خلیج فارس، از وحدت ملی تا تضمین امنیت - روزبه پارساپور*

تهران - ایرنا - پروژه تحریف نام خلیج فارس که از زمان «سر چارلز برگلیو» و «رودریک اوون» آغاز شد، اتفاقا باعث همبستگی بیش از پیشِ ایرانیان و تقویت امنیت ملی کشور شده است.

سرزمین پهناور ایران از گذشته های دور مهد علم، فرهنگ و تمدن بوده و همواره در ردیف کهن ترین تمدن های جهانی به شمار میرفته است. این کشور به دلیل قرار گرفتن در میان سه دریا (دریای پارس، دریای کاسپین و دریای مکران) و میزبانی از گذرگاهی به سوی اقیانوس با دشت های گسترده، رودهای فراخ و کوه های پوشیده از برف، به عنوان سرزمینی زیبا و جذاب در عرصه بین المللی شناخته شده است. نقاط زیادی در کشور پهناور ایران وجود دارد که از موقعیت خاص منطقه ای و بین المللی برخوردار است؛ خلیج فارس، مهمترین آنهاست.
خلیج فارس بدون تردید یکی از مهم ترین و حساس ترین مناطق در نگرشهای ژئوپولیتیک و ژئواستراتژیک و اکولوژیکی و همچنین از دیدگاه تاریخ و تمدن، یک پهنه آبی مهم و منحصر به فرد در جهان محسوب می شود و با توجه به تحولات و دگرگونیهای ژرف٬ در چند دهه اخیر، مهم ترین کانون توجه در سطح بین المللی بوده است و به تعبیر کلاسیک ژئوپولیتیک، هارتلند یا قلب زمین نام گرفته است.
بنابراین، بی دلیل نیست که نگاه جهانیان به این منطقه دوخته شده است و برخی از قدرتهای جهانی برای برهم زدن معادلات ایران در این منطقه، به انواع و اقسام حربه ها، از جمله تحریف نام خلیج فارس نیز روی آورده اند.
اتحاد مردم ایران در مقابل پروژه جعل نام خلیج فارس، ارتباطی مستقیم با منافع ملی، وحدت داخلی و افزایش امنیت ملی ایران دارد که به طور فشرده، در این مقاله مورد بررسی قرار می گیرد.
«منافع ملی» یکی از بنیادی ترین و رایج ترین مفاهیمِ سیاسی جهان به ویژه در ادبیات مربوط به سیاست خارجی کشورهاست. به عبارتی، منافع ملی، آن دسته از منافعی تلقی می شوند که دولت ها به عنوان یک مجموعه و به نمایندگی از ملت هایشان در روابط خود با سایر کشورها در پی صیانت یا تحقق آن می باشند.
اگر چه هر ملت متشکل از تک تک شهروندان خود است اما منافع ملی حاصل جمع منافع کلیه شهروندان یک کشور به شمار میرود که بر اساس موئلفه های مختلفی همچون مولفه های تاریخی و فرهنگی و ملی ارزیابی می شود.
منافع ملی کشورها تنها با عموم مردم یک جامعه در ارتباط نیست بلکه با نوع نظام سیاسی حاکم بر کشور نیز در ارتباط مستقیم است. معمولا منافع ملی کشورها به سه دسته کلی تقسیم می شود:
• منافع حیاتی: منافعی که با موجودیت دولت و ملت در ارتباط است و قابل مذاکره نیست .
• منافع مهم: منافعی که دولت ها برای حفظ آن ها در مذاکرات تلاش می کنند.
• منافع حاشیه ای: منافعی که تنها برای بالا بردن قدرت چانه زنی یک دولت در مذاکرات ایجاد شده و قابل چشم پوشی است .
کنترل و تسلط ایران بر منطقه خلیج فارس و صیانت از نام تاریخی آن، در ردیف منافع حیاتی ملت و دولت جمهوری اسلامی ایران به شمار می رود و هرگز قابل مذاکره یا صرفه نظر کردن نیست.
جعل نام خلیج فارس تنها تغییر یک نام ساده جغرافیایی نیست، بلکه می تواند صدمه هایی جبران ناپذیر بر پیکره ملت ایران و ثبات منطقه ای وارد کند و حتی امنیت ملی را نیز در بلندمدت به چالش بکشد.
امنیت نیز از مهم‏ترین اهداف و خواسته‏های انسانی است و با فطرت‏انسان پیوندی ناگسستنی دارد. مهم‏ترین نیاز هر جامعه، کشور، خانواده و حتی فرد در درجه اول،‏امنیت است. بنابراین، اطمینان به سلامت جان و مال و ناموس را امنیت می‏گویند.
اصولاً فلسفه اصلی تاسیس حکومت، دو مساله اساسی یعنی نخست تضمین امنیت شهروندان و دوم‏تحصیل منافع عمومی است، از این رو اصلی‏ترین کارکرد دولت‏ها و حکومتها بحث تامین امنیت‏است، از حفظ امنیت مرزها گرقته تا حفظ امنیت شهرها و تامین امنیت شهروندان.(1)
با توجه به اینکه در مورد امنیت ملی تعریف های مختلفی ارائه شده است، اما باید دانست که اگرچه مفهوم امنیت ثابت است، ولی محتوای جغرافیایی- سیاسیِ امنیت، بر اساسِ شرایط زمان و مکان تغییر می‏کند. پس می‏توان گفت: امنیت ملی عبارت‏است از شرایطی که در آن منافع ملی و ارزشهای داخلی یک ملت از گزند خطرها وتهدیهای‏ داخلی و خارجی دور نگاه داشته شود.
به گفته دیگر، توان جامعه در حفظ و پیگیری‏ منافع ملی و بهره گیری‏از فرهنگ و ارزشهای داخلی به دور از تهدیدهای داخلی و خارجی را (امنیت ملی) می‏گویند. این امنیت، نزد هر ملتی تفسیر ویژه آن ملت را دارد. (2)
کشورها همانند موجود زنده، همواره با چالش‏ها و بحرانهای امنیتی روبرو هستند. از آنجا که ‏کشور به عنوان واحد سیاسی، از سرزمین، جمعیت و حکومت تشکیل می‏شود، به نسبت این‏ویژگی‏ها دارای چالش‏ها و بحرانهای فراوانی است.
ایران یک واحد سیاسی در نقشه جغرافیای‏ سیاسی جهان بوده و به دلیل موقعیت ارتباطی و سایر قابلیت‏ها و محدودیت‏های سرزمینی، ‏همواره در طول تاریخ در معرض تهدیدات با منشأ درونی و بیرونی (پیرامون) بوده است. چنانکه تمام حکومت ها در طول تاریخِ این سرزمین با این چالش‏ها و بحرانها درگیر بوده‏اند. به‏طوری‏ که داریوش هخامنشی در کتیبه‏اش، آرزوهای خود را برای ایران چنین مطرح می‏کند: 'به این کشور نیاید: نه دروغ، نه خشکسالی و نه حمله دشمن.' (3)
امنیت ملی در دایره المعارف علوم اجتماعی اینگونه تعریف شده: 'توان یک ملت برای حفظ ارزش های داخلی از تهدیدات خارجی'. این تعریفی است که دقیقا در خصوص مسئله تحریف نام خلیج فارس عینیت پیدا میکند، یعنی صیانت نکردن از نام خلیج فارس که از ارزشهای داخلی ملت ایران به شمار می رود، در مقابل تهدیدات خارجی، امنیت ملی کشور را به چالش می کشد.
با توجه به مفاهیم بالا، پروژه جعل نام خلیج فارس سیاستی تفرقه افکنانه است که در ردیف پروژه های استعماری کارگزاران انگلیسی تقسیم بندی میشود، این پروژه از 50-60 سال پیش آغاز شد و امروز نیز بر پایه تفکرات نژادپرستی عربی مدیریت و هدایت می شود.
در تشریح چگونگی آغاز این سیاستِ ضدایرانیِ انگلیس، باید یادآوری نمود که سر چارلز بلگریو که از سال 1926 تا 1957 میلادی به مدت 31 سال کارگزار انگلستان در خلیج‏ فارس بود، کتابی نوشت که به سال 1966 میلادی چاپ و منتشر شد. این نویسنده و سیاستمدار انگلیسی، در نوشته ها و تحقیقات خود بیش از هر چیز، از یادداشتهای سرفرانسیس ارسکین لاخ (Sir. Francis Erskine Lach) الهام گرفته است که او نیز یکی دیگر از کارگزاران و پیروان مکتب شناخته شده بیگانگان در خلیج فارس بود. بلگریو که با ایرانیان میانه خوبی هم نداشت، کتابش را این گونه آغاز کرده است: 'خلیج فارس که عربها اینک آن را خلیج عربی گویند' درواقع میتوان گفت که بلگریو، نخستین کارگزاری است که خلیج عربی را به جای خلیج فارس ابداع کرد و در نوشته هایش آن را در میان عربها گسترش داد. (4)
همگام با سر چارلز بلگریو یکی دیگر از کارگزاران انگلیسی و بطور ویژه از طرف یکی از نمایندگان سیاسی انگلیس مقیم در خلیج فارس به نام 'رودریک اوون' پروژه جعل نام خلیج فارس کلید خورد.
او در کتابی به نام حبابهای طلایی در خلیج عربی در سال 1958 نوشت که «من در تمام کتب و نقشه های جغرافیایی نامی غیر از خلیج فارس ندیده بودم ولی در چند سال اقامت در سواحل خلیج فارس (بحرین) متوجه شدم که ساکنانِ ساحل، عرب هستند؛ بنابراین ادب حکم می کند که این خلیج را عربی بنامیم!!!»
مجله العربیه در شماره دوم خود در سال 1958 این مطلب را منتشر نمود.
این پروژه از آن زمان تاکنون با قدرت تمام بر علیه ایران هدایت می شود و غرب که با دلارهای نفتی شیخ نشین ها تامین می گردد، آن را در پشت صحنه حمایت میکند. به طوری که در سال 1383 موسسه آمریکایی نشنال جئوگرافی در اطلس جغرافیایی معتبر خود در کنار نام خلیج فارس از واژه مجعول 'خلیج عربی' استفاده کرد. چند سال بعد از آن، یعنی در سال 1385 نیز مسئولان موزه 'لوور' پاریس واژه مجعول خلیج را به جای 'خلیج فارس' جایگزین کردند، هر چند که این دو موسسه با اعتراض گسترده ایرانیان سراسر جهان مواجه شده و در مدت کوتاهی مجبور به عذرخواهی از تحریف های صورت گرفته شدند و آن را تصحیح کردند، اما این روند همچنان در اشکال مختلف ادامه دارد، به عنوان مثال، خلیج فارس در 'گوگل' و سایت نیروی دریای ارتش آمریکا و سایت فیفا بارها و بارها تحریف شده و حتی گوگل نام خلیج فارس و خلیج عربی را وقیحانه در کنار یکدیگر قرار داده است و به اعتراض های میلیونی ایرانی ها هم ترتیب اثری نداده و از اقدام غیر قانونی خود نیز دفاع کرده است!!!
موارد بیان شده تنها بخشی از صدها مورد هجمه به هویت و مبانی فرهنگی مردم ایران است. همین مسئله باعث می شود ما با تکیه بر وحدت و همگراییِ داخلی بتوانیم بر این فتنه های بین المللی غلبه نماییم. وحدت و همگرایی ملی، یکی از مباحث پایه ای در پیشرفت و توسعه جوامع است. کشوری که دچار بحران یکپارچگی باشد، هیچ گاه نخواهد توانست راه رشد، تعالی و سعادت و کمال را طی کند؛ چراکه با قومگرایی و فرقه گرایی در درون آن جامعه، هر گروه، خود را تافته ای جدابافته از کل احساس نموده و به یک هویت مشترک که کل کشور و قلمروی سرزمین را در بر بگیرد، باورمند نمی شود. بنابراین، چنین جامعه ای پیوسته درگیر مسایل داخلی و فرسایشی خواهد شد و انرژی و سرمایه های مادی و معنوی جوان آن جامعه به جای آنکه صرف رشد، شکوفایی و بالندگی شود، به صورت بیهوده ای صرف اختلافات داخلی می شود که می تواند در نهایت، به نزاع داخلی و ناامنیِ بلندمدت نیز بیانجامد. ایرانیان بر خلاف بسیاری از «کشورهای قراردادی» که بر پایه یک تفاهم مشترک جمعی کنار یکدیگر قرار گرفته و تشکیل ملت داده اند، از سال 500 پیش از میلاد، با مدیریت هوشمندانه کوروش بزرگ تاکنون، واژه ملت را در خود تعریف کرده و تشکیل یک هویت مشترک جمعی داده اند و این همگرایی تاریخی را تاکنون به زیبایی و ظرافت خاصی حفظ کرده اند. گرچه در عصر معاصر، دشمنان این مرز و بوم تلاش بی قفه ای داشتند که به این همگرایی ملی از درون آسیب بزنند و با ساختن فرقه های جعلی، سناریو بحران آفرینی و درگیری در ایران را رقم بزنند و ملت را مقابل یکدیگر قرار بدهند، اما درایت و فهم مشترک ملی و همگرایی تاریخی مردم، این فتنه ها را نقش بر آب کرد. اما از آنجا که این راهبردهای ضدایرانی همچنان ادامه دارد، ضروری است که متناسب با این شیطنت ها، برنامه ریزی و با آنها مقابله نمود.
بدین ترتیب، امروزه همگرایی و وحدت ملی مردم ایران از شیعه و سنی گرفته تا مسیحی و ارمنی و زرتشتی و آذری و کرد و لر و بلوچ و... در خصوص مسئله خلیج فارس، زمینه ساز یکپارچگی ملی شده است که آحاد ملت را به یکدیگر نزدیک تر نموده و این ذهنیت را در میان مردم ایران نهادینه کرده است که جعل نام خلیج فارس به معنای تجاوز به هزاران سال فرهنگ و تمدن مشترک آنهاست. به همین دلیل می توان به جرات بیان کرد که مسئله خلیج فارس یکی از مولفه های مهم و ارزشمند همگرایی ملی کشور بشمار می رود و با تکیه بر آن میتوان امنیت ملی را نیز تقویت نمود.

منابع:
1- بصیری، محمدعلی، (تحولات مفهوم امنیت ملی) ، اطلاعات سیاسی - اقتصادی، شماره 164 - 163، فروردین‏و اردیبهشت 1380، ص 166.
2- مجتهدزاده، پیروز، جغرافیای سیاسی و سیاست جغرافیایی، چاپ اول، سمت، تهران 1380، ص 125
3- فیروزی، محرمعلی، (ایران و تهدیدات ناشی از موقعیت جغرافیایی آن) ، مجله آموزش جغرافیا، شماره 74،بهار 1385، ص 54 .
4- مدنی، سیداحمد، محاکمه خلیج فارس نویسان، تهران، توس، 1357، ص15
* مدیرعامل مرکز مطالعات خلیج فارس

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال