روز درخشش ملت؛

مددجویی که برگه رای را بعد از بوسیدن ونهادن به پیشانی در صندوق انداخت

تهران- ایرنا - مددجوی اوین است، او برگه رای خود را بعد بوسیدن و روی پیشانی گذاشتن در صندوق می اندازد تا همراه با دیگر ایرانیان به دنیا ثابت کند پشت وطن خود را هیچگاه و درهیچ شرایطی خالی نمی گذارد.

شاید وضو هم داشت؛ در هرحال عشقش به کشور و نظام ستودنی بود.
به گزارش خبرنگار قضایی ایرنا، اوین امروز پرازسوژه های ناب و دیدنی بود؛ شاید خبرنگاران فکرکنند گرفتن عکس و خبر از مسئولان بسیار مهم است؛ اما مهمتر ازهمه خبری است که از قشری در یک گوشه مانده، بتوانی منتشر کنی.
امروزمددجویان اوین مانند دیگرمردم ایران اسلامی زمین پای صندوق های رفتند تا بگویند ما نیزهستیم؛ وطن برای ما هم هست؛ ما هم حق شهروندی داریم؛ ما هم به ایرانی بودن خود می بالیم؛‌ به رهبر خود می نازیم و با وجود همه مشکلات، خاک وطن را توتیای چشمانمان می کنیم.

**مدیری مدبر می خواهیم
یکی ازمددجویان اوین حین رای دادن درپاسخ به این پرسش خبرنگار ایرنا که چرا پای صندوق رای حاضر شده ای، گفت: آمده ام چون یک ایرانی ام ؛ آمده ام تا به دنیا بگویم من هم هستم اگرچه بعنوان یک زندانی اما زنده ام و در این خاک نفس می کشم.
اوبا تاکید براینکه درکشورهیچ کمبود منابع و ظرفیتی وجود ندارد، ادامه داد: ‌ضعفی در کشور نداریم با یک مدیرهمه این مشکلات رفع شدنی است.

** نمی خواهم دیگری برایم تصمیم بگیرد
حدودا پنجاه ساله می زد محاسنش رو به سفیدی می رفت؛ از این مددجو پرسیدم چرا اینجا آمدی و او قاطعانه پاسخ داد: چرا نیایم.
او ادامه داد: اگر نیایم کسی دیگر برایم راه را انتخاب می کند و نمی خواهم دیگری برایم تصمیم بگیرد.
این مددجوی باغیرت انتظارش را از رئیس جمهور آینده خوب طی کردن مسیر و به فکر اقتصاد کشور بودن اعلام کرد.

** یک رای من هم تاثیرگذار است
مددجوی جوانی که او نیز در حال نگاه کردن به اسامی شورای شهر روی دیواربود درگفت وگو با ایرنا، برنامه زنده مناظره را در تصمیم گیری خود موثر دانست.
او گفت: آمده ام رای بدهم چون باور دارم یک رای من هم حتی در آینده کشورم سرنوشت ساز و تاثیرگذار است.

** نامزدهای ریاست جمهوری درباره همه قشر صحبت کردند جز زندانیان
دو تن از مددجویانی که با آنان مصاحبه شد تا حدودی از غفلت نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری نسبت به خود گلایه مند بودند.
یکی گفت: نامزدها در برنامه های تلویزیونی زنده، مستند و برنامه های رادیویی خود از همه اقشار کشور صحبت کردند جز زندانیان.
او که جوانی 30 ساله به نظرمی رسید، ادامه داد: کاش به زندانیان هم قدری اهمیت می دادند و ما را هم در برنامه خود لحاظ کنند.
دیگری هم چنین گفت: اگر چه نامزدهای ریاست جمهوری در صحبت ها و برنامه هایشان اسمی از ما نبردند اما رای دادن را وظیفه خود دانسته و اینجا حاضر شده ایم.
زندانیان یک به یک رای دادند و رفتند همراه با آنان سربازان و کادر زندان هم پای صندوق های رای حاضر شده اند.
نکته جالب توجه وجود تفکر حزبی در زندان بود. گروهی از سربازان لیست دستشان بود و از روی آن می نوشتند و گروهی از زندانیان هم همین طور بوده اند.
دراین میان مددجویی به یکی از مسئولان زندان گفت آیا لیستی در اختیار ندارید تا براساس آن رای بدهیم که این نیروی پرسنل زندان اعلام کرد اسامی همه نامزدهای شوراهای اسلامی شهر و روستا روی دیوار چسبانده شده است اما چیزی که آن مددجو می خواست لیست بود نه اسامی کل نامزدها که در نهایت هم لیست مورد نظر خود را یافت و اسامی مندرج در آن لیست را روی برگه رای خود نوشت.
فردی دیگر که درحال سپری کردن میانسالی بود و دیگر چشمانش خوب نمی دید، از سربازان یا ماموران زندان خواست تا براساس لیستی که در دست دارد، اسامی و کدها را بخوانند.
یکی دیگر از ماموران زندان عینک خواست تا با عینک او بتواند اسامی را ببیند و روی برگه رای خود بنویسد.
ظهر شده بود، زندانیان با شناسنامه چه معروف و چه غیرمعروف، چه سیاسی و چه مالی دیگر رای های خود را به صندوق انداخته بودند.
من نیزشناسنامه ام را در ست گرفته وهمراه مددجویان اوین رای دادم تا به آنان بگویم شما برای من مانند دیگر هموطنانی هستید که درخیابان های شهر و در محیط کار با آنان در ارتباطم؛ به حق شهروندی شما احترام گذاشته و همراه با شما در این انتخابات شرکت می کنم.
حالا نوبت چند بانویی بود که به دلیل سیاسی امنیتی در اوین تحمل حبس می کردند؛ من و عکاس همراه بعد از دو ساعت حضور در این زندان کم کم می خواستیم اوین را ترک کنیم اما منتظر ماندیم تا این بانوان نیز برای رای دادن حاضر شوند.
خانم ها از خودرو « ون » پیاده شدند و شناسنامه ها را در اختیار ماموران رای گیری گذاشتند؛ باهم نشستند و برگه تعرفه رای خود را پر کردند.
یکی از آنان دلیل حضور خود را ، اعتلای وطن و دیگری صلح اعلام کرد.
این بانوان هنگام خروج از محل رای گیری(باشگاه ورزشی در زندان اوین) و سوار شدن ون برای بازگشت به بند خود یکصدا سرود «ای ایران ای مرز پرگهر» سر دادند.
اجتمام*1724* 7329
خبرنگار: لیلا اسماعیل نژاد * انتشار: حسین فتح الهی

انتهای پیام /*

باشگاه مخاطبان ایرنا

برای ارسال نظرات از فرم پایین صفحه استفاده کنید.
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال