دفتر پژوهش و بررسي هاي خبري-محمد خواجوئي: بر اساس وصيت آلفرد نوبل بنيانگذار جايزه صلح نوبل، اين جايزه شايسته کسي است که براي ايجاد "برادري در ميان ملتها" و "انحلال يا کاهش نيروهاي نظامي" يا "برگزاري يا حمايت از همايشهاي صلحطلبانه"، "بزرگترين و بهترين کار" را انجام دهد.
|
|
اکنون که "باراک اوباما" رييس جمهوري آمريکا به عنوان برنده جايزه صلح نوبل در سال 2009 معرفي شده است، اين سووال مطرح مي شود که چه نسبتي ميان وي با آنچه در وصيت بنيانگذار جايزه صلح نوبل مطرح شده، وجود دارد؟ و آيا براستي اوباما شايسته لقب "مرد اول صلح در جهان" است؟
"توريجورن جاگلند" رييس کميته صلح نوبل نروژ روز جمعه 9 اکتبر در بيانيه اي خطاب به صدها خبرنگار اعلام کرد: "به ندرت کسي تاکنون توانسته است تا اين حد توجه جهاني را به خود جلب کند و مردم دنيا را براي جهان و آيندهاي بهتر اميدوار سازد". در اين بيانيه آمده است: "اوباما به خاطر ايجاد شرايط جديد در حوزهي سياست خارجي و بينالمللي و تلاشهايش براي ايجاد جهان عاري از تسليحات هستهاي سزاوار دريافت جايزه صلح نوبل است".اين کميته همچنين اعلام داشت: "پس از روي کار آمدن اوباما، ديپلماسي چند جانبه در روابط بينالملل مرکزيت يافته است و مذاکره تبديل به ابزاري پرطرفدارتر براي حل و فصل مناقشات بينالمللي شده است و از طرفي آمريکا نقش سازنده بيشتري در مقابله با گرم شدن آب و هواي زمين ايفا ميکند."
آنچه از وصيت آلفرد نوبل بنيانگذار جايزه صلح نوبل هم بر مي آيد معيار اصلي براي اهداي اين جايزه انجام اقدام عملي و به اصطلاح "بزرگترين و بهترين کار" براي ايجاد "برادري در ميان ملتها" و "انحلال يا کاهش نيروهاي نظامي" يا "برگزاري يا حمايت از همايشهاي صلحطلبانه" است.
اکنون بر اساس آنچه در وصيت بنيانگذار صلح نوبل آمده است، دو سوال مطرح مي شود:
1- آقاي اوباما چه اقدام و دستاورد مهمي در زمينه صلح در طول 9 ماه گذشته داشته است؟
2- فارغ از ادبيات بعضا متفاوت اوباما با سلف خود و تاکيد وي بر ضرورت گفتگو، اقدامات و سياست هاي دولت وي در چند ماه گذشته چه نسبتي با صلح دارد؟
- در پاسخ به سوال اول بايد گفت باراک اوباما رييس جمهوري آمريکا و دولت تحت امرش جز ايجاد تغيير نسبي در گفتار دولتمردان آمريکايي، دستاورد قابل اتکايي نداشته اند که بتوان بر اساس آن به قضاوت در خصوص موفقيت يا ناکامي آن صحبت کرد. در حقيقت آنچه باعث شگفتي در اعلام خبر اهداي جايزه صلح نوبل به اوباما شد نيز همين مساله بود. آنچه در اين ميان سبب اصلي شگفتي بود، اين بود که در حالي که هنوز حدود 9 ماه از روي کار آمدن باراک اوباما در آمريکا مي گذرد و به زعم بسياري، سياست ها و برنامه هاي اين دولت به علت گستردگي بحران هاي پيش رو در حوزه هاي مختلف اقتصادي و سياسي، غير شفاف و مبهم است و هنوز اوباما دستاورد روشني نداشته است، چگونه ممکن است که مسوولان کميته صلح نوبل که به اصطلاح تلاش دارند بدون پيش داوري و با نگاه کارشناسي مسايل را بنگرند، بدون توجه به اقدامات عملي و دستاوردهاي رييس دولت جديد آمريکا و صرفا با اتکا به برنامه ها و سياست هاي اعلاني وي که بعضا تفاوت آشکاري با سياست هاي اعمالي دارد، وي را شايسته ترين فرد براي دريافت جايزه صلح نوبل بدانند؟
- در پاسخ به سوال دوم نيز بايد گفت که بر خلاف آنچه امروز اوباما از صلح و گفتگو سخن مي گويد، بسياري از سياست ها و برنامه هاي اين دولت کاملا در تضاد با صلح است. نگاهي به آنچه امروز در کشورهايي همچون افغانستان، پاکستان و به ويژه فلسطين مي گذرد گوياي اين مساله است که نقض حقوق بشر توسط آمريکا اين بار به شکلي ديگر در حال انجام است. آيا رييس جمهوري که 13 هزار سرباز به تعداد سربازان پرتعداد خود در افغانستان ميافزايد، لياقت دريافت نشان نوبل را دارد؟
باراک اوباما اينک رييسجمهور کشوري است که در سه کشور عراق، افغانستان و پاکستان در حال جنگ است.
با وجود اينکه رييس جمهوري آمريکا تعهداتي مبني بر خروج نظاميان اين کشور از عراق داده است که البته هنوز به طور کامل اجرا و عملي نشده است، اما وي همچنان به ضرورت ادامه جنگ در افغانستان و پاکستان پافشاري ميکند. وي در راستاي حمايت خود از جنگ در افغانستان خواستار افزايش تعداد نظاميان آمريکايي در افغانستان شده است و انتظار مي رود که در آينده نزديک تعداد اين نيروها به 40 هزار نظامي افزايش يابند.
از سوي ديگر مدتهاست که آمريکا حتي در دوره اوباما به بهانه جنگ عليه تروريسم عمليات هاي بعضا کور و بي هدفي را در مناطق مرزي افغانستان و پاکستان انجام مي دهد که ره آورد اصلي آن کشته شدن شهروندان بي گناه، تداوم ناامني در اين مناطق و ايجاد فرصت براي نشو و نماي گروه هاي افراطي در اين مناطق به بهانه دفاع از ساکنان آن مناطق است.
حال چطور ممکن است که فردي که اينگونه کشورش در حال جنگ و کشتار است را مرد صلح بناميم، چه برسد به اينکه بزرگترين جايزه صلح در جهان را به وي بدهيم؟
تحولات فلسطين نيز گوياي اين مساله است که دولت آمريکا خود يکي از حاميان بزرگ نقض حقوق بشر در اين منطقه است. آنچه تاسف بار است اين است که در مقابل سياست هاي غير قانوني رژيم صهيونيستي در قبال ملتي که هنوز از داشتن حقوق اوليه خود محروم است، قدرت هاي بزرگ از جمله ايالات متحده اقدام شايسته اي براي مقابله با اين سياست ها بروز نداده اند. گرچه اوباما و ديگر مقام هاي آمريکايي بارها از آن رژيم بابت برخي سياست هاي يکجانبه شان انتقاد مي کنند، اما اين مخالفت ها از حد انتقادهاي لفظي فراتر نرفته است.
اتخاذ همين سياست از سوي آمريکا باعث مي شود از سويي رژيم صهيونيستي بيشترين بهره را از وضعيت موجود ببرد و از سوي ديگر بي اعتمادي بزرگي در ميان فلسطيني ها نسبت به موفقيت سياست هاي خاورميانه اي اوباما بوجود آيد.
عدم اتخاذ اقدامي شايسته در مقابله با سياست هاي رژيم صهيونيستي وضعيت را به جايي رسانده است که اينک آمريکا نيز اميدي به تغيير رفتار آن رژيم ندارد از اين رو تلاش مي کند طرف فلسطيني را راضي به ورود به مذاکرات کند. تاکيد اوباما در نشست سه جانبه نيويورک مبني بر آغاز مذاکرات بدون پيش شرط در همين راستاست. مساله اي که بيشتر از همه به نفع رژيم صهيونيستي و به ضرر فلسطيني هاست.
امروز صحنه گردان اصلي در تحولات مربوط به روند به اصطلاح صلح نه آمريکا بلکه رژيم صهيونيستي است و آمريکا با اين کندروي هاي خود عملا در بازي طراحي شده اسرائيل قرار گرفته است.
"اسماعيل هنيه" نخست وزير دولت فلسطين در واکنش به اهداي جايزه صلح نوبل به اوباما گفت: "فلسطينيان از اوباما چيزي جز حرف نديدهاند اين در حالي است که آنها بيش از هر چيز ديگري به عمل نياز مبرم دارند."
از سوي ديگر کميته صلح نوبل دليل ديگري براي انتخاب اوباما جهت دريافت جايزه صلح عنوان کرد و گفت: تلاش هاي اوباما براي تقويت موضع نهادهاي بين المللي و ترغيب به خلع سلاح هسته اي نيز مورد تاکيد قرارگرفته است.
اين دليل در حالي از سوي کميته نوبل مطرح شده است که آمريکا و رژيم صهيونيستي خود معاهده منع گسترش سلاحهاي اتمي را امضا نکرده اند و هر روز با گسترش اين سلاح ها به تهديد ديگر کشورهاي جهان مي پردازند و از سوي ديگر نيز در مقابل برنامه هاي هسته اي صلح آميز همچون برنامه صلح آميز و قانوني هسته اي ايران مي ايستند.
نتيجه اينکه اعطاي عجولانه و بدون حساب جايزه صلح نوبل به باراک اوباما بيش از پيش بر بي اعتباري اين جايزه افزود.
کلام آخر اينکه در جهان عجيبي زندگي مي کنيم، شايد هيچ کس باور نمي کرد روزي برسد که تنديس حمايت از حقوق انسان ها بدست کساني بيفتد که يا خود دستانشان به خون هزاران نفر آلوده است يا دست در دست خونين قاتلان انسان ها داده اند.
براستي چه بايد کرد؟
انتهای خبر / خبرگزاری جمهوری اسلامی (ايرنا) / کد خبر
735484