شاعری ازخلیج بنگال تا خلیج فارس

نگاهی به زندگی ˈتاگورˈ شاعر پرآوازه هندی وعلاقه شدید وی به ایران و زبان فارسی

دهلی نو - این روزها یکصدو پنجاهمین سالگرد ˈرابیندرانات تاگورˈ شاعر و ادیب و فیلسوف پر آوازه شبه قاره هند و برنده نوبل ادبی است که شهرت وی از خلیج بنگال تا خلیج فارس به لحاظ مبارزه با استعمار و علاقه شدید به ایران و زبان و ادبیات فارسی درگوش مردمان پیچیده است .

به گزارش ایرنا تاگور، شاعر، نویسنده، نقاش، موسیقی دان و فیلسوف برتر و نابغه چند وجهی است که خلاقیت او فرم بیان هر هنری بود و نگرانی های او موضوعات جهانی و جهانشمول تا مشکلات و مسائل محلی و منطقه ای و دینی و دنیوی بود.
وی از طریق شعر و نوشتار و موسیقی تا سفر به نقاط دور و نزدیک جهان دیدگاه خود را در مورد جهانی بودن ارزش های انسانی نشان داد .
امسال دهها برنامه آیین و سمینار درکشور های هند و بنگلادش برای گرامیداشت این شاعر و فیلسوف هندی باحضور مقامات کشوری و سیاستمداران، پژوهشگران، استادان، رهبران دینی، شخصیت های فرهنگی، شخصیت های برجسته و دیپلماتها برگزار شد .
معاون رئیس جمهوری هند می گوید: تاگور در سفر به ایران طی سخنانی گفت:ˈ هویت انسانی و هویت ملی که در ذات انسان نهفته است نباید مانع از احترام به دیگر فرهنگ ها شود آسیا دارای تمدن و فرهنگ غنی است و هر ملتی بر اساس فرهنگ ، مذهب و آیین خود راه رهایی خود از عقب ماندگی و استعمار را بازخواهد یافت.ˈ
ˈحامد انصاریˈ افزود:امروز آسیا جایگاه خود را باز می یابد با همان روشی که تاگور آموزش داد.او مبارزه مسالمت آمیز را به رهبرانی چون گاندی آموخت.
تاگور پس از سفر به ایران هنگامی که گاندی دست به روزه برای پذیرش خواسته‌های هندیان از سوی بریتانیا زد تاگور به دیدار او شتافت و پس از بیست و شش روز بریتانیا مجبور شد درخواست های او را بپذیرد وی در حالی که نیمه جان سر بر بالین تاگور حضور یافت،روزه خود را گشود.
تاگور از سردمداران دیرین و مدافعان سرسخت استقلال هندوستان نیز به شمار می آید و اولین نویسنده آسیایی است که در سال 1913 موفق به دریافت جایزه نوبل ادبی شد و دو سال بعد نشان شوالیه به او اهدا شد.
تاگور این نشان افتخار را سال 1919 در اعتراض به کشتار وحشیانه مردم بی گناه ˈآمریتسارˈ که طی آن بیش از 400 هندی معترض به دست ارتش بریتانیا به خاک و خون کشیده شدند، به دولت انگلستان پس داد و به نایب‌ السلطنه انگلیس در هند نوشت: ˈآنچه روزی مایه سرافرازی است روزی هم فرارسد که مایه ننگ گرددˈ.
اندیشه او بر ˈگاندیˈ و بسیاری از بنیانگذاران هند مستقل تاثیر فراوان گذاشت و شخصا الهام بخش بسیاری از انقلابیون بود اما شهرت او در غرب به عنوان یک استقلال طلب مانع از آن شد تا رهبران غربی نقش او در جریان اصلاح طلبی و نقد استعماری را ببینند.
ˈمحمد عجمˈ محقق وپژوهشگر برجسته ایرانی درباره وی درمقاله ای درفصل نامه قند پارسی منتشرشده در هند می نویسد : رابیندرانات تاگور (زاده 7 مه1861، درگذشته 7 اوت1941) شاعر، فیلسوف، موسیقیدان و چهره‌پرداز اهل بنگال هند بود نام ‌آوریش بیشتر از برای شاعری اوست.
وی نخستین فرد از قاره آسیا است که برنده جایزه نوبل شده است و پدرش دبندرانات (مهاریشی) فردی ادیب بود و اشعار فارسی مخصوصا حافظ را بخوبی از بر بود و مادرش سارادادیوی نام داشت و به تاگور لقب گوردیو (Gurdev) به معنای پیشوا داده‌اند و وی از سردمداران دیرین و مدافعان سرسخت استقلال هندوستان به‌شمار می‌آید.
عجم در این مقاله ای می نویسد ˈرابیندرانات تاگورˈ بزرگترین شاعر ایالت بنگال است، او بخش عمده عمر خود را در سواحل خلیج بنگال در کلکته گذراند که به دو زبان هندی و بنگالی شعر می‌سرود و اشعار خود را به انگلیسی نیز ترجمه می‌کرد. هم سرود ملی هند و هم سرود ملی بنگلادش از تصنیفات تاگور است.
او از کودکی اشعاری نغز می‌سرود و در زبان شبه قاره انقلابی ادبی پدید آورد. به ویژه اشعار موسوم به گیتانجالی معروفیت فراوان دارد و به زبان‌های بسیاری ترجمه شده‌است. تاگور با این اشعار در سال 1913 جایزه نوبل را در ادبیات دریافت کرد. او علاوه بر سرودن شعر، داستان و نمایشنامه می‌نوشت، و گاه تأملات خیال‌انگیز و عرفانی خود را روی بوم نقاشی می‌آورد.
دکتر ˈمحمد عجمˈ عضو هیات علمی دانشگاه و پژوهشگر ایرانی در خصوص علاقه تاگور به ایران و زبان فارسی در گفت وگو با ایرنا گفت: او به ایران و زبان فارسی علاقه فراوان داشت و به رغم کهولت سن و سختی سفر در آن زمان دوبار به ایران سفر کرد.
وی گفت:سفر اول او در اردیبهشت 1311 و دیگر باردرسال 1313 انجام شد سفر تاگور و دیدارش با نویسندگان و شاعران ایران در بوشهر – شیراز و تهران و اصفهان باعث تبادل فرهنگی و ادبی گسترده ای میان نویسندگان و شاعران ایران و هند شدکه سالها ادامه داشت و ملک الشعرای بهار اشعاری در وصف او سرود و تاگور از دولت ایران خواست که استادی را برای تدریس به دانشگاه خودˈویسوبهارتیˈ به هند بفرستد و استادˈپورداودˈ به این منظور به هند اعزام شد.
این پژوهشگر سرشناس ایرانی می گوید: تاگور به چندین دلیل احساس می‏کرد که باید دعوت دولت ایران را بپذیرد بعلت اینکه زبان و ادبیات فارسی،که نخست مسلمانان و سپس گورکانیان در هند رواج دادند، بخشی از میراث ادبی بنگال بود و شمار زیادی از کلمات بنگالی،حدود سه هزار واژه ریشهء فارسی داشت .
ˈموهون رویˈ،پدر معنوی تاگور،و بزرگان دیگر هند در آن روزگار فارسی را روان صحبت می‏کردند و با آنکه تاگور خود فارسی نمی‏دانست، با افسانه‏ها و شاعران ایرانی،خاصه حافظ، هم از طریق ترجمه و هم از راه متون اصلی آشنایی داشت.
عجم ادامه داد : ˈدبندرانات‏ˈ پدر او فارسی می‏دانست و حافظ را برای تاگور نوجوان می‏خواند و تاگور، بی‏تردید،به فضای زندگانی کویری گرایش داشت و شعرهای اولیه‏اش که در کسوتˈ بدوی چادرنشینˈ ظاهر می‏شد و اشارات بعدی او به این موضوع،شیفتگی‏اش نسبت به هزار و یک‏ شب، و ترجمه‏ای که در 1932 از شعر سرزمین بایر تی.اس.الیوت کرد،جملگی گواه این‏ ادعاست.
تاگور در فرصتی که پیش آمد و با هواپیمای پستی هلندی که قرار بود به ایران برود از کلکته به الله آباد، از آنجا به جادپور و کراچی، و سپس به بندر جاسک پرواز کرد، و سرانجام در بندر بوشهر فرود آمد.
عجم گفت : خاطره ورود تاگور به مدرسه سعادت در جراید آن روز تهران منعکس گردید و روزنامه فارسی زبان «حبل المتین» چاپ کلکته هندوستان نیز اخبار مفصلی در این باره به چاپ رساند و این خبر مهم مدتها بر سر زبان‌ها و نقل محافل و مجالس بود.
تاگور قریب دو روز در بوشهر ماند و با ماشین عازم شیراز شد و جاده تماما خاکی و مال رو بود و هنوز تسطیح نشده بود و از طرف انجمن ادبی ایران استاد ملک‌الشعراء بهار درقالب هیاتی از تهران برای استقبال از تاگور به شیراز رفت
مترجم ایرانی عبدالحسین سپنتا این هیات را همراهی می کرد و سپس مکانهای تاریخی و مذهبی و باستانی شیراز را بازدید و سپس به اصفهان و بعد به تهران رفت .
تاگور در سفر به ایران اظهار داشت : من ایرانی هستم و نیاکانم از این سرزمین به هندوستان مهاجرت کردند.ˈ
دکتر عجم گفت:تاگور در ایام اقامتش در ایران دو سخنرانی ایراد کرد؛ یکی در تالار مسعودیه و یکی در انجمن ادبی ایران. تاگور در دو خطابه‌اش چند بار گفت ˈمن ایرانی هستم و نیاکانم از این سرزمین به هندوستان مهاجرت کردند و مسرورم که به وطن اجداد خود آمده‌ام و علت این همه محبت به من همین یگانگی نژادی و فرهنگی است و سبب مسافرت من با وجود کهولت و ضعف مزاج و مشکلات سفر همین یک دلی و عواطفی است که من به ایران دارم نه دیگر.درسفر به ایران همچنین جشن‏ هفتادمین سال تولد او در تهران برگزار شد.
پژوهشگر ایرانی می گوید: پورداوود که درآن زمان به عنوان استاد اعزام شده بود نوشته است که تاگور در طی صحبت چندین بار به من گفت گمان می‏کنم که در تهران کسی مرا نشناسد، زیرا چیزی از من به فارسی برگردانیده نشده که مرا بشناساند چون این سخن را دو سه بار از او شنیدم گفتم این کار را من در اینجا با همراهی یکی از استادان انجام می‏دهم.
عجم به نقل ازنوشته پورداوود ادامه داد:با یکی از استادان‏ آنجا بنام ضیاء الدین که از فارسی هم بهره‏ای داشت صد بند از اشعار تاگور را از بنگالی به فارسی‏ گردانیدیم‏ وتاگور بسیاری از اشعار خود را از بنگالی به انگلیسی درآورد و آن انگلیسی را آنچنان‏ که دلش خواست نوشت و از این ترجمه که بگذریم ترجمه‏های دیگر اشعار او به هر زبانی که بوده‏ باشد بیشترش از روی ترجمه انگلیسی وی انجام گرفته است .
محمد عجم می گوید سفر دوم تاگور در سال 1313 برای ادای احترام به فردوسی و شرکت در مراسم رونمایی آرامگاه توس بودو تاگور هنگامی که در آرامگاه فردوسی بود و به این حماسه سرای بزرگ ایرانی ادای احترام می کرد 73 سال از عمرش می گذشت .
به هرحال این شاعر و فیلسوف پر آوازه هندی درطول حیات و زندگانی خود علاوه برمبارزات ضداستعماری با انگلیس یاد ایران و زبان و ادب فارسی و اصالت ایرانی اجدادش را در خاطره ها باقی گذاشت و به آن افتخار می کرد.
آساق ** 589**

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال