به بهانه درگذشت فریدون جوانرودی فرمانده ارشد ایرانی پیشمرگان کُرد؛

مرد لحظه های سخت - اردشیر پشنگ*

«فریدون جوانرودی» متولد سال 1327 در شهر جوانرود از توابع استان کرمانشاه و از طایفه رستم بیگی بود که از سال 1968 میلادی به صفوف مبارزه جنبش ملامصطفی بارزانی علیه رژیم بعث پیوست. وی بعدها به دلیل موفقیت و تبحر نظامی اش در میان کردهای عراقی به «مرد لحظه های سخت و تنگ» معروف شد.

فریدون جوانرودی، از فرماندهان ارشد پیشمرگان کُرد عراقی و تنها ایرانی عضو دفتر سیاسی حزب دموکرات کردستان عراق، سه شنبه شب (سوم شهریور ماه) در حادثه ای در یکی از محورهای نزدیک به محور جنگ میان پیشمرگان کُرد با داعش در منطقه خازر به همراه یکی از محافظینش جان خود را از دست داد. نوشتار پیش رو به پاس 50 سال مبارزه و رشادت های این فرمانده کُرد ایرانی در رویارویی با رژیم بعث و سپس گروه های رادیکالیستی و تروریستی نظیر داعش به رشته تحریر درآمده است: تصویری از گذشته ... نخستین تصویری که از وی به ذهن دارم به سال های کودکی ام باز می گردد در زمانی که در کرمانشاه مستقر بود و قبل از بازگشتش به کردستان عراق، به همراه خانواده و دیگر اقوام برای خداحافظی به منزلش رفته بودیم. پس از آن هر از گاهی نامش را در رادیوهای حزب دموکرات کردستان عراق می شنیدم. پدربزرگم و یکی از دایی هایم رابطه ای نزدیک تر و عاطفی تر و خاطراتی بیشتر با وی داشتند و هر از گاهی در دور همی های فامیلی یادی از وی، مبارزاتش و دیدگاه هایش می شد. اما آخرین بار در حلبچه دیدمش، در مراسم پاسداشت شهیدان بمباران شیمیایی حلبچه یک ربع قرن پس از وقوع آن تراژدی. ازدحام جمعیت بسیار زیاد بود و دیدارم با کاک فریدون به یک روبوسی و احوالپرسی کوتاه خلاصه شد اما این آخرین تصویر من از ایشان نبود. فریدون جوانرودی به دلیل منصب سیاسی اش و سپس در یک سال گذشته و نیز به خاطر توانمندی ها و موقعیت نظامی اش در جبهه جنگ پیشمرگان کُرد در برابر داعش، بارها و بارها در رسانه های کُردی زبان تقریباً حضوری مداوم داشت و اخبار و مواضعش را هر از گاهی در رسانه ها و یا از زبان اقوام می شنیدم و دنبال می کردم. بی اغراق در میان فامیل و خاندان بزرگ و گسترده ای که داشتم بطور خاص و در میان مردم اورامان و بویژه جوانرودی ها بطور عام وی پرافتخارترین فرد به شمار می رفت که به یقین این افتخار کردن به وی به خاطر ایل و تبار و بیگ زادگی اش نبود بلکه کارنامه 50 ساله اش در جنگ و مبارزه با بعث و داعش و تلاش برای بهبود وضعیت کردها در عراق علت اصلی آن بود. و اما آخرین خبر و تلخ ترین خبری که از وی شنیدم دیشب بود وقتی که در حال به پایان رساندن نگارش مقاله ای در خصوص «بررسی شیفت پارادایمی در روابط ایران و کردهای عراق از منظر نظری» و به شدت خسته و خواب آلود بودم از دوستی پیامی دریافت داشتم که بسیار کوتاه بود: «فریدون جوانرودی از فرماندهان ارشد پیشمرگه در حادثه ای جانش را از دست داد»؛ خبری که هنوز در شوک آن هستم و پس از ساعت ها همچنان خواب را در چشم ترم شکسته است. چگونگی وقوع حادثه حادثه در ساعت 12:30 بامداد سه شنبه (سوم شهریور 1394) نزدیک اربیل و در اثر برخورد 2 دستگاه خودروی نظامی با یکدیگر روی داد. طبق گفته فرمانده پلیس راهنمایی و رانندگی این رویداد فقط یک حادثه رانندگی بوده است اما در عین حال برخی از شاهدان از وقوع تیراندازی سنگین نزدیک محل حادثه خبر داده اند. هنوز به طور رسمی علت دقیق حادثه اعلام نشده است. لازم به ذکر است مراسم تشییع و تدفین وی با حضور مسعود بارزانی و دیگر رهبران سیاسی اقلیم کردستان عراق سه شنبه در منطقه «پیرمام» واقع در اربیل برگزار شد. اهمیت و جایگاه فریدون جوانرودی با توجه به سابقه طولانی مبارزه و پیشمرگه بودن فریدون جوانرودی، معمولاً در هنگام بحران های مختلف امنیتی، حساس ترین مناصب و امنیت مناطق مهم به وی سپرده می شد. به همین دلیل نیز از زمان حمله ی داعش به مناطق تحت کنترل اقلیم کردستان عراق، نقش فریدون جوانرودی در حزب و در کلیت دفاعی اقلیم کردستان پررنگ تر از قبل شد و در همین راستا فرمانده ارشد منطقه خازر شد و در زمانی که در تابستان سال گذشته داعش به 42 کیلومتری اربیل (منطقه مخمور) رسید مسوولیت اصلی دفاع از دروازه های پایتخت اقلیم کردستان از طرف مسعود بارزانی به وی سپرده شد؛ حمله ای که در نهایت با مقاومت پیشمرگان کُرد، حمایت های ایران و نیز ائتلاف بین المللی با شکست مواجه شد. در مقطعی از زمان که نحوه دفاع پیشمرگان در برابر داعش به خصوص در مناطق زومار و شنگال با انتقاداتی جدی مواجه شده بود فریدون جوانرودی در مصاحبه ای مطبوعاتی ضمن انتقاد از عملکرد دفاعی برخی از پیشمرگان گفته بود: «باید مردم کردستان عراق قوی تر و هوشیارتر باشند. نمی شود با شلیک چند گلوله مردم بخواهند فرار کنند و محل سکونتشان را خالی کنند ... ما باید به یاد آوریم پیش از این از سوی قدرت های بزرگ تر و ارتش های نیرومندتری مورد حمله واقع شده ایم، توپ باران شده ایم، بمباران شیمیایی شده ایم، حملات هوایی متعدد علیه ما شده است، اما هرگز خاک و سرزمین خود را خالی نکرده و به دشمن نداده ایم. اینک نیز باید چون گذشته باشیم و البته هستیم. چرا که این داعش قابل مقایسه با بعث نیست آن ها اینک با تسلیحاتی که از ارتش عراق به دست آورده اند چند عملیات کوچک و محدود علیه مناطق کردنشین انجام داده اند نباید حتی لحظه ای فکر کنیم آن ها می توانند وارد خاک کردستان شوند و آنجا را از ما بگیرند چرا که ما کهنه پیشمرگان کردستان به همراه همسنگرانمان و دوشادوش جوانان رشید تا سرحد مرگ از خاک کردستان دفاع خواهیم کرد». از پیشمرگه بودن تا ورود به سیاست فریدون جوانرودی متولد سال 1327 در شهر جوانرود از توابع استان کرمانشاه و از طایفه رستم بیگی بود که از سال 1968 میلادی به صفوف مبارزه جنبش ملامصطفی بارزانی علیه رژیم بعث پیوست و در 2 قیام «گلان» و «ایلول» مشارکت کرد. رشادت و شجاعتش در جنگ «خواکرک» نام او را بیش از پیش بر سر زبان ها انداخت و بعدها به دلیل موفقیت و تبحرهای نظامی اش در میان کردهای عراقی به «مرد لحظه های سخت و تنگ» معروف گشت. وی از همان زمان به عضویت این حزب در آمد و بعدها در دهه 1980 میلادی در حین جنگ ایران و عراق با توجه به همپیمانی حزب دموکرات با ایران، در صفوف مبارزه با ارتش بعث ایستاد. در سوابق نظامی اش می توان به فرماندهی سپاه رزگاری و نیز فرماندهی سپاه زریبانی اشاره کرد. سپس در دهه 1990 که شمال عراق به دلیل قطعنامه 688 شورای امنیت منطقه پرواز ممنوع اعلام شد وارد تشکیلات سیاسی شد و به دلیل ممارست و شجاعت هایی که در حین پیشمرگه بودن از خود نشان داده بود خیلی سریع به پیشرفت های سیاسی دست یافت. مسوول شاخه دوازدهم حزب دموکرات در حلبچه شد و سپس همین مسوولیت را در خانفین، کرکوک و سلیمانیه نیز به عهده گرفت. در سال 1998 به رغم داشتن اصالتی ایرانی، توانست در کنگره دوازدهم حزب دموکرات وارد کمیته مرکزی حزب شود و در کنگره بعدی به عضویت کمیته سیاسی درآمد. در سال 2003 همزمان با حمله آمریکا به عراق، وی یکی از موثرترین فرماندهان پیشمرگ در آزاد سازی مناطق کردنشین از دست نیروهای بعث بود. فریدون جوانرودی طی مبارزات طولانی مدت خود دست کم چهار بار زخمی شد. وی همچنین دارای ارتباطات بسیار نزدیک و دوستانه ای با مسعود بارزانی رهبر حکومت اقلیم کردستان عراق، بود. این مهم را در حضور بارزانی در هنگام تشییع و تدفین وی و متاثر شدنش و نیز در متن بیانیه اش به خوبی می توان دید در جایی که بارزانی تاکید کرده است: «برای شخص من کاک فریدون همچون برادر و دوستی بسیار عزیز و گرانبها بود ... و شهادتش خسارتی سنگین برای مردم کرد و حزب دموکرات به شمار می رود ...». غروب آخرین بازمانده از نسل طلایی مبارزان جوانرودی در منطقه اورامان و بخصوص شهرستان جوانرود و منطقه اورامانات از فریدون جوانرودی به عنوان آخرین فرد از نسل طلایی ِ خاندانی یاد می شود که در عرصه های سیاسی حضوری قابل توجه و موثر داشته است. خاندان رستم بیگی که از ایل جاف هستند با رهبری «وکیل جوانرود» در دوره های پیش تر در عرصه های مبارزات مشروطه علیه استبداد قاجار در کنار سرداران نام آوری همچون «یارمحمدخان کرمانشاهی» حضوری فعالانه داشتند. سپس در هنگامه سلطنت خاندان پهلوی، علیه سیاست های استبدادی رضاشاه دست به اعتراض و شورش زدند که همین امر به وقوع چند درگیری در منطقه، بازداشت، تبعید و زندان های طویل مدت مبارزان منجر شد؛ مبارزانی نظیر «آقاعنایت جوانرودی» که دوره ی زندان را با سرودن اشعاری با مضامین سیاسی - اعتراضی به زبان های کُردی و فارسی سر کردند. پدر بزرگ وی «عبدالرحمن بیگ وکیل» از دیگر زندانیان در سال 1318 خورشیدی در زندان قصر قجر به طرز مشکوکی جانش را از دست داد که بنا به برخی روایت های تاریخی وی توسط «پزشک احمدی» معروف و با تزریق آمپول هوا کشته شد. پدرش محمد بیگ وکیل هم که از جمله دیگر زندانیان سیاسی (1310 تا شهریور 1320) به شمار می رفت پس از آزادی از زندان همچنان به اتخاذ مواضع ضد انگلیسی اش به عنوان کشوری که دخالت های منفی در امور ایران داشت ادامه داد و از حامیان ملی شدن صنعت نفت و دولت دکتر محمد مصدق در کردستان ایران بود. در پایان دهه 1960 میلادی و به خصوص اوایل دهه 1970 در بحبوحه مبارزات کردهای عراقی علیه رژیم بعث، تعداد قابل توجهی از شهروندان ایرانی ساکن مناطق کردنشین در منطقه جوانرود با رهبری «حسین بیگ وکیلی» به کمک هم نژادانشان در آنسوی مرز شتافتند. فریدون جوانرودی در همین دوره که 17 سال بیشتر نداشت به اتفاق عمویش (حسین وکیلی) به شمال عراق رفت و از همان زمان تا امروز به عنوان یکی از وفادارترین افراد به کردهای عراقی و بخصوص حزب دموکرات و خانواده بارزانی در آنجا به فعالیت های سیاسی و مبارزات مسلحانه اش ادامه داد و در نهایت نیز جانش را در هنگام بازدید از مرزهای درگیری با داعش از دست داد و پیکرش نیز در آنجا به خاک سپرده شد. *پژوهشگر مسایل کُردی و کارشناس مسایل منطقه ای

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال