پشت پرده منتقدان سفر اروپایی روحانی - حسین واله

انتقادهای اخیر از سفر رئیس جمهوری به اروپا، بیش از آنکه ناظر به سمت گیری گام های دیپلماتیک پسافرجام باشد، ادامه مخالفت با «برجام» و اصل سیاست تعامل با جهان خارج به نظر می رسد. هم وسواس های افراطی درخصوص تشریفات سفر و هم بدبینی در باب دستاوردهای آن ریشه در مفروضات پایه ای دارد که

اگراین مفروضات وجود نمی داشت، انتقادهای مطروحه این شکل را به خود نمی گرفت. آنها را می توان چنین خلاصه کرد:
1- از نگاه مخالفان برجام، جهان غرب واقعیتی یکپارچه است که انقلاب اسلامی ایران اساساً در دشمنی با آن هویت می یابد. بر این اساس، هر حرکتی که به افزایش فاصله بین ایران و غرب منجر شود، در راستای آرمان های انقلاب اسلامی و هر رفتار و سیاستی که به کاهش تنش ها و نزدیکی بیشتر جمهوری اسلامی ایران با غرب منجر شود، در تقابل با آرمان های انقلاب اسلامی قرار دارد.
2- از نگاه مخالفان برجام، جهان غرب یعنی امریکا و اروپا. روسیه و چین و شاید ژاپن در این نگاه غرب شمرده نمی شوند، لذا نزدیکی و همکاری استراتژیک با این کشورها مخاطراتی برای انقلاب و نظام و کشور و اقتصاد و استقلال به همراه ندارد.
3- از نگاه مخالفان برجام، جمهوری اسلامی ایران نظام ضعیفی است که ورود غربی ها به آن تا هر حد اندازه که رخ دهد، آن را تهدید می کند. برای حراست از نظام باید منافذ ورود نامحرمان را مسدود کرد.
4- از نظر مخالفان برجام، برای جلوگیری از آلوده شدن اشخاص به ویروس باید ویروس ها را نابود کرد در غیر این صورت ویروس ها اشخاص را لامحاله آلوده و نابود خواهند ساخت. عالم اقتصاد و سیاست بین المللی میدانی برای این کشمکش حیات و مرگ است.
این ذهنیت البته تازگی ندارد. اولین گام سیاستگذاران جهان دوقطبی در قرن بیستم تلقیح این نگرش به اتباع خود برای حفظ بسیج روانی آنان در جنگ سرنوشت بود. امریکا در آن دوران از کمونیسم دیوی ساخت که برای نجات بشریت از چنگال آن هر کاری مجاز بود حتی کودتا در ایران علیه انقلاب استقلال طلبانه ملت و دولت ملی مصدق و استقرار یکی از تاریک ترین دوره های استبداد سیاسی که سرانجام سر خاندان پهلوی را به باد داد و پیوندهای نیرومند درونی شده بین ایران و امریکا را گسست. شوروی از سرمایه داری غولی ساخت که برای مهار آن اشغال چکسلواکی، لهستان و کودتاهای خونین هر جا شدنی باشد، مجاز بود. جا دارد اضافه کنیم هنوز هم در سیاست داخلی امریکا و در معدودی دموکراسی های دیگر رگه هایی از تمایل به ادامه همان منش جنگ سردی در قرن بیست و یکم مشاهده می شود.
اما موافقان برجام در نقاط بسیار واضحی تفاوت نگاه دارند: جهان غرب مجموعه ای متکثر است با انواع گرایش ها در آن که برخی همسو و برخی در برابر منافع و ارزش ها و آرمان های ما سیر می کنند. صف بندی قدرت ها براساس منافع آنهاست و از مسیری بسیار پیچیده شکل می گیرد. جهان صنعتی به طور کلی با جهان در حال توسعه به شمول ایران، در پاره ای قضایا تضاد منافع دارد و بی احتیاطی در تشخیص این نقاط بحران می زاید. در مقابل، مانور های دقیق می تواند راه کشور را به اهداف ملی در میان همه این پیچیدگی ها بگشاید. جهان غیر صنعتی نیز مشکلات و مشکل سازی های خود را دارد که برای آن تدبیر لازم است. نه ایران کشوری چنان ضعیف است و نه قدرت های غربی قدرت مطلق. ما قادریم در چارچوب منافع خود با همه جهان خارج وارد معامله شویم و برد خود را طوری رقم زنیم که باخت دیگران محسوب نشود. با این حال، عناصر خطرساز و مخرب و خودمحور و قدرتجوی بی اندازه و گردنکش همچنان وجود دارند چنان که همیشه بوده اند اما این خطر نباید ما را به انزوا سوق دهد، دست کم به یک دلیل بسیار روشن: همان نیروهای گردنکش خواهان انزوای ما هستند. متناسب با تفاوت مواضع اعضای جامعه جهانی باید تغییر موضع داد تا بتوان از دام هایی که دشمن ذاتی ایران و نیروهای متحد آن می گسترند، جست. گسترش دامنه ارتباطات و همکاری های خارجی برای ایران امروز به خودی خود موضوعیت دارد و سبب تحکیم ثبات و امنیت و تسریع فرآیند توسعه می شود. حفظ الگوهای رفتاری جنگ سردی چه از جانب دولت های دیگر و چه از جانب ایران بیشتر ناتوانی از تشخیص دگرگونی های عینی حیات بین المللی و گرفتاری در عادات ذهنی پیشین مان را نشان می دهد.
* استاد دانشگاه
منبع: روزنامه ایران، پنجشنبه 15 بهمن 1394

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال