کد خبر: 683061 زمان مخابره: 25/6/1388 - 14:21:36
در ميزگرد ايرنا پيرامون بررسي سياست هاي آمريکا در پاکستان مطرح شد:
کاخ سفيد در پي تضعيف دولت اسلام آباد و تجزيه پاکستان
کارشناسان مسائل بين المللي در ميزگردي با عنوان "بررسي سياست هاي آمريکا در پاکستان" تاکيد کردند کاخ سفيد به دنبال تضعيف دولت اسلام آباد در راستاي بهره برداري از آن در جهت سياست هاي خود در منطقه شبه قاره است.
در اين ميزگرد که به ميزباني خبرگزاري جمهوري اسلامي برگزار شد، " ابوالفضل ظهره وند" ديپلمات و سرکنسول سابق جمهوري اسلامي ايران در افغانستان و "سعدالله زارعي" پژوهشگر و عضو شوراي سردبيري روزنامه کيهان به بيان ديدگاه ها و نقطه نظرات خود در خصوص سياست هاي آمريکا در پاکستان پرداختند.
مشروح مطالب مطروحه در اين ميزگرد به شرح زير است:

** آمريکا به دنبال تجزيه پاکستان است
سعد الله زارعي در ابتداي اين ميزگرد با تشريح وضعيت تاريخي پاکستان گفت آمريکا به منطقه تسهيل دستيابي به اهداف خود در منطقه شرق آسيا، با تشديد تنش و بحران در پاکستان سعي در تجزيه اين کشور دارد.
وي در ادامه گفت: در اين موضوع به نظر من قبل از پرداختن به مسئله پاکستان، بايد ديد که اساسا آمريکا در مناطقي از شرق آسيا، جنوب شرق آسيا و آسياي ميانه که از کشورهاي مسلمان غيرعرب نظير پاکستان، افغانستان، ايران،مالزي و اندونزي چه هدفي را دنبال مي کند؟

** ايران،هند، چين و روسيه قدرتهاي مهم اطراف پاکستان و افغانستان
اين کارشناس مسايل بين المللي موضوع "علت حضور آمريکا در مناطق ياد شده" را يکي از کليدي ترين سوالات مربوط به اين مناطق دانست و گفت: برنامه هاي آمريکا در اين مناطق، برنامه هايي کليدي و دنباله دار است و بايد به اين نکته مهم و حساس توجه داشت که اطراف دو کشور افغانستان و پاکستان، چهار قدرت مهم روبه رشد فزاينده شامل ايران، چين، هند و روسيه قرار گرفته اند که اين موضوع از اهميت و حساسيت ژئوپلتيکي فوق العاده اي برخوردار است.
عضو شوراي سردبيري روزنامه کيهان تاکيد کرد: براساس گزارش هاي دستگاه هاي اطلاعاتي آمريکا، در قرن بيست و يکم و به خصوص از سال 2020 به بعد چيني ها، هندي ها، ايراني ها و روس ها، جاي بسياري از قدرت هاي فعلي حاضر در عرصه بين الملل را مي گيرند و به عبارت ديگر، قاره آسيا جايگزين اروپا در عرصه روابط بين الملل مي شود.
زارعي اظهار داشت: بنابراين از نظر آمريکايي ها اين نقطه يک نقطه حساس سياسي، اقتصادي و ژئوپلتيک است و اينگونه پيش بيني ها از سوي دستگاه هاي اطلاعاتي آمريکا به اين معنا است که کاخ سفيد طرح هايي را براي مهار چهار کشور قدرتمند ياد شده دارد.
وي افزود: بنابراين ما بايد برنامه ها و تدارکات فعلي آمريکا را در اين حوزه در راستاي اين پيش بيني هاي اطلاعاتي و برنامه ها و طراحي هاي آن تجزيه و تحليل کنيم.

** آمريکا اسلام گرايي را چالشي براي کشورهاي مسلمان غيرعرب مي داند
زارعي در ادامه با اشاره به موضوع اسلام گرايي و حضور مسلمانان در منطقه گفت: از منظر آمريکايي ها، اسلام گرايي يک چالش براي کشورهاي غيرعرب شرق و جنوب شرق آسيا و آسياي ميانه است که با اسلام کشورهاي عربي داراي يک سري ويژگي هاي خاص است. به گفته زارعي، اسلام در منطقه عربي يک وجهه غير دموکراتيک دارد و با رژيم هاي سنتي پيوند خورده است و انعطاف پذير نيست و کمتر مي شود نشانه هاي تمدن را در آن جستجو کرد اما اسلام شرقي و در حوزه کشورهاي غير عرب کاملا متفاوت و توام با دموکراسي است.
وي افزود: در پاکستان شاهد يک دموکراسي ديرينه هستيم و از همان سال 1947 که اين کشور تاسيس شده، مقوله اي به اسم دموکراسي، تحزب و رقابت هاي انتخاباتي و حق راي در آن مطرح بوده است.
عضو شوراي سردبيري روزنامه کيهان تصريح کرد: اگر چه خيلي ها دموکراسي پاکستان را به دليل بروز برخي از خشونت ها، هنوز هم يک دموکراسي نابالغ مي دانند، ولي به هر حال نظام سياسي در پاکستان با انتخابات عجين است. در اندونزي و مالزي هم وضعيت مشابهي وجود دارد و در ايران هم شاهد يک دموکراسي در کنار اسلام هستيم. در ترکيه هم که يک کشور غير عرب اسلامي است شاهد يک اسلام توام با دموکراسي هستيم.
** انقلاب اسلامي چالش اول آمريکا و اروپا
زارعي با بيان اينکه کشورهاي پاکستان و افغانستان در مجاورت کشوري با انقلاب اسلامي قرار گرفته اند گفت: ترديدي نيست که انقلاب اسلامي چالش اول آمريکايي ها و اروپايي ها در دنياست و مهار انقلاب اسلامي يکي از برنامه هاي اساسي آمريکايي ها طي سه دهه گذشته بوده و الان هم در دستور کار آن قرار دارد.

** آمريکا به دنبال "افغانيزه" کردن پاکستان
اين کارشناس مسائل بين الملل اظهار داشت: آمريکايي ها با پيوند زدن بين پاکستان و افغانستان، تلاش مي کنند که به نوعي پاکستان را هم "افغانيزه" کنند. افغانستان امروزي چيزي بيش از يک دولت بي ثبات، يک کشور اشغال شده و تحت سيطره ناتو نيست. کشوري است که از لحاظ ارتباطات و مقوله مواد مخدر يک چالش عمده براي جمهوري اسلامي است و يک فرصت براي غربي ها براي پياده کردن برنامه هاي خودشان محسوب مي شود.
بنابر اين آمريکا به دنبال اين است که شرايط مشابه شرايط افغانستان را در پاکستان ايجاد کند و با بي ثبات کردن پاکستان و کشاندن آن به سمت تجزيه بستر مناسبي را براي رسيد به اهداف منافع خود در منطقه ايجاد کند.

** آمريکا به دنبال ايجاد دولت مزاحم براي هند
زارعي با بيان اينکه يکي از اهداف امريکا از تجزيه پاکستان، ايجاد يک دولت مزاحم براي کشور قدرتمند هند است، افزود: بي ثبات سازي پاکستان به طرق مختلف در حال انجام است که ايجاد شکاف هاي قومي يکي از اين روش ها است. موضوع استقلال ايالت "سرحد" بخشي از طرحي است که آمريکايي ها براي تجزيه پاکستان در نظر دارند و به دنبال جدا کردن اين ايالت شمالي از پاکستان و تشکيل يک کشور با پشتون هاي جنوب و غرب افغانستان هستند تا از اين طريق يک دولت مزاحم براي هند ايجاد شود
زارعي افزود: برخلاف آنچه که برخي ها تصور مي کنند ، آمريکا به دنبال ايجاد يک دولت قوي وابسته به کاخ سفيد در پاکستان نيست بلکه برعکس سعي در تضعيف دولت مرکزي اين کشور دارد و رفتار آمريکايي ها در طول هفت يا هشت سال گذشته به خصوص بعد از 11 سپتامبر، نشان داده که هيچ گاه اجازه نداده اند که در اسلام آباد يک دولت قوي شکل بگيرد.
اين کارشناس مسائل بين الملل ادامه داد: دولت پرويز مشرف، يک دولت نسبتا قوي بود و با آمريکايي ها هم چندان مشکلي نداشت و خدمات لازم را به واشنگتن مي داد اما آمريکايي ها سياستشان اين نبود که اسلام آباد بتواند در برابر برنامه هاي کلان تجزيه طلبي آمريکا مقاومت کند.
بنابراين آنها از طريق يک برنامه سياسي مشرف را آرام آرام از قدرت به زير کشيدند و در زمان حاضر شاهد يک دولت ضعيف در اسلام آباد هستيم که از نظر قوام و دوام با دولت مشرف قابل مقايسه نيست و هر لحظه ممکن است سقوط کند.

** حوادث سين کيانگ چين ناشي از برنامه امريکا در پاکستان
سعدالله زارعي گفت: آمريکايي ها براي پيشبرد اهداف خود يک طرح دامنه دار خطرناک در پاکستان در پيش گرفته اند که کشورهاي همسايه بايد نسبت به آن بسيار حساس باشند چون اتفاقي که در پاکستان بيفتد، اعم از جنگ خانگي و يا اشغال اين کشور، دود آن به چشم تمام کشورهاي همسايه خواهد رفت و اين مساله اي است که چيني ها از همين حالا در حال لمس آن هستند.
وي افزود: اتفاقاتي که در ايالت سين کيانگ چين رخ داد، دقيقا متاثر از برنامه هاي آمريکا در پاکستان بود. آمريکايي ها از جريان شورش در سين کيانگ حمايت کردند و رهبر آن را تقويت کردند و اين نشان مي دهد که تحولات پاکستان بسيار مهم و تاثير گذار است.

*** ابوالفضل ظهره وند: اسلام و تهديد هند دو پايه استواري چهار ايالت پاکستان بوده اند
سرکنسول سابق ايران در افغانستان در اين ميزگرد گفت: تجزيه پاکستان البته يک برآورد است. پاکستان کشوري است که در شبه قاره در سه يا چهار دهه اخير بيشترين بد اقالي را داشته است. کشوري گرفتار است و اين گرفتاري آن به حدي است که موقعيت ژئوپلتيک آن را در مراحل مختلف با چالش هاي مختلف مواجه کرده که اين چالش مي تواند و مي توانسته به تجزيه ختم بشود.
اين کارشناس مسائل شبه قاره گفت: چهار ايالت پاکستان بر روي دو پايه استوار مانده اند، اولي آن بحث اسلام است. چهار ايلاتي که چهار زبان مختلف دارند و چهار قوم مختلف و بعضا متعارض در آن زندگي مي کنند، را در کنار هم قرار داده و نگهداشته است و دومي تهديد هند بوده است که همواره اين چهار قوم و چهار ايالت را در کنار هم قرار داده است.
وي افزود: يک جامعه اي با بيش از 170 ميليون جمعيت، بيش از 50 در صد زير خط فقر، ميزان بي سوادي بالاي 80 درصد. بنا به ملاحضاتي اين کشور تلاش کرده تا بقاي خود را حفظ کند که هر از چند گاهي براي خود هم ظرفيتي را فراهم کند. هرچند که اين ظرفيت هاي داخلي براي پاکستان پايدار هم نبوده است و نياز به باز تعريف دارد.
وي تاکيد کرد: يکي از گرفتاري هايي که پيش آمد، اين بود که تا قبل از انقلاب اسلامي و اوائل آن پاکستان ايران را همواره عمق استراتژيک خود در برابر هند مي دانست. بعد از انقلاب اين مساله تغيير کرد. همين طور رويکرد مقامات اسلام آباد براي باز تعريف يک ظرفيت جديد در برابر هند نيز تغيير کرد و اين مساله در تعامل با غرب و کشورهاي عربي از جمله عربستان سعودي بود تا بتواند نقش کارگزاري در برخورد با موضوع تهاجم شوروي سابق به افغانستان ايفا کند.

*** پاکستاني کشوري ورشکسته است
سرکنسول سابق جمهوري اسلامي ايران در افغانستان اظهار داشت: با فروپاشي شوروي سابق و قبل از آن با خروج روس ها از افغانستان، اين ظرفيت بار ديگر از دست رفت. اقدام بعدي پاکستان براي بازتعريف اين ظرفيت براي غرب، تعريف يک ظرفيت جديد براي مهار انقلاب اسلامي است که اين کارگذاري را بار ديگر براي سعودي، انگليس و آمريکا در قالب شکل دهي به پديده مدارس طالبان انجام داده است.
وي ادامه داد: البته کليد اين مدارس از دوران ضياء الحق شروع مي شود اما جامعه پاکستان همان گونه که مي دانيد تا بيش از 80 درصد "بريلوي" هستند يعني از نظر مذهبي شافعي مذهب محسوب مي شوند و به نوعي به اهل بيت ارادت دارند. کمتر از بيست درصد جامعه پاکستان "ديوبند" هستند و تفکر "جوبندي" دارند که نوعي در واقع تفکر سلفي است. اين مدارس با تفکر سلفي و جوبندي در حال فعاليت هستند و کليد طالبان را هم در اين مدارس که مرکز اصلي آن در منطقه اي به نام "اخوره اتک" قرار دارد، براي اولين بار در آنجا شکل گرفت و ديده مي شود و رهبران آن در آنجا گرد هم مي آيند.
ظهره وند معتقد است: غرب در حال حاضر به دنبال بي ثبات کردن دولت اسلام آباد نيست. دولت پاکستان همواره از کمک هاي غرب استفاده کرده است. سيستم نظامي اين کشور کاملا آمريکايي است. اسلام آباد کلا ضعيف است. اين کشور به طور کلي مي توان گفت که ورشکسته است. پاکستان با دارا بودن 170 ميليون جمعيت منابع آنچناني نيز ندارد. قسمت عمده اي از درآمد ملي خود را نيز صرف تامين ارتش خود مي کند.
سفير سابق جمهوري اسلامي ايران در ايتاليا افزود: از بد شانسي هاي دوباره پاکستان وقوع آن حادثه 11 سپتامبر است. تا قبل از اين حادثه، آنها توانسته بودند به ابزاري تحت عنوان "طالبان" دست پيدا کنند.

*** يکي از خط قرمز هاي پاکستان خط مرزي ديوراند است
ظهره وند تاکيد کرد: پاکستاني ها در بحث امنيت ملي شان مساله اي را دارند به عنوان "خط ديوراند" که اين خط در واقع برايشان خط قرمز است. زيرا اين خط در سال 1997 دوره اش به پايان رسيده و بايد به افغانستان باز گردد. اين مساله چيزي نيست که پاکستاني ها بتوانند از آن بگذرند.
وي خاطر نشان کرد: در کنار مساله کشمير که براي پاکستاني ها يک مساله ملي است، مساله ديوراند قرار دارد که تمام سياست هايي را که آنها سعي کردند در قبال افغانستان اجرا کنند، از منظر امنيت ملي شان، خط ديوراند و تاثير گذاري بر قدرتي است که در کابل شکل مي گيرد تا بتواند مساله ديوراند را منتفي شده اعلام کنند.
سفير سابق جمهوري اسلامي ايران درايتاليا گفت: پاکستاني ها به دنبال تعامل با کابل بودند تا بتوانند مساله ديوراند را حل کنند. واقعه 11 سپتامبر مشرف را مجبور به همکاري با آمريکايي ها کرد زيرا آنها تهديد مي کردند که اگر همکاري نکند، خودشان حمله خواهند کرد.
سرکنسول سابق جمهوري اسلامي ايران در افغانستان اظهار داشت: حمله به پاکستان يعني همان تجزيه که اعلام مي کنند. زيرا اين مناطق مستعد اين مسئله هستند. همين الان هم بلوچستان پاکستان مستعد اين مسئله است. حتي در سند که به نوعي مرکز سياسي آنها محسوب مي شود، اين استعداد وجود دارد، در سرحد که مناطق قبايلي پاکستان به مناطق قبايلي افغانستان متصل مي شود نيز اين استعداد وجود دارد و در حال حاضر نيز به صورت خودمختار اداره مي شوند.
وي خاطر نشان ساخت: در عين حال هند در حال تقويت روابط خود با غرب، افغانستان و رژيم صهيونيستي است و وقتي اين شرايط در کنارهم قرار مي گيرد، دورنما براي پاکستان به هيچ عنوان خوب نيست.اسلام آباد بايد به سمت ظرفيت هاي داخلي خود حرکت مي کرد و راحت آنها را در اختيار غرب نمي گذاشت. امروز غرب براي به دست آوردن منافع خود در افغانستان، پاکستان را به مسلخ برده است.

*** رويارويي ارتش با طالبان يک وضعيت پارادوکسيکالي است
اين کارشناس مسائل شبه قاره اظهار داشت: همکاري پاکستان با غرب اين کشور را در وضعيتي پارادوکسيکالي قرار مي دهد زيرا ارتش از يک شان و مقامي در ميان مردم برخوردار است، ستون امنيت ملي آنهاست و امروز ارتش عليه طالبان که مظهر اسلام که يکي از عناصر وحدت بخش ميان ايالت هاي پاکستاني است، قرار مي گيرد. اين ديپلمات ايراني گفت: نکته اي که ما بايد به آن توجه کنيم اين است که سيستم حاکم در پاکستان سکولار است. اين در حالي است که اين کشور يک جمهوري اسلامي است. سطوح بالاي ارتش نيز به همين صورت است ولي بدنه ارتش اسلامي است.
ظهره وند ادامه داد: اين اتفاق در حقيقت يک نوع پارادوکس به وجود آورده است و به همين خاطر بود که آمريکايي ها تا آخر هم به صداقت پرويز مشرف اعتماد نکردند. دليلي که آنها پرويز مشرف را برداشتند به خاطر بازي دوبلي بود که انجام مي شد. از يک نظر به بعضي از مواضع طالبان حمله مي شد، اما از يک بعد ديگر ISI که نيروي اطلاعاتي نيروي زميني ارتش پاکستان است، اين کمک هم مي کرد.

*** مشرف قرباني بازي آمريکايي ها شد
سرکنسول سابق جمهوري اسلامي ايران در افغانستان ادامه داد: نکته اي که بايد اضافه کنم اين است که درست است که پاکستان در مسير دموکراسي بسيار تلاش کرده است و مردم آن براي آن بسيار ارزش قائل هستند اما به دليل وقوع چند کودتا در اين کشور موضوع دموکراسي خدشه دار شده است و ارتش آمده و بازي را برهم زده است. رويکرد کلي در سياست پاکستان اين است که به سمت حکومت هاي غير نظامي پيش بروند. به همين خاطر است که آمريکايي ها تلاش کردند تا يک آن بازي دوبل را جمع کنند و دومهره هاي خودشان را به صحنه سياسي در پاکستان بازگردانند. پرويز مشرف در اينجا در حقيقت قرباني اين ماجرا شد.
اين کارشناس مسائل شبه قاره گفت: مشرف به دليل تلاش براي صيانت از يکپارچگي و وحدت پاکستان با آمريکايي ها همکاري مي کرد. در دوره زرداري، تروري که صورت گرفت مقداري از نقشه غربي ها و آمريکايي ها را بر هم ريخت. زرداري پيش از آنکه يک سياستمدار باشد، يک تاجر است.
وي افزود: در اين مقطع باز شما موضوع طالبان را مي بينيد که فشار وارد مي کنند تا بحث طالبان در اينجا مهار شود. ارتش تمايلي به اين کار نداشت و از طرف ديگر آقاي زرداري چه به دليل انگيزه شخصي، زيرا همسرش ترور شده بود و همين طور قصدي که براي نجات سيستم پاکستان از افراط گرايي دارد، خواهان عکس العمل بود ولي نه توان و نه تجربه لازم را براي تعامل با طالبان براي رسيدن به اهداف ملي اش ندارد.

*** حضور ناتو در سرحد يک بلوف بود
وي تاکيد کرد: همکاري با طالبان در ارتش و ISI اين طور نيست. لذا شما مي بينيد وقتي که آنها تهديد مي شوند اگر همکاري نکنيد، ناتو وارد منطقه سرحد خواهد شد و اين يعني علي الظاهر تجزيه، پاکستاني ها در اينجا فريب غربي ها را مي خورند و اين به دليل تعارضاتي بود که در نظام تصميم گيري خود داشتند. اين مساله به نظر من يک بلوف بود.
ظهره وند تصريح کرد: پاکستان موضعي را که در دهه قبل براي غرب داشته است را از دست داده است. يعني اگر بخواهيم اولويت آمريکايي ها را در منطقه بدانيم اول هند است و سپس افغانستان. پاکستان فاقد ارزش است و شايد در حد يک کشوري در آمده است که بتواند ترانزيت را انجام دهد که آن هم به دليل آسيب هايي که به نيروهاي غربي مي رسد، مطمئن نيست و به همين خاطر ما مي بينيم که آمريکايي ها از طريق روس ها وارد مي شوند.
ابوالفضل ظهره وند افزود: اين نکته بسيار مهم است و پاکستان را بيشتر در معرض ورشکستگي قرار مي دهد. آن 7.5 ميليارد دلاري که آمريکايي ها وعده داده اند تا در سايه همکاري اسلام آباد با واشنگتن براي بازسازي مناطق قبايلي هزينه کنند، نيز نمي تواند اين مسئله را جبران کند.
سرکنسول سابق جمهوري اسلامي ايران در افغانستان اظهار داشت: اتفاقي که در سوات افتاد خيلي مهم بود. من هيچ کجا نديدم که اين مسئله باز شود. وقتي که دولت زرداري تصميم مي گيرد تا با طالبان پاکستان وارد تعامل شود، بهترين تصميمي بود که اسلام آباد گرفت و اين مسئله اتفاقا غربي ها را برهم ريخت. شما مي بينيد در زماني که آنها درسوات قرار داد مي بندند تا آن منطقه به صورت خودمختار اداره شود و در واقع در مسير ثبات و وحدت داخلي حرکت کنند، آمريکايي ها به طور مستمر مناطق وزيرستان و سوات را بمباران کرده و تلفات غير نظامي وارد مي کنند و موضع ارتش را کاملا ضعيف مي کنند.

*** تلاش آمريکايي ها براي جدا کردن طالبان افغانستان و پاکستان
ظهره وند گفت: در واقع آمريکايي ها تلاش کردند تا در يک سناريويي، ابتدا طالبان افغانستان و طالبان پاکستان را از هم جدا کنند. اين براي آنها بسيار مهم بود. مسئله زرادخانه هاي هسته اي و تسليحات هسته اي به نقطه فشاري براي دولت اسلام آباد تبديل شد. زيرا مي گفتند شما در مسيري در حال حرکت هستيد که پاکستان طالبانيزه مي شود. در حالي که پاکستان طالبانيزه هست، اتفاق خاصي نيفتاده است، اما اين را مطرح کردند و گفتند ما نگرانيم که اين سلاح ها به دست افراطيون بيفتد. به همين دليل گفتند که ناتو قصد دارد تا وارد شود. اسلام آباد ناچار از اينکه مواجه با معضل جديدي نشود، مجبور به همکاري شد و با ISI اين توافق شد که وارد بشود و قويا سرکوب بکند.
ظهره وند اظهار داشت: اما من بايد بگويم طالبان بدون کمک ISI و مقامات پاکستاني هيچ است. شما مي دانيد که در سال 2001 زماني که مشرف با کودتا قدرت را در دست مي گيرد، در آن دوران فطرت، ماموريت ISI معلق مي شود، بزرگترين ضربه به طالبان وارد مي شود و طالبان در افغانستان تا مرحله اضمحلال نزديک مي شوند که احمد شاه مسعود مترصد آن بود تا هرات و ديکر مناطق را بگيرد. اين يک نکته تاريخي و جالب است.
اين کارشناس مسائل شبه قاره ادامه داد: امروز ارتش پاکستان در حال مقابله با اسلام است. چون اسلام در پاکستان در سيماي طالبان ديده مي شود و گفتيم که اسلام عامل اتحاد ميان چهار ايالت پاکستان است. از آن طرف ارتش پاکستان تسليحاتي را که براي مبارزه با هند تدارک ديده بود عليه مردم خودش استفاده مي کند. در واقع اسلام آباد خودش، خود را با دست خود به سمت تجزيه نزديک مي کند. درحاليکه اگر ناتو وارد سرحد مي شد يک اتحاد داخلي براي مقابله با بيگانه شکل مي گرفت.
سرکنسول سابق جمهوري اسلامي ايران در افغانستان گفت: اين مسئله مي توانست به ويتنامي براي ناتو تبديل شود. لذا ايجاد گسل ميان طالبان پاکستان و طالبان افغانستان بسيار مهم است. ازاي اين همکاري طالبان افغانستان شد. امروز کويته مرکز طالبان افغانستان است. همين الان هم مقامات مي نشينند و در آنجا جلسه مي گذارند و هيچ اتفاقي نمي افتد. هم آمريکايي ها اين مسئله –طالبان افغانستان- را مي خواهند و هم اينکه آن را در اختيار ISI قرار دادند. اين نکته اي است که در هيچ کجا نيامده است. طالبان پاکستان بعد از جدا شدن از طالبان افغانستان و به نوعي از القاعده در حال تبديل شدن به يک حزب سياسي و که مي تواند در تعامل با دولتي که در افغاستان بر سر کار بيايد، قرار بگيرد.
سفير سابق جمهوري اسلامي ايران در ايتاليا تصريح کرد: غرب امروز افغانستان را اشغال کرده و من فکر نمي کنم که غرب در افغانستان با چالش روبه روست. ناتو افغانستان را قورت داده است. براي اينکه بتواند خود را تثبيت بکند و جبهه اي را که در برابر آن وجود دارد و حزب اسلامي حکمتيار آن را بزند و از بين ببرد، بايد اين اتفاق مي افتاد.
اين ديپلمات ايراني اظهار داشت: به نظر من اسلام آباد از آن چيزي که مي ترسيد دارد به سرش مي آيد. از يک طرف در حال دور شدن از مسئله کشمير است زيرا در حال تضعيف است و اين يک ما به ازايي است که به هند داده شد، و شما مي توانيد ببينيد که بمب هايي که در بمبئي منفجر مي شود، سناريويي نيست که در اسلام آباد چيده شده باشد. به نظر مي رسد که اين مسئله در جاي ديگري در غرب چيده شده باشد.
وي افزود: غربي ها توانستند تا از اهرم اين مسئله براي به تعامل کشاندن اسلام آباد با هند استفاده کنند. آمريکايي ها يکي از فشارهايي که مي آورند اين است که پاکستان بايد مسائل خود را با دهلي نو حل کند. پاکستاني ها مي خواستند تا ثبات داخلي به وجود بياورند اما امروز اسلام خدشه دار شده است. چهل ميليون نفر از جمعيت پاکستان، پشتون است. شما نمي توانيد مرزي بين پشتون هاي اين طرف با پشتون هاي آن طرف مرز در افغانستان بگذاريد. بيشتر ساکنان سرحد و مناطق جنوبي افغانستان، پشتون هستند.

** خط لوله صلح تاثيري فراوان بر ثبات و امنيت پاکستان دارد
سفير سابق جمهوري اسلامي ايران در ايتاليا اظهار داشت: عناصر و بازيگران فراواني در پاکستان نقش آفريني مي کنند. اگر بخواهيم به نقش به طور مثال عربستان و يا امارات و يا همين طور انگليس در اين منطقه بپردازيم، اينها با هم اختلاف منافع آشکاري را دارند. انگليسي ها همين طور که پابه پاي آمريکايي ها در منطقه حضور دارند، در بسياري از جاها اجازه نمي دهند که آمريکايي ها از آنها عبور کرده و به آن برسند.

** غرب خواهان يک دولت ضعيف در پاکستان است
ظهره وند گفت: امروز غرب در پاکستان يک دولت ضعيف را مي خواهد. شما يک روندي را مشاهده مي کنيد که در طي آن ضعف اسلام آباد روزبه روز در حال افزايش است. يقينا هيچ گاه مشرف اقتدار ضيا الحق را نداشته و هيچ گاه زرداري به اقتدار آقاي مشرف نيست. از آنجايي که امروز آمريکا به طور مستقيم در پاکستان دخالت مي کند، خود نشان دهنده قوت آمريکا در اين منطقه است.
سرکنسول سابق جمهوري اسلامي ايران در افغانستان تاکيد کرد: نکته ديگر اين است که آمريکا تمايل به بسياري از مسائل دارد اما اين تنها در صورت حضور نداشتن ديگر عناصر است. به همين دليل آمريکا اقدام به سناريو سازي مي کند تا براساس آن نتيجه همان چيزي شود که مي خواهد. فرض کنيد آمريکا نمي خواهد طالبان را از بين ببرد اما در عين حال نمي خواهد که طالبان در قدرت هم باشد. آمريکا به دنبال بحراني است که قابل کنترل و مديريت خودش باشد.

** هدف نهايي امريکا در منطقه، ايران است
اين ديپلمات ايراني گفت: هدف غايي در منطقه براي آمريکا نه افغانستان و پاکستان بلکه در وهله اول مهار جمهوري اسلامي است و بعد از آن مهار روسيه و چين است. پاکستاني ها نبايد وارد مسائلي شوند که باعث قرباني شدن منافع ملي خودشان و تامين منافع آمريکايي ها شوند. در همين جا بحث خط لوله است. جمهوري اسلامي زماني که بحث خط لوله را مطرح مي کند تنها نبايد به بعد اقتصادي آن توجه کرد بلکه اين خط تاثيري فراوان بر ثبات و امنيت منطقه دارد.
اين کارشناس مسائل شبه قاره تصريح کرد: اين خط لوله تاثيري فراوان بر توليد ناخالص داخلي پاکستان دارد. زماني که شما هزينه داخلي را کاهش داديد، اشتغال ايجاد شده و ثبات داخلي را باعث مي شود. هرچه قدر که کشورهاي منطقه در جهت تامين و رصد منافع ملي خودشان حرکت کنند، در مغايرت با برنامه هاي غرب و آمريکايي ها مواجه مي شوند.
وي خاطر نشان ساخت: نبايد در بحث تامين امنيت رژيم صهيونيستي را فراموش کرد. رژيم صهيونيستي امنيت خود را در بي ثباتي کشورهاي همسايه جمهوري اسلامي ايران مي داند و به همين دليل است که او هم در حال سرمايه گذاري در اين مورد است.

** خط لوله صلح نشان دهنده اهميت جايگاه ايران در منطقه
ظهره وند تاکيد کرد: پيشنهاد خط لوله از سوي جمهوري اسلامي نشان دهنده موقعيت و جايگاه منطقه اي ماست و به دليل احساس مسئوليتي است که در قبال اين کشورها دارد. ممکن است کارشناسان به لحاظ اقتصادي اين خط لوله را به هيچ عنوان به نفع ندانند اما اگر اين طرح اجرايي شود ما يک گام به سوي ايجاد ثبات در پاکستان برداشته ايم. برآورد اين مسائل نشان مي دهد که جمهوري اسلامي ايران کماکان عمق استراتژيک پاکستان است. درک اين موضوع از سوي پاکستاني ها مي تواند در تامين ثبات خودشان تاثير بيشتري داشته باشد و بنابراين در توطئه بعضي از کشورهاي عربي هم نيفتند.

** تشخيص دوست از دشمن مهم ترين تصميم براي اسلام آباد
وي خاطر نشان ساخت: در رهگذر طالبانيسم در پاکستان آيا ثبات و امنيت در پاکستان افزايش پيدا کرد؟ آيا به اهداف ملي شان نزديک تر شدند؟ آنها هم از کشمير دور شده اند و هم موضوع دوراند وخامت بيشتري پيدا کرده است، هم چهره آنها در افغانستان خدشه دار شده و هم امکان دسترسي شان به آسياي ميانه از بين رفته است. اقداماتي که برخي از کشورهاي عربي در پاکستان دنبال کردند عامل بي ثباتي در اين کشور بوده است و لذا تشخيص دوست از دشمن امروز مهم ترين تصميم براي اسلام آباد است.
اين ديپلمات ايراني گفت: البته اين موضوع به معناي قطع رابطه با کشورهاي عربي نيست. بخشي از درآمد پاکستان در حال حاضر از ارسال نيرو و حتي نيروهاي نظامي به کشورهاي عربي منطقه تامين مي شود. کشورهاي عربي سرمايه گذاري هاي مختلفي را در اين کشور دارند که اين خبه نوبه خود خوب است اما اگر اين سرمايه گذاري تبديل به سلاح شود، پسنديده نيست.
اين کارشناس مسائل شبه قاره تصريح کرد: روابط تاريخي و فرهنگي بين ايران و پاکستان مي تواند پشتوانه اي اعتماد آميز باشد. راه افتادن قطار اکو از اسلام آباد به استانبول از طريق ايران، گامي است به سوي ثبات بيشتر پاکستان. جمهوري اسلامي ايران بستري است براي تامين ثبات و امنيت دو طرف. ما هم منافع مشترک داريم و هم آسيب هاي مشترک، اگر براي بلوچستان ما اتفاقي بيفتد، پاکستان نيز از آن آسيب خواهد ديد.

** کاهش نفوذ بيگانگان، به صلاح منطقه است
ظهره وند گفت: هر قدر که ما بتوانيم نفوذ بيگانگان را در منطقه کاهش بدهيم، به صلاح کل منطقه و دو کشور ايران و پاکستان است. امروز ويروسي به نام ناتو وارد شده است که در حال برهم زدن کليه ساختارهاست. اگر آنها به مناطق قبايلي دست بزنند و تعارضات را در آنجا دامن بزنند، براي اسلام اباد سنگ روي سنگ بند نمي شود. هزينه هاي دولت اسلام آباد کفايت نمي کند زيرا در حال حاضر براي آنجا هزينه اي نمي کند. آمريکايي ها بدون قبول مسئوليت،‌ دست به اين اقدام زدند زيرا آنها به دنبال تضعيف کشورهاي منطقه و ايجاد بحران هاي قابل کنترل توسط خودشان هستند.

** ايران به دنبال امنيت پايدار در پاکستان و منطقه است
سعدالله زارعي در ادامه اين ميزگرد گفت: روند تحولات در پاکستان يک نماي رويين و يک نماي زيرين دارد. آمريکايي ها عمدتا سياست هايشان متوجه لايه رويين است لفذا از امکاناتي هم که در پاکستان استفاده مي کنند جنبه سخت افزاري دارد مانند ارتش، ديپلماسي آشکار، رفت و آمدهاي زياد، حمايت از احزاب خاص و غيره تا فعل و انفعلات را مديريت کنند. شايد هنر ديگري هم نداشته باشند، در عراق هم همين طور هستند. تغييرات مکانيکي مد نظر آنهاست اما در زير اين تحولات اتفاقاتي در حال جريان است.

** ايران به دنبال ايجاد ثبات و امنيت در پاکستان
اين کارشناس مسائل بين المللي خاطر نشان ساخت: جمهوري اسلامي تلاش مي کند تا در پاکستان ثبات و امنيت ايجاد شود. حل اختلافات بين گروه ها را پيگيري مي کند. اقداماتي از قبيل خط لوله مي تواند پايه هاي يک امنيت پايدار را در منطقه ما به وجود بياورد. بنابراين بايد بسيار حساس بود، آمريکايي ها خواب هاي بدي را براي منطقه ما ديده اند. درعين حال ديگران هم دست هاي بسته اي را ندارند و مي توانند با همگرايي و همکاري بيشتر منافع کشورها را در منطقه تامين کنند.

انتهای خبر / خبرگزاری جمهوری اسلامی (ايرنا) / کد خبر 683061