هدف ایرنا گسترش اطلاع رسانی است. لذا انتشار این مطلب به معنای تائید محتوای آن نیست

چالش ‌ها و موانع تحقق عدالت

روزنامه کیمیای وطن در ستون سرمقاله امروز خود مطلبی را با عنوان' چالش ‌ها و موانع تحقق عدالت ' به قلم مظفر حاجیان منتشر کرد.

در این مطلب آمده است: براساس آیات صریح قرآن کریم تمامی پیامبران مأمور برقراری قسط و عدل در جامعه بوده ‌اند ؛ چنانچه می ‌فرماید : « لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمیزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ » ؛ « ما پیامبران خود را با حجتی روشن (برای هدایت مردم ) فرستادیم و به آنان کتاب و میزان عدالت نازل کردیم تا مردم به عدل و عدالت قیام کنند.» (حدید: 25)
و در جایی نیز فرموده است: «وَ أَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطین » ؛ « مطابق عدل عمل کنید؛ همانا خداوند دوست می ‌دارد آن ‌ها را که طالب عدالت هستند.» (حجرات: 9)
عدالت، از ارزش ‌های مهمی است که بزرگمرد تاریخ عدالت در راهش به شهادت رسیده است. این ارزش الهی که محبوب همه انسان ‌هاست همیشه تاریخ مخالفانی داشته که حتی با سر دادن شعار عدالت مانع برقراری آن شده ‌اند .
تحقق شعار عدالت ازجمله اهداف انقلاب اسلامی است. اهمیت این موضوع به حدی است که امام(ره) حتی در وصیت ‌نامه سیاسی‌‌الهی ‌شان به این مهم به ‌ویژه رسیدگی به وضع محرومان و مستضعفان توجه و بر آن تأکید جدی کرده ‌اند؛ افزون بر این یک وجه مهم، تفاوت میان الگوی توسعه مدنظر امام راحل و گفتمان انقلاب اسلامی با دیگر الگوهای توسعه، دقت و توجه الگوی توسعه مدنظر گفتمان انقلاب اسلامی به موضوع تحقق عدالت اجتماعی، کاهش فاصله میان غنی و فقیر، مبارزه با شکاف طبقاتی و... است؛ با وجود این همان ‌گونه که رهبر معظم انقلاب بارها به آن اشاره کرده ‌اند، در همه زمینه ‌ها پیشرفت صورت گرفته، اما در زمینه عدالت چندان پیشرفتی صورت نگرفته و راه مانده زیاد است؛ با این حال به نظر می ‌رسد منظور معظم ‌له این نیست که نظام اسلامی نظامی ناعادلانه است و تاکنون به مسئله عدالت و تحقق آن بی ‌توجهی شده است؛ بلکه منظور این است که از نظر دستیابی به افق‌ های تحقق عدالت وضعیت مطلوب نیست؛ یعنی ما از این نظر با شاخصه ‌های عدالت اسلامی فاصله داریم؛ به ‌ویژه در سال ‌های اخیر که این فاصله بیشتر و به جمعیت فقرا افزوده شده و سفره مرد آب رفته است. اگرچه به ‌طور قطع اقدامات زیادی هم در این زمینه (عدالت) صورت گرفته است؛ با وجود این سؤال این است که موانع تحقق عدالت در کشور در چهار دهه اخیر چه بوده است؟
اولین مانع برقراری و جاری‌ ساختن عدالت، سنگینی و سختی این امر و مطالبه‌ نکردن مردم است. تحقق عدالت، آن‌ گونه که در منابع اسلامی از آن بحث و در حکومت امیر المؤمنین (ع) اجرایی شده، بسیار دشوار است. به عبارتی با وجود آثار و برکات تحقق عدالت در جامعه به سبب دشوار بودن و دقیق ‌بودن این امر، معمولا کسی خود را با آن درگیر نمی ‌کند؛ از این رو به نظر می ‌رسد مهم ‌ترین مانع تحقق ‌نیافتن عدالت، تبدیل‌ نشدن آن به مطالبه عمومی است. در واقع در شرایطی که هر کس صرفا به تأمین منافع خود می‌ اندیشد و به سرنوشت کشور و وضعیت دیگر همنوعان و هم ‌کیشان خود توجهی ندارد، بحث از عدالت و دغدغه تحقق آن چندان نمی‌تواند مطرح شود. به عبارتی در این شرایط، هیچ‌ گاه عدالت به خواسته و مطالبه عمومی تبدیل نمی ‌شود و طبیعی است که کسی به دلیل بی ‌توجهی به مسئله عدالت مورد بازخواست قرار نخواهد گرفت.
نکته دوم اینکه عدالت، ملکه ‌ای نفسانی است و انتظار تحقق عدالت فقط در صورتی به بار خواهد نشست که این ملکه در نفس و روح کارگزاران، مدیران و حتی عموم مردم، جایگاه متناسب با اهمیتش را پیدا کرده باشد؛ به عبارتی به سبب دقیق و دشوار بودن تحقق عدالت، تحقق آن به کارگزاران و مدیرانی نیاز دارد که ابتدا عدالت را در درون و در ذات خود ملکه کرده باشند. متأسفانه این امر در میان مدیران و کارگزاران نظام عمومیت و شمول ندارد. اینجاست که باید صبور بود تا زمانی نیروهای خودساخته و عدالت ‌محور واقعی مسئولیت بپذیرند و معنای واقعی عدالت را نشان دهند.
مسئله سوم را باید در مدیریت کلان یافت که متأسفانه به ‌ویژه در طراحی الگوهای توسعه نیز در مقاطعی به این موضوع بی ‌توجهی شده است. در الگوهای توسعه ‌ای که در برهه پس از جنگ تحمیلی و در ادامه در کشور طراحی و اجرا شده، توجه به تحقق عدالت یا جایگاهی نداشته یا مسئله‌ ای ثانویه و دست ‌چندم بوده است که همان زمان نیز رهبری متذکر بودند؛ بنابراین با وجود پیشرفت ‌هایی که در حوزه ‌های گوناگون صورت گرفته، به همان میزان در زمینه عدالت پیشرفت صورت نگرفته است.
از موارد ی که مانع عمده برقراری عدالت است، سیاسی‌ کاری و تقدم منافع حزبی و گروهی بر منافع کلان ملی و خدمت ‌رسانی به مردم است که چالشی اساسی در تحقق عدالت به حساب می‌آید ؛ زیرا با حاکمیت این نوع نگاه، چه بسا مدیر و کار گزاری توانمند و خدمتگزار جای خود را به مدیری نا لایق و ناکارآمد داده و نه ‌تنها در پیشبرد عدالت کوششی نکرده، بلکه حتی در انجام وظایف معمولی و عادی خود نیز توفیقی نداشته است.
سخن آخر اینکه اجرا و پیاده ‌سازی عدالت اسلامی، کاری سخت و طاقت ‌‎فرسا ست؛ چنانچه رهبری معظم با اشاره به موضوع «عدالت» فرمودند: «چند هفته قبل درباره عدالت مطالبی را بیان کردم که بدخواهان به ‌گونه‌ ای القا کردند که گویا جمهوری اسلامی در زمینه عدالت هیچ کاری نکرده؛ در حالی ‌که در باب عدالت کارهای بسیار خوبی انجام گرفته، اما سطح توقع نظام اسلامی درباره عدالت بسیار فراتر از وضع کنونی است.»
البته هنوز راه نپیموده در راه اجرای عدالت زیاد است؛ چنانچه با وجود بحث‌ های زیادی که در موضوع عدالت شده، بیان ما به ‌ازای بیرونی برای آن یا الزامات تحققش همچنان دشوار به نظر می ‌رسد؛ در این زمینه لازم است مسئولان و اندیشمندان حوزه و دانشگاه بسترها و لوازم فهم و عملیاتی ‌سازی آن را فراهم کنند تا طعم شیرین اجرای عدالت در نظام اسلامی را مردم بچشند . نزدیک‌ تر شدن به عدالت با برخورد بی‌ ملاحظه با مفاسد اقتصادی، برگرداندن مال ‌های به‌ یغما رفته به کیسه بیت ‌المال و بستن روزنه ‌های فساد تحقق می‌ یابد که امروز ضرورتی انکارناپذیر است.
7141/6026/

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال