های صبح دوشنبه 29 خرداد 1396 داشت؛ با هدف آگاهی بخشی و اطلاع رسانی بررسی کرده است.

** پیشرفت و توسعه شهر و روستا در گرو تصمیم گیری های صحیح در شوراها
شورای اسلامی شهر و روستا پنجم به تدریج زمام امور را به دست می گیرد و همگام با این تغییرات، کارشناسان و منتقدان شورای شهر چهارم با برجسته سازی کاستی ها و نقص هایی که در دوره گذشته وجود داشت، توصیه ها و راهکارهایی را برای کارآمدی هرچه بیشتر شورای شهر و روستای پنجم ارایه می دهند.

روزنامه «شرق» در سرمقاله ای با عنوان «اعضای جدید شورا و قطار از ریل خارج‌شده تهران» به قلم زهرا احمدی‌پور رییس میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی نوشت: شهر تهران را به چه می‌شناسیم؟ به تونل توحید، برج میلاد، آپارتمان‌های فرشته و ولنجک یا به باغ ملی، خیابان سی ‌تیر، کوچه‌باغ‌های شمیران و خانه امام‌جمعه؟ تصویری که نسل جدید ساکنان شهر با شنیدن نام تهران به ذهن‌شان متبادر می‌شود چیست؟ الگوی توسعه شهری در تهران بر کدام مزیت بنا شده است؟

در ادامه این سرمقاله می خوانیم: انتخاب اعضای جدید شورای شهر تهران و همچنین عوض‌شدن مدیر شهر تهران می‌تواند اتفاقی خجسته باشد اگر مدیران و تصمیم‌گیران جدید این قطار از ریل خارج‌شده را به مسیر درستش برگردانند. تهران تاریخش را می‌خواهد، هویتش را می‌خواهد، اینها نه منابعی فرعی و دست‌چندم برای شهر بلکه منابع حیاتی شهرند.

روزنامه «قانون» در یادداشتی با درج عنوان «نگرانی از نهادن خشت کج در شورای شهر» به قلم جعفر گلابی روزنامه نگار می نویسد: شورای شهرتهران به واسطه اینکه شهردار پایتخت را انتخاب می کند از اهمیت ویژه ای بر خوردار است ولی حوادث پیرامونی آن طی چهار دوره گذشته اهمیت آن را به حساسیت کشانده است. چنانچه همه می دانند حرکات و سکنات این شورا گاهی تاثیرات عمیقی بر فضای سیاسی و حتی اقتصادی کشور به‌جا می گذارد .

در ادامه این یادداشت آمده است: به‌نظر می رسد در شورای شهر منتخب کنونی از مجموع گفت‌وگوها و پیشنهاد ها و را ه های اعلام شده، هنوز برای مهم‌ترین کار شورا که انتخاب شهردار است سازوکار دقیق و روشن وفاقد نگرانی حاصل نشده، برخی در حال فشارند که گزینه های مطلوب خود را بر کرسی بنشانندوشاید تحمیل کنند. ممکن است باهمین خشت های اول، دیوار کجی که می‌سازند دوباره تا ثریای ریاست جمهوری ادامه پیدا کند ! ما باید قویا باور کنیم و در عمل نشان دهیم که هرگز با رای مردم بازی نمی کنیم. اگر شهردار تهران از میان اعضای منتخب شورای شهر برگزیده شود متضمن پیام های روشن منفی است که هیچ استدلالی نمی تواند نافی آن‌ها باشد .

روزنامه «آرمان» در گفت وگویی با شهربانو امانی منتخب پنجمین دوره شورای شهر و فعال سیاسی اصلاح‌ طلب با انتخاب عنوان «کابینه دوازدهم پوست می‌اندازد» به نقل از وی آورد: منتخبان شورای پنجم بسیار علاقه‌مندند که شفافیت و صداقت جلسات درون شورای منتخبان را اطلاع‌رسانی کنند، تاحدی که بتوانند به شفاف سازی کمک و از گمانه‌زنی‌ و خبرسازی‌ها پیشگیری کنند. تلاش منتخبان بر این بوده که در جهت همگرایی هرچه بیشتر نشست‌هایی را داشته باشند، چون با توجه به اهمیت شورا باید 4 سال درکنار هم و به صورت گروهی و شورایی تصمیم‌گیری کنند که در این راستا باید شورا تقویت و نهادینه گردد.

در ادامه این گفت وگو می خوانیم: یکی از تصمیم‌های شورای منتخبان گزارش شرایط فعلی کلانشهر تهران به مردم خواهد بود که شهردار آینده قرار است تهران را در چه شرایطی تحویل بگیرد. در این راستا برنامه‌ریزی صورت گرفت که طی آن شاخص‌ها و فرایندهایی برای انتخاب شهردار تعریف شود. یکی از این فرایند‌ها جمعبندی وضعیت شهر تهران و چالش‌‌های پیش روی شهردار آینده است. از این رو کار گروهی 7‌نفره تشکیل شد و به جمع آوری نظرات و شاخص‌های شهردار از نهادها، سازمان‌ها و سایرین پرداخت. از این رو شورا‌ درصدد جمعبندی شاخص‌های انتخاب شهردار است.

روزنامه «جهان اقتصاد» در گفت وگویی با انتشار عنوان «ابراهیم امینی: محدودیت خارج شدن از شورای شهر مختص سمت شهردار نیست»، نوشت: اعضای شورای شهر پنجم هفته گذشته طرح شرایط شهردار جدید را تصویب کردند. در این طرح بند مربوط به «عدم امکان شهردار شدن اعضای شورای شهر فعلی» حذف شد. ابراهیم امینی عضو شورای شهر پنجم می گوید علت حذف این بند تاکید بر عام بودن عدم امکان خروج اعضا از شورای شهر است. او معتقد است اگر این بند تصویب می شد به آن معنا بود که این مصوبه صرفا برای برخی از افراد که پتانسیل شهردار شدن را دارند در طرح گنجانده شده است.

در ادامه این گفت وگو آمده است: به گفته این عضو شورای شهر در ساختار لیست امید همه افراد متعهد شده بودند در صورت موفقیت، مسئولیت هایی را که قابل جمع با عضویت در شورا نیست تا پایان دوران چهارساله شورا نپذیرند. او در این باره توضیح داد: «حذف این بند و تصویب طرحی کلی تاکید بر میثاق نامه ای است که همه اعضای لیست امید آن را امضا کرده اند. ما باید به افکار عمومی نشان بدهیم کسانی که مورد اقبال شهروندان قرار گرفتند و رای آوردند به این آرا پایبند هستند و هیچ مسئولیتی را که موجب خروج آنها از عضویت در شورای شهر می شود، تا پایان دوره چهار ساله نمی پذیرند.»

** شریعتی دین پژوهی نواندیش و معلمی انقلابی
چهلمین سالگرد درگذشت «علی شریعتی» دین پژوه، جامعه شناس و تاریخ دان مطرح کشور موجب شد تا روزنامه های امروز با درج یادداشت، گزارش و گفت وگوهایی به بررسی زاویه های گوناگون زندگی سیاسی- اجتماعی این اندیشمند بپردازند.

روزنامه «ابتکار» در گزارشی با عنوان «شریعتی؛ چهل سال پس از مرگ»، می نویسد: امروز چهلمین سالمرگ علی شریعتی با نام اصلی علی مزینانی نویسنده، جامعه‌شناس، تاریخ‌شناس و پژوهشگر دینی ایرانی است. وی در نزد هواداران به معلم شهید دکتر شریعتی معروف است و از دیگر سو، همواره مخالفانی قسم‌خورده چه نزد مذهبیون و چه نزد روشنفکران داشته است. برخی شریعتی را اندیشه‌ورزی کامیاب می‌دانند که تنها یک سال و اندی پس از مرگش، مدل حکومتی پیشنهادی‌اش تحقق یافته و به ثمر نشست.

در ادامه این گزارش می خوانیم: مسئله مهم شاید این باشد که مشخص شود اگر شریعتی امروز و پس از گذشت چهار دهه از مرگش، هنوز می‌زیست در خصوص روش‌های پیشنهادی و مدل‌هایی که ارائه کرده است، چه مواجهه‌ای داشت و با آن‌ها چگونه برخورد می‌کرد. چیستی و چگونگی منظومه فکری شریعتی و راهبردهای او برای حصول نتیجه در زمانه شریعتی مسئله‌ای است که بیش از هر نکته دیگری اهمیت داشته و باید مورد توجه قرار گیرد. سیدجواد میری استاد دانشگاه، جامعه‌شناس و پژوهشگر تاریخ اندیشه می گوید: «شریعتی در دوره‌ای می‌زیست که ناچار بود مدل خاصی از حکومت را در برابر این دو کمپین فراگیر در شرق و غرب عالم ارائه دهد. او خود را مکلف می‌دانست تا «گونه‌ای دیگر» یا «راه سوم» را برای جهان اسلام به تصویر بکشد.»

روزنامه «ایران» در گزارشی با درج عنوان «غبار روبی از کارنامه یک روشنفکر دینی»، آورد: نوع نگاه شریعتی به تاریخ دین و اسطوره‌زدایی از شخصیت‌های دینی، تشخیص بسیار خوبی از سوی شریعتی بود که همچنان ماندگار است. شریعتی از شخصیت‌های مهم «رِفُرم دینی» است، چیزی که ما به آن احتیاج داریم؛ یعنی تفسیرها و روایت‌های غیررسمی از دین. ما سه شریعتی داریم؛ یک شریعتی «پیشا ارشاد(حسینیه ارشاد)» که در دانشگاه مشهد بوده و برای ادامه تحصیل به فرانسه رفته و وقتی برمی‌گردد دروس اسلام‌شناسی مشهد را تدریس می‌کند. شریعتی دوم شریعتی «ارشاد» است، یعنی شریعتی از حوالی سال 1347 تا 1351. یک شریعتی هم، شریعتی پس از زندان یا «پسا ارشاد» است، یعنی از فروردین 1354 تا خرداد 1356 که از دنیا رفت. حساب این سه شریعتی را باید از هم تفکیک کرد تا داوری جامع‌الاطرافی را بتوان ارائه داد.

در ادامه این گزارش آمده است: حساب این سه شریعتی را باید از هم تفکیک کرد تا داوری جامع‌الاطرافی را بتوان ارائه داد. نوعی خطای «زمان‌پریشی» در آثار مرحوم شریعتی دیده می‌شود. یعنی مقولات و مفاهیم امروزین را برگرفتن و آن را از سیاق خود در آوردن و در جای دیگری به کار بردن. این یک خطای روش‌شناختی جدی یا «مغالطه» است که در آثار شریعتی به چشم می‌خورد. شریعتی چون از دل سنّتی می‌آمد که به نوعی منتقد نظام سرمایه‌داری و تکنولوژیک غرب بود، لذا ازخودبیگانگی و الینه‌شدن انسان را نشانه می‌رفت؛ انسانی که بیش از اینکه به خود بپردازد، معطوف به امور «دیگری» شده است.

روزنامه «اعتماد» در گفت وگویی با انتخاب عنوان «« متن» شریعتی گمشده ماست» به نقل از سوسن شریعتی نوشت: شریعتی پس از انقلاب ملک مشاع است (تا ٦٠)؛ میراثی متعلق به همگان. یاد او را کمابیش هم احزاب و جریانات نزدیک به قدرت سیاسی گرامی می‌دارند (حزب جمهوری اسلامی- مجاهدین انقلاب اسلامی) و هم احزاب منتقد و خارج از ساختار قدرت (جنبش مسلمانان مبارز، جاما و نهضت آزادی، جنبش) و نیز گروه‌های جوان برآمده پس از انقلاب که خود را پیرو راستین پروژه او می‌دانند.

در ادامه این گفت وگو به نقل از وی می خوانیم: چهل سال مراسم‌های بزرگداشت شریعتی را می‌توان برای شناخت فراز و فرود طیف‌بندی‌های روشنفکری دینی نیز مورد مطالعه قرار داد؛ به نوعی اتوپرتره روشنفکری دینی در ایران نیز هست. این زیست روشنفکری هر بار در گفت‌وگو با شریعتی است که با خود سیالش روبه‌رو می‌شود و آن را تجربه، فرموله و تئوریزه می‌کند و از همین رو مراسم‌های شریعتی از منابع مهم برای بررسی مراحل مختلف شکل‌گیری روشنفکری دینی پس از انقلاب در ایران است.

روزنامه «همدلی» در یادداشتی با انتشار عنوان «شریعتی و جسارت شکستن تابوها» به قلم محمدرضا نیک‌نژاد‎ می نویسد: هنگامی که برادر بزرگم جمله‌های زیبای کتاب‌هایش را نقال‌گونه و با اتکا به حافظه خوبش می‌خواند، خُشکم می‌زد. به عنوان بچه‌ای ده- دوازده ساله بخشی از گزیده‌گویی‌های برادرم را درک نمی‌کردم اما واژه‌های معجزه‌گری که بر زبان می‌آورد مسحورم می‌کرد! روزی از میان کتاب‌های برادرم «یک جلوش بی‌نهایت صفرها» را دیدم و خواندم. روزی دیگر «حسن و محبوبه» را، روزی دیگر«پدر، مادر ما متهمیم» و ... دیگر نمی‌توانستم جلوی خودم را بگیرم. کتاب‌هایش را در دست می‌گرفتم و ورق می‌زدم، حتی اگر درونمایه‌های‌شان را در نمی‌یافتم.

در ادامه این یادداشت آمده است: روزگار گذشت و گرچه من هم از برخی از اندیشه‌هایش گذشتم، اما هنوز هبوط در کویرش پس از نزدیک سه دهه، گاه‌گداری جان و روانم را نوازش می‌دهد و هنوز هم از او می‌آموزم و هموست که در سه دهه، اندیشه‌ام را صیقل می‌دهد و هموست که بر خلاف گفته‌های منتقدانش دگمم نکرد و آغوشم را به سوی تازه‌ها گشود و یادم داد که یاد بگیرم و تغییر کنم و از اندیشه‌ام دفاع کنم و نقد شوم و نقد کنم و پاسخ گویم و پاسخ بشنوم. امروز چهارمین دهه درگذشتش هست و من هم در دهه چهارم زندگی، من زنده‌ام و اندیشه‌های او نیز همچنان زنده! آری زنده به این معنی که هنوز و پس از دهه‌ها نامش بر زبان‌هاست و نقد می‌شود و دفاع می‌شود و گزیده‌گویی‌هایش بر دیوار آویخته می‌شود و اثرگذار است. بی‌گمان شریعتی برای آموختن و اثرگذاری انسانی تمام نشدنی‌ست، ابرمردی بر گونه اندیشگی ایران و ایرانی. روانش شاد و یادش گرامی.

** گردشگری حلقه اتصال فرهنگ و اقتصاد
صنعت گردشگری در جهان کنونی از اهمیت بالایی برخوردار است و کشورهای گوناگون می کوشند تا با توسعه حوزه های مختلف در راستای جذب گردشگر حرکت کنند و اینگونه افزون بر معرفی فرهنگ این مرز و بوم به پویایی اقتصادی دست یابند و بخش های مختلف کشور خویش را با تحولات بنیادین روبرو سازند.

روزنامه «دنیای اقتصاد» در یادداشتی به قلم فرشید کریمی کارشناس ارشد گردشگری و هتلداری با درج عنوان «دو راه برای استفاده از «گیاهان» در گردشگری»، آورد: بیست‌وپنجم خردادماه به عنوان روز ملی گل و گیاه در کشور به ثبت رسیده است که این خود نشان از جایگاه والای این گونه‌های طبیعی نزد ایرانیان دارد؛ عنصری زیست‌محیطی که با استناد به منابع تاریخی، از گذشته‌های دور تاکنون در حوزه‌‌های مختلف فرهنگ مردمان ایرانی نفوذ کرده است، از هنر گرفته تا شعر و ادبیات. جدا از نفوذ فرهنگی، از منظر طبیعی نیز ایران زیستگاه انواع گونه‌های گیاهی از جمله انواع گل‌ها است که به شکل طبیعی و خودرو در کشور رشد یافته و گسترده شده‌اند و به عنوان جاذبه گردشگری حائز اهمیت هستند؛ زیرا صنعت گردشگری به انواع ظرفیت‌های فرهنگی و طبیعی وابسته است و گل‌ها و گیاهان از جمله این ظرفیت‌ها به شمار می‌روند.

در ادامه این یادداشت می خوانیم: توسعه گردشگری گل در ایران به‌طور قطع همانند بسیاری از شاخه‌های نوظهور گردشگری در کشور موانعی را پیش‌روی خود دارد که در درجه اول به فقدان نگاه تخصصی نسبت به این موضوع باز می‌گردد. این خود مانع شناسایی ظرفیت‌های مناطق مختلف در این حوزه شده؛ چراکه با شناسایی ظرفیت‌ها است که می‌توان برنامه‌ها و چارچوب‌های‌ مشخصی را با هدف توسعه تدوین کرد.

روزنامه «تفاهم» در گزارشی با انتشار عنوان «نفوذ چینی‌ها به بازار گردشگری کشور !»، نوشت: «مشکل گردشگری ایران با چین، اقامت در خانه‌های غیرمجاز نیست، بلکه دانشجویان چینی‌زبان رشته‌های ادبیات فارسی و الهیات هستند که بازار کار را از دست ایرانی‌ها خارج کرده‌اند». «بیتا اشرفی» 17 سال است به عنوان راهنمای گردشگران چینی در ایران کار می‌کند. او جزو نخستین راهنمایان چینی زبانی است که کارت رسمی خود را از سازمان میراث فرهنگی و گردشگری گرفت و در این مدت گردشگران و تاجران زیادی را از ایران و چین به سفر برده است.

در ادامه این گزارش آمده است: به تعریف اشرفی، چینی‌ها در دسته گردشگرانی با اخلاقی عجیب و خاص قرار دارند، آنها معمولا پر سر و صدا غذا می‌خورند و حرف می‌زنند. حسابی اهل چانه زدن هستند و عکس گرفتن در خون‌شان است. چینی‌ها از نظر بهداشتی به نسبت ایرانی‌ها ضعیف‌اند، اما روی هم رفته گردشگران سختی به شمار نمی‌آیند و تذکرها و نکته‌ها را می‌پذیرند.جذاب‌ترین ویژگی گردشگران چینی، ولخرج بودن‌شان است، برای همین کشورهای زیادی برای جذب آنها که هر سال جمعیت‌شان هم رو به افزایش است، علاقه نشان می‌دهند و هر کاری که از دست‌شان برمی‌آید انجام می‌دهند تا چینی‌ها راحت‌تر سفر کنند.

روزنامه «گسترش تجارت» در گزارشی با انتخاب عنوان «وقتی عملکرد سفیران گردشگری، ضدتبلیغ می‌شود!»، می نویسد: گردشگر خارجی هنوز از سفر بازنگشته که متوجه می‌شود سوغات و یادگاری‌ها را به قیمت‌های بسیار گزافی خریده و برای غذای خوشمزه ایرانی که هوش از سرش برده بود، 2برابر نرخ معمول پول داده است! در سفر به کرمان بخش زیادی از آثار باستانی و جاذبه‌های طبیعی را ندیده در حالی که در برنامه سفر به آنها گفته شده بود تمام جاذبه‌های مهم و زیبای شهر را خواهند دید، در شیراز از مکان‌های تاریخی مهم دیدن نکرده و در اصفهان صنایع‌دستی را گران خریده است! خودتان را جای او بگذارید...اگر شما بودید چه حسی پیدا می‌کردید؟

در ادامه این مطلب می خوانیم: همواره در مراسم مختلف و از سوی مقامات بلندپایه دولتی و گردشگری عنوان می‌شود راهنمایان سفر، سفیران فرهنگی کشورها هستند و این راهنمایان سفر هستند که بدون واسطه با گردشگران جهانی ارتباط برقرار کرده و تصویر ذهنی آنها را از کشورمان تغییر می‌دهند. با این وجود گاهی همین سفیران فرهنگی، متخلف بوده و در مواردی سر گردشگران خارجی کلاه می‌گذارند! به عقیده فعالان گردشگری و راهنمایان سفر، علت اصلی تخلفات گردشگری شیوه پرداخت دستمزد از سوی آژانس‌های گردشگری است. این آژانس‌ها به دلیل نیاز مبرم راهنمایان سفر به کار، آنها را مجبور می‌کنند کمتر از میزان تعیین شده و به تصویب رسیده از سوی دولت، دستمزد دریافت کنند.

*گروه اطلاع رسانی
خبرنگار: سیده مریم سیدان**انتشار دهنده: شهربانو جمعه
پژوهشم**9368**9131
ایرنا پژوهش، کانالی برای انعکاس تازه ترین تحلیل ها، گزارش ها و مطالب پژوهشی ایران وجهان، با ما https://t.me/Irnaresearchهمراه شوید.

انتهای پیام /*

باشگاه مخاطبان ایرنا

برای ارسال نظرات از فرم پایین صفحه استفاده کنید.
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال