به بهانه ی برگزاری نمایشگاه بین المللی کتاب تهران

وضعیت نشر کتاب کودک و نوجوان در گفت و گو با «مصطفی رحماندوست»

تهران-ایرنا-«برای هر کودک و نوجوان در ایران تنها یک کتاب در سال منتشر می شود»؛ این بخشی از گفته های «مصطفی رحماندوست» نویسنده و شاعر نام آشنای حوزه ی کودک و نوجوان در گفت و گوی اختصاصی و تفصیلی با ایرنا بود.

بیست و هفتمین نمایشگاه بین المللی کتاب این روزها در حالی برگزار می شود که سالن ها و غرفه های عرضه ی کتاب کودکان و نوجوانان مانند هر سال به یکی از پر بازدیدترین بخش های نمایشگاه تبدیل شده است. در ظاهر به نظر می رسد که استقبال گرم مردم از این بخش ها نشانگانی از رونق بازار کتاب کودک و نوجوان و سرانه ی بالای مطالعه در میان این قشر باشد، اما نگاهی به آمار و ارقام عنوان ها و شمارگان (تیراژ) کتاب های کودک و نوجوان خلاف این باور را اثبات می کند.
کارشناسان از سکه افتادن رونق کتاب کودک و نوجوان در سال های گذشته را ناشی ازعوامل متعددی می دانند؛ عواملی چون کاهش سرانه ی مطالعه، کم بودن تقاضا در بازار، مشکلات اقتصادی، متنوع شدن کالاهای فرهنگی رقیب کتاب و ...که بخش های مختلف جامعه چون خانواده ها، نویسنده ها، ناشران و مدیران کلان فرهنگی کشور در ایجاد آن دخیل بوده اند و رفع آن نیازمند همکاری همه ی بخش های یاد شده است.
مسایل و مشکلات حوزه ی نشر کودک و نوجوان را با «مصطفی رحماندوست» شاعر و نویسنده ی کتاب کودک و نوجوان، رییس پیشین کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و مدیر گروه شکوفه (بخش کودکان و نوجوانان) انتشارات امیرکبیر به بحث گذاشتیم.
رحماندوست، شاعر شعرهای کودکی ما در گفت و گو با ایرنا بخش بزرگی از چالش های کتاب کودک و نوجوان را ناشی از مسایل اقتصادی و صنعتی نشدن فعالیت های مرتبط با حوزه ی نشردر کشورمان دانست. از نظر این کارشناس چالش های ناشی از صنعتی نشدن نشر، وضعیت نویسنده، ناشر و توزیع کننده را از نظر اقتصادی مشخص نمی کند و همین مساله به انتشار کتاب های مورد پسند توزیع کننده، افزایش گرایش ناشر به سمت انتشار کتاب های ترجمه، تضعیف کتاب های تالیفی و در نتیجه تشدید چالش های کتاب کودک و نوجوان منجرمی شود.
مدیر بخش کتاب های شکوفه ی انتشارات امیرکبیر همچنین نبود احساس نیاز و تقاضای موثر در جامعه نسبت به کتاب را از معضل های دیگر در این حوزه دانست.
این فعال ادبی که دستیابی به اهداف سند چشم انداز بیست ساله ی توسعه ی ملی را در گرو تقویت فرهنگ کتابخوانی بویژه میان کودکان و نوجوانان می داند، پایین بودن سرانه ی مطالعه در میان این قشر را ناشی از بی برنامگی خانواده ها و در نتیجه نهادینه نشدن علاقه به مطالعه و کم کاری نهادهایی چون آموزش و پرورش دانست.
از نظر رحماندوست تدوین برنامه یی ملی از طرف دولت که همه ی نهادهای مسوول را به اتخاذ سازوکارهایی برای تقویت فرهنگ کتابخوانی موظف کند، لازم و ضروری است. به گفته ی وی چنین برنامه یی می تواند تا اندازه ی زیادی معضل تقاضای کم بازار را حل کرده و به تقویت نشر و کاهش چالش های کتاب منجر شود.

در ادامه گفت و گوی ایرنا با مصطفی رحماندوست آمده است؛
***ایرنا: جناب آقای رحماندوست در مباحث مرتبط با سرانه ی مطالعه، کارشناسان بر ضرورت افزایش این شاخص در قشر کودک و نوجوان تاکید دوچندانی دارند. چرا کتاب خواندن برای کودکان و نوجوانان از اهمیت بالایی برخوردار است؟ مگر پایین بودن سرانه ی مطالعه چه پیامدهایی برای جامعه ی ما به همراه دارد؟
**رحماندوست: برای ارتقای شاخص های کیفی زندگی و بهتر و موفق تر زندگی کردن باید مهارت کتاب خواندن داشته باشیم. من گاهی در کارگاه های مهارت مطالعه می گویم که اگر می خواهید مادر خوبی باشید، باید بلد باشید کتاب بخوانید؛ اگر می خواهید مکانیک خوبی هم باشید باید مهارت کتاب خواندن داشته باشید. مهارت کتاب خواندن هم به دست نمی آید، مگر در صورتی که شما آن را در دوره ی کودکی و نوجوانی فراگرفته باشید.
از طرف دیگر این کودکان و نوجوانان امروز هستند که فردای این کشور را می سازند. کشور ما بر اساس سند چشم انداز بیست ساله باید در افق 1404 هجری خورشیدی به جایگاه نخست اقتصادی، علمی و فناوری در منطقه دست یابد. برای دستیابی به این هدف، باید فرهنگ کتابخوانی را تقویت کنیم؛ باید فرزندانمان کتاب بخوانند. مگر می شود کسی کتاب نخواند اما تولید علمی داشته باشد؟ اگر امروز فرزندان ما مطالعه نداشته باشند، چگونه می توانند در آینده تولید علمی داشته باشند؟

***ایرنا: در سال های گذشته نهادهای مختلف چون نهاد کتابخانه های عمومی کشور، کتابخانه ی ملی و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی آمارهای متعدد و متفاوتی را در مورد سرانه ی مطالعه در کشورمان اعلام کردند؛ آمارهایی که از 2 تا 76 دقیقه در روز متفاوت است. در این میان هیچ آماری از سرانه ی مطالعه ی کتاب کودک و نوجوان در کشور ما اعلام نشده است. در اینجا دو سوال مطرح است؛ یکی اینکه چه نهادی در کشور ما مسوول ارایه ی آمار در این حوزه است و دوم اینکه شما به عنوان یکی از فعالان حوزه ی کتاب کودک و نوجوان سرانه ی مطالعه در این حوزه را چگونه ارزیابی می کنید؟
**رحماندوست: آمارهایی مانند 76 دقیقه بیشتر به بازی شبیه است؛ یک بازی تبلیغاتی احمقانه؛ به این دلیل می گویم احمقانه که اگر دروغ هم می گوییم، دست کم باید قابل باور باشد. نمی توانم 2 دقیقه را هم تایید کنم. در واقع هیچ نهادی در کشور ما در این باره مسوولیت ندارد.
در مورد سرانه ی مطالعه ی کتاب کودک و نوجوان هم آمار رسمی و معتبری در کشور ما اعلام نمی شود. اما برای ارزیابی میزان مطالعه در این حوزه می توان تعداد کتاب های منتشر شده در طول یک سال را بر تعداد جمعیت کودک و نوجوانان تقسیم کرد تا ببینیم به ازای هر فرد چه تعداد کتاب منتشر می شود.
بر اساس گزارش های سازمان آمار، در زمان حاضر جمعیت کودک و نوجوان کشور ما حدود 35 میلیون نفر است. وزارت ارشاد هم آمار کتاب های منتشر شده در طول یک سال را اعلام می کند. دقیق نمی دانم؛ شما می توانید پیدا کنید. اما بر اساس این آمار شاید حدود 20 هزار عنوان کتاب در سال منتشر می شود. متوسط شمارگان ( تیراژ) کتاب ها هم مشخص است. در زمان حاضر کتاب هایی که بیش از سه هزار شماره منتشر شوند، بسیار کم هستند. به طور معمول از هر عنوان کتاب، هزار یا 2 هزار شماره منتشر می شود. یعنی 20 هزار عنوان کتاب و از هر کدام تقریبا 2 هزار شماره؛ به عبارتی در طول یک سال حدود 40 میلیون شماره کتاب برای همان جمعیت 35 میلیون نفری منتشر می شود.
بنابراین می توانیم بگوییم برای هر کودک و نوجوان در طول یک سال تنها یک کتاب منتشر می شود. باید بررسی کنیم در کشورهایی که سطح مطالعه ی بالایی دارند آیا تعداد شمارگان کتاب هایشان اینگونه است؟

***ایرنا: کارشناسان بخش عمده یی از پایین آمدن سرانه ی مطالعه در میان کودکان و نوجوانان را به چالش های کتاب در این حوزه نسبت می دهند و بر این باورند که کیفیت کتاب کودک و نوجوان نسبت به گذشته به صورت چشمگیری کاهش یافته است. به نظر شما این کاهش کیفیت ناشی از چیست؟
**رحماندوست: من با شما موافق نیستم که می گویید کیفیت کتاب ها تنزل پیدا کرده است. به نظر من کتاب های کودک و نوجوان از نظر کیفی نسبت به گذشته چندان تغییری نکرده است. کیفیت کتاب های این حوزه نه صعود مشخصی داشته است و نه سقوط مشخصی؛ به این دلیل که در کشور ما هنوز تکلیف کتاب از نظر اقتصادی مشخص نیست. نشر ما هنوز با چالش های ناشی از صنعتی نشدن دست و پنجه نرم می کند. در چنین شرایطی که نشر کتاب کودک به صورت صنعت درنیامده است، مشخص نیست مولف، مترجم، تصویرگر و ناشر از نظر اقتصادی چه وضعیتی دارند.

***ایرنا: صنعتی نشدن نشر که شما از آن به عنوان مهمترین معضل کتاب نام می برید، چه پیامدهای ملموس و محسوسی برای کتاب و بازار آن به همراه دارد؟
**رحماندوست: وقتی که نشر کتاب کودک و نوجوان به صورت صنعتی مجزا درنیامده باشد، بازار نشر چنین وضعیت به هم ریخته یی دارد: توزیع کننده، کتاب های مورد نظر خود را سفارش می دهد و می گوید من اینگونه کتاب ها را می خواهم؛ اینها را تولید کنید چون خریدارش بیشتر است؛ به عنوان نمونه کتاب هایی که قیمت آن بالاتر از هزار تومان یا حجم آن بالاتر از 12 صفحه نباشد، نقاشی آن اینگونه باشد و ... به این ترتیب خود توزیع کننده می شود مولف.
از طرف دیگر صنعتی نشدن نشر، هزینه ی انتشار کتاب را بالا می برد و ناشر که می خواهد هزینه های خود را کاهش دهد به انتشارکتاب های ترجمه تمایل بیشتری نشان می دهد. مولف هم که نمی تواند با درآمد حاصل از تالیف، زندگی خود را تامین کند، به سمت سلیقه ی ناشر تمایل پیدا می کند.
این در حالی است که اگر نشر کتاب کودک و نوجوان به سمت صنعتی شدن حرکت کند، این بخش ها سامان می یابد و بازار کتاب هم گرم می شود، چنانچه پیش از این-در 10 سال نخست پس از انقلاب-بازار کتاب گرم و تکلیف خیلی چیزها مشخص بود.

***ایرنا: بر اساس گفته ی شما بسیاری از مشکلات کتاب از اینجا ناشی می شود که توزیع کننده و ناشر بدون توجه به نیاز بازار به دنبال صرفه ی اقتصادی بیشتر هستند. پس شما بخش زیادی از مشکلات کتاب کودک و نوجوان را ناشی از مسایل اقتصادی می دانید؟
**رحماندوست: بله. همانطور که گفتم بخش زیادی از مشکلات کتاب در این حوزه ناشی از صنعتی نشدن است که آن هم ریشه در مسایل اقتصادی دارد.

***ایرنا: آیا وضعیت اقتصادی کار مولف را هم زیر تاثیر قرار می دهد؟
**رحماندوست: دست اندرکاران تالیف کتاب را می توان در دو گروه طبقه بندی کرد؛ نخست گروهی هستند که می خواهند نام مولف را به هر قیمتی به یدک بکشند و بعدها از مزایای آن استفاده کند. این فرد ممکن است النگوی دستش را هم بفروشد تا کتابش را چاپ کند، در نهایت کتاب هم روی دستش می ماند. گروه دیگر نویسندگان واقعی هستند که می نویسند اما اگر تالیف برای آنها صرفه ی اعتقادی یا اقتصادی نداشته باشد، نمی تواند به کارشان ادامه دهند.
در کشورهای دیگر نویسندگان و شاعران از راه نویسندگی می توانند به اندازه یی درآمد داشته باشند که به راحتی زندگی خود را اداره کنند؛ اما من به عنوان یکی از فعالان این حوزه، در ایران کسی را نمی شناسم که بتواند تنها از راه نویسندگی زندگی خود را تامین کند.

***ایرنا: آیا می توان افزایش تعداد کتاب های ترجمه در بازار را هم در مسایل اقتصادی ریشه یابی کرد؟ مشکلات اقتصادی موجب می شود که ناشر و نویسنده بیشتر به سمت ترجمه روی آورند. از طرف دیگر برخی تصور می کنند که ترجمه ی کتاب کودک و نوجوان به خاطر حجم کم و زبان ساده راحت است؛ بنابراین زحمت کمتر و صرفه ی اقتصادی بیشتری دارد. این نظر را می پذیرید؟
**رحماندوست: همانطور که گفتید یکی از دلایل افزایش انتشار کتاب های ترجمه شده، پایین تر بودن قیمت تمام شده ی انتشار آن نسبت به کتاب های تالیفی است؛ اما این تنها علت نیست. جذاب تر بودن کتاب های ترجمه شده برای مخاطب از دیگر علت های اقبال ناشران به این کتاب ها است. در هر صورت بسیاری از کشورها نسبت به ما در امر تولید کتاب پیشینه و تجربه ی بیشتری دارند. مترجم انگلیسی زبان قدرت انتخاب بیشتری دارد و حتی می تواند گزیده یی از بهترین داستان های چند کشور را انتخاب کند. در نتیجه خواه ناخواه کتاب او از جاذبه ی بیشتری برخوردار خواهد شد.
در مورد ترجمه ی کتاب کودک هم باید بگویم شاید حجم آن کم باشد و زبان آن به نظر ساده بیاید، اما مهم ترجمه ی زبان به زبان است، نه کلمه به کلمه. نوشتن و پیدا کردن زبان کودکانه کار سختی است. البته کتاب های ترجمه شده هم در دو طیف جای می گیرند؛ بخش زیادی از کتاب های ترجمه شده از نظر محتوایی از کیفیت بالایی برخوردارند؛ کتاب های کم محتوا هم در این بخش وجود دارد. متاسفانه برخی ناشرهای ما به واسطه ی اینکه یکی از نزدیکانشان کمی زبان می داند و باز هم به خاطر اینکه یکی دیگر از نزدیکانشان از خارج از کشور برایشان کتاب می فرستد، دست به انتشار کتاب کودک ترجمه شده می زنند.

***پس به طو کلی این باور درست نیست که کتاب های تالیفی از کتاب های ترجمه شده بهتر هستند؟ پس نباید از تداوم روند رو به رشد انتشار کتاب های ترجمه ممانعت کرد؟
**رحماندوست: خیر؛ به هیچ وجه. این باور درست نیست. نه امکان پذیر است و نه درست است که جلوی ترجمه را بگیریم. اما باید نهادهای فرهنگی کشور به طور غیر مستقیم از کتاب های تالیفی حمایت کنند. به عنوان نمونه باید سازوکاری درنظر بگیرند که هزینه ی تمام شده ی انتشار کتاب تالیفی کاهش یابد تا مولف دغدغه ی کمتری داشته باشد و ناشر نیز با رغبت بیشتری دنبال تولید کتاب های تالیفی برود.

***ایرنا: برخی از کتاب های کودکان و نوجوانان با اینکه از کیفیت لازم برخوردار نیستند به بازار راه می یابند و شاید به فروش هم برسند، اما از کارکردهای یک کتاب خوب برخوردار نیستند. پرسش اینجاست که آیا در کشور ما نهاد ناظری وجود دارد که مسوول بررسی و تایید کیفیت کتاب ها باشد یا اینکه ناشرها خود مسوول ارزیابی کیفیت کتاب ها هستند؟ با توجه به اهمیتی که کتاب در رشد و تربیت و آموزش کودکان و نوجوانان ایفا می کند، به نظر شما آیا وجود چنین نهادی لازم و ضروری نیست؟
**رحماندوست: به طور کلی وزارت ارشاد نهاد ناظر بر کنترل کتاب ها است. اما وزارت ارشاد ناظر کیفیت نیست، بلکه ناظر مجموعه یی از خط قرمزها است. معتقد نیستم که نهادی باید نظارت کند تا کیفیت کتاب ها ارتقا پیدا کند یا اینکه باید مانع از چاپ یا فروش کتاب های بی کیفیت شد. بلکه معتقدم باید سطح تفکر و قدرت انتخاب جامعه بالا رود تا مخاطبان کتاب بد را انتخاب نکنند و بدین ترتیب ناشران به خاطر فروش پایین کتاب بد را چاپ نکنند. ما باید روی این بخش کار کنیم. یکی از راهکارهای عملی ارتقای قدرت انتخاب هم تعیین امتیاز برای کتاب ها است. به نظر من باید نهادهایی وجود داشته باشند که کتاب ها را از نظر کیفیت امتیازبندی کنند. در این صورت قدرت انتخاب بالا می رود و به طور عملی کتاب ها از نظر کیفی رشد می کنند. ایجاد آگاهی بیشتر در جامعه و ایجاد فضای رقابتی، موجب ارتقای کیفی کتاب ها خواهد شد.

***ایرنا: شما بخش عمده ای از مشکلات کیفی کتاب را در مسایل اقتصادی ریشه یابی کردید، آیا عمده ی مشکلات کمی کتاب مانند تعداد کم شمارگان(تیراژ) را هم ناشی از مسایل اقتصادی می دانید؟
**رحماندوست: به نظر من دو مساله ی عمده در پایین بودن شمارگان کتاب ها تاثیرگذار هستند؛ نخست مسایل اقتصادی و دوم تقاضای کم کتاب در جامعه. در جامعه ی ما هنوز نیاز به کتاب به عنوان یک نیاز واقعی به رسمیت شناخته نشده و درک نشده است. مثالی می زنم؛ زمانی قیمت قند و شکر در کشور ما ناچیز بود، اما به یکباره قیمت این دو کالا حدود 50 درصد افزایش پیدا کرد، اما مصرف این کالاها کاهش پیدا نکرد یا به عنوان مثال قیمت بنزین هم افزایش پیدا کرد و مردم به رغم نارضایتی به مصرف آن ادامه دادند؛ چرا؟ چون احساس کردند که به این کالاها نیاز دارند.
اگر کتاب هم به عنوان نیاز برای مردم جامعه مطرح می شد 2 اتفاق می افتاد؛ نخست اینکه کتاب های ما پرجاذبه تر می شد؛ چون هر نویسنده و ناشری به دنبال جذب مشتری بیشتر بود و دوم اینکه کتاب و نشر به سمت صنعتی شدن پیش می رفت و فعالیت در این زمینه معنی پیدا می کرد. بیشتر مشکل ما این است که عادت به مطالعه و لذت بردن از مطالعه برای بچه ها و خانواده های ما مشخص نشده است.

***ایرنا: برای ایجاد این نیاز و افزایش تقاضای کتاب در سطح جامعه بویژه در میان کودکان و نوجوانان چه باید کرد؟
**رحماندوست: سرانه ی مطالعه در کشور ما پایین است و این تنها مشکل کشور ما نیست؛ کشورهای دیگر در دنیا نیز چنین مشکلی را تجربه و با برنامه ریزی آن را حل کرده اند. کشورهای دیگر برای بالا بردن سطح مطالعه در کشورشان در قالب برنامه های کلان ملی 7 ساله و 10 ساله برنامه ریزی و عمل کرده اند. با نصیحت و شعار و ... کسی کتابخوان نمی شود. باید در این زمینه برنامه ی کلان ملی تدوین کرد؛ برنامه یی که همه ی سازمان ها و نهادهای مرتبط از مهد کودک ها و آموزش پرورش و خانواده ها را درگیر کند؛ بویژه خانواده ها؛ چون علاقه مندی به مطالعه پیش از 6 سالگی در کودک شکل می گیرد. اگر چنین برنامه یی تدوین و اجرا شود، آنگاه ممکن است شاهد تغییر در سرانه ی مطالعه باشیم.

***ایرنا: پس به نظر شما پدر و مادر با ایجاد الگوی کتابخوانی و تشویق کودک به قصه های مکتوب تا پیش از 6 سالگی می توانند فرهنگ کتابخوانی را در ذهن کودک نهادینه کنند؟
**رحماندوست: تا اندازه ی زیادی بله. چون بیش از 80 درصد شخصیت کودک پیش از 6 سالگی شکل می گیرد، نوع فعالیت ها باید روی قبل از 6 سالگی متمرکز شود؛ خانواده ها باید درگیر این تغییر شوند و من در بیشتر خانواده ها اراده یی برای تغییر نمی بینم.

***ایرنا: برخی کارشناسان متنوع و جذاب شدن کالاهای فرهنگی را رقیبی برای کتاب می دانند. آیا می توان گفت یکی از راهکارهای ایجاد علاقه ی مطالعه در کودک، به حداقل رساندن استفاده از این کالاها و جایگزینی آن با مطالعه است؟
**رحماندوست: خیر؛ این درست نیست. کشورهایی که از نظر سطح مطالعه در جایگاه بالاتری از ما قرار دارند، کودکان و نوجوانان کالاهای فرهنگی متنوع تر و جذاب تری در اختیار دارند، اما کتاب هم می خوانند. تفاوت آنها با ما این است که آنها در زندگی خود برنامه ریزی دارند. خانواده ها برای فعالیت روزانه ی بچه ها برنامه ریزی می کنند که به عنوان نمونه چه میزان تلویزیون نگاه کنند، چند ساعت بازی کنند، چه میزان مطالعه کنند و ...
این در حالی است که بیشتر خانواده های ما برای تماشای برنامه های تلویزیونی هم هیچ برنامه یی ندارند. پدر و مادرها تا آخر شب پای تلویزیون می نشینند و بچه ها هم در کنار آنها تلویزیون تماشا می کنند. بیشتر خانواده های ما نه برای خود و نه برای فرزندان خود برنامه ریزی روزانه ندارند. بچه ها در آینده از این مسایل ضربه می خورند.

***ایرنا: در شریطی که بازار از کتاب های بازاری و فاقد ارزش آموزشی برای کودکان و نوجوانان انباشته شده است، چگونه پدر و مادر ها می توانند کتاب مناسبی برای فرزندان خود خریداری کنند؟ به عنوان نمونه در نمایشگاه کتاب که کتاب های زیادی عرضه می شود، آیا مولفه هایی وجود دارند که پدر و مادر بتوانند با تکیه بر آنها و حتی بدون شناخت کتاب، خرید بهینه یی داشته باشند؟
**رحماندوست: بله. پدر و مادها می توانند برای فرزندان خود کتاب خوب تهیه کنند. حتی می توانند تعداد زیادی کتاب تهیه کنند و در اختیار فرزندشان بگذارند تا خود بچه از میان آنها انتخاب کند. اما پدر و مادرها باید در نهایت این مسایل را یاد بگیرند. باید یاد بگیرند کجا چه چیزی انتخاب کنند و چگونه انتخاب کنند. حرف من مبنی بر اینکه همه چیز به خانواده ها بر می گردد و خانواده یی که خود لذت مطالعه را حس نکرده است نمی تواند این لذت را به بچه انتقال دهد، در اینجا نمود پیدا می کند. خود پدر و مادر وقتی قدرت انتخاب کتاب برای خودشان را داشته باشند، روی انتخاب کتاب برای فرزندشان هم حساس می شوند. به ناشر توجه می کنند، به نویسنده توجه می کنند، به تصویرگری کتاب توجه می کنند تا به یک سلیقه برسند؛ این سلیقه را نمی توان تزریق کرد؛ باید خانواده ها به مرور زمان آن را به دست بیاورند.

***ایرنا: برخی نهادها به صورت سالانه یا فصلی فهرستی از کتاب ها را به عنوان بهترین کتاب های تازه منتشر شده برای کودکان و نوجوانان معرفی می کنند. آیا پدر و مادرها می توانند با اتکا بر این فهرست ها نیاز کودک و نوجوانشان را برآورده کنند؟
**رحماندوست: تا اندازه ای بله. این نهادها بخشی از سلیقه یی را که ذکر کردم، تکمیل می کنند. معتقدم چندین نهاد باید کتاب های مفید را معرفی کنند، اما خانواده باید یاد بگیرند که یکی از راه های انتخاب کتاب این است که بررسی کنند نهادهای مختلف چه کتاب هایی را معرفی کرده اند، فهرست این نهادها را تهیه کنند با فهرست مورد نظر خودشان مقایسه کنند تا هم به یک آگاهی و جمع بندی برسند و سپس دست به انتخاب و خریداری کتاب بزنند.

***ایرنا: مسوولان فرهنگی کشور به حتم می توانند با اتخاذ سیاست ها و راهکارهای هدفمند در مسیر رفع یا کاهش چالش های کتاب و کتابخوانی گام بردارند. در این زمینه چه انتظاری از تیم فرهنگی دولت یازدهم دارید؟
**رحماندوست: اجازه بدهید در مورد مسوولان فرهنگی صحبتی نکنیم. از بس حرف زدم زبانم مو درآورده است. خیلی هم ضرر داده ام. حداقل دو سال پیش کتاب من به عنوان کتاب سال انتخاب شد، معاون فرهنگی احمدی نژاد به راحتی نام من را حذف کرد. در زمان حاضر نمی توانم در این مورد حرف بزنم؛ نه اینکه حرفی نباشد اما صحبت کردن در این مورد را بی فایده می دانم.
*گفت و گو از: اعظم حمیدپور(گروه پژوهش های خبری)
پژوهش**9275**2054

انتهای پیام /*

باشگاه مخاطبان ایرنا

برای ارسال نظرات از فرم پایین صفحه استفاده کنید.
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال