داستان جان اشتاین بک برای اورسون ولزپیدا شد

تهران - ایرنا - داستانی که «جان اشتاین بک» در جریان جنگ جهانی دوم برای برنامه رادیویی «اورسون ولز» خالق فیلم سینمایی ماندگار «همشهری کین» نوشت، پس از 70 سال پیدا و منتشر شد.

به گزارش گاردین، اورسون ولز در جولای سال 1944، یکی از برنامه های رادیویی خود را در هنگام جنگ به خواندن داستانی احساسی و ساده از جان اشتاین بک یکی از نویسندگان مطرح آمریکایی اختصاص داد.
عنوان این داستان «با بال های تو» بود که از سرنوشت یک خلبان سیاه پوست الهام گرفته شده بود.
جان اشتاین بک این داستان را برای برنامه ولز نوشت، اما به نظر می رسد به محض قرائت آن در رادیو، متن آن ناپدید شد و از آن پس هیچ اثر مکتوبی از این داستان در هیچ کتاب یا مجله ای یافت نشد.
حتی کارشناسانی همچون استاد «سوزان شیلنگ لا» و «جیمز دورکاریان» که در مورد جان اشتاین بک تخصص دارند، در این باره اطلاع اندکی کسب کرده اند.
دوریگاریان که درباره نخستین دور انتشار آثار اشتاین بک مطالعه کرده می گوید: هیچ چیزی درباره این داستان نشنیده ام. همه کارهای اشتاین بک در جایی چاپ شده اند.
«با بال های تو» ابتدا به صورت روایی و از زبان قهرمان بازگشته به وطن خوانده شد. ستوان دوم «ویلیام تاچر» دوره خدمت خود را طی کرده و طی مراسمی، نشان بال های نقره ای بر سینه اش نصب، و سوار بر خودری کهنه اش می شود و به زادگاه نامعلومش باز می گردد.
از او همچون یک قهرمان استقبال می کنند، یا حداقل همچون یه چهره سرشناس؛ از میان مردم و کودکانی که لباس های آهار زده خود را پوشیده اند و روبان به سر زده اند، می گذرد.
جان اشتاین بک می نویسد: او صدای همسایگانش را می شنود که آهسته آهسته نزدیکش می آیند و دورش حلقه می زنند. انگار مردمش نشسته اند تا درباره او قضاوت کنند.
احساس تاچر زمانی برای خواننده رنگ می گیرد که اشتاین بک فاش می کند او یک سیاه پوست است و در ارتشی خدمت کرده که طبقه بندی شده است.
او کلاهی را که عقاب طلایی روی آن نصب شده از سر بر می دارد و آن را در دستانش می گیرد. پدر بلند قدش مقابلش می ایستد به نرمی می گوید: پسر، هر مرد سیاه پوست در دنیا از این پس با بال های تو پرواز می کند.
ضربان قلبش تندتر می شود. او زمزمه هایی را مقابل خانه اش می شنود. می داند آنها می خواهند آواز بخوانند و می داند که چه جایگاهی نزد آنها دارد.
اشتاین بک که در سال 1968 در گذشت، اغلب درباره بی عدالتی های اجتماعی می نوشت و برخی شحصیت های او از جمله «کروکز» در داستان کلاسیک وی به نام «موش ها و آدم ها» سیاه پوست بودند.
به گفته کارشناسان، اشتاین بک با این داستان، ایده آلیست بودن خود را ثابت کرده است.
به باور آنها، او نشان داده که طبقه متوسط آمریکا و آنهایی که تبار آفریقایی دارند چه بار سنگینی را در دفاع از آمریکا و متحدانش در جریان جنگ به دوش کشیدند.
جان اشتاین بک در قامت یک طرفدار جنگ، در دهه 40 میلادی به عنوان خبرنگار به کشورهای درگیر در جنگ سفر می کرد.
دوریگان می گوید: اشتاین بک به جای شرح خلاصه اتفاقات روزمره و نقل اطلاعات مقامات نظامی، داستان هایی «غیرمعمول» از جنگ می نوشت.
«جان ارنست اشتاین بک جونیور» معروف به جان اشتاین بک، یکی از پر آوازه ترین نویسندگان قرن بیستم است و آثار وی همواره خوانندگان فراوانی دارد.
«خوشه های خشم» معروف ترین اثر وی در سال ۱۹۳۹ منتشر شد و جایزه پولیتزر را از آن خود کرد.
وی همچنین سال ۱۹۶۲ برنده جایزه نوبل ادبیات شد.
دیگر اثر مشهور جان اشتاین «موش ها و آدم ها» نام دارد که همچون «خوشه های خشم»، بازتابی از زندگی طبقه کارگر و کارگران مهاجر در دوره رکود بزرگ اقتصادی آمریکا است.
«جام زرین»، «تورتیلا فلت»، «نبردی مشکوک»، «یادداشت های روسیه»، «دره طویل»، «ماه پنهان است»، «راسته کنسروسازی»، «اتوبوس سرگردان»، «داستان مروارید»، «یکبار جنگی رخ داد»، «به خدای ناشناخته»، «اسب سرخ»، «شرق بهشت» و «پنجشنبه شیرین» از دیگر آثار جان اشتاین بک هستند.
نسخه سینمایی «خوشه های خشم» به کارگردانی جان فورد و «شرق بهشت» ساخته الیا کازان از جمله آثار کلاسیک سینما هستند.
جان اشتاین بک در سال 1968 و در سن 66 سالگی درگذشت.
1553 ** 1071

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال