دفتر پژوهش و بررسي هاي خبري - اميرحسين کبيري: بي توجهي دولت سارکوزي به حقوق شهروندي و مطالبات صنفي فرانسويان، جامعه فرانسه را با ناهنجاري ها و مشکلاتي مواجه ساخته به نحوي که با يک جرقه اين ناهنجاري ها و مشکلات به سطح شورش و بحران مي رسد.
|
|
درحالي که "نيکلا سارکوزي" رييس جمهوري فرانسه همزمان با 14 ژوئيه (سالروز فتح زندان باستيل) دويست و بيستمين سالگرد انقلاب کشورش را جشن مي گرفت و در ميدان "کنکورد" پاريس از نظاميان سان مي ديد، جوانان ناراضي فرانسوي طي اعتراضاتي به سياست هاي دولت بيش از 310 خودرو را به آتش کشيده و 13 پليس را زخمي کردند.
هرچند مديريت کل پليس ملي فرانسه خشونت هاي شب چهارده ژوئيه در شهرهاي پاريس، ليون، مارسي و ديگر شهرهاي بزرگ را «امري عادي» دانسته اما بازداشت 240 نفر از معترضان و نيز ميزان خسارات وارده به اموال عمومي که 7/6 درصد بيشتر از درگيري هاي مشابه سال گذشته ميلادي گزارش شده است، نشان مي دهد که رفتار شهروندان ريشه در نارضايتي از عملکرد دولت سارکوزي دارد.
در همين زمينه، اقشار مختلفي از مردم همچون ماموران پليس، بازنشستگان، کارکنان بيمارستانها، کارمندان شرکتهاي خصوصي و افراد بيکار در آغازين روزهاي سال جاري ميلادي در اعتراض به سياستهاي اقتصادي دولت و ناکامي طرح نجات 2 ميليارد و 600 ميليون دلاري تجمعاتي را شکل داده بودند. همچنين در ماه گذشته ميلادي نيز هزاران نفر از کارگران و کارمندان فرانسوي به دعوت هشت اتحاديه کارگري با راهپيمايي در پاريس و تعدادي از شهرهاي بزرگ فرانسه خواستار تغيير سياست هاي دولت براي مقابله با بحران و همچنين ايجاد اشتغال و افزايش حقوق ها و حذف سياست بيکار کردن افراد شاغل شده بودند. دانشجويان فرانسوي نيز پيشتر به نابرابري در مقاطع تحصيلي در دانشگاه ها اعتراض کرده بودند.
با اين وجود، تاکنون دولت سارکوزي اقدام عملي جدي براي رفع بحران هاي اقتصادي و نابرابري ميان شهروندان فرانسوي انجام نداده که اين مسئله، خشم بيشتر مردم را در سالروز جشن ملي فرانسه موجب شده است.
اگرچه فرانسه در دوران رياست جمهوري ژاک شيراک و دومينيک دوويلپن نخست وزير سابق نيز شاهد بروز ناآرامي هايي بوده اما از زمان روي کار آمدن سارکوزي، بر شمار شورش هاي مقطعي، اعتصابات کارگري و نهضت هاي دانشجويي در اين کشور افزوده شده به گونه اي که ادامه حضور مهاجر زاده مجارستاني در قدرت را در هاله اي از ابهام فرو برده است. در حقيقت، ديدگاه هاي مهاجرستيز سارکوزي يکي از عمده ترين عواملي است جامعه فرانسه را با ناهنجاري ها و مشکلاتي مواجه ساخته به نحوي که با يک جرقه اين ناهنجاريها و مشکلات به سطح شورش و بحران مي رسد.
سارکوزي به گونهاي متقاوتتر از رهبران سياسي پيشين، قدم به عرصه معادلات قدرت در فرانسه نهاد. فضاي سياسي جامعه فرانسه در طول دوران متأثر از دو جنگ جهاني و نيز جنگ سرد، از افکار و عملکردهاي ملي گرايان افراطي و چپ هاي راديکال تأثير پذيرفته بود. نيکلا سارکوزي که از خانوادهاي عادي برخاسته، همواره بر اين باور بود که نميتواند در چنين جامعهاي که خاستگاه او نيست، به موفقيت دست يابد چرا که پيشينه مجارستاني او، پيوسته بر نيکلا نهيب ميزد که اصالت غير فرانسوياش اجازه رسيدن به قلههاي پيشرفت را در اين سوي اقيانوس اطلس از او گرفته است. در جواني پدرش به او نصيحت کرد که بهتر است به آمريکا برود و زندگي در آنجا را تجربه کند. اسطوره ايالات متحده به عنوان "فانوس دريايي" که ملي گرايان محافظه کار آمريکايي در طول سدهها آن را براي مردم جهان تبليغ ميکردند، از همان سالهاي اوليه زندگي نيکلا در او اثر کرد.
از سوي ديگر، عدول سارکوزي از مرزهاي "گليسم" و استقبال از سياست هاي ايالات متحده يکي ديگر از ريشه هاي مخالفت ها با او محسوب مي شود. اگرچه سارکوزي در فرانسه زندگي کرد و مدارج ترقي را پيمود اما در قالب فرهنگي و ارزشي آمريکا رشد يافت از همين رو، پس از ورود به اليزه سياست خارجي خود را کاملاً همسو با سياستهاي واشنگتن تنظيم کرد. او در نخستين سفري که به ايالات متحده داشت، آشکارا گفت: «برخي در فرانسه مرا سارکوزي آمريکايي ميخوانند. من به اين موضوع افتخار ميکنم، من مرد عملم و به آنچه که ميگويم پايبندم. من به بسياري از ارزشهاي آمريکايي اعتقاد دارم.» رييس جمهور جديد فرانسه در همين راستا به انتقاد از سياستهاي شيراک پرداخت و ورود خود به اليزه را پايان دوره روابط غيردوستانه فرانسه با ايالات متحده دانست: «مايلم به دوستان آمريکاييم اعلام کنم که ميتوانند روي دوستي ما حساب کنند، دوستياي که در قالب ماجراهاي غمانگيز پيش روي هر دو ملت پوشيده شده است. ميخواهم به آنها بگويم که فرانسه هميشه در کنارشان است، هرجا که به آن نياز داشته باشند.»
با اين همه، عليرغم آنکه پيروزي راست مدرن به رهبري سارکوزي در رقابت با " سگولن رويال" در طرح شعارهايي چون اصلاحات وسيع به نفع مناسبات بازار آزاد، برطرف کردن مشکل بيکاري، کاهش ماليات و اقبال به وضعيت کارگران و کارمندان و در کل آنچه که "انقلاب اقتصادي حقيقي" عنوان نمود، نهفته است اما افزايش شمار اعتراضات مردمي و در مقابل واکنش دولت و سرکوب گسترده معترضان، نشان از ناکامي سارکوزي در پاسخگويي به حقوق شهروندي و مطالبات صنفي مردم فرانسه دارد.
انتهای خبر / خبرگزاری جمهوری اسلامی (ايرنا) / کد خبر
590028